
به گزارش "ورزش سه"، مجید صالح، مربی سابق استقلال که در سالهای اخیر در فوتبال آمریکا فعالیت میکند، درباره شرایط آبیپوشان، تغییرات مداوم مربیان، تفاوت ساختار فوتبال ایران و آمریکا، عقبماندگی باشگاههای ایرانی در آسیا و فعالیتش در آکادمی اینترمیلان در کالیفرنیا صحبت کرد.
صالح اعتقاد دارد فوتبال ایران از نظر استعداد بازیکن چیزی از کشورهای دیگر کم ندارد، اما نبود برنامهریزی بلندمدت، تغییرات مدیریتی و ضعف زیرساخت باعث شده این استعدادها به اندازه ظرفیت موجود به نتیجه تبدیل نشوند.
گفتوگوی "ورزش سه" با مجید صالح را در ادامه میخوانید:
- مدتی است از فوتبال ایران دور هستی. اگر بخواهی از بیرون به استقلال نگاه کنی، بزرگترین مشکل این باشگاه را فنی میبینی یا مدیریتی؟
من فکر میکنم مشکلی که استقلال دارد، مثل خیلی از باشگاههای ایران، نبود مدیریت بلندمدت است. بیشتر سعی میکنیم در مقاطع کوتاه به نتیجهگیری تیم توجه کنیم و کمتر به آینده باشگاه فکر میشود. چیزی که در فوتبال دنیا و حتی وقتی ساختار باشگاهی مثل اینترمیلان را دیدم متوجه شدم، این است که آنها پروژههای بلندمدت تعریف میکنند. در فوتبال نمیتوان با برنامهریزی کوتاهمدت به نتیجه پایدار رسید و اثر بسیاری از تصمیمها چند سال بعد مشخص میشود. یادم هست آخرین سالی که با آقای مظلومی در استقلال بودیم، بازیکنانی مثل امید نورافکن، روزبه چشمی، فرشید اسماعیلی، علیرضا رمضانی و بهنام برزای را داشتیم. آنها آن زمان بازیکنان ۱۸ یا ۱۹ ساله و کمتر شناختهشدهای بودند. من همان موقع هم در مصاحبهها میگفتم اینها در آینده بازیکنان بزرگی برای استقلال میشوند. بعد دیدیم بعضی از آنها سالها برای استقلال بازی کردند و به تیم ملی هم رسیدند. این چیزها زمان میخواهد.
- استقلال در سالهای اخیر مربیان زیادی عوض کرده اما مشکلاتش تکرار شده. به نظرت چرا تغییر سرمربی اغلب درمان اصلی نبوده؟
چون گاهی مربی را برای رضایت مقطعی هواداران تغییر میدهیم. این مشکل را هم استقلال دارد و هم پرسپولیس. همه به سرعت نتیجه میخواهند. ممکن است یک مربی هم بیاید و در یک مقطع قهرمان شود، اما وقتی پروژه بلندمدتی تعریف نشده باشد، دوباره همه چیز تغییر میکند. حتی در بخش مدیریت هم همین اتفاق میافتد. مدیرعامل عوض میشود، گروه مدیریتی تغییر میکند و با هر تغییر، بخش زیادی از برنامههای قبلی هم کنار گذاشته میشود. وقتی این ثبات وجود ندارد، نمیتوان فوتبال را به شکل حرفهای و آیندهدار اداره کرد.
- تو سالها در استقلال کار کردی و فضای این باشگاه را میشناسی. فکر میکنی فشار هوادار و فضای مجازی امروز اجازه میدهد یک مربی در استقلال پروژه بلندمدت داشته باشد؟
یکی از مشکلات استقلال و پرسپولیس این است که بعضی وقتها پیشکسوتان هم هارمونی لازم را ندارند. گاهی اختلاف از اینجا شروع میشود که چرا فلان فرد در باشگاه هست و دیگری نیست. حمایت کافی از کسی که الان مسئولیت دارد انجام نمیشود. از طرفی همیشه این بحث وجود دارد که هر کسی وارد استقلال میشود باید حتماً شناسنامه استقلالی داشته باشد. من واقعاً تعریف این موضوع را نمیفهمم. آیا حتماً باید بازیکن استقلال بوده باشد؟ در هیچ جای دنیا نگفتهاند مربی یا مدیر بارسلونا حتماً باید بازیکن سابق بارسلونا بوده باشد یا در لیورپول، اینتر و پاریسنژرمن چنین قانونی وجود ندارد. هر کسی که بتواند به باشگاه کمک کند باید امکان فعالیت داشته باشد. ما نیاز داریم افرادی که میتوانند بزرگی کنند، به مجموعه و هوادار آرامش بدهند و از پروژه حمایت کنند. وقتی همه چیز با نتیجه چند هفته سنجیده شود، طبیعتاً ساختن یک پروژه بلندمدت خیلی سخت میشود.
