قیمت طلا امروز




 سایت اعتماد آنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۲۴

سخنگوی وزارت خارجه: توافق بر سر نقشه تردد کشتیرانی در تنگه هرمز حاصل شده/در سه هفته اخیر مذاکرات روند رو به جلو داشته/ در مورد بیانیه مشترک که باید توسط ایران و عمان منتشر شود گفت‌و‌گوها ادامه دارد

سخنگوی وزارت امور خارجه گفت: رسانه‌ها باید از اتکای صرف به اخبار خام فراتر رفته و به سمت «روایت‌سازی مبتنی بر واقعیت» حرکت کنند. در شرایط جنگ ترکیبی، تولید روایت‌های دقیق و به موقع، مانع از القای روایت‌های وارونه به جامعه خواهد شد.
 سخنگوی وزارت خارجه: توافق بر سر نقشه تردد کشتیرانی در تنگه هرمز حاصل شده/در سه هفته اخیر مذاکرات روند رو به جلو داشته/ در مورد بیانیه مشترک که باید توسط ایران و عمان منتشر شود گفت‌و‌گوها ادامه دارد

کد خبر: 786567 | ۱۴۰۵/۰۵/۲۴ ۱۹:۲۶:۰۰ اعتمادآنلاین |

سخنگوی وزارت امور خارجه گفت: رسانه‌ها باید از اتکای صرف به اخبار خام فراتر رفته و به سمت «روایت‌سازی مبتنی بر واقعیت» حرکت کنند. در شرایط جنگ ترکیبی، تولید روایت‌های دقیق و به موقع، مانع از القای روایت‌های وارونه به جامعه خواهد شد.

«اسماعیل بقایی» در گفت‌وگویی تفصیلی به تشریح آخرین تحولات سیاست خارجی کشور و اقدامات دستگاه دیپلماسی پرداخت که در ادامه می‌خوانید:

دفاع‌پرس: آقای بقایی، با توجه به ظرفیت‌های گسترده دیپلماسی عمومی، وزارت امور خارجه چگونه می‌تواند صدای مظلومیت ملت ایران را در سطح جهانی بازتاب دهد و جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه مردم ایران را به‌صورت مستند، قابل فهم و اثرگذار برای افکار عمومی بین‌المللی تبیین کند؟

بسیار خوشحال هستم که امروز به‌مناسبت ایام بزرگداشت روز خبرنگار در این خبرگزاری حضور پیدا کردم. روز هفدهم مرداد روز خبرنگار بود، اما اهمیت این مناسبت به‌گونه‌ای است که از چند روز پیش و چند روز پس از آن نیز گرامی داشته می‌شود. بنده نیز به‌عنوان سخنگوی وزارت امور خارجه وظیفه دانستم از این فرصت استفاده کنم؛ هم از تلاش‌ها و زحمات همه خبرنگاران تقدیر کنم و هم با حضور در خبرگزاری دفاع‌مقدس، مراتب تشکر وزارت امور خارجه را از مجموعه دوستانی که در این خبرگزاری مشغول فعالیت هستند، ابراز کنم.

این ایام یک مناسبت مهم دیگر نیز علاوه بر روز خبرنگار داشت که برای من اهمیت ویژ‌ه‌ای دارد. ما در خبرگزاری دفاع‌پرس شهید بزرگواری داشتیم که برای جامعه رسانه‌ای ایران بسیار ارزشمند است و شایسته است یاد و خاطره ایشان را گرامی بداریم؛ شهید «فرشته باقری» که از فعالان حوزه رسانه بود و در این خبرگزاری فعالیت می‌کرد. البته هم ایشان و هم پدر شهیدشان از خدمتگزاران ایران بودند. همانطور که می‌دانید، ۲۳ خرداد نخستین سالگرد شهادت آنان بود و ما از این فرصت استفاده می‌کنیم و یاد ایشان را گرامی می‌داریم.

خبرگزاری دفاع‌پرس، همانطور که از نام آن پیداست، برای چنین روز‌هایی ایجاد شده است؛ روز‌هایی که تمرکز ما بر دفاع از کشورمان است. البته نه اینکه پیش از این یک سال و نیم چنین ضرورتی وجود نداشته باشد؛ زیرا دفاع امری مستمر، دائمی و در قالب‌های مختلف است. اما جنگی که بر ما تحمیل شد ـ دو جنگ تحمیلی؛ یکی در خرداد ۱۴۰۴ و دیگری در اسفند ۱۴۰۴ـ اقتضا می‌کند که تمامی رسانه‌های کشور، به‌ویژه خبرگزاری دفاع‌پرس که رسالت آن قلم‌ زدن و روایتگری در حوزه دفاع از کشور است، مسئولیت‌های خود را با جدیت انجام دهند.

