
برترینها: این شبها نمایش دایی وانیا در تهران در حال اجراست که حواشی عجیبی پیرامونش شکل گرفته، برخی حاشیهها فرامتنی است و برخی هم نه! مثلا این شوق عجیب و غریب طبقه متوسط به بالا به تماشای برخی نمایشها همچنان قابل تفسیر است. این قابل انکار نیست که دایی وانیا به طور خاص در اینستاگرام خوب و درست بازاریابی کرده، یک کلیپ از هوتن شکیبا و حسن معجونی که آنها را در انتهای نمایش دایی وانیا نشان میدهد، احتمالا به اکسپلور همه آمده است. همان یک ویدیو را با صد مدل کپشن و تیتر عرضه کردهاند، از آب کَرهگیری کردهاند.
به هر حال دایی وانیا بر اساس متنی از چخوف است، کارهای چخوف نوعی از مینیمالیسم را دارد که چون آمیخته با نگاه طنازانه است با حال و روز امروز ایران متناسب است اما آیا این همه مسابقه در خرید بلیط این نمایش و این همه تبلیغ در سطح نمایشی است که اجرا شده؟ شاید نه!
البته بستگی دارد که از تئاتر چه میخواهید؟ تماشای سلبریتی؟ بله، دایی وانیا خوب است، معجونی و شکیبا را از نزدیک میبینید! برای تماشاچی حرفهایتر اما شاید چیز خاصی نداشته باشد.
نکته بامزه دایی وانیای این روزها در ایران این است که بلیطفروشیاش ماجراهای خندهداری دارد، هر بار که سایت باز میشود، در کسری از ثانیه بلیطها تمام میشود و فرضیههای بدبینانه زیادی راجع به دایی وانیا شکل گرفته است.
نگاه واقعبینانه کاربری به نام «مولی» اما کمی متفاوت بود. او برخلاف موج تعریفهای اغراقآمیز، از تجربهای نوشت که نه کاملاً شیفته نمایش بود و نه ناامید از آن. به گفته او، اجرای «دایی وانیا» بدون تأخیر آغاز شد و برخلاف بسیاری از اجراهای این روزها، خبری از معطلی برای دریافت بلیت نبود. مولی معتقد است اگر با انتظار یک نمایش پرحادثه و پر از غافلگیری وارد سالن شوید، احتمالاً ناامید خواهید شد؛ چون متن چخوف اساساً درباره حسرت، روابط عاطفی، زندگیهای از دسترفته و آدمهایی است که انگار توان تغییر سرنوشتشان …





