
واکنش دولت به شایعه منتشر شده درباره پزشکیان


دولت نه بیاختیار است و نه مقصر همه بحرانها
به گزارش اصلاحات نیوز؛
دو سال پس از آغاز به کار دولت چهاردهم، این دولت در شرایطی به نیمه مسیر خود رسیده که همزمان با فشارهای اقتصادی و کاهش قدرت خرید، با پیامدهای جنگ، فرسایش سرمایه اجتماعی و اختلافات سیاسی بر سر نحوه مواجهه با مذاکره و سیاست خارجی روبهرو است. در چنین شرایطی، ارزیابی عملکرد دولت نیز میان دو روایت متضاد گرفتار شده است؛ روایتی که دولت را فاقد اختیار کافی برای حل بحرانها میداند و روایتی که تقریباً همه مشکلات موجود را به عملکرد دولت نسبت میدهد.
امید محدث، کارشناس مسائل سیاسی اظهار کرد:
اکنون که دو سال از آغاز به کار دولت چهاردهم میگذرد، شرایط دولت را در وضعیت ابهام جنگی و بحران اقتصادی ـ اجتماعی موجود چطور ارزیابی میکنید؟
به نظرم دولت در شرایط فعلی با یک بحران معمول مدیریتی مواجه نیست؛ ما با تراکم و همزمانی چند بحران روی یکدیگر روبهرو هستیم. ابهام جنگی، فشار اقتصادی، کاهش قدرت خرید، فرسایش سرمایه اجتماعی و در کنار همه اینها، اختلاف بر سر نحوه مواجهه با مسئله مذاکره، مجموعهای از شرایط را ایجاد کرده که اداره کشور را برای هر دولتی بسیار دشوار میکند.
در این شرایط، دو دیگاه کلی وجود دارد؛ عدهای دولت را فاقد اختیارات لازم برای اتخاذ تصمیم میدانند و عدهای دیگر با نگاهی حداکثری دولت را فعال مایشاء میبینند و همه مشکلات در کشور را ماحصل اقدامات دولت میدانند. من شرایط دولت را نه با نگاه «دولت بیاختیار» ارزیابی میکنم و نه با نگاه «همه مشکلات تقصیر دولت است» و هر دو نگاه را سادهسازی مسأله میدانم. به نظرم امروز دیگر نمیتوان همه مشکلات را به «نداشتن اختیار» نسبت داد. دولت در حوزه اقتصاد، مدیریت بازار، سیاستهای اجرایی، انتخاب مدیران، اطلاعرسانی و مدیریت افکار عمومی اختیارات قابلتوجهی دارد و باید بابت نحوه استفاده از این اختیار پاسخگو باشد.
از دولت انتظار داریم تورم را کنترل کند، سرمایهگذاری ایجاد کند، ارز را مدیریت کند، اشتغال ایجاد کند و رضایت اجتماعی را بالا ببرد، اما همزمان بخشی از ابزارهایی که تعیینکننده این متغیرها هستند، خارج از اختیار مستقیم دولت قرار دارند و بازیگران متعددی بر این مولفهها تاثیرگذار هستند. این البته نباید تبدیل به بهانهای برای ناکارآمدی شود. دولت باید نشان دهد در همان حوزههایی که اختیار دارد، تصمیم میگیرد، مسئولیت میپذیرد و هزینه تصمیمهایش را هم قبول میکند. ما با دو یا چند کانون مهم تصمیمگیری مواجه هستیم که محل بروز و ظهور تصمیمات دولت است. طبیعی است که در این شرایط، همه هزینهها متوجه دولت شود، زیرا دولت تنها بخش ساختار سیاسی است که مردم مستقیماً عملکردش را میبینند.
از طرف دیگر، تجربه ماههای اخیر نشان داده که حتی موضوع مذاکره نیز نمیتواند صرفاً به عنوان «تصمیم دولت» تحلیل شود. در سیاست خارجی و تصمیمات راهبردی باید میان اختیارات دولت و تصمیمات کلان نظام تفکیک قائل شد؛ اما در مدیریت اقتصادی و اجرایی، دولت اختیار بیشتری دارد؛ بنابراین من دولت را نه بیاختیار میدانم و نه مقصر همه بحرانها.
