
افزایش درآمد یکی از واضح ترین نشانه هایی است که مدیران برای ارزیابی عملکرد کسب و کار دنبال می کنند. وقتی فروش ماهانه از دوره قبل بیشتر می شود، در نگاه اول می توان تصور کرد مجموعه در مسیر رشد قرار گرفته است. اما عدد درآمد تنها بخشی از واقعیت را نشان می دهد.
ممکن است یک شرکت فروش بیشتری داشته باشد، اما همزمان هزینه تبلیغات، حقوق کارکنان، تخفیف ها، ارسال کالا یا هزینه های عملیاتی آن سریع تر از درآمد رشد کرده باشند. حتی ممکن است مشتریان بیشتری وارد کسب و کار شوند، اما بخش مهمی از آنها هرگز برای خرید دوم بازنگردند.
به همین دلیل تفاوت مهمی میان رشد درآمد و رشد سالم کسب و کار وجود دارد.
یک کسب و کار زمانی در مسیر رشد پایدار قرار می گیرد که افزایش فروش بتواند همراه با حفظ سودآوری، مدیریت جریان نقدی، افزایش بهره وری و ایجاد مشتریان با ارزش باشد. ۱. حاشیه سود؛ درآمد بیشتر چقدر برای کسب و کار باقی می گذارد؟
اولین عددی که باید کنار فروش قرار گیرد، حاشیه سود است.
فرض کنید درآمد یک مجموعه طی یک سال ۳۰ درصد افزایش پیدا کرده است. این عدد در ظاهر جذاب به نظر می رسد، اما اگر هزینه های آن مجموعه در همان دوره ۴۰ درصد افزایش یافته باشند، کیفیت رشد با چیزی که عدد فروش نشان می دهد متفاوت خواهد بود.
مدیر باید بداند از هر مقدار فروش، پس از کسر هزینه های مربوط به ارائه محصول یا خدمت، چه مقدار برای کسب و کار باقی می ماند.
این موضوع یکی از دلایلی است که نگاه صرف به فروش می تواند گمراه کننده باشد. مجموعه هایی مانند مدیران مانی نیز در بررسی کسب و کار، فروش را جدا از ساختار هزینه، تیم، سیستم ها و سایر بخش های مدیریتی در نظر نمی گیرند.
در واقع مسئله اصلی این نیست که «چقدر فروخته ایم؟» بلکه باید پرسید:
از این میزان فروش، چقدر ارزش اقتصادی واقعی برای کسب و کار ایجاد شده است؟ ۲. جریان نقدی؛ آیا پول واقعا در اختیار کسب و کار است؟
سود روی کاغذ و پول موجود در حساب همیشه یک چیز نیستند.
ممکن است شرکتی فروش خوبی ثبت کرده باشد اما بخش زیادی از مطالبات آن هنوز وصول نشده باشد. در همین زمان حقوق کارکنان، اجاره، تامین کالا و سایر هزینه ها باید پرداخت شوند.
به همین دلیل مدیریت جریان نقدی برای کسب و کارهای کوچک و متوسط اهمیت …