- چند سالی است از نزدیک در فوتبال آمریکا فعالیت میکنی. اگر بخواهی سطح فنی و حرفهای لیگ ایران را مقایسه کنی، مهمترین فاصله را در چه بخشهایی میبینی؟
من خوششانس بودم که وارد مجموعه دانشگاهی در کالیفرنیا شدم و از نزدیک فهمیدم فوتبال آمریکا چه سلسلهمراتبی دارد. MLS هست، بعد USL و سطوح مختلف آن و در ادامه فوتبال دانشگاهی که اینجا اهمیت فوقالعادهای دارد. خیلی از ورزشکاران بزرگ آمریکا مانند دیوید تیلور از همین سیستم کالج و دانشگاه وارد ورزش حرفهای میشوند. اگر فقط بخواهم یک مثال از امکانات بزنم، ما در دانشگاه چهار زمین تمرینی چمن با کیفیت بسیار بالا داریم. سالنهای بدنسازی، بخش پزشکی و بازتوانی بسیار مجهزی هم وجود دارد. دستگاههایی دارند که بازیکن بعد از عمل رباط صلیبی میتواند با کاهش وزن و فشار واردشده به پا، خیلی زودتر تمرین دویدن را شروع کند. از امکانات مهمتر، ثبات است. مربیانی اینجا هستند که هفت، ۱۰ یا حتی ۱۴ سال در یک مجموعه فعالیت میکنند. برنامه دارند و با یک نتیجه همه چیز را تغییر نمیدهند. دانشافزایی مربیان، سختافزار، آیندهنگری، پروژههای بلندمدت و ثبات مدیریتی چیزهایی است که فاصله ایجاد میکند. در کنار همه اینها، تحصیل هم بسیار مهم است. بازیکن همزمان باید دانشجوی خوبی باشد. چیزی که در فوتبال ایران خیلی کمرنگ شده، ارتباط دانشگاه و ورزش حرفهای است.
- از نظر استعداد بازیکن، فوتبال ایران را در مقایسه با آمریکا چطور میبینی؟
من با اطمینان میگویم از نظر استعداد، ایران فوقالعاده است. شاید هیچ جایی مثل ایران این حجم از استعداد طبیعی را نداشته باشد. شما میتوانی در روستاها و شهرهای مختلف بازیکنی پیدا کنی که بدون آموزش آکادمیک، از نظر تکنیکی فوتبالیست است. اینجا خیلی وقتها باید بازیکن را به آکادمی بیاوری، آموزش بدهی و بعد استعدادش را رشد بدهی. در ایران بچهای را میبینی که در کوچه و محله بازی کرده و از نظر ذاتی فوتبالیست است. کافی است آموزش کلاسیک و درست به او داده شود. مشکل ما کمبود استعداد نیست، مشکل این است که برای این استعدادها ساختار مناسبی نداریم.
- یکی از انتقادها به فوتبال ایران این است که بازیکنان جوان سخت فرصت پیدا میکنند. بزرگترین فاصله ساختاری فوتبال پایه ایران با کشورهای پیشرفته چیست؟
زیرساخت و نگاه بلندمدت. اینجا حتی وقتی وارد یک دبیرستان میشوی، زمین فوتبال، زمین فوتبال آمریکایی، سالنهای والیبال و بسکتبال و امکانات ورزشی متعدد میبینی. در دانشگاه که امکانات خیلی گستردهتر است. ما در ایران استعداد داریم، اما باید برای این استعداد سرمایهگذاری کنیم. نگاه ما در ورزش خیلی مقطعی شده است. با تغییرات مدیریتی و حتی سیاسی، خیلی از برنامههای ورزشی هم تغییر میکند و این به فوتبال ضربه میزند. در ورزش دو نوع نگاه وجود دارد. یکی اینکه میگوییم «برو نتیجه بگیر تا بعد برایت سرمایهگذاری کنیم» و دیگری اینکه «سرمایهگذاری میکنیم تا در آینده نتیجه بگیری». فکر میکنم ما بیشتر سراغ نگاه اول رفتهایم، در حالی که دنیا بیشتر با نگاه دوم جلو میرود.