تعارف با وزیر و مدیر ناکارآمد در این مرحله قابل قبول نیست
آیا مشکل اصلی دولت کمبود اختیار است یا کیفیت استفاده از اختیار؟
فکر میکنم امروز بیشتر با مسأله دوم مواجهیم. دولت اختیار دارد که تیم اقتصادی و مدیریتی خود را انتخاب کند، وزرا و مدیران را تغییر دهد، سیاستهای اجرایی را اصلاح و با جامعه شفاف صحبت کند؛ کما اینکه بخش متصلبتر حاکمیت نیز در این دوره همراهی و هماهنگی بیشتری با دولت دارد.
امروز از آقای پزشکیان انتظار میرود کابینه را بر اساس عملکرد واقعی وزرا ارزیابی کند، نه صرفاً بر اساس ملاحظات سیاسی یا حتی اخلاقی. در شرایط فعلی، حفظ یک وزیر ضعیف میتواند هزینهای بزرگتر برای دولت داشته باشد. در اینجا مسأله کمبود اختیارت مطرح نیست، مساله نوع نگاه و روش حل مسأله توسط شخص رئیسجمهور مطرح است که چگونه از اختیاراتش در جهت پیشبرد اهداف دولت استفاده کند. اگر یک وزیر ناکارآمد است، دولت باید تعارف را کنار بگذارد و او را تغییر دهد. اگر مدیری توان اداره مجموعه خود را ندارد، نباید به دلیل ملاحظات سیاسی یا رودربایستیهای اخلاقی، در جای خود باقی بماند.
دولت در مدیریت آرامش روانی جامعه به اندازهای که شرایط امروز کشور اقتضا میکند، موفق نبوده است
آیا دولت در مدیریت آرامش روانی جامعه موفق بوده است؟
به نظرم نه به اندازهای که شرایط امروز کشور اقتضا میکند. یکی از ضعفهای جدی دولت، مدیریت پیامدهای روانی تصمیمات اقتصادی و اجرایی است. واقعیت این است که در شرایط عادی هم تصمیم اقتصادی باید درست اجرا شود، اما در شرایط جنگی، نحوه اعلام تصمیم به اندازه اجرای خود تصمیم اهمیت پیدا میکند. جامعهای که تحت فشار جنگ، تورم و نگرانی از آینده است، با هر خبر اقتصادی یا اجتماعی واکنش شدیدتری نشان میدهد، چراکه جنگ آستانه تحمل و نقطه تحمل فشار جامعه را کاهش داده است و هر خبر حساسی میتواند واکنش جامعه را شدیدتر در پی داشته باشد.
ماجرای بنزین نمونه خوبی برای توضیح این مسأله است. حتی اگر اصل اصلاح قیمت یا اصلاح نظام توزیع سوخت از نظر اقتصادی قابل دفاع باشد، اطلاعرسانی مبهم و متناقض و ایجاد فضای انتظار و نگرانی میتواند خودش تبدیل به بحران شود. این را صرفاً ضعف روابط عمومی نمیدانم و در کل معتقد به وجود ضعف در حکمرانی اطلاعرسانی هستم. دولت باید از مدیریت واکنشی به سمت مدیریت پیشدستانه بحران حرکت کند.
شما مشخصاً از کدام بخشهای مدیریت داخلی دولت انتقاد دارید؟
یکی از مهمترین انتقادات من، ضعف در انسجام مدیریتی برخی وزارتخانههاست. در چنین شرایط خاصی دولت و زیرمجموعههایش باید محل رفع تنازغ و کاهش تنش باشند، اما ما امروز مشاهده میکنیم وزارتخانهای که خودش باید بحران را مدیریت کند، تبدیل به تولیدکننده بحران میشود. نمونه قابل استناد برای این مسأله، حواشی اخیر در وزارتخانههای نفت و کار است. عدم مدیریت تعارض منافع، عدم ذهنیت اجرایی و تسلط تفکر انتقادی در اجرا و... از جمله مواردی است که به شدت در عملکرد برخی وزارتخانهها دیده میشود.
یا یک مثال دیگر، پیامک اخیر وزارت کار برای احراز حضور گیرندگان یارانه کالابرگ در کشور است. وزارت کار بدون در نظر گرفتن ظرافتهای اجرایی و حساسیت موضوع، اقدام به ارسال این پیامک کرد و همین موضوع باعث شد که افراد در صفهای طولانی مراکز پیشخوان به علت ازدحام، قطعی سیستم، قطع برق و... معطل بمانند و همین امر باعث شکلگیری موج جدیدی از نارضایتی علیه دولت شد. در حالیکه میشود با استفاده از سامانههای دولت و سایر نهادها، به راحتی این کار را مدیریت کرد. کما اینکه بعد از شکلگیری اعتراضات، خود وزارت کار راههای جایگزینی را به این منظور اعلام کرد. به همین راحتی مسألهای که میتوانست تبدیل به یک خدمت رضایتمند از سوی دولت باشد، بر ضدّ خودش عمل کرد و باعث شکلگیری نارضایتی جدیدی در جامعه هدف شد.
