
برترینها: تیکتاک ساعت در پایان ۱۷ اوت ۲۰۲۶، یادآور این حقیقت تلخ است که: ۶۰روز از تفاهمنامه اسلامآباد، «آتشبسِ شکننده» میان ایران و آمریکا سپری شد. برخلافِ انتظاراتِ اولیه، هیچ خبری از تمدید رسمی نیست و هیچکدام از دو طرف، نه ارادهای برای دیپلماسی دارند و نه ایدهای برای خروج از این مارپیچِ تقابل. منطقه اکنون در وضعیتی قرار گرفته که نه میتوان نام آن را «جنگ تمامعیار» گذاشت و نه «صلح». آنچه در جریان است، یک «جنگِ فرسایشی» است که در آن، دو طرف با «سلاح انرژی» مقابله به مثل میکنند.
حمیدرضا مهدیزاده در توصعه ایرانی نوشت: ترامپ با اتخاذِ استراتژیِ محاصرهی حداکثری بنادر ایران، عملاً جریانِ ورودیِ کالا و صادرات نفت را به یک نقطه بحرانی رسانده است. در مقابل، جمهوری اسلامی نیز با حفظِ انسدادِ تنگه هرمز، جریانِ انرژیِ جهانی را مسدود کرده است. این یک بازیِ «موازنه وحشت» است:
-فشارِ ترامپ: محاصره بنادر، ایران را از منابع ارزی محروم و زنجیره تأمین داخلی را با فروپاشی مواجه کرده است.
-فشارِ ایران: بستن تنگه هرمز، بازار جهانی انرژی را با شوک مواجه کرده و هزینههای لجستیک برای آمریکا و متحدانش را به سطوح نجومی رسانده است.
هر دو طرف بر این باورند که حریف، زودتر از آنها «کم خواهد آورد». اما واقعیتِ میدان، چیز دیگری را روایت میکند. بحرانِ بنزین؛ نقطه مشترکِ فروپاشی
شاید عجیب به نظر برسد، اما «بحران بنزین» اکنون به نقطه تقارنِ دو کشور تبدیل شده است. در ایران، ناتوانی در تأمینِ فرآوردههای نفتی به دلیل محاصره بنادر، ماجرای بنزین 89هزار تومانی بنزین در کرمان را ایجاد کرد که التهابی سنگین بر روان جامعه وارد ساخت. هرچند که دولت بهسرعت جلوی آن را گرفت. در آن سو نیز ایالات متحده تحت فشارِ قیمتِ سوخت و اختلال در توزیعِ انرژی قرار دارد که نارضایتیهای اجتماعیِ داخلی را در آمریکا بالا برده است.
این «بحرانِ مشترک»، بیش از هرچیز نشان میدهد که سیاستِ «فشارِ حداکثری» و «پاسخِ حداکثری»، هر دو کشور- و البته بیشتر ایران- را به سمتِ یک بنبستِ معیشتیِ سنگین سوق داده است. فاجعه معیشتی؛ جایی که مردم قربانیِ شعار هستند
در حالی که واشنگتن و تهران در حالِ اندازهگیریِ «آستانه درد» یکدیگرند، طبقه …













