قیمت طلا امروز




 سایت اعتماد آنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۱۱

محاصره زمینی ایران و حمله به تاسیسات انرژی کشور توسط ترامپ بلوف است؟

حسین ربیعی «محاصره زمینی ایران» و همچنین ادعای حمله به تاسیسات انرژی کشورمان را بیشتر «بلوف» یا تهدیدی برای سنجش سطح واکنش ایران می‌داند و با اشاره به گستره جغرافیایی کشور -حدود ۱۰ هزار کیلومتر مرز زمینی و دریایی، مرز مشترک با بیش از ۱۳ کشور و تعدد گذرگاه‌ها و بازارچه‌های مرزی- توضیح داد: هر کس با این واقعیت آشنا باشد متوجه خواهد شد که محاصره زمینی ایران «بسیار دشوار» است
 محاصره زمینی ایران و حمله به تاسیسات انرژی کشور توسط ترامپ بلوف است؟

کد خبر: 784991 | ۱۴۰۵/۰۵/۱۱ ۰۸:۳۵:۱۱ اعتمادآنلاین |

نوشین محجوب-تصمیم اخیر دونالد ترامپ در نشست کمپ‌دیوید ظاهرا خاورمیانه را در آستانه جنگی تمام‌عیار قرار داده است. در همین راستا منابع امریکایی به وال‌استریت ژورنال و دیگر رسانه‌ها گفته‌اند دونالد ترامپ طرح حمله‌ گسترده به ایران را تصویب کرده و عملیات ممکن است از آخر هفته آغاز شود؛ یکی از گزینه‌ها، کارزار دو هفته‌ای حملات هوایی فشرده برای تضعیف (ادعایی) توان موشکی ایران و ضربه‌زدن به زیرساخت‌های انرژی است، هر چند ترامپ به ‌طور مشروط تاکید دارد پیشرفت فوری در دیپلماسی می‌تواند این عملیات را متوقف کند.

به گزارش اعتماد، گزینه دوم نیز محاصره زمینی در کنار محاصره دریایی کشورمان است؛ متغیری که اکثریت استراتژیست‌های نظامی آن را گزینه‌ای شکست خورده می‌دانند. با این حال به گفته شماری از تحلیلگران، تصمیم اخیرا ترامپ نشان می‌دهد واشنگتن از توافق‌های موقت صلح و چرخه حملات محدود ناراضی است و به ‌دنبال راهی برای تغییر معادلات نظامی و فشار بیشتر بر تهران است. همزمان در گزارش‌ اخیر سی‌ان‌ان، سی‌بی‌اس و دیگر رسانه‌ها تصویر جزیی‌تری از گزینه‌های مطرح‌شده در کمپ‌دیوید ترسیم شده است.  سی‌ان‌ان به نقل از دو مقام امریکایی گزارش داده واشنگتن در حال برنامه‌ریزی برای حملات جدید به ایران در پایان هفته است؛ دامنه و اهداف هنوز قطعی نیست و احتمال لغو عملیات وجود دارد، اما سنتکام گزینه‌هایی برای گسترش عملیات آماده کرده که کارزار دو هفته‌ای بمباران سایت‌های موشکی ایران را شامل می‌شود و زیرساخت‌های انرژی نیز در فهرست اهداف احتمالی قرار گرفته است.  سی‌بی‌اس نیوز نیز مدعی شد مقام‌های ارشد امریکا در نشست کمپ‌دیوید حتی درباره طرح ادعایی «قطع برق در سراسر تهران» و حمله به نیروگاه‌ها و پالایشگاه‌ها گفت‌وگو کردند و یک مقام پیشین ارتش هدف از این حملات را تضعیف ادعایی توان ارتش ایران در ارائه خدمات و اداره موثر کشور عنوان کرده است. همزمان، سی‌ان‌ان گزارش داده ارتش امریکا آماده مجموعه‌ای از حملات به زیرساخت‌های هسته‌ای ایران، ازجمله سایت کوه کلنگ (پیک‌اکس)، شده و آماده‌سازی‌ها در روزهای اخیر سرعت گرفته است، هرچند تصمیم نهایی هنوز اتخاذ نشده است. در مقابل ایران نیز به این ادعاها قاطعانه پاسخ داده و پیام بازدارندگی اش را روشن کرده است. در همین راستا خبرگزاری فارس ضمن هشدار نسبت به ماجراجویی‌های احتمالی واشنگتن، فهرستی را منتشر کرده که در آن میدان نفتی غوار، تاسیسات ابقیق و خریص در عربستان، پالایشگاه الرویس و میدان نفتی زاکوم در امارات، میدان گازی نورث فیلد و تاسیسات ال‌ان‌جی راس‌لفان در قطر، میدان نفتی برقان در کویت، پالایشگاه سیترا در بحرین و میدان‌های گازی لویاتان و تامار در اسراییل به‌عنوان «اهداف مشروع» احتمالی در صورت حمله به تاسیسات انرژی ایران نام برده شده است.  گروهی از ناظران بر این باورند این فهرست و انتشار علنی آن پیامی روشن برای همسایگان و تل‌آویو دارد: هر اقدام علیه زیرساخت‌های انرژی ایران می‌تواند به ‌سرعت به ضربه به قلب اقتصادهای نفتی و گازی منطقه تبدیل شود و دامنه جنگ از تنگه هرمز فراتر رود. از نگاه صاحب‌نظران، تهران تلاش دارد تا بازدارندگی خود را بر پایه آسیب‌پذیری مشترک شبکه انرژی در خلیج‌فارس و شرق مدیترانه بنا کند. همزمان، تنش‌ها در  هرمز کماکان بالا است. نهاد مدیریت آبراهه خلیج‌فارس که ایران پس از بستن هرمز و محاصره دریایی بنادرش ازسوی امریکا برای نظارت بر عبور شناورها ایجاد کرده، اعلام کرده به ‌دلیل «اقدامات تجاوزکارانه» نیروهای امریکا، تردد از تنگه هرمز امکان‌پذیر نیست و عبور کشتی‌ها تنها پس از «برقراری ثبات و آرامش» و براساس زمان‌بندی این نهاد انجام خواهد شد؛ نهادی که هفته‌های گذشته هدف تحریم امریکا قرار گرفته است. با این حال فرماندهی مرکزی ارتش امریکا (سنتکام) این ادعا را «نادرست» خوانده و در پیامی در ایکس تاکید کرد هرمز همچنان برای عبور کشتی‌های تجاری باز است و ایران «کنترل کامل» آن را دراختیار ندارد و در چهار ماه گذشته هزاران کشتی از این آبراه عبور کرده‌اند. در این میان، سپاه پاسداران در اطلاعیه‌ای اعلام کرد بامداد امروز دو نفتکش «متخلف» که «از مسیر غیراعلامی تحت «اسکورت هوایی» ارتش امریکا در «مسیر ناامن و غیرقانونی» هرمز حرکت می‌کردند را هدف قرار داده و مدعی شد چهار نفتکش دیگر نیز «به‌ سرعت تغییر مسیر داده و بازگشته‌اند»؛ حساب منتسب به نیروی دریایی سپاه در شبکه اجتماعی ایکس نیز تصاویری از سوختن چند نفتکش را با عنوان فارسی و انگلیسی «عاقبت تخلف» منتشر کرده است. برخی ناظران معتقدند این کشاکش رسانه‌ای و میدانی نشان می‌دهد هرمز به یکی از اصلی‌ترین میدان‌های اعمال فشار و نمایش قدرت میان دوطرف تبدیل شده است. در سطح منطقه نیز عربستان‌سعودی از موضع منفعل خارج شده و به بازیگری فعال تبدیل شده است. به نوشته نشریه گاردین، ریاض در حال آماده‌سازی عملیات نظامی گسترده علیه حوثی‌ها از طریق دریا و احتمالا از مسیر زمینی در مرکز یمن است. هدف، پایان دادن به اخلال در صادرات نفت عربستان از مسیر جنوب دریای سرخ و باب‌المندب عنوان شده و این روزنامه نوشته نیروهای سعودی از شرق یمن در حال عقب‌نشینی‌اند، اقدامی که می‌تواند مقدمه یک حمله زمینی باشد.