وزارت نفت در شرایط جنگی و اقتصادی باید یکی از منسجمترین دستگاههای دولت باشد، زیرا نفت، سوخت، درآمد ارزی و انرژی مستقیماً با اقتصاد و امنیت کشور ارتباط دارد. وزارت کار هم با اشتغال، معیشت، بازنشستگان و صندوقهای بزرگ سروکار دارد. حواشی مدیریتی در دو وزارت نفت و کار، از این جهت مهماند. فارغ از اینکه در هر مورد، مسئولیت دقیق متوجه چه فرد یا بخشی باشد، وقتی یک وزارتخانه به جای آرامش، انسجام و حل مسأله، دائماً درگیر حاشیه و اختلاف میشود، پیام بسیار بدی به جامعه و بدنه کارشناسی منتقل میکند؛ لذا رئیس دولت باید در این موارد صریح باشد؛ اگر وزیر یا مدیر نمیتواند فضای مجموعه خودش را مدیریت کند، باید درباره ماندنش تصمیم بگیرد. تعارف در این مرحله قابل قبول نیست.
حالا در این شرایط خاص کشور چرا تندروها موضوع استعفای پزشکیان را مطرح میکنند؟
به نظرم مسأله بخش مهمی از جریان تندرو فقط عملکرد دولت نیست، بلکه مسأله جهتگیری سیاسی آینده کشور است، چرا که اگر مشکل صرفاً ناکارآمدی بود، باید در موارد مشابه در دولتهای قبل هم شاهد چنین واکنشی میبودیم؛ به خصوص در دولت مطبوع این جریان؛ بنابراین وقتی مطالبه به استعفای رئیسجمهور میرسد، مسأله از اصلاح عملکرد به تغییر زمین سیاسی منتقل میشود.
بخشی از این منازعه را باید در اختلاف بر سر سیاست خارجی و نحوه و شکل مساله مذاکره دید. پزشکیان و جریان حامی او، مذاکره را یکی از ابزارهای تأمین منافع ملی و کاهش تنش میدانند، در حالیکه جریان شکستخورده در انتخابات، نسبت به ادامه این مسیر بدبینتر است. من نمیگویم هر مخالف مذاکرهای انگیزه سیاسی دارد، اما همزمانی فشار برای تضعیف دولت با مخالفت با مسیر مذاکره، یک موضوع سیاسی قابل تامل است.
شما معتقدید دولت ضعف دارد منتقدین هم همین را میگویند، شما چرا با استعفای رئیسجمهور مخالفید؟
چون بین اصلاح دولت و بیثبات کردن نهاد دولت تفاوت عمیق و ماهیتی وجود دارد؛ اگر مشکل یک وزیر است، وزیر را عوض کنید. اگر مشکل یک سیاست است، سیاست را اصلاح کنید. اگر مدیر ناکارآمد است، مدیر را کنار بگذارید. اگر ساختار اطلاعرسانی مشکل دارد، آن را اصلاح کنید. اما استعفای رئیسجمهور در شرایط جنگی و اقتصادی میتواند یک شوک سیاسی و اقتصادی جدید ایجاد کند؛ بازار وارد انتظار میشود، مدیران دچار بلاتکلیفی میگردند و جامعه با سؤال «بعدش چه میشود؟» مواجه خواهد شد. ضمن اینکه تبعات بینالمللی منفی این اتفاق نیز حتما برای کشور سهمگین و پرهزینه خواهد بود؛ بنابراین من معتقدم دولت نیازمند اصلاح است، اما استعفا را راهحل اصلاح نمیدانم.
در پیروزمندانهترین حالت جنگیدن هم نهایتا باید مذاکره کرد
آیا مسأله جریان ضد مذاکره و توافق، واقعاً مذاکره است یا اینکه چه کسی مذاکره را مدیریت میکند؟
اگر مذاکره ابزار است، نباید مالکیت جناحی داشته باشد. اگر به نفع منافع ملی باشد، باید از آن استفاده کرد؛ چه دولت پزشکیان مذاکره کند و چه دولت دیگری، کما اینکه در مذاکرات اخیر نیز مجموعهای از جریانهای عاقل سیاسی در تیم مذاکرهکننده حضور داشتند و اتفاقا رئیس تیم مذاکرهکننده، قالیباف است که خاستگاه سیاسیاش با خاستگاه سیاسی دولت متفاوت است. درک دقیق از شرایط خاص کشور و تجمیع ادراکی از مساله منافع ملی باعث این همگرایی در مساله توافق شده است.
