قیمت طلا امروز




 سایت اعتماد آنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۲۰

گزارش روزنامه اعتماد از شهروندانی که در ایام جنگ خانه‌شان را در اختیار جنگ‌زدگان قرار دادند / قرار نبود از گرفتاری مردم برای خودم اسکناس تولید کنم

یکی از اسکان‌دهندگان گفت: من از دی‌ماه به این طرف، دیگه اون آدم قبلی نیستم. اصلا روحیه ندارم. این کشور نباید این‌طوری می‌شد. در این شرایط، پول برام مهم نبود و اگر هم کسی می‌خواست پول بابت این خونه بده، این خونه رو در اختیارش نمی‌گذاشتم. ترجیحم بود که این خونه به رایگان در اختیار یک انسان گرفتار باشه. قرار نبود از گرفتاری مردم برای خودم اسکناس تولید کنم.
 گزارش روزنامه اعتماد از شهروندانی که در ایام جنگ خانه‌شان را در اختیار جنگ‌زدگان قرار دادند / قرار نبود از گرفتاری مردم برای خودم اسکناس تولید کنم

کد خبر: 786153 | ۱۴۰۵/۰۵/۲۰ ۱۱:۴۰:۵۱ اعتمادآنلاین |

بنفشه سام گیس-نزدیک پایانه مسافربری شرق، کنار ایستگاه تاکسی‌ها، راننده تریلی، پشت اتاق سردخانه ماشینش ایستاده بود و با مرد میانسال بحث می‌کرد. مرد میانسال صفحه گوشی تلفنش را به راننده نشان می‌داد و صفحه را با انگشت بالا و پایین می‌برد و عصبی و با فریاد می‌گفت: «این آب رو برسون آمل. اونجا بار رو تحویل می‌گیرن، بقیه پولت رو میدن. جنوب تشنه است. آب نیست.»

به گزارش اعتماد، جنوب زیر آتش جنگ بود. راننده تریلی، فریاد را با فریاد جواب می‌داد، همان لحظه و همان جا تسویه حساب می‌خواست. رییس خط تاکسی‌ها وارد بحث شد. مرد میانسال گفت با کمک مردم 45 بسته آب آشامیدنی خریده‌اند و بار زده‌اند برای بندرعباس و چابهار. دوری مسافت  تهران تا جنوب ، مجبورشان کرده  کل مسیر را سه قسمت کنند و سه نوبت خاور بگیرند و  تهران تا آمل ، اولین تکه از مسیر  به مقصد جنوب است. رییس خط گفت: « دمتون گرم که پول جمع کردین برای آب. »

مرد میانسال گفت: « آب چیه برادر؟ مردم خونه شون رو گذاشتن برای جنگ‌زده‌ها. »

در صفحات اینترنتی فعالیت‌های داوطلبانه، با کلیدواژه « اسکان رایگان » ده‌ها پیام می‌آید از مردمی که درباره خانه‌ای برای اقامت رایگان هموطنان جنگ‌زده جنوب تبلیغ کرده‌اند. پیام‌هایی از استان‌های شمال و غرب و مرکز و شرق کشور؛ تهران، مازندران، همدان، اصفهان و... تاریخ پیام‌ها، دو هفته و سه هفته قبل است؛ همان روزهایی که تن جنوب، خونین شد از گلوله‌باران جنگ. بعضی پیام‌ها، تصویری از فضای اسکان هم دارد. تمام پیام‌ها، شماره تلفن دارد و کنار تمام پیام‌ها، ده‌ها قلب سرخ هست به نشانه سپاس و تشکر. نویسندگان پیام‌ها، آدم‌های معمولی‌اند؛ معلم، کشاورز، پزشک، کاسب ... همان‌هایی که هیچ ‌وقت هیچ جایی در معادلات درشت سیاسی و اقتصادی ندارند اما به وقت گرفتاری‌ها، همیشه حاضرند برای همدلی‌های از ته دل...     پیام  اول  -  بابل؛  استان مازندران:

 «برای هموطنان جنوب ایران اسکان رایگان - اقامتگاه با تمامی امکانات در فضای باغی جنگلی برای هموطنان جنوب ایران عزیز رایگان هست. »

نویسنده این پیام، مردی ساکن بابل بود؛ یک مغازه‌دار که علاوه بر خانه‌ای در داخل شهر، یک کلبه جنگلی 100 متری داشت و می‌گفت که این کلبه، به اندازه 8 نفر جا دارد. ایام جنگ 40 روزه، فردای آن شبی که مخازن نفت تهران موشک باران شد و دود شعله‌ها، آسمان شهر را سیاه کرد، خانواده‌ای از تهران آمدند و یک هفته در همین کلبه ماندند به ازای هر شب 150 هزار تومان. تابستان امسال، وقتی جنوب رفت زیر آتش جنگ، مرد از خیر همان اجاره 150 هزار تومانی هم گذشت و تبلیغ اسکان رایگان در همین کلبه جنگلی را در صفحات اینترنتی فعالیت‌های داوطلبانه گذاشت ولی این‌بار، هر که از اهالی جنوب بابت این تبلیغ تلفن زد، فقط برای تشکر بود .

 «تنها کاری که میتونستیم انجام بدیم، همین بود. چیزی غیر از این کلبه نداشتیم. گفتیم این کلبه هم بمونه برای هموطن جنوبی که اگر اومد اینجا پناه بگیره، معطل نشه .محدودیت زمان اقامت هم نداشتیم. با خانومم توافق کردیم که اگر تعداد هموطنان زیاد شد، حتما چند نفرشون در خانه خودمون مهمان باشن که مبادا، بی‌جا بمونن. »

مرد، هم ساعاتی که در مغازه بود و هم ساعاتی که در خانه بود، اخبار جنگ را می‌دید و می‌شنید. موشک‌باران قایق‌های صیادی در اسکله جنوب، دلش را آتش زده بود و خیلی خوب می‌دانست که صیاد بی‌قایق، چطور به خاک سیاه می‌نشیند .

 «اوایل تابستون، وقتی جنگ جنوب شروع شد، با خودم فکر کردم الان اینجا توی شمال، هوای 30درجه با رطوبت 80‌درصد داریم ولی جنوب، همین لحظه، دمای 60 درجه با رطوبت 100 درصده و هموطن من توی جنوب، با همین گرما و رطوبت، نه برق داره و نه آب چون در اوج گرما، آب شیرین‌کن و نیروگاهش رو زدن. حتی اگه برق و آب جنوب هم قطع نمی‌شد، هموطن من امنیت نداشت چون زیر آتیش بمب و موشک بود. خودم رو جای مردم بندرعباس و چابهار و کنارک و بوشهر و آبادان گذاشتم و از خودم پرسیدم آیا می‌تونم این وضع رو تحمل کنم؟ نمی‌تونستم. هیچ انسانی نمی‌تونست. خواستم کاری کنم که حداقل یک نفر یا یک خانواده از مردم وطنم، دلش خوش بشه. خواستم ایران از من راضی باشه. تا حالا که کاری برای این مردم نکردم، همیشه هم دست طلبکاری داشتم ولی این ایام، دیگه بدهکار بودم به هموطنم.»