همزمان، عربستان تلاش دارد ائتلافی دریایی برای حفاظت از کشتیرانی در دریای سرخ و تنگه باب‌المندب در برابر حملات حوثی‌ها از حامیان ایران تشکیل دهد؛ ابتکاری که پیش‌تر حمایت ۱۴ کشور را داشت و به گفته برخی تحلیلگران، در صورت تشدید حملات ادعایی به تاسیسات انرژی ایران، اهمیت آن برای ریاض دوچندان خواهد شد. ایران نیز در جبهه دیپلماسی کوشیده پیام خود را به اروپا منتقل کند. عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در گفت‌وگوی تلفنی با اد میلیبند، همتای بریتانیایی خود، خواستار «تجدیدنظر» لندن در همکاری با امریکا و اسراییل شد و صراحتا اعلام کرد طبق حقوق بین‌الملل، اجازه استفاده بازیگران متجاوز از قلمرو و امکانات یک کشور برای حمله غیرقانونی به کشور دیگر، به منزله عمل تجاوزکارانه است و «کشور مورد حمله را مجاز به توسل به دفاع مشروع» می‌کند. او همچنین از آنچه «برچسب‌زنی» علیه نیروهای نظامی ایران خواند، انتقاد کرد و درباره «سازوکارهای عملیاتی با همکاری عمان برای مدیریت تردد کشتیرانی در هرمز» هشدار داد و گفت» که کارشکنی طرف‌های ثالث وضعیت را پیچیده‌تر خواهد کرد. میلیبند در پاسخ تاکید کرد: بریتانیا «بخشی از جنگ با ایران» نیست و به دیپلماسی برای حل‌وفصل مسائل اعتقاد دارد. همزمان در واشنگتن، بحث‌ها درباره هزینه‌های چنین کارزاری فقط محدود به انرژی نیست. مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS) در گزارشی هشدار داده ذخایر موشک‌های رهگیر دفاع موشکی امریکا پس از ماه‌ها جنگ با ایران «به ‌شدت در حال کاهش» است. این مرکز تخمین‌زده موجودی موشک‌های رهگیر پاتریوت از حدود دو هزار و 300 به کمتر از ۸۲۷ و ذخایر تاد از ۴۵۲ هزار به کمتر از ۲۷۸ هزار موشک رسیده و بازسازی این ذخایر ممکن است سه سال یا بیشتر طول بکشد. به نوشته فاکس‌نیوز، برنامه‌ریزان نظامی امریکا در حال بررسی این موضوع هستند که آیا می‌توانند چرخه فعلی حملات تلافی‌جویانه محدود را ادامه دهند یا خیر و برخی ناظران این وضعیت را یکی از مخاطرات اصلی عملیات گسترده هوایی علیه ایران می‌دانند؛ مخاطره‌ای که خود مشاوران نظامی ترامپ نیز در جلسات کمپ‌دیوید به آن اشاره کرده‌اند. در همین راستا «اعتماد» با هدف بررسی آخرین تحولات و تحلیل سناریوهای پیش رو با حسین ربیعی، استاد دانشگاه خوارزمی و کارشناس مسائل خاورمیانه گفت‌وگو کرده تا ابعاد و زاویه‌های آشکار و پنهان تحولات ایران و منطقه خلیج‌فارس و سناریوهای پیش رو را برسی کند. مشروح گفت‌وگو در ادامه آمده است.