اما اگر مسأله این باشد که چه جریانی میتواند دستاورد مذاکره را به نام خود ثبت کند، آن وقت رقابتهای جناحی و انتخاباتی وارد سیاست خارجی میشود. برای من مذاکره نه مقدس است و نه خیانت؛ صرفا یک ابزار است. اگر منافع ملی را تأمین میکند، باید انجام شود و اگر نمیکند، نباید انجام شود. ضمن اینکه من مذاکره را در امتداد مقاومت و جنگیدن میدانم، منتهی زمین مقاومت مذاکره با زمین مقاوت جنگی متفاوت است و ابزارها و تکنیکهای مخصوص و متفاوت خود را دارد.
در پیروزمندانهترین حالت جنگیدن هم نهایتا برای تحکیم اراده و تامین منافع حاصل از پیروزی در جنگ، باید مذاکره کرد. آنچه امروز ما از سوی جریانی که بازنده انتخابات بوده و این شکست را هنوز نپذیرفته است شاهد هستیم، مخالفت با مذاکره بدون ارائه آلترناتیو و نقشه جایگزین است. این سؤال را باید از جریان ضد مذاکره به طور جدی پرسید که اگر مذاکره نه، برنامه جایگزین برای کاهش فشار اقتصادی چیست؟ برای تحریم، ارز، سرمایهگذاری، تورم، معیشت و ریسک جنگ چه برنامهای دارید؟
گزاره «مقاومت میکنیم» به تنهایی برنامه اقتصادی نیست. «به آمریکا اعتماد نداریم» هم سیاست اقتصادی نیست. اگر برنامه عملیاتی وجود دارد، باید درباره آن بحث کرد. اما اگر تمام پاسخ این است که پزشکیان برود، این برنامه اداره کشور نیست؛ مطالبه جابهجایی قدرت است.
شما فکر میکنید دولت پزشکیان خودش به جریان مخالف فرصت ضربه زدن و هزینهتراشی داده است؟
قطعاً. دولت باید این را بپذیرد. وقتی در موضوعاتی مثل بنزین، اطلاعرسانی نامناسب انجام میشود، وقتی وزارتخانهها سازهای ناکوک میزنند، وقتی مدیران ضعیف دیر تغییر میکنند یا یک وزارتخانه خودش تبدیل به کانون حاشیه میشود، رقیب سیاسی بر هر کدام از این مسائل سوار میشود و فرصت عملیات تخریبی علیه دولت پیدا میکند. من دو گزاره را همزمان درست میدانم؛ نخست اینکه تندروها از ضعفهای واقعی دولت استفاده غیرمنصفانه سیاسی میکنند و دوم اینکه دولت نباید این ضعفها را تولید کند.
اتفاقاً به همین دلیل ترمیم کابینه اهمیت دارد. اگر دولت ضعیف باشد، همان جریانهای تندرو ضد آرامش و وحدت اجتماعی از ضعف دولت سود سیاسی میبرند. پزشکیان باید دولت موفقتری باشد؛ چون موفقیت دولت یکی از مهمترین موانع بازگشت همان تفکری است که مردم در انتخابات با رای دادن به پزشکیان، با آن مخالفت کردهاند.
باتوجه به اینکه همه در یک کشتی نشستیم آیا تندروها از شکست دولت سود سیاسی میبرند؟
از نظر سیاسی طبیعی است که رقبای دولتها از شکست آنها سود ببرند. اما امروز به دلیل وجود شرایط خاص، بین دولت، کشور و کلیت حاکمیت درهمتنیدگی زیادی وجود دارد. بر همین اساس بود که رهبر شهید بارها از همه جریانهای سیاسی خواستند که به دولت پزشکیان کمک کنند و پیروزی دولت را پیروزی جمهوری اسلامی تعبیر کردند؛ لذا نمیگویم جریان سیاسی مخالف دولت میخواهد کشور شکست بخورد، اما شکست دولت میتواند روایت رقیب را تقویت کند که دیدید مذاکره جواب نمیدهد؟ دیدید دولت وفاق ناکارآمد است؟ یا دیدید مسیر تعامل اشتباه بود؟ و انگارههایی از این دست؛ بنابراین هر اشتباه مدیریتی دولت فقط یک اشتباه اجرایی نیست، بلکه میتواند پیامد سیاسی بلندمدت داشته باشد.