کارنامه خبرگزاری دفاع‌پرس بسیار درخشان است؛ به‌ویژه در جریان دو جنگ تحمیلی که طی این یک سال و نیم بر ملت ایران تحمیل شد. وظیفه وزارت امور خارجه در حوزه دیپلماسی نیز در شرایط جنگ و دفاع متفاوت می‌شود. ما در هر وضعیتی موظفیم مواضع کشور را تبیین کنیم، چهره واقعی ایران را نشان دهیم و از حیثیت، عزت ملی و منافع کشور صیانت کنیم. در شرایط جنگ، وظیفه شما چند برابر می‌شود و باید خود را با شرایط تطبیق دهید.

باید از ظرفیت‌های دیپلماسی عمومی برای تبیین اقتدار و حقانیت کشور استفاده کرد؛ هر دو باید هم‌زمان و در کنار یکدیگر پیش بروند. جامعه بین‌المللی باید درک می‌کرد که ایران در خرداد و اسفند ۱۴۰۴ در معرض یک تجاوز نظامی آشکار و جنگی غیرقانونی قرار گرفته است.

آمریکا و رژیم صهیونیستی بدون هیچ دلیل و مستمسک قانونی و بر پایه یک دروغ بزرگ به ایران حمله کردند. شب گذشته رئیس جمهور آمریکا اعلام کرد که به‌خاطر اینکه ایران نباید سلاح هسته‌ای داشته باشد، به ایران حمله کردیم. اما هر دو گزاره اعتراف به یک اقدام غیرقانونی و مجرمانه است. ما به ایران حمله کردیم اعتراف صریح به ارتکاب تجاوز نظامی علیه ایران است؛ زیرا بر اساس تمامی اصول حقوق بین‌الملل و منشور سازمان ملل، توسل به زور و تهدید به زور علیه کشور‌ها ممنوع است.

گزاره دوم که به ایران حمله کردیم به دلیل اینکه ایران نباید سلاح هسته‌ای داشته باشد نیز کاملاً ناموجه و غیرقانونی است. چه کسی به آنها مجوز داده است که بر اساس یک بهانه و یک دروغ و بر پایه بمب هسته‌ایِ ناموجود، به کشور دیگری تعرض کنند؟

در چنین شرایطی باید برای افکار عمومی منطقه و جهان تبیین می‌کردیم که این اقدام، اقدامی متجاوزانه و خلاف حقوق و اخلاق بین‌الملل است و همزمان نشان می‌دادیم که در برابر این تجاوز نظامی، مصمم، یکصدا و متحد ایستاده‌ایم. هر دو جنبه باید برای دنیا روشن می‌شد.

در مواجهه با دشمنانی که هیچ حد و مرزی در ارتکاب جنایت نمی‌شناسند و از همه امکانات خود و کشور‌های منطقه برای ضربه‌زدن به ایران استفاده می‌کنند، تنها استناد به حقوق بین‌الملل کافی نیست. باید از ادبیاتی استفاده کرد که برای دنیا قابل فهم باشد. در سطح بین‌المللی، جز قواعد حقوق بین‌الملل و منشور ملل متحد ابزار دیگری برای تبیین حقانیت وجود ندارد.

در عین حال باید نشان می‌دادیم که در عرصه دفاع از خود جدی و قاطع هستیم و پیامآور عزت‌طلبی مردمی هستیم که علی‌رغم فشارها، مصمم به دفاع از حیثیت و عزت خود هستند. ترکیب این دو، دیپلماسی عمومی وزارت خارجه در زمان دفاع را شکل می‌دهد.

البته باید از ظرفیت همه ارکان نظام استفاده می‌کردیم. رسانه‌ها در کنار ما بودند و هستند؛ رسانه یار ماست و بدون استفاده از ظرفیت رسان‌های کشور نمی‌توانستیم این پیام را منتقل کنیم. در بسیاری موارد باید از رسانه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی بهره می‌بردیم. از این جهت تحول مهمی رخ داد؛ زیرا افکار عمومی منطقه و جهان به‌خوبی تشخیص دادند که این جنگ، جنگی تحمیلی و غیرقانونی است.

