
به گزارش خبرنگار استانهای تابناک، اربعین هم از راه رسید و طنین قافلهی قلب عاشوراییان بر در کربلای کرامات امام شهیدان و شاهدان، شعله بر آفاق جان و جهان انداخت و همه کائنات، سیاهپوش و سینه زن و سوگوار امامی شد که عشق از خونش آبرو گرفت و شرف و شهامت از بوسه بر رکابش بالا به بلندای تاریخ کشید. امامی که آزادگی را با شهادتش، معنا کرد و آزادی را در مکتب سرخش آزادی بخشید و در آن صحرای پربلا که به وسعت همه تاریخ انسان بود، فرمود: «هیهات منا الذله»
اینک رودهای همه تاریخ، چون ریزابههای رگرگ خون، به اقیانوس قتلگاه امام عشق، به کربلای سراندازان و جانبازان از ازل تا ابد میریزد و از شریان هر شهید، جریانی از عبودیت و عرفان، شهود و شیدایی، جذبه و دلدادگی، آفاق را چون شفق سرخ شهادت، گلگون میکند: «ای عشق! تو ما را بهکجا میکشی ای عشق!»....
همه جا کربلاست... یک جهان، جان در آستان امام عشق و عاشورا جمع است. کربلا جغرافیای جنون شده است. قبلهی قلب قافلهی پاکبازی و قبیلهی سکر و سرمستی و سماع... «اشک در رقص است و ناله در سماع بر سماع و رقص، جان خواهم فشاند» هفت آسمان و کهکشان، اینجاست. منظومهی عشق، چون نبض دل هر عاشق، «حسین، حسین» میکند... همه جا کربلاست!
راهپیمایی اربعین؛ عظیمترین میعادگاه جهان در چشمانداز تاریخ/ من ایرانم و تو عراقی، چه فراقی...
ماجرای اولین زیارت اربعین تاریخ
شیخ طوسی مینویسد: «روز اربعین روزی است که جابر بن عبدالله انصاری صحابی پیامبر(ص) که در آن زمان نابینا شده بود از مدینه برای زیارت قبر امام (ع) به کربلا آمد و او اولین زائری بود که قبر شریف آن حضرت را زیارت کرد.»
«جابر بن عبدالله» به همراهی «عطیه»، فرزند سعد کوفی، یکی از راویان و محدثان شیعه، بهسوی کربلا رفت. عطیه ماجرای زیارت امام حسین (ع) را اینگونه روایت میکند: «هنگامی که نزدیک کربلا رسیدیم، جابر در نهر فرات غسل کرد و لباس پوشید و خود را خوشبو ساخت. هر گامی که بهسوی قبر مطهر امام حسین (ع) برمی
داشت، زبانش به ذکر و یاد خدا مشغول بود. هنگامی که نزدیک قبر رسید، گفت: دست مرا به قبر برسان. دست او را روی قبر نهادم. جابر از بسیاری غم و اندوه از هوش رفت و روی قبر افتاد. من به سر و صورتش آب پاشیدم. آن گاه که به هوش آمد، سه بار فریاد زد: «یا حسین». سپس گفت: …












