
به گزارش آفتاب نیوز،
ادبیات بینالمللی اقتصاد جنگ و بحران، از نمونههای منطقهای تا سایر کشورهای درگیر ناامنی غذایی در خاورمیانه، نشان میدهد که مواجهه اقتصاد با شرایط بحرانی، از طریق چند سازوکار مشخص و کلیدی روانه سبد مصرفی خانوارها میشود. بروز جنگ و نااطمینانی بلافاصله باعث اختلال در فرآیندهای تولید، خطوط حملونقل، تامین انرژی، مواداولیه، تامین مالی بنگاهها و شبکه توزیع کالاها میشود.
در آن طرف نیز شاهد شکلگیری رفتار احتیاطی در خانوارها بهدلیل نااطمینانی شدید نسبتبه آینده درآمدی است. در این شرایط خانوارها ترجیح میدهند پسانداز احتیاطی خود را افزایش دهند یا دستکم خریدهای قابلاجتناب را به تعویق بیندازند. در اقتصادهای درگیر جنگ نااطمینانی شدید یا شوکهای پیدرپی عرضه، نخستین واکنش خانوارها معمولا «خرید کمتر» است. ا
ین عبارت ساده واقعیتی بهمراتب عمیقتر را پنهان میکند؛ خانوادهها خرید خود را کم نمیکنند بلکه سبد مصرفی خریدشان را بازبینی میکنند. به بیان سادهتر مصرف از الگوی انتخاب و رفاه به الگوی بقا و حداقلسازی انتقال پیدا میکند.
به اعتقاد کارشناسان، علاوهبر آسیب مستقیم و تغییر اجباری در الگوی مصرف خانوارهای ایرانی در کوتاهمدت، چشمانداز روشن بلندمدتی نیز برای احیا و بازسازی این سطح از مصرف وجود ندارد. طبیعتا با سقوط قدرت خرید واقعی ایرانیان در این دوره نهتنها سطح کلی مصرف نهایی کاهش یافته بلکه ترکیب درونگروهی آن نیز بهشدت بهسمت کالاهای اساسی و ضروری (مسکن و خوراک) تغییر پیدا کرده و با کاهش شدید سایر مخارج مصرفی مواجه شده است. این نسبت تغییر ترکیب خود یکی از شاخصهای کلیدی در ارزیابی رفاه جوامع است. درواقع براساس اصول استاندارد توسعه، هرچه سهم خوراک و مسکن در سبد مصرفی خانوارهای یک کشور بیشتر باشد آن جامعه سطح رفاهی پایینتری را تجربه میکند.
در شرایط فعلی از یکسو کاهش قدرت خرید، نتیجه مستقیم رکود اقتصادی و تورم افسارگسیخته ناشی از جنگ و تحریمهاست و از سوی دیگر وقتی خانوارها تحتتاثیر این فشارها مصرف خود را کاهش میدهند، سطح تقاضای کلی در اقتصاد بهشدت افت میکند. این افت تقاضا در بازار کالاها و خدمات، باعث کاهش انگیزه و توان تولید بنگاهها، تعدیل گسترده نیروی کار و درنتیجه …