یکی از همشهری های مرد بابلی هم  از اسفند پارسال برای اسکان رایگان هموطنان جنگ‌زده داوطلب شده بود ؛ مردی  که صاحب یک بنگاه املاک  بود و  دو تا ویلا داشت. هر ویلا با اتاق‌ها و سالن بزرگش، به اندازه 20 نفر جا داشت. یکی برای اجاره بود و یکی هم برای اسکان رایگان افراد بی‌بضاعت. مرد بنگاه‌دار می گفت :  «از اسفند پارسال که جنگ شروع شد، تعداد زیادی اومدن. از تهران، از جنوب. از خانواده‌های دو یا سه نفره تا جمع 10 یا 15 نفره. می‌اومدن و می‌گفتن نزدیک خونه یا محله مون رو با بمب و موشک زدن و جای زندگی مون امن نیست و توان پرداخت اجاره ویلا نداریم. هر مسافری می‌اومد و شرایط مالی خوبی نداشت، تا هر وقت می‌خواست، می‌تونست بمونه. هیچ محدودیت زمانی هم نبود. یک سرپناه داشتیم، با هموطن‌مون شریک شدیم.»

آن همه آدم که زمان جنگ 40 روزه و جنگ جنوب در تابستان امسال، آمدند و مهمان این مرد بودند و رفتند، یک تشکر به یادگار گذاشتند و مرد، تردید نداشت که باز هم، همان ویلای دربست، فقط برای اسکان افراد نیازمند و بی‌پناه و کم‌درآمد خواهد بود؛ یک جور وقف کلامی .

 «خیلی‌ها آواره شده بودن، بچه‌های کوچولو از جنگ می‌ترسیدن. این همه ویلای خالی توی این شهر بود ولی هم‌وطنمون که از جنوب فرار کرده بود، کنار خیابون چادر زده بود چون پول برای اجاره ویلا نداشت. این هیچ خوب نبود. بعضی همشهری‌های ما رفتار خوبی با این مردم نداشتن. اجاره ویلا، از شبی دو میلیون یا سه میلیون تومن، به شبی 7 میلیون و 8 میلیون تومن رسیده بود و اجاره هر اتاق هتل، از شبی یک میلیون تومن به شبی 4 میلیون و 5 میلیون تومن رسیده بود. یکی از هتل‌دارها، رفیق خودم بود. بهش گفتم تو واقعا می‌تونی این پول رو بخوری؟ به جای اینکه اتاق هتلت ‌رو به رایگان به مردم جنگ‌زده بدی، 4 برابر گرون کردی؟ این مردم به ما پناه آوردن و باید باهاشون همراهی کنی و حتی اگر اتاق رایگان نمیدی، می‌تونی همون قیمت قبل از جنگ رو ازشون بگیری.»     پیام دوم - سراوان؛ استان سیستان و بلوچستان:

 « اسکان رایگان به چابهاریا و بندرعباسی‌های عزیز و جنگ‌زده‌ها  - جنگ‌زده‌های عزیز رایگان هست، سراوان شهر خوش‌آب و هوا، تماس و پیامک جوابگو هستم، یا‌الله زنده باد»

نویسنده این پیام، یک سوخت‌کش بود از اهالی سراوان؛ جوان 29‌ساله‌ای که ماهی دو بار سه بار، سه هزار لیتر گازوییل در مشک نیسانش بار می‌زد و از جاده‌های بلوچستان می‌رساند به مرز پاکستان که خرج خانواده را تامین کند. مرد سوخت‌کش، در روستای نزدیک شهر، یک خانه 100 متری دو اطاقه داشت. از روزی که موشک و بمب، نفس چابهار و بندرعباس را برید، این تبلیغ را نوشت تا هر خانواده‌ای ببیند، فقط جانش را بردارد و بیاید و زنده بماند. سه تا خانواده، تبلیغ را دیدند و آمدند؛ از چابهار. یک ساعت بعد از آنکه سومین موشک، برج مراقبت چابهار را از پا انداخت و جلوی چشم شان آواری از نماد شهر به جا ماند، تلفن زدند و گفتند «خانه را خالی نگهدار، ما راه افتادیم.»

مرد علاوه بر همان خانه روستا، طبقه بالای خانه‌اش در داخل شهر را هم آماده کرده بود که اگر تعداد بیشتری از جنگ جنوب گریختند، هیچ کدام جواب  «نه»  نشنوند .

 «نمی‌شناختیمشون. فقط از ترس جنگ و ترکش بمب و موشک فرار کردن. خوشبختانه خونه‌شون سالم بود. کلی سوغات از چابهار برای ما آوردن و با هم دوست شدیم و از ما دعوت کردن که به چابهار بریم و مهمانشون باشیم.»

مرد، تازه داماد است و علاوه بر خرج همسرش، هزینه تحصیل سه خواهرش را هم گردن گرفته و همه اینها، از دل قاچاق گازوییل جور می‌شود. در منطقه بلوچستان، سوخت‌کشی یک شغل رایج است چون در این منطقه، غیر از سوخت‌کشی، شغل دیگری نیست. پسرهای بلوچستان، از همان وقت که کف پایشان به سختی به پدال گاز و ترمز نیسان می‌رسد، رویای دست نیافتنی دکتر شدن و مهندس شدن و معلم شدن را دور می‌اندازند و شاگرد نیسان برادر و پدر و دایی و عموی سوخت‌کش می‌شوند تا روزی در آینده نه خیلی دور، خودشان برانند روی جاده‌های مرگ به سمت مرز پاکستان. رنجی که کف این جاده‌ها جاری است، از سوخت‌کش‌ها آدم‌هایی می‌سازد بالغ‌تر از سن تقویمی‌شان.

 «هفته قبل توی جاده زاهدان گازوییل می‌بردم. توی جاده، یک ماشین خراب شده بود. سر ظهر بود. اون اطراف نه روستایی بود، نه آبی بود نه چراغی. ایستادم. راننده، پیرمردی بود که می‌خواست بچه‌اش رو به بیمارستان برسونه. پیرمرد نمی‌تونست مشکل ماشین رو بفهمه. من آچار و لوازم داشتم. مشکل جزیی بود. موتور ماشینش رو باز کردم با اینکه ترس داشتم پلیس برسه یا دزد بیاد و ماشینم رو بدزده. اینجا سوخت‌کش‌ها رو خیلی اذیت می‌کنن. چند تا از رفقای سوخت‌کش هم از راه رسیدن و ایستادن و با کمک هم، ماشینش رو درست کردیم و خیلی هم خوشحال شد و من هم غروری در دلم اومد که واقعا کار خوب، پیش خدا گم  نمیشه.»

7 سال قبل، جوان سراوانی تا پای دانشگاه رفت و دلش می‌خواست درس بخواند و درجه‌دار شود ولی فاصله ابرهای آبی رویاها تا واقعیت سفره‌ای که با مستمری یک پدر بازنشسته پر می‌شد، خیلی زیاد بود. تنها پسر خانواده، در سن 22‌سالگی، به قیمت باسواد شدن خواهرهایش، رفت سوخت‌کشی. حالا یک خواهر، با همین پول سوخت‌کشی برادر، در دانشگاه زاهدان مشغول تحصیل است و خواهر دومی هم هفته آینده کنکور دارد و خواهر سوم، دبیرستانی است و جوان سراوانی هم گازوییل به مرز پاکستان می‌رساند .