حسین ربیعی، کارشناس مسائل خاورمیانه در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره چرایی آغاز دور تازه تنش‌ها و طرح ادعاهایی چون «محاصره زمینی ایران» توسط امریکا و اسراییل، توضیح داد: تفاهمنامه‌ای که میان ایران و امریکا امضا شد، ماهیت منطقه‌ای داشت و قرار بود همزمان با کاهش تنش میان تهران و واشنگتن، در لبنان نیز آتش‌بس برقرار و حملات اسراییل متوقف شود.  به ‌گفته او، از آنجایی که این شرط هیچ‌گاه محقق نشد و تنش میان لبنان و اسراییل کاهش نیافت، «طبیعی است» به محض نقض مفاد تفاهمنامه، جنگ و درگیری در گوشه و کنار منطقه دوباره شعله‌ور شود و آنچه امروز در نقاط مختلف می‌بینیم، بازگشت همان کانون‌های درگیری دوره جنگ ۴۰ روزه است که به دلیل عملیاتی نشدن کامل تفاهمنامه دوباره فعال شده‌اند.  ربیعی در ادامه «محاصره زمینی ایران» و همچنین ادعای حمله به تاسیسات انرژی کشورمان را بیشتر «بلوف» یا تهدیدی برای سنجش سطح واکنش ایران می‌داند و با اشاره به گستره جغرافیایی کشور -حدود ۱۰ هزار کیلومتر مرز زمینی و دریایی، مرز مشترک با بیش از ۱۳ کشور و تعدد گذرگاه‌ها و بازارچه‌های مرزی- توضیح داد: هر کس با این واقعیت آشنا باشد متوجه خواهد شد که محاصره زمینی ایران «بسیار دشوار» است؛ ایران سال‌هاست تلاش می‌کند با قاچاق کالا و مواد در مرزهای خود مبارزه کند و چندان موفق نبوده، بنابراین دیگران نیز اگر بخواهند از بیرون چنین محاصره‌ای را اعمال کنند، «همین‌قدر ناموفق» خواهند بود.  او افزود: ایران با بسیاری از همسایگان خود روابط دوستانه و صمیمانه دارد و هیچ‌یک از کشورهای پیرامونی چنین فضایی را پیش نکشیده‌اند، از این رو اگر امریکا و اسراییل به‌ دنبال محاصره زمینی باشند، با دشواری‌های فراوان روبه‌رو خواهند شد و این سناریو حداقل در  کوتاه‌مدت «عملیاتی» نخواهد شد. ربیعی در ارزیابی نقش اسراییل در مسیر تصاعد بحران بالاخص بعد از سفر نخست‌وزیر این بازیگر به واشنگتن یادآور شد: اسراییل «سال‌هاست» که به ‌دنبال تخریب چهره ایران در مناسبات جهانی است. به گفته این استاد دانشگاه، نتانیاهو و دیگر مقامات اسراییلی از هر فرصتی برای «سیاه‌نمایی رفتار ایران» استفاده کرده‌اند؛ بارها در سازمان ملل با عکس و تصویر، نمایش‌هایی برای مخدوش کردن چهره ایران اجرا کرده‌اند و هر سفر به امریکا را به صحنه اتهام‌زنی‌های بی‌پایه و اساس تبدیل کرده‌اند تا ایران‌هراسی را در افکار عمومی جهان و میان مردم امریکا تقویت کنند.  ربیعی با این پیش‌زمینه، سفر نتانیاهو به واشنگتن و دیدار او با ترامپ و دیگر مقامات امریکایی را «به‌طور طبیعی» تهدید علیه ایران و «یک شوک» می‌داند و معتقد است لابی‌ها و صحنه‌سازی‌های او در بدبین کردن مقامات امریکایی نسبت به ایران نقشی جدی دارد؛ نقشی که هم به افزایش تنش‌ها و هم به کاهش امید به مذاکره و صلح کمک می‌کند. 

به ‌گفته او، نتانیاهو و اسراییل به‌شدت در پی آن هستند که جنگ ایران و امریکا دوباره آغاز شود تا خود نیز به این جنگ بپیوندند و ادامه حملات و تهاجماتی را که در جنگ ۴۰ روزه علیه ایران انجام داده‌اند، در قالب عملیات نظامی تازه دنبال کنند. این کارشناس مسائل خاورمیانه  در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره امید به احیای دیپلماسی، دست‌کم در کوتاه‌مدت و در میانه تنش‌ها -آن‌هم در شرایطی که هرمز خط قرمز ایران است و تهران و واشنگتن بر سر موضوعات دیگر نیز اختلاف جدی دارند- با طرح یک قیاس از عرصه زندگی روزمره به سیاست بین‌الملل اشاره کرد و گفت: روانشناسان معتقدند وقتی دو نفر در هیچ موضوعی نقطه اشتراک ندارند، بهتر است وارد بحث و گفت‌وگو نشوند و این قاعده در سطح روابط بین‌الملل نیز تا حدی صادق است، زیرا اگر دو طرف مذاکره هیچ نقطه مشترکی نداشته باشند، حتی بعد از سال‌ها مذاکره نیز به نتیجه نمی‌رسند.  ربیعی با مرور خطوط قرمزی که طرفین از ابتدای روی کار آمدن ترامپ تا امروز برای یکدیگر وضع کرده‌اند، توضیح داد: از همان آغاز، ترامپ بر «غنی‌سازی صفر» در ایران تاکید داشت؛ خواسته‌ای که برای تهران به‌هیچ‌وجه قابل پذیرش نبود و نتیجه آن به جنگ انجامید. پس از جنگ نیز یکی از خواسته‌های اصلی ترامپ و امریکا، «تردد آزاد کشتی‌ها از تنگه هرمز» بدون نقش‌آفرینی ایران بود، درحالی‌که تهران قاطعانه چنین موضوعی را رد کرده و نمی‌خواهد حق نظارت، کنترل و مدیریت هرمز را واگذار کند. ربیعی نتیجه گرفت از حیث «تمایلات» و خواسته‌های دوطرف، هیچ شباهت یا نقطه نزدیکی وجود ندارد و تا زمانی که هر طرف بر حداکثر خواسته‌های خود پافشاری کند، امیدی به اینکه از طریق گفت‌وگو و مذاکره مساله حل‌وفصل شود، دست‌کم در کوتاه‌مدت وجود ندارد.  او با اشاره به تلاش‌های عمان، پاکستان، عربستان، قطر و دیگر کشورهای پیرامونی برای یافتن راه‌حلی درباره تردد کشتی‌ها در هرمز، افزود: به دلیل فاصله شدید در تلقی ایران و امریکا -و حتی ایران و عمان- از موضوع عبور و مرور در این آبراه، تاکنون هیچ‌یک از این گفت‌وگوها به نتیجه نرسیده. به باور ربیعی یکی از دلایل مهم این وضعیت، آن است که ایران «اهمیت حیاتی تنگه هرمز» را به درستی درک کرده و هرگز نمی‌خواهد کنترل یا مدیریت آن را از دست بدهد، چون هرمز را یک ابزار کارگشا در جنگ نامتقارن با امریکا می‌بیند و واگذار کردن آن را برابر با از دست دادن بخش مهمی از ابزار بازدارندگی در این رویارویی نابرابر می‌داند. این استاد دانشگاه در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره حمله به مواضع حشدالشعبی در جنوب عراق و چرایی انجام آن نیز گفت: این حملات در فضایی انجام شد که عربستان، نیروهای مقاومت عراق را مسوول انفجارها در برخی تاسیسات نفتی خود می‌دانست و بر این اساس، این حملات را نوعی پاسخ و «جبران بخشی از خسارت‌ها» تلقی می‌کرد.