جنایاتی که انجام شد، وجدان عمومی جهان را تحریک کرد. میناب و لامرد قابل چشم‌پوشی نبود. حمله عامدانه به ۱۶۰ تا ۱۷۰ انسان بی‌گناه، از جمله کودکان، چیزی نبود که انسان‌های آزاداندیش بتوانند نادیده بگیرند. یا در ورزشگاه لامرد که از جنگ‌افزاری جدید و بسیار مخرب با صد‌ها هزار ترکش برای ایجاد بیشترین آسیب استفاده شد.

همچنین در قشم از بمب حدوداً ۱۰۰۰ کیلویی برای حمله به منطقه مسکونی استفاده شد که در آن یک تاکسیران زحمتکش، همسرش و کودک دو ساله‌شان شهید شدند. این موارد باید برای دنیا روشن می‌شد تا درک کنند که ایران با جنگی غیرقانونی و مجموع‌های از جنایات جنگی مواجه است.

ما مجاز نبودیم و نیستیم که در ثبت این جنایات، چه در پیشگاه ملت و چه در پیشگاه تاریخ، کوتاهی کنیم. باید مستندات لازم را برای آینده جمع‌آوری کنیم تا بتوانیم عاملان و آمران این جنایات را در محاکم صالحه دادخواهی کنیم.

هم‌اکنون نیز باید حداکثر استفاده را از نهاد‌های بین‌المللی برای تبیین حقایق و ثبت وقایع ببریم. در نشست شورای حقوق بشر، اجلاس ویژ‌ه‌ای درباره جنایت میناب برگزار کردیم. از این نوع نشست‌ها و نهاد‌های بین‌المللی بسیار است و باید از همه آنها برای رساندن صدای حقانیت، مظلومیت و اقتدار ملت ایران بهره ببریم.

دفاع‌پرس: ایرانیان خارج از کشور چه نقشی می‌توانند در دیپلماسی عمومی و رساندن صدای ملت ایران به افکار عمومی جهان داشته باشند؟ وزارت خارجه چه سازوکاری برای فعال‌سازی این ظرفیت دارد؟

اتفاقی که در جریان هر دو جنگ افتاد، نوعی همبستگی بی‌سابقه در بین ملت ایران در داخل و در خارج بود. شما بسیار مشاهده کردید که ایرانیانی که قبل از آن خیلی سر و کار نداشتند با داخل کشور، بی‌تفاوت بودند، سال‌ها است که از ایران مهاجرت کرده‌اند، یا بعضاً نسبت به نظام جمهوری اسلامی ایران نظر مساعدی نداشتند و خیلی موافق نبودند، اما وقتی دیدند که مامِ میهن در خطر است، وقتی تشخیص دادند که اصلا بحث جمهوری اسلامی اینجا مطرح نیست و دشمن آمده برای شکار ایران، دشمن آمده برای ضربه زدن به ایران، دشمن آمده برای پاره‌پاره کردن مامِ وطن، این درک و این فهم عمومی باعث شد که بسیاری از ایرانیان ساکن در خارج از کشور برای جلوگیری از چنین خطری، صدایشان را بلند کنند و با ایرانیان داخل کشور هم‌صدا و هم‌نوا شوند.

شما موارد فراوانی از کلیپ‌های ایرانیان خارج از کشور را مشاهده کردید که با چه حرارتی، با چه عشقی در مورد ایران صحبت می‌کنند و با تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی مخالفت می‌کنند. این موضوع به نظر من جای تقدیر و شکر دارد و نشان میدهد که مردم و ملت ایران به عنوان یک ملت تمدنی و تاریخی، در شرایط دشوار و آزمون‌های سخت چگونه جوهر درونی خودشان را آشکار می‌کنند و نشان می‌دهند که ملت بودن، ملت تمدنی و تاریخی بودن چگونه است.

دفاع‌پرس: در خصوص قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای از جمله روسیه و چین، لازم است ارزیابی شود که در جریان جنگ‌هایی که علیه جمهوری اسلامی ایران توسط آمریکایی‌ها و صهیون‌ها شکل گرفت، مواضع این دو بازیگر تا چه اندازه با رویکرد‌های راهبردی ایران همپوشانی داشته و آیا می‌توان از اقدامات آنان، حمایت مؤثر، عملی یا سیاسی نسبت به ایران را استنباط کرد؟