 «خواهرام به جایی برسن، برای من کافیه.»     پیام سوم  -  شهر اصفهان:

 «اسکان رایگان هموطن عزیز بندرعباس - جا برای اسکان رایگان یک خانواده عزیز بندرعباسی آسیب دیده  از جنگ در اصفهان مهیاست»

این پیام را یک معلم نوشته بود؛ معلم دبیرستان پسرانه‌ای در شهر اصفهان و پدر دو فرزند که یکی دانشجوست و یکی دانش‌آموز. آقا معلم، بالا سرِ خانه‌اش، یک طبقه خالی داشت. وقتی آسمان جنوب از آتش جنگ سرخ شد، آقا معلم و همسرش تصمیم گرفتند این طبقه خالی را سرپناه کنند برای خانواده‌ای که به دنبال یک سقف امن باشد. بعد از انتشار پیام، چند نفر تلفن زدند برای تشکر. هیچ کس نیامد .

 « فقط یک دلیل داشتیم. وقتی بندرعباس و بوشهر و چابهار بمبارون می‌شد، فکر کردیم می‌تونست جای ما عوض بشه و ما، جنوب باشیم و زیر آتیش موشک و بمب.»

آقا معلم در جواب سوالم که چرا به جای اجاره دادن این طبقه خالی، سرپناه رایگان برای جنوبی‌های جنگ‌زده فراهم کرده، گفت: « آدم یک جایی باید از یک چیزایی چشم‌پوشی کنه. »     پیام چهارم - شهر تهران:

 «اسکان رایگان جنگ - اسکان موقت رایگان هموطنان گرامی جنگ‌زده جنوبی. خانواده موجه. یک واحد مستقل حدود 85 متر یک خوابه با حیاط. کولر و تلویزیون ندارد.  یخچال هست.»

این پیام را یک مهندس عمران نوشته بود؛ آقای 44 ساله‌ای که پدر دو فرزند دانش‌آموز است و ساکن تهران است و یک خانه ویلایی در آمل دارد و از اول فروردین 1398 بیکار است چون ساختمان‌سازی تعطیل شده و حالا مخارج زندگی این خانواده 4 نفره را، همسرش که در بازار بزرگ تهران شاغل است تامین می‌کند.

 «چند نفر از اهالی بندرعباس تلفن زدن و گفتن که نیاز به جای امن دارن ولی دیگه خبری ازشون نداشتیم. تعداد زیادی از مردم جنوب هم پیام تشکر برامون فرستادن.»

آقای مهندس، اوایل تابستان، در نگرانی برای آوارگی هموطنانش و به پیشنهاد همسرش این پیام را نوشت. زن و شوهر، از تماشای آوارهای جنوب، کلی گریه کردند و اسکان رایگان برای هموطنان بوشهر و چابهار و بندرعباس، تنها کاری بود که از دست‌شان برمی‌آمد. مهندس بیکار، این جور همراهی با مردم رنج دیده را بارها تجربه کرده بود؛ هم در نوجوانی و هم در بزرگسالی. در نوجوانی، تعدادی از اتاق‌های خانه پدری‌اش، سرپناه دائمی بود برای مردم فقیر و به گره و دست انداز خورده. خودش که مستقل شد و خانه پدری خالی ماند، مستاجران بینوای سرگردان را تا پیدا کردن منزل جدید، در همین خانه پدری پناه داد؛ بارها و بارها. خودش که هیچ‌وقت مستاجر نبود ولی رنج اجاره‌نشینی را در این حد می‌فهمید که نه خانه پدری و نه ویلای آمل را هیچ‌وقت اجاره نداد و یکی دو بار، در اوج استیصال معیشت، فقط به رهن راضی شد .

 «هیچ‌وقت اجاره خور نبودم. همیشه فکر کردم اجاره دادن سخت‌ترین مشکل یک مستاجره. خونه رو رهن می‌دادم و از پولش هم برای خرج زندگی‌ام استفاده می‌کردم ولی حاضر نشدم ماه به ماه از جیب یک آدم زندگی کنم.»     پیام پنجم -  روستایی اطراف کاشان:

 « اسکان رایگان برای جنگ‌زده‌ها - یه کارگاه دارم تو حیاط خونمون. هشتاد متره. آب و برق و گاز داره. حمام و دستشویی داره. فرشش می‌کنم، فقط پتو و وسایل پخت و پز می‌خواد. گاز برای پخت و پز داره، ظرفشویی داره. هوا هم خنکه. داخل یکی از روستاهای اطراف کاشان هست. تمیزه. کاشی کاریه تا سقف. فقط برای خانواده‌های جنگ‌زده، افراد مجرد نمیدم. دنبال داستانم نیستم. اگر واقعا لازم داری زنگم بزن. اگر دستت به دهنت می‌رسه یه جا اجاره کنی برا خانواده‌ات، این مورد رو بذار برای یکی که واقعا لازم داره. کارت شناسایی و مدرک محرمیت و سوءپیشینه لازمه. ببخشید سختگیری می‌کنم. نمیخام دردسر بشه برام. میخام کمکی کرده باشم که خدا خوشش بیاد. به امید روزی که آرامش کشورمونو فرا بگیره.»

این پیام را محمد جواد نوشته بود. جوان 24 ساله ساکن روستای « اُزوار » و صاحب کارگاه گلابگیری و عرقیات رُز آباد. محمد جواد، اسفند پارسال این پیام را نوشت با اینکه کلی مخالف داشت بین قوم و خویش‌ها و غریبه‌ها ولی یک تنه ایستاد و گفت  «کارگاه خودمه. اختیار زندگی خودم  رو دارم.»

همان روزهای جنگ اسفند، دو خانواده ساکن تهران؛ خانواده‌هایی از اهالی منطقه‌12 و از فرزندان ایلام جنگ‌زده، پیام محمد جواد را دیدند و تلفن زدند و رفتند و ماندند تا اوایل اردیبهشت امسال و طوری حال‌شان خوب شد به دور از لهیب جنگ که موقع خداحافظی، گریه می‌کردند. اردیبهشت رد شد و محمد جواد، پیام را پاک نکرد و جنگ جنوب که شروع شد، چند نفر از اهالی بندرعباس و بوشهر و چابهار پیام را دیدند و تلفن زدند و تشکر کردند و گفتند «در خانه خودمان می‌مانیم.»

 محمد جواد، هرچه در پیام نوشته بود، همان را انجام داده بود. کارگاه، آبگرمکن و برق و گاز و روشویی داشت، برای کف کارگاه، از دایی‌هایش فرش قرض گرفت و با کمک دوستانش، چند تخت و یک اجاق گاز و سماور و دو تا بخاری داخل کارگاه گذاشت. سرویس بهداشتی داخل حیاط را تجهیز کرد و دوش نصب کرد و حدود 20 میلیون تومان از جیبش خرج کرد که فضای کارگاه، مثل خانه باشد؛ امن و راحت.

 «این کارگاه، خرج زندگی یک خانواده رو میده. البته فروش زیادی نداریم چون با این گرونی، گلاب و عرقیات به رده 20 و 30 اولویت زندگی مردم رسیده و الان نون شب، خیلی واجب‌تر از گلابه. جنگ که شروع شد، دیگه هیچ چیزی برام مهم نبود. وقتی اخبار جنگ رو می‌دیدم، تا همون حدی که می‌تونستم شرایط مردم رو درک کنم، گریه‌ام می‌گرفت. خودم رو جای مردم جنگزده گذاشتم و دیدم الان، خودمون باید هوای خودمون رو داشته باشیم.»