او با توصیف فضای منطقه به‌ عنوان محیطی «آکنده از تنش و ابهام» که «گرد و غبار» فراوان دارد، توضیح داد: در چنین شرایطی برای بسیاری بازیگران فرصت «ماهیگیری از آب‌های گل‌آلود» فراهم است؛ عربستان نیز از این فرصت استفاده کرد تا پیام دهد که دستش خالی نیست و توانمندی پاسخ دارد.  ربیعی معتقد است: سعودی‌ها بدین طریق تلاش کردند نشان  دهند که اگر تا امروز در برابر حملات گاه‌وبی‌گاه ایران به مواضع امریکایی‌ها در عربستان یا سایر کشورها پاسخی آشکار نداده‌اند،  «به معنای ناتوانی شان نیست» و آنها نیز توانمندی پاسخگویی به تهدیدات احتمالی ازسوی ایران یا گروه‌های مقاومت را دارند. او افزود: چنین فضایی برای امریکا و اسراییل «خوشایند» است، چون هرچه کشورهای دیگر منطقه آشکارا وارد درگیری شوند و منطقه آشفته‌تر شود، واشنگتن و تل‌آویو از چند جهت منتفع می‌شوند: از طریق فروش سلاح و از طریق بهره‌برداری از تضادها و تعارض‌های میان کشورهای منطقه برای افزایش نفوذ خود. به همین دلیل، ربیعی بر این باور است که حتی اگر امریکا مستقیما در طراحی حمله به حشدالشعبی نقش نداشته باشد، «پشت پرده» از هرگونه اقدام عربستان علیه گروه‌های مقاومت در عراق و یمن استقبال می‌کند. ربیعی در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره دلایل عربستان برای هم‌صدایی با امریکا و اینکه آیا ریاض در «تله امنیتی-نظامی» گرفتار شده یا نه نیز پاسخ داد:  اگر به برنامه‌های توسعه‌ محور عربستان از زمان ولیعهدی محمد بن‌سلمان و چشم‌انداز ۲۰۳۰ نگاه کنیم، انگیزه اصلی ریاض ورود به حوزه‌های نظامی و جنگی نیست، زیرا هرگونه ناامنی و بحران نظامی، پروژه‌های توسعه‌ای این کشور را به تعویق می‌اندازد. این استاد دانشگاه تاکید کرد: «منفعت عربستان در آرامش منطقه است»، اما وضعیتی که امروز شاهدیم در واقع محصول شرایطی است که امریکا و اسراییل در منطقه ایجاد کرده‌اند؛ به ‌ویژه حضور پایگاه‌های نظامی امریکا در کشورهای جنوبی خلیج‌فارس و استفاده از این پایگاه‌ها برای حمله به ایران که «خواه‌ناخواه» این کشورها را وارد درگیری با تهران می‌کند.

ربیعی بر این اساس معتقد است نه فقط عربستان، بلکه سایر کشورهای منطقه نیز تا حدی «به ناچار و ناگزیر» وارد این فضا شده‌اند، در حالی که اگر خودشان اولویت‌بندی سیاست خارجی را انجام می‌دادند، احتمالا ورود به جنگ منطقه‌ای «آخرین انتخاب»شان بود. او افزود: تلاش و منفعت اصلی این کشورها اکنون آن است که به‌نوعی این وضعیت پایان یابد تا بتوانند از زیر فشارهای نظامی و جنگی خارج شوند. ربیعی در ارزیابی کنش حوثی‌ها در باب‌المندب و دریای سرخ و اینکه آیا رفت‌وآمد کشتی‌ها در این گذرگاه نیز مانند هرمز به ‌دلیل راهبرد تهاجمی امریکا ممکن است مختل شود، با تاکید بر اهمیت جغرافیایی باب‌المندب گفت: هرکس به نقشه این محدوده و «باریکی» آن نگاه کند، می‌فهمد کنترل و ایجاد اختلال در این مسیر به‌دلیل عرض کم تنگه، بسیار ساده‌تر از آبراه‌های وسیع است.  این استاد دانشگاه توضیح داد: برای ایجاد ناامنی در باب‌المندب و دریای سرخ «نیازی به یک نیروی جهانی نیست»؛ یک نیروی کوچک هم می‌تواند با اقدامات محدود، سطحی از ناامنی ایجاد کند که کشتی‌ها ریسک عبور را نپذیرند و مسیر خود را تغییر دهند و همین کافی است تا در زنجیره انتقال انرژی جهانی اختلال جدی پدید آید. ربیعی بر این اساس معتقد است: اگر حوثی‌ها اراده کنند و تمام توان خود را به کار بگیرند، حتی اگر نتوانند رفت‌وآمد را «کاملا متوقف» کنند، قادرند به‌ طور قابل‌توجهی در عبور و مرور اختلال ایجاد و هزینه آن را بالا ببرند؛ به همین دلیل، این مساله برای امریکا، عربستان و دیگر کشورها بسیار مهم است که بتوانند مانع شکل‌گیری ناامنی در این گلوگاه شوند. او افزود: حوثی‌ها با درک اهمیت جغرافیایی باب‌المندب و دریای سرخ، اکنون یک گلوگاه مهم را دراختیار دارند و دست‌کم برای عربستان «می‌توانند مشکلات زیادی ایجاد کنند.» ربیعی در ادامه با یادآوری سابقه طولانی ائتلاف‌سازی در منطقه در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره تصاعد تنش‌ها در خلیج‌فارس و تقویت فرضیه ائتلاف‌سازی‌های جدید از‌جمله تلاش کویت برای تعریف ائتلاف با بازیگری فرا‌منطقه‌ای مانند پاکستان و یارکشی ریاض نیز گفت: از ابتدای دهه ۸۰ و تاسیس شورای همکاری خلیج‌فارس، ائتلاف شش کشور جنوبی حاشیه خلیج‌فارس شکل گرفت؛ هرچند در ظاهر بر ماهیت اقتصادی تاکید می‌شد، اما از همان ابتدا این شورا «ماهیت دفاعی و امنیتی» داشت.

