به گزارش آفتاب نیوز،
عرق هنوز به بناگوش نرسیده، روی پوست صورت تبخیر میشود. ساعت هشت صبح است؛ اما آفتاب در بندرعباس بینهایت بیرحم است و عقربه دما به سرعت به مرز ۵۰ درجه نزدیک میشود. شرجی هوا مثل تنپوشی خیس، سنگین و داغ، نفس را در سینه حبس میکند. در روز روشن و زیر این آفتاب سوزان که حتی قدم زدن ساده برای شهروندان عادی، کاری دشوار و طاقتفرساست، پاتوقها و خیابانهای شهر میزبان انسانهایی است که گویی گرما برایشان معنایی ندارد؛ انسانهایی در جستجوی نان.
اینجا در گوشه و کنار میادین اصلی، بازار مکارهی نیروی کار برای کارگران ساختمانی فصلی و روزمزد برپاست. صدها مرد با چهرههای آفتابسوخته، دستهای پینهبسته و بدنهای تکیده، خط فرضی و باریک سایهی دیوارها را دنبال میکنند. استقرار روزانه آنها در این نقاط، تنها به خاطر یک امید است: چشمانتظار ایستادهاند تا شاید ماشینی بیاید، ترمزی بزند و آنها را در ازای پولی ناچیز برای کارهای جانفرسای ساختمانی با خود ببرد. …












