
خبرآنلاین: سعید دلفانی سرپرست پیشین دادسرای فرهنگ و رسانه و قاضی دیوان عدالت اداری در یادداشتی با بررسی این ماده تأکید کرده است که در حقوق کیفری، انتخاب واژهها موضوعی فرعی نیست و یک عبارت مبهم میتواند مستقیماً بر آزادی افراد و پیشبینیپذیری قانون اثر بگذارد.
دلفانی نوشته است: «سالها رسیدگی به پروندههای کیفری مرتبط با هنر به من آموخته است که در این پروندهها، گاهی سرنوشت یک اثر نه با یک رفتار روشن، بلکه با برداشت از یک صحنه، دیالوگ یا مضمون گره میخورد.» به اعتقاد او، وقتی قانونگذار میخواهد برای محتوای یک اثر هنری ضمانت اجرای کیفری تعیین کند، انتخاب واژههای کیفری دیگر یک موضوع فرعی نیست و «خودِ واژه میتواند مرز آزادی و مسئولیت کیفری را تعیین کند.»
او از همین زاویه ماده ۱۴ این طرح را قابل نقد جدی دانسته و نوشته است: «اصل مقابله با نفوذ و برخورد با فعالیت سازمانیافته سرویسهای بیگانه کاملاً قابل دفاع است؛ اما ماده در کنار این هدف، عباراتی مانند "چهره سیاه از ایران نشان دهد"، "احکام دینی را زیر سؤال برده" و "مقابله با نظام" را وارد متن کیفری کرده است.»
دلفانی در ادامه این پرسش را مطرح میکند که این عبارات دقیقاً چه رفتار مجرمانهای را تعریف میکنند. او مینویسد: «مثلاً اگر فیلمی درباره فقر، اعدام، فساد یا خطای قضایی ساخته شود، آیا الزاماً "چهره سیاه از ایران" نشان داده است؟ اگر شخصیتی در فیلم با اعدام یا قصاص مخالفت کند، آیا این موضع را باید به فیلمساز نسبت داد و "زیر سؤال بردن احکام دینی" تلقی کرد؟ اگر یک فیلم عملکرد یک نهاد را نقد کند، مرز این نقد با "مقابله با نظام" کجاست؟»
به باور او، این مرزها را نمیتوان بعداً و با برداشت از یک اثر تعیین کرد و «باید قانون از ابتدا آن را روشن کرده باشد.»
«قصیده گاو سفید»؛ نمونهای برای یک نگرانی حقوقی
دلفانی برای توضیح این نگرانی به فیلم سینمایی «قصیده گاو سفید» اشاره کرده و آن را نمونهای عینی برای فهم این مسئله دانسته است. او نوشته است که این فیلم داستان زنی است که پس از قصاص همسرش، با واقعیت یک خطای قضایی مواجه میشود و زندگی او تحت تأثیر همان تصمیم قضایی قرار میگیرد. فیلم از این مسیر به موضوعاتی مانند خطای قضایی، مسئولیت قضایی و رنج انسانی میپردازد و طبیعتاً تصویری انتقادی از …