  او خاطرنشان کرد: تجربه نشان داده این ائتلاف در بزنگاه‌های مختلف از ایفای نقش تعیین‌کننده ناتوان بوده است؛ نه در برابر حمله عراق به کویت کاری از پیش برد و نه در دیگر بحران‌های منطقه‌ای.  ربیعی افزود: حتی در تجربه تازه‌تر ورود چند کشور شورای همکاری به جنگ یمن، این ائتلاف نتوانست به اهداف خود برسد و «از پس یمن برنیامد.» به ‌نظر او، باوجود امکان شکل‌گیری ائتلاف‌های جدید، «احتمال موفقیت آنها بسیار کم» است و نمی‌توان چندان روی کارآمدی‌شان حساب کرد. او درباره ورود پاکستان نیز گفت: این کشور با عربستان و امارات پیوندهای نظامی و امنیتی دارد و گاه هشدارهایی درباره تهدید متحدانش مطرح می‌کند، اما بعید است بتواند آن مطلوبی را که کشورهای منطقه در ذهن دارند -یعنی دفاع موثر و قابل‌توجه از کشورهایی مثل کویت، عربستان یا امارات در برابر تهدیدات بزرگ- عملیاتی کند، به‌خصوص وقتی خود امریکا با وجود پایگاه‌های نظامی و تعهدات دفاعی، در برابر حملات ایران «اقدام قابل‌توجهی» برای حفاظت کامل از این کشورها انجام نداد و آسیب‌پذیری آنها آشکار شد. از این رو، ربیعی معتقد است نمی‌توان امید چندانی به ثمربخشی ائتلاف‌های تازه، حتی با حضور پاکستان، داشت؛ هرچند این روند می‌تواند در کوتاه‌مدت کشورهای کوچک جنوب خلیج‌فارس را بیش از گذشته به هم نزدیک کند. او یادآور شد: در جریان همین جنگ ۴۰ روزه اختلاف‌هایی میان امارات و عربستان بروز کرد و حتی در زمانی که در یمن ائتلاف مشترک داشتند، دوباره به اختلاف خوردند و نتوانستند اتحاد نظامی خود را تا پایان ادامه دهند. به ‌نظر او، در شرایط بحرانی این کشورها بیش از آنکه به چشم «همکار» به یکدیگر نگاه کنند به چشم «رقیب» می‌نگرند و ائتلاف‌های مقطعی‌شان شکننده است و دوام و موفقیت پایدار نخواهد داشت. این کارشناس مسائل خاورمیانه در پاسخ به پرسش پایانی «اعتماد» مبنی بر اینکه اگر فرضیه نخست محقق شود و ائتلافی علیه ایران در منطقه شکل بگیرد، سناریوهای پیشِ رو چه خواهد بود، تاکید کرد: مواجهه با چنین ائتلافی «کار دشواری» است، زیرا موضوع فقط نظامی نیست؛ بخش بزرگی از مناسبات اقتصادی و تجاری ایران با کشورهای جنوب خلیج‌فارس است و صادرات و واردات کالا تا حد زیادی از طریق همین کشورها انجام می‌شود. او توضیح داد: اگر ائتلافی «محکم» میان این کشورها علیه ایران شکل بگیرد، شرایط برای تهران در حوزه‌های مختلف سخت خواهد شد؛ هرچند ایران از نظر نظامی و جنگی می‌تواند با این کشورها مقابله کند و آنها به‌عنوان کشورهای کوچک، در برابر تهاجمات نظامی ایران آسیب‌پذیرند، اما در حوزه اقتصاد و تجارت این ائتلاف می‌تواند «تهدیدآفرین» باشد.  ربیعی هشدار داد: اگر چنین ائتلافی تعریف شود و با سناریوهایی مانند محاصره دریایی امریکا و طرح محاصره زمینی همراه و همساز شود، «تهدیدات و دردسرهای زیادی» برای اقتصاد و تجارت ایران ایجاد خواهد کرد و در این حوزه، آثار آن ممکن است از میدان جنگ مستقیم نیز سنگین‌تر باشد. اخبار مرتبط پاسخ ایران به عملی شدن تهدید ترامپ درباره حمله به زیرساخت‌ها چه خواهد بود؟ ادعای ترامپ: به‌ طور جدی در حال بررسی ازسرگیری حمله‌ای گسترده علیه ایران هستیم؛ برای عملیات جدید،…



۱ ساعت قبل / سایت برترینها

ملانیا ترامپ: شنیدم که دلتان برایم تنگ شده بود!

فرارو: ملانیا ترامپ، پس از مدتی حضور کم‌رنگ‌تر در انظار عمومی که شایعات مختلفی را به دنبال داشت، روز پنجشنبه در باغ رز کاخ سفید حاضر شد.

او در ابتدای صحبت‌های خود خطاب به حاضران گفت: «عصر بخیر. شنیدم دلتان برایم تنگ شده بود. من اینجام.»


۱ ساعت قبل / سایت خبرفوری

امارات؛ حلقه کلیدی فشار تازه آمریکا بر ایران

محدود کردن مبادلات مالی و تجاری با تهران، تشدید کنترل بر شبکه‌های مستقر در دبی و برخورد با مسیرهای دور زدن تحریم‌ها می‌تواند یکی از مهم‌ترین شریان‌های اقتصادی ایران را تحت فشار قرار دهد؛ هرچند ابوظبی همچنان می‌کوشد این فشار را به‌صورت تدریجی اعمال کرده و کانال‌های سیاسی با تهران را کاملا نبندد.

برای افزایش فشار بر ایران، آمریکا به همراهی امارات نیاز دارد. امارات در آن سوی خلیج فارس قرار دارد و با وجود اختلافات مکرر میان دو دولت، پیوندهای عمیق تجاری، تاریخی و فرهنگی با همسایه بزرگ‌تر خود، ایران، دارد.


۲ ساعت قبل / سایت انتخاب

در واکنش به ادعای ترامپ درباره تنگه هرمز، کنسولگری ایران در هند، «کالیفرنیا» را قلمروی جدید ایران معرفی کرد

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

در واکنشی کنایه‌آمیز به ادعای دونالد ترامپ درباره تنگه هرمز، دیپلمات‌های ایرانی در هند با انتشار نقشه‌ آمریکا، کالیفرنیا را قلمروی جدید ایران معرفی کردند.