- فوتبال ایران بازیکنان بااستعداد زیادی دارد، اما باشگاههای ایرانی سالهاست در آسیا به موفقیت بزرگی نرسیدهاند. دلیلش چیست؟
بخش زیادی از پاسخ همین چیزهایی است که درباره مدیریت، زیرساخت و نگاه بلندمدت گفتم. فوتبال ما استعداد دارد، اما این استعداد بدون ساختار کافی نیست. کشورهای شرق آسیا سالها برای فوتبال برنامهریزی کردهاند. یادم هست سال ۱۳۶۷ تیم ژاپن با تغییرات وسیعی به ایران آمد. ما آن زمان با تیم امید مقابل آنها بازی کردیم و تیم ملی هم با آنها بازی داشت. آنها از همان دوره شروع کردند برای آینده فوتبالشان برنامهریزی کنند و بعد از سالها نتیجهاش را دیدند. وقتی با ذوبآهن هم به کره رفتیم، این تفاوت را از نزدیک دیدیم. کشورهای عربی هم همین مسیر را با سرمایهگذاری و برنامهریزی دنبال کردهاند. شاید از نظر استعداد طبیعی به اندازه ایران بازیکن نداشته باشند، اما ساختار ایجاد کردهاند.
- یعنی فاصله تیمهای ایرانی با عربستان، امارات، قطر و شرق آسیا را بیشتر از بحث پول میدانی؟
پول مهم است، اما فقط داشتن پول کافی نیست. زیرساخت، آیندهنگری، مدیریت بلندمدت و ثبات اهمیت زیادی دارند. شما باید ابتدا سرمایهگذاری کنید و بعد منتظر نتیجه باشید. اگر هر بار مدیر، مربی و برنامه تغییر کند، حتی با داشتن استعداد هم نمیتوان به موفقیت پایدار رسید. فوتبال حرفهای نیاز به پروژه دارد. کشورهایی که امروز در آسیا جلوتر هستند، سالها روی این موضوع کار کردهاند.
- درباره پروژه آکادمی اینترمیلان در کالیفرنیا صحبت کن. آیا امکان دارد در آینده یک بازیکن ایرانی از این مسیر به اینتر معرفی شود؟
در حال حاضر بازیکن ایرانی زیادی در مجموعه ما نیست که بخواهیم درباره معرفی مستقیم بازیکن ایرانی به اینتر صحبت کنیم. اصلاً رسیدن از آمریکا به باشگاهی مثل اینترمیلان هم کار بسیار سختی است و تعداد بازیکنانی که از اینجا مستقیم به بالاترین سطح فوتبال اروپا میرسند زیاد نیست. تمرکز اصلی این پروژه روی متدولوژی است. ما میخواهیم فوتبال را براساس استاندارد و روش آموزشی آکادمی اینتر آموزش بدهیم. به خانوادهها هم توضیح میدهیم که قرار نیست همه بچهها حتماً فوتبالیست حرفهای شوند. استعدادها و شرایط خانوادگی متفاوت است. هدف این است که بازیکن فوتبال را درست یاد بگیرد و اگر توانایی داشت، حداقل بتواند به سطح دانشگاهی و کالجی برسد و از آنجا خودش را نشان بدهد. اینجا درس هم بسیار مهم است. برای ورود به دانشگاه معتبر، بازیکن در کنار توانایی ورزشی باید نمرات تحصیلی بسیار خوبی داشته باشد. گاهی اگر یک بازیکن استعداد ورزشی کاملاً استثنایی داشته باشد، مربی میتواند برای او درخواست ویژه داشته باشد، اما حتی در آن شرایط هم باید ثابت شود که آن ورزشکار واقعاً یک استعداد خاص و تأثیرگذار است. این ترکیب تحصیل و ورزش یکی از بخشهایی است که من در این سالها خیلی بیشتر اهمیتش را درک کردهام.






