سجاد رحیمی مدیسه - گروه تعاملی الف
تصویری که ترامپ این روزها از خود ساخته، نقاشی رنگروغنِ صلحطلبی نیست. او آمده تا گرهِ گلوی غرب را، نه با انگشت تدبیر، که با فریب باز کند. میخواهد نفتی را که به زور تحریم و تهدید نتوانست در مشت بگیرد، حالا با دستکش مخمل «توافق» لمس کند. موقتاً قیمتها را پایین بکشد، بازارهای وحشتزده را آرام و ذخایر تهکشیدهٔ آمریکا را سیراب کند.
اما این تمام ماجرا نیست؛ پشت پرده، خوابی آشفتهتر میبینند: میخواهند از این وقفهٔ ساختگی استفاده کنند تا شاهراههای نفتیِ جایگزین بسازند. خط لولههایی بکشند که نبض اقتصاد جهان را، دور از گلوی تنگهٔ هرمز بزند. تا مبادا روزی، مشت ایران باز شود و درونش، نبض نفت جهان برود. اینجا دیگر سخن از دلار و بشکه نیست. سخن از توازن وحشت و تنفس است. تنگهٔ هرمز فقط یک گذرگاه جغرافیایی نیست؛ حنجرهٔ اقتصاد غرب و اسرائیل است. حنجرهای که اگر گرفته شود، صدای چرخدندههای سرمایهداری در سینهٔ اروپا و آمریکا برای همیشه خفه میشود. …