به گزارش انتخاب، در واکنش به اظهارات دونالد ترامپ، درباره ادعای مالکیت آمریکا بر تنگه هرمز، کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در حیدرآباد هند نقشه‌ای از ایالات متحده منتشر کردند که در آن ایالت کالیفرنیا با عبارت “قلمرو جدید جمهوری اسلامی ایران” مشخص شده است.


۳ ساعت قبل / سایت انتخاب

امارات با فشار دولت ترامپ معاملات اقتصادی با ایران را به حالت تعلیق درآورده، زیرا آمریکایی‌ها گفته‌اند این اقدامات تأثیری بیشتر بر تهران دارد تا محاصره دریایی/ قطع این معاملات آسان نیست، چون در بسیاری از موارد حتی نام ایران در تراکنش‌های مالی ظاهر نمی‌شود/ مقامات اماراتی نگران هستند که فشار عمیق‌تر اقتصادی، به اقتصاد کشور‌های خلیج فارس آسیب بزند

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

وال استریت ژورنال نوشت: امارات متحده عربی پس از هفته‌ها فشار دولت ترامپ، معاملات مالی و اقتصادی با ایران را به حالت تعلیق درآورد.

تلاش رئیس‌جمهور ترامپ برای تحت فشار قرار دادن ایران، تا حد زیادی به مهار یکی از مهم‌ترین شریان‌های اقتصادی این کشور، یعنی دبی، بستگی خواهد داشت.

امارات متحده عربی شامگاه سه‌شنبه اعلام کرد که معاملات مالی و اقتصادی با ایران را به حالت تعلیق درآورده است؛ اقدامی که می‌تواند دسترسی تهران به یکی از منابع اصلی واردات و همچنین یک مسیر مالی پشتیبان برای ارتباط با جهان را تهدید کند.

این اقدام پس از هفته‌ها فشار و رایزنی دولت ترامپ با امارات برای اقدام علیه شبکه‌های مالی ایران در این کشور صورت گرفت. به گفته افرادی که از این موضوع اطلاع دارند، مقام‌های آمریکایی به مقام‌های اماراتی گفته‌اند که هدف قرار دادن جریان‌های مالی مرتبط با ایران می‌تواند تأثیری بیشتر بر تهران داشته باشد تا محاصره دریایی بنادر ایران.

آمریکا همچنین در جریان جنگ از امارات خواسته است اقدامات سختگیرانه‌تری علیه نهادهای ایرانیِ تحریم‌شده انجام دهد.

ترامپ شامگاه چهارشنبه در شبکه‌های اجتماعی گفت: «امروز همچنین اعلام می‌کنم که هر کشوری که به مؤسسات مالی، شرکت‌ها، فرودگاه‌ها یا نهادهای دولتی خود اجازه دهد هر نوع شریان حیاتی در اختیار ایران قرار دهند، خود با پیامدهای اقتصادی عظیم مواجه خواهد شد. قاچاق نفت، خطوط مبادله، انتقال نقدینگی، صرافی‌ها، ثبت کشتی‌ها، شرکت‌های پوششی—همه این‌ها باید همین حالا متوقف شوند. خودتان می‌دانید چه کسانی هستید.»

رئیس‌جمهور مشخص نکرد منظورش کدام کشورهاست، اما گفت می‌خواهد همه متحدان آمریکا در کنار او بایستند.

اگر این اقدام به‌طور گسترده اجرا شود، می‌تواند دسترسی تهران به ارز خارجی و شبکه‌های تجارت جهانی را به میزان قابل‌توجهی محدود کند. دولت ترامپ امیدوار است چنین فشاری، ایران را برای رسیدن به یک توافق تحت فشار بیشتری قرار دهد.

اما قطع این ارتباطات آسان نخواهد بود. بخش قابل‌توجهی از این فعالیت‌ها عمداً پنهان می‌شود. دستورهای تحریمی آمریکا در سال‌های اخیر نشان می‌دهند که درآمدهای نفتی، معاملات ارز خارجی و پرداخت‌های مربوط به نهادهای ایرانی، مدت‌هاست از طریق شرکت‌های صوری و صرافی‌های مستقر در دبی جابه‌جا می‌شوند؛ در بسیاری از موارد حتی نام ایران در تراکنش‌ها ظاهر نمی‌شود.

قطع ارتباط ایران همچنین مستلزم آن خواهد بود که مقام‌های اماراتی اقدامات بسیار شدیدتری علیه فعالیت‌های مالی و تجاری مبهم و غیرشفاف اعمال کنند؛ اقدامی که می‌تواند به نقش دبی به‌عنوان یک مرکز جهانی آزاد و منعطف برای تجارت، سرمایه و صادرات مجدد آسیب بزند.

مکس مِیزلیش، مقام پیشین تحریم‌های آمریکا که اکنون پژوهشگر بنیاد دفاع از دموکراسی‌هاست، گفت: «وقتی به دور زدن تحریم‌های ایران و توانایی این کشور برای کسب درآمد از فروش بدون مجوز نفت نگاه می‌کنید، دبی یک مرکز عمده برای جریان‌های مالی است. اقدام امارات علیه تجارت مستقیم و فعالیت‌های مالی مهم است، اما واقعیت این است که بخش بزرگی از فعالیت‌های غیرمستقیم از طریق بانک‌های دبی جریان پیدا می‌کند و از بانکداری سایه و عملیات تأمین مالی ایران پشتیبانی می‌کند.»

اقدام امارات پس از هفته‌ها افزایش تنش صورت گرفت؛ از جمله آنچه مقام‌های اماراتی می‌گویند حملات ایران به هفت کشتی این کشور تنها در همین ماه بوده است.

روز سه‌شنبه، ایران دو موشک بالستیک به سمت امارات شلیک کرد که سامانه‌های پدافند هوایی این کشور را فعال کرد. وزارت دفاع امارات اعلام کرد این موشک‌ها کشتی‌های در حال تردد دریایی را هدف گرفته بودند و در دریا سقوط کردند.

