
به گزار تابناک، آنچه از خبرها برمیآید، این است که این قرارداد، انحصار توسعه و بهرهبرداری از ۱۷ میدان نفتی ونزوئلا را در ازای ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری و واگذاری ۵۵ درصد از سهم مؤثر نفت استحصالشده از این میادین (به قیمت تمامشده) در اختیار ایالات متحده آمریکا قرار خواهد داد. اما این قرارداد چه ویژگیهای مهمی دارد؟ در بدو امر، تسلط آمریکا بر بزرگترین ذخایر نفتی اثباتشده جهان، اطمینان از تأمین نفت ارزان برای سوخترسانی در آمریکا، رهایی دائم از بحران قیمت سوخت در آمریکا و کوتاه کردن دست چین از نفت ونزوئلا، از مهمترین دستاوردهای این قرارداد برای ایالات متحده شمرده شدهاند. اما برای ونزوئلا، این قرارداد ظاهراً نقطه پایانی بر تخاصم چنددههای با آمریکا، پایان دولت بولیواری و امکان بازسازی صنایع فرسوده نفت این کشور را مهیا میسازد؛ اما این تنها ظاهر ماجراست. در واقع آنچه این قرارداد پیش روی ما میگذارد، نوسازی روابط استعماری قرن نوزدهمی است. در همین آمریکای جنوبی و مرکزی، پدیده معروف به «جمهوری موز» با سازوکاری مشابه قرارداد اخیر، دولتها را عملاً به نگهبان و تأمینکننده منافع شرکتهای آمریکایی تبدیل میکرد؛ دولتهایی که «تکمحصولی» تولید آن کشور را بهصورت صنعتی و با آخرین تکنولوژی روز استحصال و صادر مینمود و در برابر آن، قدرت دولت مستقر را در ازای استثمار نیروی کار آن کشور تضمین میکرد. ناگفته پیداست که هیچ قرارداد توسعهای که واجد چنین مشخصاتی باشد، صرفاً بر پایه بهرهبرداری متقابل نیست. اما این قرارداد عملاً تمام ذخایر نفت ونزوئلا را در ازای ماندن «دلسی رودریگز» در قدرت، در اختیار ایالات متحده قرار خواهد داد. گفته شده است که این قرارداد تا «صد سال» قابلیت تمدید دارد و این امر، عملاً و بهصورت دوفاکتو، ونزوئلا را بهگونهای از استقلال خارج میکند که حالا دیگر ذکر نام «ایالت پنجاه و یکم آمریکا» برای آن چندان دور از واقع نیست. نکته دیگری که از این قرارداد میتوان …