چند روز بعد از آنکه خانواده ایلامی به کارگاه محمدجواد آمدند، عموها و مادربزرگ و رفیق‌ها و چند نفر از همان مخالف‌ها، خانه‌های خالی که در روستاهای اطراف و کاشان داشتند را به محمد‌جواد سپردند که اگر تعداد جنگزده‌های بی‌پناه زیاد شد، حتی یک نفر هم پشت درهای بسته نماند.

 « یک نفر از میناب تلفن زد و بابت تبلیغ اسکان رایگان تشکر کرد. حالا هم که جنوب آروم شده، سفارش گلاب داده براش بفرستیم میناب. اون روزای جنگ، جنوبی‌ها وقتی تلفن می‌زدن، از لحن حرف زدنشون می‌شناختمشون. یک غمی توی صداشون بود.»

خرداد کاشان و روستاهایش، موسم گلابگیری است. دو ماه قبل، همان خانواده ایلامی آمدند به کمک پدر و مادر محمد جواد برای گل چینی و گلابگیری و حالا هم فرزندان‌شان در تهران برای کارگاه گلاب و عرقیات رزآباد، بازاریابی می‌کنند .     پیام ششم -  تویسرکان؛ استان همدان:

 «مهمان می‌پذیریم -  با درود به هموطنان عزیزم در جنوب کشور، در استان همدان و شهر تویسرکان کلبه درویشی داریم که با عشق و به صورت رایگان تا هر زمان امنیت به شهر شما برگرده تقدیم میشه. متراژ خونه بالاست و برای ده، دوازده نفر جا هست با تمام امکانات رفاهی. هر خانواده‌ای خواست در خدمتیم. فعلا همین کار از دستمون برمیاد. پاینده ایران»

نویسنده این پیام، مردی بود که در تهران زندگی می‌کرد و خیاط‌خانه صنعتی داشت و این پیام را به درخواست پدرش نوشته بود؛ پدری که ساکن یکی از روستاهای تویسرکان و کشاورز است و نزدیک خانه خودش، یک خانه خالی هم دارد و اسفند پارسال، به پسرش گفت پیام بدهد و اعلام کند که این خانه، به رایگان در اختیار هموطنان جنگ‌زده‌ای خواهد بود که زندگی‌شان آسیب دیده یا دچار مشکل شده‌اند. بعد از آتش‌بس، پیام، حذف نشد. دو ماه قبل، وقتی جنگ جنوب شروع شد، پیام تمدید شد.

 «اکثر هموطنان تلفن می‌زدن یا پیام می‌دادن و تشکر می‌کردن ولی کسی نیومد.»     پیام هفتم -  استان آذربایجان شرقی:

 « خانه باغ رایگان برای اسکان هموطنان جنگ‌زده – متراژ‌40، بدون اتاق، ظرفیت استاندارد 5 نفر، ظرفیت اضافه 4 نفر »

نویسنده این پیام، خانمی بود ساکن در یکی از شهرهای نزدیک تبریز؛ مادر یک کودک و پزشک عمومی که بیمارانی در روستاهای اطراف شهر دارد و با اوضاع خانواده‌های گرفتار، خیلی آشناست. همین پیام کوتاه را خیلی‌ها دیدند. خانواده‌ای از اهالی ایرانشهر هم تلفن زدند و آمدند و یک شب ماندند و رفتند .

 «وقتی جنگ جنوب شروع شد، فکر می‌کردم که بچه‌های کوچولوی جنوبی چقدر از سر و صدای انفجار می‌ترسن چون بچه خودم خیلی می‌ترسید. می‌دونستم که اینجا قیمت هتل خیلی گرونه و به شبی 5 میلیون تومن رسیده و در این وضعیت، ممکنه خانواده‌هایی که از جنوب به سمت مناطق امن میان، توان پرداخت این هزینه رو نداشته باشن. یک باغ کوچیک داشتم، این باغ رو در اختیار هموطنم گذاشتم. خیلی‌ها تماس می‌گرفتن و می‌گفتن کاش شما به جنوب نزدیک بودین که حداقل می‌تونستیم زن و بچه‌مون رو بفرستیم. بهشون می‌گفتم زن و بچه‌تون رو بفرستین و نگران نباشین و ما مثل چشم‌مون ازشون مراقبت می‌کنیم. نتونستن اعتماد کنن. این روزا، اعتماد خیلی سخته.»     پیام هشتم - شهریار؛ استان تهران:

 « سلام دوستان، بچه‌های جنوب، اگر کسی خونه‌اش آسیب دیده و شرایط زندگی براش سخت شده و آب و برق و گاز و خونه‌شون آسیب دیده، در حد سه تا خانواده می‌تونیم اسکان رایگان بهشون بدیم تا هر موقع که دوست داشته باشن در خدمتشون هستیم. خونه هم مبله است و همه‌چیز داره.»

این پیام مرتضی است؛ جوان 30‌ساله و صاحب یک آرایشگاه در شهریار که تابستان امسال و بعد از اولین حمله‌ها به جنوب، از طریق دوستانش پیام فرستاد و پیام دست به دست چرخید تا اینکه دو خانواده از هرمزگان آمدند و دو هفته‌ای دور از جنگ و صدای انفجار و بدون ترس، در همین خانه‌ای که مرتضی گفته بود زندگی کردند .

 «پیرزن و پیرمردی بودن که به همراه نوه و بچه‌هاشون اومدن. نزدیک اسکله بودن و قایقای ماهیگیری همسایه‌هاشون موشک خورده بود و از ترس جنگ و موشک و بمب  اومدن.»

خانه‌ای که مرتضی برای اسکان هموطنان جنگ‌زده آماده کرده بود، در ایام عادی کمک‌خرج خانواده‌اش بود و شبی یک تا دو میلیون تومان به اجاره می‌رفت. مرتضی می‌گفت تنها دلیلی که امسال، قید اجاره این خانه را زد، همان لحظه‌ای بود که خودش را به جای بچه‌های جنوب دید.

«وقتی پیامم رو پخش کردم، چند نفر پیگیر شدن و گفتن ما هم خونه‌های خالی داریم و امسال به احترام هموطنانمون، اجاره نمیدیم و برای اسکان رایگان تقدیم می‌کنیم. دو تا از همین خونه‌ها، توی استان گیلان و سمت فومن بود. ما هم سه خانواده از هموطنان جنگ‌زده جنوب رو، به این دوستان معرفی کردیم.»     پیام نهم -  نیشابور، استان خراسان رضوی:

 «میزبان هموطنان مناطق جنگی، اسکان و اطعام کاملا رایگان. بومگردی و اقامتگاه [ ...] آماده است برای مهمان‌نوازی از عزیزانی که در شهرهای جنگ‌زده هستند.»

نویسنده این پیام، مردی است از اهالی نیشابور و صاحب یک مجموعه اقامتی که به همراه چند نفر از دوستانش، 120 نفر از اهالی جنوب را به مدت دو هفته به رایگان پناه دادند .

 «مشتری‌های ما برامون خبر آوردن که در فضای شهر، خانواده‌هایی چادر زدن و در این هوای خیلی گرم داخل چادر زندگی می‌کنن و به نظر میاد که از مناطق جنگزده باشن. از مشتری‌هامون خواهش کردیم هر چه سریع‌تر نشونی ما رو به این خانواده‌ها بدن و بگن که اقامت در این مکان، تا مدت نامحدود کاملا رایگانه. حدود 120‌نفر اومدن؛ از اهالی ایرانشهر و چابهار و بمپور و استان هرمزگان. با اینکه سه وعده غذا هم به رایگان و با هزینه دوستانمون تهیه می‌شد ولی این مردم به قدری شریف بودن که غذا از ما قبول نکردن.»