مقام‌های اماراتی اقدامات اخیر را بخشی از یک روند تشدید تدریجی می‌دانند، نه قطع کامل روابط با تهران. به گفته افراد مطلع، انتظار می‌رود امارات مرحله‌به‌مرحله پیش برود؛ ابتدا با اعمال محدودیت‌های جدید بر محموله‌های باری و سپس، در صورت ادامه حملات ایران، احتمالاً با گسترش اقدامات علیه نهادهای مرتبط با ایران.

این رویکرد نشان‌دهنده ترجیح امارات برای آزمودن تدریجی اقداماتی است که مؤثر واقع می‌شوند، در حالی که امکان تغییر مسیر و تعدیل سیاست‌ها را برای خود حفظ می‌کند.

به گفته افراد مطلع، سیاست‌گذاران اماراتی نگران‌اند که راهبرد واشنگتن برای وارد کردن فشار اقتصادی عمیق‌تر بر ایران، به آن بخش از اقتصاد کشورهای خلیج فارس که به جای نفت به گردشگری و تجارت متکی است، آسیب بزند و در نهایت موجب واکنش نظامی بیشتر ایران شود.

مقام‌های اماراتی همچنین می‌خواهند برخی کانال‌های ارتباطی با تهران را باز نگه دارند تا اگر کارزار فشار دولت ترامپ شکست خورد، همچنان یک گزینه دیپلماتیک در اختیار داشته باشند.

امارات به درخواست برای اظهارنظر پاسخ نداد. یک مقام دولت آمریکا مدعی شد که تحریم‌ها و محاصره آمریکا اقتصاد ایران را فلج کرده‌اند و ترامپ ابزارهای بیشتری برای اعمال فشار در اختیار دارد.

در اوایل جنگ، امارات حمل‌ونقل مستقیم محموله‌های دریایی با ایران را متوقف کرد و اقدامات گسترده‌تری را علیه فعالیت‌های مرتبط با ایران در داخل کشور آغاز کرد؛ از جمله لغو ویزاها و تعطیل کردن مدارس و باشگاه‌ها.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، هفته گذشته اعلام کرد که واشنگتن در روزهای آینده محدودیت‌های جدیدی علیه اقتصاد ایران اعمال خواهد کرد؛ اقدامی که به گفته او همراه با محاصره دریایی بنادر ایران یک «ضربه یک-دو» خواهد بود.

برای تحت فشار قرار دادن بیشتر ایران، آمریکا به مشارکت امارات نیاز دارد.

امارات درست در آن سوی خلیج فارس قرار دارد و با همسایه بزرگ‌تر خود روابط تجاری، تاریخی و فرهنگی عمیقی دارد؛ هرچند دو دولت بارها با یکدیگر اختلاف داشته‌اند.

پیش از جنگ، امارات بزرگ‌ترین منبع واردات ایران، حتی بالاتر از چین، بود و در سال ۲۰۲۴ بیش از ۳۰ درصد از کل واردات ایران، به ارزش حدود ۲۱ میلیارد دلار، از امارات تأمین شد؛ بر اساس داده‌های سازمان تجارت جهانی.

امارات سال‌هاست به‌عنوان یک مرکز مالی مهم برای شرکت‌ها و افراد ایرانی که به دنبال دور زدن تحریم‌های غرب هستند، فعالیت کرده است؛ موضوعی که تحلیلگران پیگیر فعالیت‌های تهران و وزارت خزانه‌داری آمریکا نیز بر آن تأکید کرده‌اند.

به گفته آنها، شبکه دور زدن تحریم‌های ایران به تهران کمک کرده است به فروش نفت در خارج از کشور ادامه دهد.

بر اساس اطلاعات وزارت خزانه‌داری آمریکا و تحلیلگران پیگیر فعالیت‌های تهران، ایران در امارات شرکت‌های پوششی ایجاد کرده است تا پرداخت‌های نفتی را دریافت کنند، معاملات را تسویه کنند و منشأ واقعی پول را پنهان سازند.

در سال ۲۰۲۴، حدود ۹ میلیارد دلار که از طریق حساب‌های کارگزاری بانک‌های آمریکایی عبور کرده، ظاهراً با فعالیت‌های مالی مخفیانه ایران مرتبط بوده است. وزارت خزانه‌داری آمریکا اعلام کرد شرکت‌های مستقر در امارات—که بیشتر آنها در دبی، یکی از هفت امارت این کشور قرار داشتند—۶۲ درصد از این وجوه را دریافت کرده‌اند.

ایران همچنین به ناوگان سایه‌ای متشکل از نفتکش‌های قدیمی متکی بوده است تا نفت خام تحریم‌شده را جابه‌جا کند و همزمان مسیر حرکت و ساختار مالکیت این کشتی‌ها را پنهان نگه دارد.

بر اساس اعلام وزارت خزانه‌داری آمریکا، بسیاری از نفتکش‌های مرتبط با تجارت سایه‌ای ایران متعلق به شرکت‌هایی هستند که در امارات مستقرند یا توسط شرکت‌های مستقر در این کشور مدیریت می‌شوند.

امارات پیش‌تر اعلام کرده بود که به تحریم‌ها پایبند است و تعهدی جدی برای حفاظت از سلامت و یکپارچگی نظام مالی جهانی دارد.

با وجود اقدامات جدیدی که امارات اعلام کرده است، تحلیلگران می‌گویند مقابله با این شبکه موازی تأمین مالی همچنان چالش‌برانگیز خواهد بود.

اریک آلتر، رئیس دانشکده دیپلماتیک انور قرقاش در ابوظبی، یکی دیگر از امارت‌های این کشور، گفت: «این کار شدنی است، اما محدودیت‌هایی دارد.»

او افزود که دولت می‌تواند فعالیت رسمی بانک‌ها و تردد عمده در بنادر را متوقف کند، اما «نمی‌تواند تک‌تک شرکای محلی، هر منطقه آزاد تجاری یا حرکت هر شناور کوچک در میان هفت امارت را که هرکدام فرهنگ تجاری متفاوتی دارند، کنترل کند.»


۳ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

نیویورک‌تایمز: تهدیدهای ترامپ علیه ایران نتیجه معکوس داشته است

رویداد۲۴| روزنامه «نیویورک‌تایمز» در گزارشی درباره وضعیت روابط ایران و آمریکا نوشت: ۲ کشور نه در حال مذاکره جدی هستند و نه در جنگ تمام عیار، بلکه در وضعیتی ناپایدار و بینابینی قرار گرفته‌اند که می‌تواند یا به بازگشت درگیری نظامی منجر شود یا به یک بن‌بست طولانی تبدیل شود.

