
کد خبر: 786640 | ۱۴۰۵/۰۵/۲۵ ۰۹:۳۵:۵۳ اعتمادآنلاین |
محمدجواد حقشناس در یادداشتی با عنوان «کوچ ایرج پهلوان آواز ایران» در روزنامه اعتماد نوشت: جمعه گذشته، در بیمارستان پاستور نو، با جمعی از دوستان و بزرگان فرهنگ به دیدار روانشاد استاد حسین خواجهامیری، ایرج، رفتیم. هنوز چند روزی از آن دیدار نگذشته بود که خبر رسید صدای یکی از ماندگارترین خوانندگان تاریخ موسیقی ایران خاموش شده است. ایرج بیش از هفت دهه با صدای گرم، پرتوان و کمنظیر خود با زندگی و خاطرات چند نسل از ایرانیان همراه بود. بیش از دو هزار آواز، تصنیف و ترانه از خود به یادگار گذاشت و در برنامه ماندگار «گلها» و در همراهی با استادان بزرگ موسیقی ایران، بخشی از تاریخ آواز این سرزمین را رقم زد. اما ایرج فقط یک خواننده نبود؛ بخشی از حافظه فرهنگی ایران بود. شاید از همین رو بود که زندهیاد استاد محمدرضا شجریان، با آن همه جایگاه و اعتبار، از او با تعبیر ماندگار «پهلوان آواز ایران» یاد کرد. کوچ ایرج، در کنار اندوه فقدان یک هنرمند بزرگ، فرصتی برای تأمل درباره یک پرسش مهم نیز هست: با سرمایههای فرهنگی این سرزمین در دهههای گذشته چگونه رفتار کردهایم؟ پس از انقلاب، بخشی از سیاست فرهنگی کشور بر این تصور استوار شد که میتوان برخی هنرمندان را از عرصه رسمی کنار گذاشت و به تدریج از حافظه جامعه نیز حذف کرد. اما تجربه این چهار دهه نشان داد که حافظه فرهنگی مردم فرمانبردار سیاستهای رسمی نیست. ایرج یکی از روشنترین نمونههاست. گلپایگانی نیز چنین بود. نعمتالله آغاسی با صدای مردمی و محبوب خود بخشی از فرهنگ عمومی ایران را نمایندگی میکرد. فردین و ناصر ملکمطیعی فقط بازیگران سینما نبودند؛ بخشی از خاطره چند نسل ایرانیان بودند. حبیب محبیان نیز نمونه دیگری از هنرمندی بود که میان محبوبیت اجتماعی و امکان حضور طبیعی در عرصه رسمی، فاصلهای را تجربه کرد. خاطره احمد زیدآبادی از یک همبند درباره ایرج و فردین، هر چند طنزآمیز است، …