ماجرای گلایه همسر معاون اول پزشکیان از حجم کار او/ جلسات فوریِ سرپایی بعد از هیات دولت و باعث میشود یک مسیر ۱۰ متری، ۱۵ تا ۲۰ دقیقه زمان ببرد
به گزارش خبرگزاری عصر خبر، عباس پازوکی، معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر معاون اول رئیسجمهور در یادداشتی در کانال تلگرامی خود نوشت:
سلام. امروز خانم دکتر مروّج، همسر دکتر عارف، با خانم دولتی (دستیار ویژه معاون اول) تماس گرفته بود و گلایه ای را مطرح کرد که شنیدنش پشتصحنه عجیبی از حجم کار این روزهای دولت را نشان میدهد. نوشته های مشابه عکس | شترسواری و خوشگذرانی بابک جهانبخش و همسرش در قشم 1402/12/07 معاون پزشکیان: دولت وقت خود را صرف حاشیهسازان نمی کند 1404/06/06
گلایه این بود که دکتر عارف شبها کارتابلهای کاری را با خودش به منزل میآورد و حجم کار آنقدر زیاد است که بعید است شبی زودتر از ساعت ۳ یا ۴ صبح دست از مطالعه پروندهها و صدور دستورات بکشد! ساعت ۳ صبح میخوابد، ۵:۳۰ بیدار میشود و حوالی ۶:۳۰ یا ۷ صبح پشت میز کارش حاضر استواقعیت این است که شاید خیلیها دقیق ندانند در بدنه اجرایی کشور چه میگذرد. تصمیماتی که در هیئت وزیران گرفته میشود، پیش از آن ساعتها در کمیسیونها و ستادهای زیرمجموعه معاون اول تصمیمسازی میشود و یا بعضا با اختیارت قانونی که دارد از طرف دولت تصمیم گیری می کند. از ستاد تنظیم بازار گرفته تا ستاد روابط ایران و چین، ایران و روسیه، ایران و آفریقا، ستاد فضای مجازی، ستاد بازسازی، ستاد هوش مصنوعی و ارتقای فناوری، ستاد هماهنگی اقتصادی دولت، شورای اقتصاد، شورای عالی علوم و تحقیقات، شورای گذر، شورای راهبری برنامه هفتم، شورای عالی انرژی و دهها شورا، ستاد و کارگروه اقتصادی و اجرایی دیگر، همگی زیر نظر معاون اول به عنوان مسول تیم اقتصادی دولت مدیریت میشوند. اینها تازه بخشی از برنامههاست؛ حجم زیادی از ملاقاتها و جلسات با وزرا، مسئولان و شخصیتهای مختلف را هم باید به آن اضافه کرد.
دکتر عارف تقریباً تا ساعت ۸ شب بیوقفه در دفتر مشغول جلسه و اداره این جلسات است. شانس بیاورد حدود ساعت ۹ یا ۱۰ شب به خانه میرسد. او یک عادت همیشگی و زیبا دارد: حتماً شام را کنار همسرش میخورد و حدود یک تا یکونیم ساعت وقت میگذارد، مینشیند و با خانم دکتر و خانواده گپ میزند. اما از ساعت ۱۱:۳۰ یا ۱۲ شب، دوباره کارتابلها روی میز کارش در منزل پهن میشوند و بررسی دقیق نامهها و پروندهها گاهی تا ساعت ۱ بامداد و بعضاً تا ۳ و ۴ صبح ادامه دارد.
این روزها که دولت مشغول جنگ اقتصادی با دشمن است، طبیعتا حجم و پیچیدگی کارها بسیار بیشتر از شرایط عادی است که البته این دولت هیچ وقت شرایط عادی را تجربه نکرده!
دفتر دکتر اصرار دارد که در میان برنامهها زمان استراحت مناسبی بگذارد، اما خودِ دکتر عارف با توجه به شرایط حساس کشور و حجم زیاد کارها، اصرار عجیبی دارد که اگر حتی یک زمان خالی در برنامهاش پیدا شد، بلافاصله با جلسات دیگر و پیگیری امور پر شود! حتی در فاصله بین نماز و ناهار که جلسات تمام میشود، در مسیر چند متری اتاق جلسات یا هیئت دولت تا دفتر کار، آنقدر وزرا و مسئولان جلسات فوریِ سرپایی برگزار میکنند که طی کردن یک مسیر ۱۰ متری، گاهی ۱۵ تا ۲۰ دقیقه زمان میبرد. متاسفانه این حجم از پیگیریها به روزهای پنجشنبه هم سرایت کرده است.
