اما در سوی دیگر ماجرا، صحبتهای گذشته خود عبدالملکی درباره تأثیر بحرانهای منطقهای بر اقتصاد کشورها مورد توجه قرار گرفته است. او در بهمن ۱۴۰۴ درباره شرایط منطقه هشدار داده بود که ادامه ناامنیها میتواند برای اقتصاد چین و زنجیرههای تجاری آن پیامدهای جدی داشته باشد.
حالا این پرسش مطرح میشود که اگر جنگ و تنشهای منطقهای میتواند اقتصادهای بزرگی مانند چین را تحت تأثیر قرار دهد، چگونه ممکن است در اقتصاد ایران حتی یک درصد هم اثر نداشته باشد؟
از طرف دیگر، برخی کارشناسان معتقدند شرایط جدید منطقه حتی برای چین فرصتهایی ایجاد کرده است؛ کشوری که یکی از بزرگترین خریداران انرژی جهان است و میتواند در برخی شرایط از تخفیفهای نفتی و تغییر معادلات بازار استفاده کند.
به همین دلیل، بحث اصلی فقط درباره تأثیر مستقیم جنگ بر قیمتها نیست؛ بلکه درباره زنجیرهای از اتفاقات است که از ناامنی و محدودیتهای تجاری شروع میشود و میتواند به هزینه تولید، حملونقل و در نهایت قیمت کالاها برسد. حالا منتقدان میپرسند: اگر این اتفاقات برای اقتصاد چین مهم است، چرا برای اقتصاد ایران بیتأثیر توصیف میشود؟