به نوشته این روزنامه آمریکایی، مقام‌های ایرانی معتقدند مقاومت در برابر فشار اقتصادی آمریکا و حفظ کنترل بر تنگه هرمز، بیش از دادن امتیازات بزرگ در یک توافق مذاکره‌شده برای تهران منفعت دارد. در مقابل، واشنگتن ظاهراً شرط بسته است که تشدید فشار اقتصادی بتواند کاری را انجام دهد که حملات نظامی از انجام آن عاجز مانده‌اند.

آتش‌بسی که ۲ ماه پیش میان طرفین برقرار شد، قرار بود مسیر دستیابی به توافقی گسترده‌تر ظرف ۶۰ روز را باز کند؛ توافقی که برنامه هسته‌ای ایران و رفع تحریم‌های آمریکا را در بر بگیرد. اما این مهلت در هفته جاری به پایان رسید و ترامپ روز سه‌شنبه اعلام کرد هیچ «مذاکره یا گفت‌وگویی» در جریان نیست و برنامه‌ای نیز برای آن وجود ندارد.

نیکول گراجوسکی استادیار مرکز مطالعات بین‌المللی ساینس‌پو در پاریس وضعیت موجود را «برزخی دائمی» توصیف کرد و گفت در چند ماه گذشته، جز «تثبیت بیشتر موضع ایران و تلاش‌های مکرر و تاکنون ناموفق آمریکا برای یافتن نوعی راه خروج»، تغییر بنیادین چندانی رخ نداده است.

شروط ایران برای تنگه هرمز

نیویورک‌تایمز نوشت تهران در ماه جاری فهرستی از مطالبات خود از واشنگتن برای بازگشایی تنگه هرمز ارائه کرده است؛ از جمله لغو تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران و پرداخت غرامت جنگی.

شرایط مشابهی پیش از این نیز به‌عنوان بخشی از یک توافق احتمالی میان طرفین مطرح شده بود و در تفاهم‌نامه‌ای که ماه ژوئن مورد توافق قرار گرفت اما خیلی زود از هم پاشید، به آنها اشاره شده بود.

طبق این گزارش، ایران طی هفته‌های گذشته با عمان نیز درباره نحوه مدیریت آینده تنگه هرمز مذاکره کرده است.

مهرزاد بروجردی رئیس کالج هنر، علوم و آموزش دانشگاه علوم و فناوری میزوری گفت: «تهران پس از عبور از شوک اولیه جنگ، اکنون مصمم است قدرت خود را نشان دهد. استفاده ایران از تنگه هرمز به‌عنوان یک سلاح و چانه‌زنی سخت آن در مذاکرات موازی با آمریکا و عمان را باید در همین چارچوب درک کرد.»

تهدیدهای ترامپ نتیجه معکوس داد

نیویورک‌تایمز در بخش دیگری از گزارش خود نوشت لحن ترامپ طی چند ماه گذشته میان «تهدید به نابودی» ایران و وعده نزدیک بودن یک توافق دیپلماتیک در نوسان بوده است.

این روزنامه سپس به نتیجه این راهبرد پرداخت و نوشت اگر هدف چنین رویکردی ترساندن مقام‌های ایرانی و وادار کردن آنها به امتیازدهی بوده، ظاهراً نتیجه‌ای معکوس داشته است.

به گزارش نیویورک‌تایمز، فشار نظامی نتوانسته واشنگتن را به اهداف خود برساند و آمریکا اکنون بر تشدید فشار اقتصادی علیه ایران تأکید دارد.

«جرد کوشنر» داماد و فرستاده ترامپ روز دوشنبه به فاکس نیوز گفت مقام‌های ایرانی تمایلی به پذیرش شرایط مطلوب آمریکا ندارند. او در پاسخ به سوالی درباره وضعیت مذاکرات، به محاصره دریایی با هدف وارد کردن ضربه بیشتر به اقتصاد ایران اشاره کرد و آن را محور فعلی تمرکز ترامپ دانست.

ترامپ نیز روز سه‌شنبه اعلام کرد این محاصره همچنان به‌طور کامل برقرار است.

اسکات بسنت وزیر خزانه‌داری آمریکا نیز اخیراً در گفت‌وگو با نیوزمکس گفت وزارتخانه تحت مدیریت او قصد دارد اقداماتی علیه ایران اعمال کند که به ادعای او «در تاریخ انزوای اقتصادی» یک کشور سابقه نداشته است.

در عین حال، نیویورک‌تایمز یادآوری کرد که ایران پیش از این نیز فشارهای اقتصادی بین‌المللی را پشت سر گذاشته است. بسیاری از کارشناسان بین‌المللی نیز یادآور شده‌اند که دولت آمریکا در سال‌های گذشته تمام ابزارهای اقتصادی و دیپلماتیک خود را برای اعمال فشار بر تهران به کار گرفته و گزینه جدیدی روی میز ندارد.

نیویورک‌تایمز در ادامه نوشت در صورت آغاز دوباره یک درگیری گسترده، پیامدهای آن به ایران محدود نخواهد ماند.

به گزارش این روزنامه، ازسرگیری جنگ احتمالاً زیرساخت‌های انرژی منطقه، پایگاه‌های آمریکا در غرب آسیا و کشتیرانی تجاری را نیز وارد درگیری خواهد کرد.

با این حال، در شرایط فعلی ادامه بن‌بست نیز به همان اندازه محتمل است و مسائل اصلی اختلاف، از جمله برنامه هسته‌ای ایران و سرنوشت تنگه هرمز، همچنان بدون راه‌حل باقی مانده‌اند.

گراجوسکی با اشاره به شکست تلاش‌های واشنگتن برای یافتن راه خروج هشدار داد هرچه این وضعیت طولانی‌تر شود، مواضع طرفین نیز سخت‌تر خواهد شد.

او گفت: «هرچه این وضعیت برزخی بیشتر ادامه پیدا کند، بیشتر تثبیت می‌شود و ساختن یک راه خروج که هیچ‌یک از طرفین مجبور نباشد آن را به‌عنوان امتیازدهی معرفی کند، دشوارتر خواهد شد.»