عملاً حجم باری که در این شرایط روی دوش دولت قرار دارد، طوری است که وقت چندانی برای خواب و استراحت رئیسجمهور، معاون اول و بسیاری از وزرا نمیماند؛ اما این روحیه مسئولیتپذیریِ دولتی که پای کار ایران ایستاده، موتور محرک تمام بدنه اجرایی برای خدمت بیوقفه به مردم است. برچسب هاحجم کار گلایه معاون پزشکیان همسر کپی لینک لینک کپی شد

العبودی: عراق به توافقنامه امنیتی با ایران متعهد است/ سیاست ما تقویت روابط با همسایگان است
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو به نقل از شبکه المیادین، قاسم العبودی در این دیدار دوجانبه، ضمن اشاره به پیوندهای تاریخی و دیرینه میان عراق و ایران، خاطرنشان کرد که سیاست خارجی بغداد بر محوریت تقویت روابط با کشورهای همسایه استوار است.
وی در بخش امنیتی این گفتگوها، صراحتاً اعلام کرد که عراق به تمامی مفاد توافقنامه امنیتی مشترک میان بغداد و تهران متعهد است و بر اجرای این توافقات در راستای تأمین امنیت متقابل و ثبات منطقه تأکید دارد. این اظهارات در شرایطی صورت میگیرد که همکاریهای امنیتی و سیاسی دو کشور در مسیر تقویت هرچه بیشتر قرار دارد.

مذاکرات ایران و عمان شکست خورد؟
جدیدترین اقدام دونالد ترامپ برای پرهیز از تشدید تنشهای نظامی با ایران، در حالی صورت میگیرد که طرف آمریکایی معتقد است مذاکرات میان ایران و عمان که به نظر میرسید مسیری نادر و ثمربخش برای گفتوگو باشد طی روزهای اخیر متوقف شده است.
به گزارش روز نو به نقل از semafor، یک مقام آمریکایی و یک مقام کاخ سفید به وبسایت «سمافور» (Semafor) مدعی شدند که دولت آمریکا بر این باور است که گفتوگوهای ایران و عمان هفتهها پیش به بنبست رسیده است. این مذاکرات با مطرح کردن احتمال نوعی توافق یا سازوکار مربوط به عوارض عبور و مرور در تنگه هرمز، موجب ناخشنودی ترامپ شده بود.
سفارت عمان به درخواست اظهار نظر درباره دیدگاه آمریکا نسبت به این مذاکرات، پاسخی نداد.
با این حال، ترامپ فعلاً وضعیت در قبال ایران را «بسیار خوب» توصیف میکند و همچنان خوشبین است که فشار اقتصادی میتواند تهران را به میز مذاکره بازگرداند؛ هرچند او انجام هرگونه گفتگوی آتی را برای آیندهای قابل پیشبینی منتفی دانسته است.
ترامپ دیشب در پستی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال»، ایران را به «جنگ اقتصادی» تهدید کرد و گفت که ایالات متحده علیه هر کشوری که با تهران تجارت کند، مجازاتهایی اعمال خواهد کرد.

بنزین ، لمس واقعیت به دور از توهم و تخیل
عصرایران؛ رضا غبیشاوی - بحث و جدل های این روزهای ایران درباره مشکل بنزین و راه های حل آن بیش از هر وقتی، کشور و مسوولان و مردم را با واقعیت، روبه رو کرده است. واقعیت هایی که می رفت تا در گرد و غبار توهم و تخیل، ناپدید شوند هر چند وجود دارند و حذف شدنی نیستند.
اول - صرف بیان صریح و عمومی وجود مشکل بنزین از زبان معاون انرژی رئیس جمهوری (اسماعیل سقاب اصفهانی) قابل تقدیر است. چون برخی مسوولان عادت دارند در هر حال، اصرار کنند همه چیز گل و بلبل است. حتی اگر مشکل بزرگ در حال تبدیل به بحران بزرگ باشد مسوولان سکوت می کنند تا زمانی که بحران نازل شود. آن وقت با تصمیم ناگهانی و معمولا نادرست، به دنبال حل مسئله ای می روند که تا دیروز، آن را انکار می کردند.
بسیاری از مقامات، عادت به نوعی پنهان کاری دارند. یعنی تلاش می کنند همیشه تصویری عالی و عادی از همه چیز ارائه کنند مبادا کسی متوجه شود کشور در برخی موضوعات دچار چالش است. از تورم و بیکاری تا ناترازی بانکی و مالی و از کمبود برق و آب تا نقص گاز و سوخت.
