
برترینها: بهتازگی توییتی درباره شرایط دشوار زندگی بخشی از کارمندان شاغل در مرکز تهران، در فرامتن دستمزد و مشکلات مالی، مورد توجه کاربران قرار گرفته است. کاربری نوشته: «زندگی بعضی از کارمندهایی که محل کارشون مرکز شهره، خیلی عجیبه! ساعت کاریشون از ساعت ۸ شروع میشه، اما برای پیدا کردن جای پارک و ورود رایگان به محدوده طرح ترافیک، قبل از ساعت ۶:۳۰ میرن و تا ساعت ۸ تو ماشین میخوابند! از هر زاویهای که نگاه کنی، زندگی تو تهران در شأن انسان نیست.»
این روایت البته برای بسیاری از کاربران غریب نبود و در ادامه، افراد دیگری هم تجربههای مشابهی از رفتوآمدهای صبحگاهی، ماندن در ترافیک، ساعتهای طولانی سپریشده در مسیر و حتی خوابیدن در خودرو پیش از شروع کار تعریف کردند. مسئله فقط یک کارمند یا یک خیابان نیست؛ تهران سالهاست بارِ مرکزیت اقتصادی، اداری و شغلی کشور را بر دوش میکشد و با وجود همه طرحها و وعدهها، این تمرکز هنوز به شکل جدی تخلیه نشده است. نتیجه هم شهری است که هر صبح، بخش بزرگی از مردم برای رسیدن به محل کار، ساعتها از زندگی خود را در مسیر از دست میدهند. شاید در این میان، بیش از هر چیز معنای ساده «زندگی» برای یک کارمند تهرانی، بهخصوص در ساعات ابتدایی روز، فراموش شده باشد؛ اینکه انسان قرار است فقط به محل کار برسد، یا فرصتی هم برای زندگی کردن داشته باشد؟
حتی میتوان بخش مهمی از این وضعیت را به نحوه مدیریت تهران در سالهای اخیر نسبت داد؛ شهری که تراکمفروشی، مجوزهای ساختوساز و توسعه فیزیکی بدون تناسب با ظرفیتهای حملونقل و زیرساختی، آن را هر روز فشردهتر و سختتر کرده است. شهرداریهای مختلف تهران در دورههای متعدد، بیش از آنکه مسئله را از زاویه کیفیت زندگی شهروندان ببینند، به تهران به چشم منبع درآمد نگاه کردهاند؛ شهری که باید از زمین، تراکم، عوارض و ساختوساز در آن پول استخراج شود. نتیجه، شهری است که ساختمان بیشتر دارد اما الزاماً زندگی بهتری ندارد؛ خیابانهای شلوغتر، زمان رفتوآمد طولانیتر، کمبود پارکینگ و فشار بیشتر بر حملونقل عمومی. در چنین مدلی، انسان و زمانش خیلی زود به حاشیه میروند؛ کارمند یا شهروند تهرانی صبح زود از خانه خارج میشود، ساعتها در مسیر میماند و حتی گاهی پیش از شروع کار، داخل خودرو دنبال چند دقیقه خواب میگردد. انگار …










