
کد خبر: 788077 | ۱۴۰۵/۰۶/۰۴ ۰۸:۵۵:۱۵ اعتمادآنلاین |
هما شهرامبخت-برای سنجیدن حال ادبیات در سالهای اخیر، نمیتوان تنها به تعداد کتابهای منتشر شده، وعدههای مدیران فرهنگی یا آمارهای رسمی تکیه کرد. آنچه در این سالها در نشر و ادبیات ایران میگذرد، حاصل انباشت چندین بحران است: اقتصادی که هر سال سهم کتاب را از سبد خانوار کاهش میدهد، مخاطبی که زیر فشار زندگی و تغییر شیوههای مصرف فرهنگی از کتاب فاصله گرفته، سانسوری که به بیاعتمادی و خودسانسوری انجامیده و بازاری که ریسک ادامه کار در آن روز به روز برای ناشر بیشتر شده است. آنکه در این میان تنهاتر از همه میماند، نویسنده است. جنگ و بحرانهای تازه نیز بر همین زمینه فرسوده فرود آمدهاند و فشارها را تشدید کردهاند. جنگ
به گزارش اعتماد، کارنامه دولت چهاردهم را در قلمروی فرهنگ، کتاب و ادبیات، باید با در نظر گرفتن جمیع این شرایط سنجید. شرایطی که عوامل تاثیرگذار در آن، لزوما در ید اختیار دستگاه دولتی متولی فرهنگ نیست و این همان مسالهای است که هر بار و از هر زاویهای که به موضوع نگاه میکنیم، سر بر میآورد و خودش را نشان میدهد. درد مزمن این است که میان سیاستگذاریهای کلان و گفتمان رسمی از یکسو و تجربه نویسندگان مستقل، مترجمان و ناشران از سوی دیگر، همواره در کشور ما فاصلهای انکارناشدنی وجود داشته که خود را در مساله صدور مجوز و نحوه مواجهه با آثار ادبی نشان میدهد. بحران اقتصادی و در یک سال گذشته جنگ نیز چنان بر زنجیره تولید و توزیع کتاب فشار آورده که هر ارزیابی منصفانهای باید این عوامل را نیز در نظر بگیرد.
برای داوری درباره وضعیت ادبیات در این دوره، باید سه سطح را از یکدیگر جدا کرد: نگرشی که دولت نسبت به فرهنگ اعلام کرده، ساز و کارهایی که در عمل تغییر کردهاند و نتیجهای که این تغییرات برای اهالی ادبیات داشته. ممکن است در سطح نخست نشانههایی از تحول دیده شود، بیآنکه دو …