حل همه اینها در ابتدا نیازمند اعتراف مسوولان به وجود آنهاست. رویه انکار یا عادی نمایی، جواب نمی دهد.
رویه پزشکیان و معدود مدیران او برای بیان شفاف و علنی معضلات، اقدام صحیح و نخستین گام در حل است. اعلام عمومی وجود مشکل هم مسوولان و مقامات و هم مردم را با واقعیت هایی از اکنون ایران آگاه می سازد و بسیاری (به ویژه در میان مسوولان و مقامات) را از توهم و تخیل خارج می کند.
گفتگو درباره مشکل بنزین، یعنی ورود به دنیای اعداد و حقایق اقتصادی، سیاسی و اجتماعی. در حالی که بسیاری علاقمند خیالبافی اند. عدد و رقم، مجسمه واقعیت اند و وقتی در کنار اقتصاد و سیاست و جامعه قرار می گیرند پای انسان را به زمین باز می گردانند.
صورت مسئله بنزین، در نگاه نخست ساده است: ایران حدود 105 میلیون لیتر در روز، بنزین تولید می کند و مصرف بنزین هم حدود 135 لیتر است. کسری روزانه حدود 30 میلیون لیتر چگونه باید تامین شود؟ و چگونه و با چه قیمتی باید فروخته شود؟ آن هم در شرایطی که دولت نه پول تامین بنزین وارداتی را ندارد نه وضعیت کنونی قابل ادامه است.
دوم - بنزین مسئله ای است که تاثیرات آن، همه مردم ایران را شامل می شود چه آنهایی که خودرو داشته باشند یا نداشته باشند. شاید بتوان آن را فراگیرترین موضوع در دامنه کشور توصیف کرد. این نیز دلیل دیگر برای بیان عمومی مشکل بنزین.
هر اقدام جدیدی درباره بنزین، بخش های مهمی از زندگی اقتصادی اجتماعی بخش های مهمی را مردم تحت تاثیر قرار می دهد.
سوم - مشکل بنزین ایران قبل از اینکه اقتصادی باشد سیاسی اجتماعی است و راه حل آن نیز گرچه در گرو تصمیم گیری مسوولان دولت است اما منوط به رضایت و قبول مردم است. پس قبل از اطلاع رسانی درباره راه حل یا اجرای آن، نیازمند طرح عمومی مشکل و جزئیات آن است به این امید که اکثریت مردم، با آگاهی از وجود مشکل، راه حل را قبول کنند چرا که عدم قبول آنها، مشکل را پایان نمی دهد.
چهارم - بنزین به مسئله ای برای گروکشی میان دولت و مردم تبدیل شده است. مردم خواسته ها و مطالباتی دارند که دولت های متوالی حاضر به پاسخ به آنها نیستند.
حل مشکل بنزین، از کانال یک توافق و بده بستان میان دولت و مردم، امکان پذیر است. دولت باید به مردم، امتیاز جدی و بزرگ بدهد تا رضایت آنها را اجرای تغییرات بنزینی اش کسب کند.
یکی از خواسته های مردم، خلاص شدن از انحصار خودروسازان داخلی و بازشدن مرزهای کشور برای خودروهای روز جهان البته بدون عوارض است تا مردم بتوانند به مانند سایر مردمان جهان، خودروی روز و باکیفیت، سوار شوند و لذت ببرند. خودرو تنها وسیله نقلیه برای جابجایی نیست؛ خودرو ابزاری برای رانندگی با لذت و کیف کردن است. البته به شرطی که خودرو روز جهان و با قیمت واقعی به دست مردم برسد و همزمان قدرت خرید مردم نیز بر قیمت آن چیره شود.
پنجم - دولت در موضوع بنزین، استدلال می کند که شیوه فعلی، منطق اقتصادی ندارد. مصرف بنزین کشور بیش از تولید داخلی است. دولت نمی تواند به دلار بنزین وارد و به قیمت ناچیز ریالی بفروشد. نه دلار به اندازه کافی دارد نه می تواند چنین هزینه ای کند.
