
روزنامه خراسان نوشت: یکی از ادعاهای موجود این است که محاصره دریایی و ضربه دشمن به پالایشگاههای کشور موجب ناترازی مضاعف در عرصه بنزین شده است.
معاون رئیس جمهور آقای سقاب میگوید که این کسری حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از مصرف میانگین است؛ مصرف حدودا بین ۱۳۰ تا ۱۳۵ میچرخد، اما حجم تولید به بیان او ۱۲۱ میلیون لیتر است. پس باید بین سه گزینه انتخاب نمود تا از بروز مشکل جلوگیری کرد.
گزینههای آقای سقاب هم به شکلی طراحی شدهاند که خودبه خود دوتا از آن ها حذف شده هستند تا همان که آقایان طراحی کردهاند باقی بماند. اولین گزینه خاموش شدن نازلهای کل کشور پس از مصرف ۱۲۱ میلیون لیتر در هر روز است که منطقا به علت زنجیره تامین ملی و شوکهای محتمل ممکن نیست. گزینه دوم اعطای سهمیه محدودتر به خودروهاست که همین حالا صورت میگیرد و با عدالت همخوانی بسیار کمی دارد. گزینه سوم (که مورد خواست ایشان و برخی دیگر از اعضای دولت است) شامل اعطای سهمیه بنزین ارزان به افراد به جای خودروها میشود و در نهایت قیمت بنزین را با پرش و جهشی فضایی مواجه میسازد.
اما سوال اصلی این است که آیا منطقی خواهد بود که در زمان جنگ وجودی با دشمن آمریکایی-صهیونی، برای جبران ۱۰ تا ۱۵ درصد کمبود، به سراغ یکی از پیچیدهترین مسائل کشور برویم؟ سوال بنزین در تمام یک دهه گذشته روی میز دولتهای مختلف بوده و هیچ کدام نتوانستهاند به درستی به آن پاسخ دهند. چرا باید در لحظه جنگ به فکر پاسخ رادیکال و بسیار پرمخاطره به این سوال اساسی بیفتیم؟ اگر هیچ راه دیگری برای رفع این ۱۰ تا ۱۵ درصد وجود نداشت یا درصد کمبود بیشتر بود، منطقی میشد که به فکر پاسخ فوری باشیم اما در وضعیت کنونی که این درصد بسیار محدود است نباید کل کشور را وارد فرایندهای پرخطر اقتصادی و اجتماعی کرد.
اما راههای جایگزین چیست؟ اولا باید اطلاع دهیم که با بازگشت تولید پالایشگاه لاوان ۱۰میلیون لیتر به تولید کشور اضافه میشود. این تولید در شهریور اجرایی شده و به بازارهای داخلی وارد میشود. یعنی اصل مشکل حل خواهد شد و کمبود مذکور تقریبا تمام میشود. ثانیا اگر بر فرض این تولید نبود، بازهم راههای متعددی برای حل این میزان کسری محدود وجود داشت. مواردی مانند کاهش سهمیه خودروهای دوگانهسوز به ویژه باتوجه به رایگان شدن CNG، اختلاط …