صاحب اقامتگاه می‌گوید تعدادی از اهالی نیشابور، شماره کارت خواستند تا در هزینه اسکان هموطنان جنگزده شریک باشند، تعدادی گفتند خانه‌هایشان را در اختیار هموطنان جنگ‌زده می‌گذارند و تعدادی گفتند در هزینه سه وعده غذایی شریک می‌شوند و از فرمانداری نیشابور و چند هیات مذهبی هم تماس گرفتند و پیشنهاد کمک دادند ولی این مرد و دوستانش، به تمام کمک‌ها جواب رد دادند و گفتند تنها کمک این است که هر مسافر از مناطق جنگ‌زده، نشانی این اقامتگاه را بداند و برای پیدا کردن سقفی امن، سرگردان نباشد.

«حدود 8 روز بعد از اینکه برج مراقبت چابهار به‌طور کامل ویران شد، این عزیزان جنگ‌زده هم به شهرهای خودشون برگشتن. زیباترین خاطره من از حضور هموطنان هرمزگان و بوشهر، شب‌های خیام‌خوانی بود. این عزیزان، رباعیات حضرت خیام رو، بیشتر از ما که همسایه‌اش هستیم، بلد بودن. خیلی‌هاشون نیاز مالی نداشتن. بضاعت مالی خیلی هاشون در حدی بود که برای اولین‌بار از شهر خودشون خارج شده بودن. بزرگ‌ترین شادی من این بود که این مردم متوجه شدن خارج از استان هرمزگان و سیستان و بلوچستان و بوشهر هم، مردم دوستشون دارن.»

 مرد می‌خواست گمنام بماند. می‌گفت با همکاری دوستانی که در یک مجموعه رستوران داشت، می‌توانست تا مدت نامحدود از 250 هموطن جنگ‌زده هم پذیرایی کند و این، تنها کاری بود که از دستش برمی‌آمد .

 «ما یک گروه از مردم این شهر بودیم. ما مردم ساده و کاسب بودیم که همیشه در سختی‌ها کنار هم بودیم. ما فقط وظیفه‌مون را انجام دادیم. به این هموطنان اجازه ندادیم بابت غذا  و اسکان پول بدن».     پیام دهم -  استان کرمان:

 «اسکان به هموطنان جنوب -  هموطنان عزیز سلام. یه منزل 70 متری نزدیک شهر بافت دارم برا خانواده سه چهار نفره مناسبه. تا زمان آرامش اوضاع بی‌منت تقدیم می‌کنم. سمت شما بود که صفا و معرفت رو دیدم. قدمتون روی چشم»

نویسنده این پیام، یک وکیل بود از اهالی شهر کرمان و پدر یک دختر 12‌ساله. مکانی که قرار بود به رایگان در اختیار هموطنان جنگ‌زده قرار بگیرد، یک خانه دو‌طبقه و استراحتگاه آخر هفته‌های آقای وکیل بود در منطقه‌ای خوش آب و هوا. می‌گفت به احترام هموطنانش، تصمیم دارد تا زمانی که حتی یک نفر از مردم جنگ‌زده در این خانه باشد و تا زمانی که آرامش به جنوب برنگردد، استراحت پایان هفته در این منطقه قشلاقی را لغو کند. هفته پشت هفته گذشت، آسمان جنوب، از آتش جنگ سرخ و سرخ‌تر شد و موشک‌باران تمام شد و بازهم آسمان جنوب  از آتش جنگ سرخ و سرخ تر شد ولی اهالی جنوب فقط پیام دادند و تلفن زدند برای تشکر از این همه مهربانی همسایه.

 «من برای تشکر این کار رو نکردم. از ته دل اون چه داشتم رو در اختیار هموطنانم گذاشتم. هیچ کسی از من کمک نخواست. همه گفتن ما همین جا می‌مونیم. تشکر کردن از اینکه همین که داشتم رو در اختیار گذاشتم.»

این سوال را از بقیه هم پرسیده بودم. از آقای وکیل هم پرسیدم .

    چرا این خونه رو اجاره ندادین؟ رقم اجاره در زندگیتون تاثیر نداشت؟

«من از دی‌ماه به این طرف، دیگه اون آدم قبلی نیستم. اصلا روحیه ندارم. این کشور نباید این‌طوری می‌شد. در این شرایط، پول برام مهم نبود و اگر هم کسی می‌خواست پول بابت این خونه بده، این خونه رو در اختیارش نمی‌گذاشتم. ترجیحم بود که این خونه به رایگان در اختیار یک انسان گرفتار باشه. قرار نبود از گرفتاری مردم برای خودم اسکناس تولید کنم.»

  اخبار مرتبط ببینید| رقم نهایی کمک هزینه اسکان موقت خانوارهای جنگ زده مشخص شد افشاگری کان از یک راهبرد جنجالی در منطقه؛ توافق با اسرائیل برای کاهش هوشیاری و آماده‌سازی جنگ



۲ دقیقه قبل / سایت صفحه سیاست

اختلاف بر سر مذاکره بالا گرفت؛ نبویان صلح در شرایط فعلی را به چالش کشید

صفحه سیاست-

سید محمود نبویان ساعتی پس از سخنرانی مسعود پزشکیان درباره ضرورت پایان جنگ در شرایطی که ایران دست برتر را دارد، در واکنش به این اظهارات نوشت: عده‌ای که متأسفانه خطای محاسباتی نیز دارند، برای پیشبرد مقاصد خود به دیگران تهمت جنگ‌طلبی می‌زنند.

وی افزود: مگر ما جنگ را شروع کردیم؟ جنگ به ما تحمیل شد، آن هم در شرایطی که در حال مذاکره بودیم. ما اکنون در حال دفاع هستیم.

نبویان تصریح کرد: منظور کسانی که در این شرایط از صلح صحبت می‌کنند، تسلیم شدن است.


۱۴ دقیقه قبل / سایت جوان آنلاین

رقابت دهک‌ها در کنکور سراسری

جوان آنلاین: یک میلیون و ۷۰ هزار رقیبی که امسال پای کنکور سراسری آمده بودند، حکایت رقابتشان فقط یک رقابت علمی صرف نبود، بلکه حکایت این رقابت، رقابتی اقتصادی میان دهک‌های مختلف اقتصادی جامعه هم است و با عنایت به هزینه‌های نجومی کلاس‌های کنکور، مدارس خاص و ویژه، کتاب‌های کمک‌درسی و سایر هزینه‌های حضور در این رقابت به‌ظاهر علمی، می‌توان به روشنی دریافت چه کسانی شانس بیشتری برای کسب رتبه‌های بهتر آزمون سراسری دارند. ماجرایی که البته نه فقط در کنکور امسال بلکه طی یکی دو دهه اخیر شکل گرفته و هر سال از سال قبل جدی‌تر و پررنگ‌تر شده است. 

ماحصل این رقابت اقتصادی و الیگارشی آموزشی حذف طبقات ضعیف اقتصادی از تحصیلات عالیه و تکمیلی و شکل‌گیری چرخه‌ای برای تکرار ثروت و موقعیت‌های اجتماعی و اقتصادی برای برخی گروه‌ها و تکرار جایگاه‌های پایین اجتماعی و اقتصادی برای گروه‌های دیگر جامعه است. 

در این میان شاید مواردی استثنایی بتوانند مسیر خود را برای عبور از این رقابت نابرابر پیدا کنند و به دانشگاه‌های خوب و موقعیت اجتماعی و اقتصادی مناسب هم برسند، اما جا زدن استثنا‌ها به جای قاعده‌های مرسوم فقط ما را از واقع‌بینی و رفع اشکالات باز می‌دارد، البته مشروط به اینکه عزمی برای رفع روند‌های نادرست وجود داشته باشد. 

هزینه‌های چندصد میلیونی کنکور 

کافی است به سراغ پشت‌کنکوری‌ها یا خانواده‌های آنها بروید و از آنها سؤال کنید کنکور برایت چند درآمده است؟ پاسخ به این سؤال البته به طبقه اقتصادی- اجتماعی این افراد وابسته است و میزان هزینه‌ای که برای مدارس غیرانتفاعی خاص و کلاس‌های کنکور و کتاب‌های کمک‌آموزشی شده، می‌تواند رابطه معناداری با پذیرش در دانشگاه‌ها و نشستن روی صندلی‌های پرمتقاضی کنکور داشته باشد. رقم‌هایی که از ۱۲۰ تا ۳۰ میلیون تا ۳۰۰‑۴۰۰ میلیون تومان متغیر است و البته همه خانواده‌ها در همه دهک‌های درآمدی در تلاش‌اند هر چه در چنته دارند برای موفقیت فرزندشان وسط بگذارند، اما بدیهی است در این رقابت اقتصادی برای موفقیت در یک رقابت علمی، چه کسانی شانس بیشتری برای موفقیت دارند. 

شانس بیشتر برای دهک‌های بالاتر 

شانس بیشتر دهک‌های اقتصادی بالاتر برای موفقیت بیشتر و کسب رتبه بهتر در کنکور یک ادعا نیست! بررسی آمار‌ها و گزارشاتی که هر ساله بعد از اعلام نتایج کنکور سراسری منتشر می‌شود، این ارتباط معنادار را تأیید می‌کند. همچنان‌که نتایج کنکور تجربی به عنوان پرمتقاضی‌ترین کنکور کشور در سال گذشته نشان داد از میان داوطلبانی که رتبه زیر ۳هزار کسب کرده‌اند، تنها ۱۳۵ نفر از دهک‌های کم‌درآمد و دارای وضعیت اقتصادی به‌شدت ضعیف هستند. این یعنی سهم محروم‌ترین اقشار از بهترین رتبه‌های کنکور، فقط ۵/۴ درصد بوده است. 

در نقطه مقابل، ۱۵۶۳ نفر از این رتبه‌های طلایی، یعنی بیش از نیمی از کل رتبه‌های زیر ۳ هزار، متعلق به ثروتمندترین دهک‌های جامعه هستند.

طبق این آمار، نزدیک به ۷۵ درصد رتبه‌های برتر کنکور تجربی تنها از میان چهار دهک بالای اقتصادی انتخاب شده‌اند. این بدان معناست که دهک‌های اقتصادی پایین جامعه در عمل شانسی برای پذیرفته شدن در رشته‌هایی همچون پزشکی ندارند و می‌توان اطمینان داشت پزشکان آینده کشور از طبقات مرفه جامعه خواهند بود و طبقات فرودست هیچ نماینده‌ای در این قشر از جامعه نخواهند داشت. 

الیگارشی آموزشی در سایه بی‌قانونی 

با مروری بر متن قانون اساسی، در همان آغاز و در اصل سوم به بحث آموزش رایگان می‌رسیم. اصل سوم قانون اساسی تأکید می‌کند: دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی، همه امکانات خود را به کار برد. اصل سی‌ام هم می‌گوید: «دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سر حد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد.». 

اما ماجرای آموزش رایگان سال‌هاست به مظلوم‌ترین بخش از آموزش و پرورش تبدیل شده است. آموزش دیگر رایگان نیست و دانش‌آموزانی که در مدارس دولتی بیشتر از آنکه احساس کنند تحت تعلیم و تربیت هستند، احساس بی‌پناهی می‌کنند! آنچنان بی‌پناه که رهبر شهید انقلاب در ۱۱ شهریور سال ۹۹ در دیدار با رؤسا و مدیران وزارت آموزش و پرورش متذکر شدند «یک نکته در باب عدالت آموزشی بحث مدارس دولتی است که مراقب باشیم مدارس دولتی جوری نباشد که دانش‌آموزی که در مدارس دولتی تحصیل می‌کند، احساس کند که مثلاً فرض کنید امکان قبولی‌اش در کنکور کمتر است؛ این طور نباید باشد یعنی باید ما سطح مدارس دولتی را، هم از لحاظ آموزش و هم از لحاظ پرورش، جوری بالا بیاوریم که خود آن دانش‌آموز احساس اعتماد کند، خانواده او هم که می‌خواهند این فرزند را بفرستند به مدرسه دولتی، احساس نکنند که دارند او را به یک جایی بی‌پناه می‌فرستند و رها می‌کنند؛ این جوری نباید باشد؛ باید به مدارس دولتی به معنای واقعی کلمه رسیدگی شود.». 

اما ماجرا به همین جا ختم نشد و تراژدی حذف دانش‌آموزان مدارس دولتی و عادی از فهرست رتبه‌های برتر کنکور، همچنان ادامه دارد و مدارس دولتی هم روزبه‌روز ضعیف‌تر می‌شوند و دانش‌آموزان و والدینی که نتوانند برای کنکور فرزندانشان خرج کنند، از دور رقابت به‌ظاهر علمی کنکور کنار گذاشته می‌شوند. 

وقتی نظام آموزشی خودش منشأ نابرابری می‌شود 

نظام آموزشی به‌طور معمول یکی از مکان‌هایی است که به افراد این امکان را می‌دهد تا جهش کنند و در عرصه اجتماعی، جایگاه صعودی پیدا کرده و در چرخه فقر نیفتند. البته مشروط به اینکه نظام‌های آموزشی به صورت عادلانه شکل گرفته باشند. نظام آموزشی عادلانه یکی از کارکردهایش امکان تحرک صعودی در نظام اجتماعی است، اما گاهی خود این محیط‌های آموزشی به صورت الیگارشیک شکل گرفته و محفلی برای تحرک و صعود عده‌ای خاص می‌شوند. هرچند طی سال‌های اخیر با انتشار نتایج کنکور سراسری و سهم ناچیز و گاهی هیچِ مدارس دولتی از برگزیدگان و رتبه‌های برتر، جریانی انتقادی علیه این الیگارش‌ها شکل گرفته، اما نمی‌توان حضور این قشر نازک و مدارس و امکاناتی را که برایشان ایجاد شده است، نادیده گرفت و از آثار و تبعات این مسئله بر تشدید شکاف‌های طبقاتی، آموزشی و اجتماعی چشم پوشی کرد. شکاف‌هایی که موجب می‌شود فقط برخی از اقشار و طبقات اجتماعی شانس رشد و تعالی اجتماعی داشته باشند و گروه‌ها و اقشار در طبقات اقتصادی و اجتماعی پایین‌تر، هرگز نتوانند در مسیر رشد و تعالی اجتماعی قرار بگیرند.


۱۴ دقیقه قبل / سایت جوان آنلاین

«نه» چین به جنگ اقتصادی امریکا علیه ایران

جوان آنلاین: رئیس‌جمهور امریکا که نتوانسته در جنگ نظامی با ایران، دستاورد مدنظر خود را محقق کند، از برنامه برای عملیات اقتصادی بی‌سابقه علیه ایران خبر داد. در سایه واکنش‌های تند مقامات ایرانی و تحلیل‌هایی درباره بی‌نتیجه بودن چنین رویکردی، چین نیز مخالفت خود را با این اقدام خصمانه امریکا علیه ایران اعلام کرده است. 

«خردکننده‌ترین عملیات اقتصادی تاریخ» تعبیری است که دونالد ترامپ روز چهارشنبه از آن برای توصیف مرحله جدیدی از جنگ اقتصادی امریکا علیه ایران استفاده کرده است. ترامپ در این پیام که آن را «روز دی اقتصادی» (Economic D- Day) نامیده، نوشته است: «ایران فرصت توافق را از دست داده است و اکنون با جنگ اقتصادی و انزوا در مقیاسی بی‌سابقه مواجه خواهد شد.» او تأکید دارد که این اقدام، فلج‌کننده‌ترین عملیات اقتصادی‌ای خواهد بود که تاکنون علیه هر کشوری انجام شده است. ترامپ خطاب به کشور‌هایی که به ایران کمک می‌کنند هم نوشته است: «هر کشوری که به نهاد‌های مالی، کسب‌وکارها، فرودگاه‌ها یا نهاد‌های دولتی خود اجازه دهد هر نوع کمک اقتصادی به ایران ارائه کنند، خود با عواقب اقتصادی عظیمی مواجه خواهد شد» او از متحدان امریکا خواسته است در این کارزار برای «منزوی کردن و شکست دادن تهدید ایران» به واشینگتن بپیوندند. رئیس‌جمهور امریکا شامگاه چهارشنبه هم به سؤال خبرنگاران در کاخ سفید درباره فشار‌های اقتصادی بر ایران این‌طور پاسخ داد: «ما چیز‌هایی داریم که می‌توانیم علیه ایران تحریم کنیم. ما تحریم‌های بسیار سختگیرانه‌ای داریم و خواهیم دید چه اتفاقی می‌افتد.» وی ادعای باز بودن تنگه هرمز را تکرار و ادعا کرد: «خطوط لوله زیادی در حال ساخت است. من فکر می‌کنم تنگه هرمز به اندازه گذشته مهم نخواهد بود.» دونالد ترامپ از گفت‌و‌گو با رادیو دبیلیوای‌بی‌سی ۷۷ نیز برای تکرار مجموعه لفاظی‌های خود علیه ایران استفاده کرد و با اشاره به اینکه نیروی هوایی ایران، بسیاری از رهبران ایران از بین رفته‌اند و کسی نمی‌داند که چه کسی ایران را رهبری می‌کند، مدعی شد: «چاره‌ای جز حمله به ایران نداشتیم، اگر ۱۰۰ بار دیگر هم لازم بود این کار را انجام می‌دادم، ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد.» اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری امریکا، نیز روز پنج‌شنبه مدعی شد: «اگر ما حداکثر فشار اقتصادی را اعمال کنیم، احتمالاً دیگر شاهد ازسرگیری گسترده عملیات نظامی نخواهیم بود.» بسنت همچنین مدعی شد که به همراه متحدان خود تحریم‌های بیشتری علیه ایران اعمال خواهد کرد. پس از مصاحبه بسنت با سی‌ان‌بی‌سی، قیمت نفت افزایش پیدا کرد. 

عراق و ترکیه، پس از چین

سید عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، خط و نشان ترامپ برای «شروع عملیات اقتصادی» علیه ایران را اقدامی در جهت انحراف افکار عمومی امریکا از بحران‌های مالی داخلی دانست و تصریح کرد: «اصرار بر ادامه سیاست‌های شکست‌خورده، تنها شکست‌های بیشتری به بار خواهد آورد و دشمنی ایرانیان را در پی خواهد داشت.» او عصر دیروز هم در توئیتی با اشاره به سوابق رؤسای جمهور امریکا که از اصطلاح «تحریم‌های فلج‌کننده»، «فشار حداکثری» و تسلیم بی قید و شرط صحبت کرده‌اند، نوشت: «این فیلم را قبلاً دیده‌ایم، همان داستان همیشگی فقط با قلدر‌های متفاوت» کاظم غریب‌آبادی، معاون وی، نیز با اشاره به تلاش‌های نظامی ماه‌های گذشته که نتیجه مطلوب واشینگتن را نداشته است، اعلام کرد: «جنگ نظامی نتیجه نداد، حالا اسم شکست بعدی را «جنگ اقتصادی» گذاشته‌اند.» 

این رویکرد، واکنشی در سطح جهانی به ویژه از جانب چین را به دنبال داشته است. لین جیان، سخنگوی وزارت امور خارجه این کشور، روز جمعه گفت: «پکن با تحریم‌های یکجانبه و غیرقانونی که فاقد مبنای حقوق بین‌الملل بوده و از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد مجاز نشده‌اند، مخالف است.» وی پنج‌شنبه هم گفته بود: «اعمال تحریم و فشار به حل مسئله کمکی نمی‌کند. چین از طرف‌های ذی‌ربط می‌خواهد مسئولانه عمل کنند و مسائل را از طریق ابزار‌های دیپلماتیک و سیاسی حل‌وفصل کنند.» نادر حبیبی، استاد دانشگاه برندایس، در گفت‌و‌گو با الجزیره تأکید دارد که چین هدف اصلی تحریم‌های تهدیدشده علیه کشور‌های کمک‌کننده به ایران خواهد بود و پس از آن عراق و ترکیه قرار خواهند گرفت. تحریم علیه ایران احتمالاً در نتیجه فشار امریکا و پس از گفت‌و‌گو میان مقام‌های دو کشور «تحمیل» شده است. حبیبی گفت اجرای این تحریم‌ها، به‌ویژه در مورد چین، با چالش روبه‌رو خواهد بود زیرا دولت چین به نهاد‌های خود هشدار داده است که با تحریم‌های امریکا همکاری نکنند. همچنین توقف تجارت زمینی با ترکیه و عراق دشوار خواهد بود. 

روسیه به ایران فشار نمی‌آورد

پس از چین، روسیه نیز علیه این رویکرد دولت ترامپ موضع گرفت. میخائیل اولیانوف، نماینده دائم روسیه نزد سازمان‌های بین‌المللی در وین، اعلام کرد سیاست اعمال فشار امریکا به این کشور اجازه نخواهد داد اهداف خود در قبال ایران را محقق کند. در «ایکس» نوشت: «ایران چندین دهه است که تحت تحریم‌های امریکا قرار دارد. تهران در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ نشان داد که توان ایستادگی در برابر سیاست فشار حداکثری را دارد. اگر واشینگتن واقعاً می‌خواهد به هر یک از اهداف خود دست یابد، راه نادرستی را برگزیده است. نتایج مثبت تنها از طریق دیپلماسی صادقانه قابل دستیابی است. هرچه ایالات متحده زودتر به این واقعیت پی ببرد، بهتر خواهد بود.» واسیلی نبنزیا، نماینده دائم روسیه در سازمان ملل متحد، روز پنج‌شنبه به خبرنگاران گفت: «علت این درگیری نه در کار‌هایی که ایران انجام داده یا نداده است، بلکه در تجاوز بی‌ملاحظه و ناموجهی است که توسط ایالات متحده علیه ایران آغاز شده است.» او با اعلام این که تصور نمی‌کند ایران از پایبندی به تفاهمات و توافقات موجود سر باز زده باشد، گفت: «روسیه، در اصل، هیچ فشاری بر هیچ‌کس، چه ایران و چه هر کشور دیگری، وارد نمی‌کند. ایران یک کشور مستقل است و حق دارد تصمیمات خود را بگیرد.» مجله پلیتیکو در گزارشی با استناد به گفته‌های مقام‌های سابق دولت ترامپ، سفرای امریکا و کارشناسان غرب آسیا، با اشاره به ادعای امریکا درباره اینکه این جنگ اقتصادی با جنگ‌های قبلی متفاوت خواهد بود، نوشت که در این مورد تردید‌هایی وجود دارد. این مجله اشاره کرد که دونالد ترامپ منتظر تسلیم‌شدن ایران در نتیجه جنگ اقتصادی است ولی به نظر می‌رسد تهران مایل است بیشتر صبر کند و از خواسته‌های او برای لغو هزینه‌های اعمال‌شده بر کشتی‌هایی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند یا سایر خواسته‌هایی که ترامپ می‌خواهد برای پایان‌دادن به درگیری به آنها دست یابد، پیروی نخواهد کرد. جیمز جفری، سفیر سابق که در سه دولت، از جمله دولت اول ترامپ، خدمت کرده است، بر این باور است: «این یک جنگ فرسایشی است و مطمئنم که وزارت خزانه‌داری در حال انجام اصلاحات جزئی در اینجا و آنجا برای بستن روزنه‌ها یا گسترش تحریم‌ها است.» او افزود: «باور اینکه پس از بیست سال تحریم‌های امریکا و تجربه ایران در دور زدن آنها، اتفاق قاطعی رخ دهد، دشوار است.»

تردد تنها هفت شناور در تنگه هرمز

بنابر اعلام مرکز عملیات تجارت دریایی انگلیس، تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز به ۴درصد سطح پیش از درگیری کاهش یافته است. داده‌های کشتیرانی کپلر نشان می‌دهد که عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز در روز پنج‌شنبه در مقایسه با روز قبل کاهش یافته است و تنها هفت کشتی باری، شامل چهار کشتی ورودی و سه کشتی خروجی، از این گذرگاه راهبردی عبور کردند. گزارش‌ها حاکی است که هیچ‌یک از این شناور‌ها نفتکش یا حامل گاز طبیعی مایع نبودند، هرچند یک کشتی بسیار بزرگ حامل پروپان و بوتان از مسیر ایران از تنگه خارج شد. این در حالی است که آکسیوس به نقل از دو مقام امریکایی مدعی شد: «ارتش امریکا به‌طور محرمانه یک کریدور کشتیرانی برای ورود و خروج کشتی‌ها از تنگه هرمز ایجاد کرده تا روزانه میلیون‌ها بشکه نفت از این مسیر عبور کند. نیروی هوایی امریکا نیز جنگنده‌هایی را برای مقابله با موشک‌ها و پهپاد‌های ایرانی روی این کریدور در اختیار دارد. حدود ۱۰ میلیون بشکه نفت در روز، تقریباً نیمی از حجم انتقال نفت پیش از جنگ، از تنگه خارج می‌شود.» فاکس‌نیوز نیز مدعی شد: «ایران کم‌کم متوجه می‌شود که رئیس‌جمهور ترامپ و ارتش امریکا در خارج کردن مخفیانه نفت از تنگه هرمز تا سقف ۱۰ میلیون بشکه موفق هستند. بعضی شب‌ها به ۱۵ تا ۲۰ میلیون بشکه می‌رسد.» شرکت ملی نفت عربستان سعودی (آرامکو) حداقل ۴ میلیون بشکه نفت خام را با شرایط تحویل و بارگیری در خارج از تنگه هرمز به خریداران چینی فروخته است. آرامکو برای انتقال نفت به خارج از خلیج فارس، از خط لوله استراتژیک «شرق به غرب» استفاده می‌کند تا محموله‌ها را به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ برساند. همچنین بهره‌گیری از پایانه‌های ذخیره‌سازی منطقه مانند بندر فجیره در امارات در دستور کار قرار دارد.




 معاون وزیر دفاع: دشمن نتوانست حتی یک شهر موشکی ایران را شناسایی کند.
۱ ساعت قبل / سایت آفتاب نیوز

معاون وزیر دفاع: دشمن نتوانست حتی یک شهر موشکی ایران را شناسایی کند.

امیر سرتیپ شهرام گفت: هدف‌گیری مراکز دفاعی، روند تولید تجهیزات نظامی کشور را متوقف نکرد.

 برگزاری نشست هماهنگی ناتو برای امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز
۱ ساعت قبل / سایت هم میهن

برگزاری نشست هماهنگی ناتو برای امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز

فرمانده ارشد ناتو با برگزاری نشستی مجازی، موضوع تسهیل همکاری برای حمایت از آزادی ناوبری در تنگه هرمز را بررسی کرد، اما تأکید کرد که این اقدامات در قالب مأموریت رسمی ناتو انجام نمی‌شود.

 اگر دنبال پایان جنگ نباشند چه؟!
۱۴ دقیقه قبل / سایت جوان آنلاین

اگر دنبال پایان جنگ نباشند چه؟!

اکنون یک استدلال که هم در سخنان رسمی و هم در سخنان افراد غیرمسئول مانند رئیس‌جمهور اصلاحات تکرار می‌شود این است که «بیایید حالا که همه به پیروزی ایران اذعان...

 فوتبال زیر و رو می‌شود: جام جهانی 96 تیمی و خاص!
۶ ساعت قبل / سایت ورزش ۳

فوتبال زیر و رو می‌شود: جام جهانی 96 تیمی و خاص!

یوفا و کونکاکاف مخفیانه در حال مذاکره هستند تا یک لیگ ملتهای مشترک 96 تیمی ایجاد کنند و آسیا هم ممکن است به این تورنمنت بپیوندد.

 پایداری شبکه برق و آب در کنکور ۱۴۰۵ با همراهی مردم محقق شد/ تلاش شبانه‌روزی کارکنان وزارت نیرو برای استمرار جریان در شبکه
۱ ساعت قبل / خبرگزاری برنا

پایداری شبکه برق و آب در کنکور ۱۴۰۵ با همراهی مردم محقق شد/ تلاش شبانه‌روزی کارکنان وزارت نیرو برای استمرار جریان در شبکه

برنا - گروه اقتصادی؛ وزیر نیرو با اعلام پایان موفقیت‌آمیز کنکور سراسری ۱۴۰۵ گفت: با آماده‌باش لحظه‌ای نیروهای صنعت برق و برنامه‌ریزی برای تأمین آب شرب حوزه‌ه...

 ادعای جدید معاون ترامپ علیه ایران؛ ونس: ابزارهای فشار را در اختیار داریم
۳۷ دقیقه قبل / سایت اعتماد آنلاین

ادعای جدید معاون ترامپ علیه ایران؛ ونس: ابزارهای فشار را در اختیار داریم

جی‌دی‌ ونس، معاون رئیس جمهور دولت تروریسنی آمریکا مدعی شد که واشنگتن ابزارهای فشار لازم برای مقابله با ایران را دارد.