دولت با نگاه اقتصادی به مسئله بنزین خواهان حل مشکل است. مردم اما انتقاد می کنند که چرا دولت به سایر موضوعات نگاه اقتصادی ندارد و منطق اقتصادی را مطرح نمی کند؟
آیا قدرت خرید مردم با حقوق و دستمزدهای فعلی و تورم سه رقمی، منطق اقتصادی دارد؟ آیا انحصار و اجبار مردم به خرید خودروهای داخلی منطق اقتصادی دارد؟
آیا اداره کشور، اداره دولت و اداره منابع کشور، منطق اقتصادی است؟ آیا حضور حداکثری دولت در اقتصاد، منطق اقتصادی دارد؟ آیا تصمیمات مختلف حاکمیتی، منطق اقتصادی دارد؟
آیا دولت می تواند در همه امور، تصمیماتی به دور از منطق اقتصادی داشته باشد اما تنها بر سر بنزین، مدعی نبود منطق اقتصادی باشد؟
در همین چارچوب می توان پیشنهاد کرد دولت واردات همه انواع خودرو را بدون عوارض و هیچ محدودیتی آزاد کند و در مقابل، قیمت بنزین را برای این خودروها نیز آزاد کند.
دولت می تواند بنزین مصرفی برای خودروهای معمولی داخلی را همچنان در سهمیه های قبلی، با قیمت های یارانه ای ادامه دهد.
راه حل مسئله بنزین، واقعی سازی اقتصاد و سیاست است. راندن خودروی روز جهان با خرید بنزین به قیمت روز جهان می تواند معامله خوبی میان دولت و مردم باشد.
ششم - حالا مشخص می شود انتخاب چهره اصولگرا از سوی پزشکیان برای سمت "معاون رئیسجمهوری و رئیس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی"، انتخاب درستی بود. همه اختیارات قوه مجریه در اختیار دولت نیست. انتخاب چهره اصولگرا به همگرایی حاکمیتی در اجرای تصمیمات حساس بنزینی کمک می کند.
هفتم - امیدواریم دولت با درس گرفتن از اشتباهات دولت روحانی در افزایش قیمت بنزین، آنها را تکرار نکند.
در فاجعه آبان 98 مردم از پنهان کاری، ناراست گویی و غافلگیری توهین آمیز بیش از افزایش قیمت بنزین، ناراحت و عصبانی شدند. بدتر از همه، واکنش تمسخرآمیز حسن روحانی رئیس جمهوری وقت به غافلگیری مردم در برابر افزایش قیمت بنزین، حکم ریختن بنزین بر آتش خشم مردم بود تا فاجعه ای خونین و تاسف بار از دل بی تدبیری دولت مدعی تدبیر خلق شود. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر ادعای دو مقام آمریکایی: مذاکرات ایران و عمان بر سر تنگه هرمز شکست خورد خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : بنزین ، لمس واقعیت به دور از توهم و تخیل بیشتر بخوانید: بسیاری از مسوولان ایرانی درک واقعی از توییتر ندارند / با نگاه سنتی نمی تواند از ابزار مدرن توییتر استفاده کرد 10 نکته درباره مراسم ادای احترام مقامات خارجی به رهبر شهید / از دو هیات متضاد افغانستانی تا غیبت اروپایی ها سرنوشت متفاوت دو رئیس جمهور جنگ 8 ساله الجزیره : آیا ناتو وارد جنگ اجباری آمریکا در تنگه هرمز می شود؟ صداوسیمای مشهد، مجری ندارد؟ 4 نکته درباره تنش ایران - آمریکا / توافق اولیه در وضعیت نیمه 5 نکته درباره امیر سابق قطر بازگشت محاصره ایران / توافق واقعا تمام شد سرنوشت تنگه هرمز، تعیین کننده آینده درگیری ایران و آمریکا 5 نكته درباره دیدار نخست وزیر عراق و ترامپ / از سکوت درباره ایران تا واکنش به شهادت سردار سلیمانی اولین حمله ایران به سوریه بعد از بشار اسد چرا آمریکا به تهران حمله نمی کند؟ 5 نکته درباره مصاحبه موگویی با عراقچی 8 نکته درباره سفر نخست وزیر جوان عراق به تهران سانسور به پزشکیان رسید/ صداوسیما را نجات دهید 4 نکته درباره حمله اوکراین به کشتی ایران ایران و آمریکا، ادامه مسیر نیمه جنگ و صلح چرا سفر اربعین ایرانی ها اتفاق خوبی است؟ دو نکته درباره مصاحبه با پزشکیان / جای خالی خبرنگاران مستقل تاسیس ناتو اسلامی توسط عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان / علت: ایران تماشاخانه چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درختها قبل از مرگ زخمی شده بودند حریق مرموز در قلب گرگان؛ از سیمکشی فرسوده تا شایعات داغ / ببینید گرگان چه چیزی را از دست داد؟ فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران
