به گزارش آفتاب نیوز،
این روزها بزرگترین نگرانی پریچهر، نان نیست؛ سقف است. اگر مجبور شود خانهای را که سه ماه اجارهاش عقب افتاده تخلیه کند، دیگر با پول رهن این خانه، حتی در اسلامشهر هم نمیتواند جایی را اجاره کند. برای او، گرسنگی قابل تحملتر از بیخانمانی است.
پریچهر، زنی حدوداً ۵۰ ساله، سالهاست که هر روز صبح از حاشیه شهر راهی پیادهروهای تهران میشود تا با فروش لباس، بار اصلی تأمین معاش خانوادهای چهار نفره را به دوش بکشد. نه بیمهای دارد، نه قرارداد کاری و نه پشتوانهای که اگر چند هفته نتواند کار کند، جلوی فروپاشی زندگیاش را بگیرد.
ما در دوران جنگ به سراغ این خانواده رفتیم؛ زمانی که آثار بحران فقط در جدولهای تورم دیده نمیشود، بلکه خود را در سفرههای کوچکتر، اجارههای معوقه و اضطراب دائمی مزدبگیران نشان میدهد.
رویای عید که در آتش جنگ سوخت …












