
به گزارش سرویس فرهنگی تابناک؛ هفتاد و سه سال از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ میگذرد؛ رویدادی که تنها یک دولت را سرنگون نکرد، بلکه مسیر سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران را برای دههها تغییر داد و یکی از عمیقترین ریشههای بیاعتمادی تاریخی میان ایران و غرب را شکل داد. امروز، در شرایطی که ایران تجربه جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، فشارهای اقتصادی، تحریمهای گسترده و تهدیدهای مستمر خارجی را پشت سر گذاشته است، بازخوانی ۲۸ مرداد دیگر صرفاً مرور یک واقعه تاریخی نیست؛ بلکه میتواند به فهم بخشی از منطق رفتار قدرتهای خارجی و ضرورت حفظ انسجام ملی کمک کند. کودتای ۲۸ مرداد را نمیتوان بدون توجه به نقش آمریکا و بریتانیا فهم کرد. دولت محمد مصدق پس از ملی شدن صنعت نفت، در برابر ساختاری قرار گرفت که منافع اقتصادی و راهبردی بریتانیا را به چالش کشیده بود. ایران میخواست کنترل منابع نفتی خود را در اختیار داشته باشد و همین مسئله، مناقشهای را ایجاد کرد که در نهایت از سطح اختلاف اقتصادی فراتر رفت و به یک بحران سیاسی بینالمللی تبدیل شد. سالها بعد، انتشار اسناد محرمانه و اظهارات مقامهای آمریکایی و بریتانیایی، ابعاد مهمی از این دخالت را آشکار کرد. سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، در قالب عملیات «آژاکس» و سرویس اطلاعات مخفی بریتانیا، امآی۶، در طراحی و اجرای عملیات علیه دولت مصدق نقش داشتند. شبکهسازی داخلی، تبلیغات و جنگ روانی، تأثیرگذاری بر چهرههای سیاسی، ایجاد آشوب خیابانی و تلاش برای همراه کردن بخشهایی از ساختار نظامی، از جمله اقداماتی بود که در روند براندازی دولت مصدق دنبال شد. این واقعیت امروز دیگر صرفاً یک روایت سیاسی نیست. باراک اوباما در سال ۲۰۰۹ از نقش آمریکا در سرنگونی دولت منتخب ایران در سال ۱۹۵۳ سخن گفت و مادلین آلبرایت نیز در سال ۲۰۰۰ نقش آمریکا در براندازی مصدق را پذیرفت و اذعان کرد که این اقدام به روند سیاسی ایران آسیب زد. در بریتانیا نیز جک استراو، وزیر خارجه پیشین این کشور، از نقش سرویسهای اطلاعاتی بریتانیا و آمریکا در سرنگونی مصدق سخن گفته است. بنابراین، ۲۸ مرداد را نمیتوان صرفاً نتیجه اختلافات داخلی یا کشمکش میان گروههای سیاسی ایران دانست. اختلافات داخلی، اشتباهات سیاسی و شکافهای اجتماعی بدون تردید در فراهم …













