
به گزارش تابناک به نقل از دنیای اقتصاد، نتیجه نظرسنجی اخیر اسماعیل سقاباصفهانی، معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی در فضای مجازی درباره نحوه عبور از ناترازی بنزین، در نگاه نخست یک پیام روشن دارد: ۴۹درصد شرکتکنندگان به مدلی رأی دادهاند که در کنار سهمیههای فعلی، سهمیهای ۳۰لیتری به هر فرد بر مبنای کد ملی اختصاص میدهد و امکان فروش آن نیز وجود دارد. در مقابل، ۳۶درصد عرضه بنزین مازاد با نرخ حدود ۸۷هزار تومان و ۱۵درصد عرضه بنزین متناسب با تولید داخلی و پذیرش صف را انتخاب کردهاند.
اما آیا این نتیجه را میتوان بهسادگی به معنای «موافقت مردم با سهمیه قابل خرید و فروش بنزین برای هر فرد» تعبیر کرد؟ پاسخ لزوما مثبت نیست. این نظرسنجی بیش از آنکه فقط ترجیح مردم را نشان دهد، میتواند بازتاب مقایسه آنها میان گزینههایی باشد که پیش رویشان گذاشته شده است. به بیان دیگر، ممکن است بخشی از رأی ۴۹درصدی نه از رضایت کامل نسبت به این طرح، بلکه از این برداشت ناشی شده باشد که گزینههای دیگر هزینه بیشتری برای آنها دارد.
انتخاب میان سه هزینه
تصویر تصمیم برای یک شهروند در چنین شرایطی چندان پیچیده نیست. در یک سو، سناریوی عرضه بنزین متناسب با تولید داخلی قرار دارد؛ مدلی که در صورت کمتر بودن عرضه از تقاضا میتواند به صف، محدودیت دسترسی و حتی نابرابری در دریافت سوخت منجر شود. در سوی دیگر، عرضه مصرف مازاد با نرخ غیر یارانهای و نزدیک به هزینه تامین یا واردات قرار دارد؛ نرخی که در نمونه کرمان حدود ۸۷هزار تومان مطرح شد و نگرانی درباره اثر آن بر هزینه حملونقل و تورم را افزایش داد. در چنین فضایی، گزینه اختصاص سهمیه به هر فرد میتواند برای بسیاری از شهروندان کمهزینهترین انتخاب میان گزینههای موجود به نظر برسد. فرد همچنان سهمیههای فعلی خود را دارد، یک سهمیه جدید نیز به او تعلق میگیرد و حتی امکان فروش آن وجود دارد. بنابراین، برخلاف افزایش قیمت یا محدودیت عرضه، پیام اولیه این سیاست برای شهروند لزوما «چیزی از من گرفته میشود» نیست، بلکه «سهمی به من داده میشود» است.
این تفاوت از منظر اقتصاد رفتاری اهمیت زیادی دارد. افراد معمولا وضعیت فعلی را نقطه مرجع قرار میدهند و کاهش مزایا را شدیدتر از دریافت منفعتی هماندازه احساس میکنند؛ مفهومی که در اقتصاد …