ببینید اولاً، هر ملتی باید بتواند به صورت مستقل از خودش دفاع کند. ما این را به عنوان ملت ایران در طول تاریخ یاد گرفتیم که هر زمان جنگی بر ما تحمیل می‌شود را باید خودمان بجنگیم و باید روی پای خودمان بایستیم. نمونه بسیار روشن آن جنگ تحمیلی رژیم صدام علیه ایران بود. هشت سال جنگ تحمیلی با مشارکت تقریباً هر دو قطب موجود در آن روز‌ها چه شرق چه غرب و چه بسیاری از کشور‌های منطقه که به صورت تمام‌قد از رژیم صدام حمایت کردند، در آن شرایط، ما خودمان ایستادیم، از ظرفیت‌های خودمان استفاده کردیم و البته هزینه‌های زیادی را هم متحمل شدیم، جوان‌های زیادی را تقدیم کردیم و انسان‌های بسیار ارزشمندی برای صیانت از خاک، قلمرو، حاکمیت و عزت ایران به شهادت رسیدند.

آن هشت سال جنگ تجربه بسیار گرانسنگی بود که ما با هزینه زیاد به دست آوردیم. در جریان دو جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی، آن تجربه بسیار به ما کمک کرد. البته سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ قابل قیاس با دهه ۱۳۶۰ نبود. امکاناتی که ما در این چهار دهه تولید کردیم، ظرفیت‌های دفاعی هم آفندی و هم پدافندی که به دست جوانان ایرانی ایجاد شد. اینها باعث شد که قدرت ما، توان دفاع و توان تابآوری ما قابل قیاس با دهه‌های قبل نباشد.

بنابراین، یک امر برای ما مسلم و مسجل است و آن اینکه ما باید بتوانیم در هر شرایطی با اتکا به توانمندی‌های داخلی خودمان و با تکیه بر توانمندی‌های درون‌زای ایران بر چالش‌ها غلبه کنیم و دشمنان خودمان را ناکام بگذاریم. در عین حال ما حتماً باید از ظرفیت دوستان خودمان استفاده کنیم. ظرفیت‌ها متنوع و متعدد هست. چون شما همزمان که دارید در عرصه میدان و در یک جنگ داغ دفاع می‌کنید، دشمن از سایر حربه‌ها و امکانات خودش برای تضعیف شما، برای شکستن اراده شما، برای بدنام‌سازی شما، برای سندسازی علیه شما استفاده می‌کند. تمامی اینها به نوعی جبهه‌های مستقلی هستند که البته به یکدیگر متصل هستند.

تلاش برای مقابله با تحریف واقعیات در عرصه‌های بین‌المللی

یکی از این جبهه‌ها، جبهه دیپلماسی و سازمان‌های بین‌المللی است. در این عرصه، بسیار مهم است که ما بتوانیم با کشور‌های مختلف تعامل کنیم و اجازه ندهیم که قلب واقعیات صورت بگیرد. در سطح شورای امنیت سازمان ملل متحد، آمریکا و شرکای منطقه‌ای آن تلاش کردند قطعنامه‌هایی غیرمنصفانه و خلاف واقع را علیه جمهوری اسلامی ایران به تصویب برسانند.

در متن این قطعنامه‌ها هیچ اشار‌ه‌ای به حملات نخست آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران نشده بود و در مقابل، ایران را به دلیل اعمال حق دفاع مشروع در برابر شرارت‌ها و تجاوزات نظامی محکوم می‌کردند. اگرچه یک قطعنامه تصویب شد، اما با رایزنی‌های صورت‌گرفته با چین و روسیه، از تکرار آن جلوگیری به عمل آمد. این رویکرد در شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز پیگیری شد.

دیدگاه مشترک با قدرت‌های منطقه‌ای در برابر یکجانبه‌گرایی

همکاری ایران با کشور‌های دوست مانند روسیه و چین -به عنوان دو عضو دائمی شورای امنیت و بازیگران تاثیرگذار در شورای حکام آژانس- بسیار مهم، حائز اهمیت و ارزشمند است. ضمن اینکه ایران، چین و روسیه دارای نگرانی‌های مشترکی هستند؛ هر دو کشور چین و روسیه نیز نسبت به یکجانبه‌گرایی و نظامی‌گری فزاینده آمریکا در سطح منطقه و جهان ابراز نگرانی کرده و این اقدامات را مخل حاکمیت قانون و منشور سازمان ملل متحد می‌دانند.

بسیاری از کشور‌های در حال توسعه و اعضای جنبش عدم تعهد نیز با این دیدگاه هم‌نظر هستند. آنها می‌دانند که اگر تداوم روند زیاده‌خواهی، توسل به زور و تهدید در روابط بین‌الملل رواج پیدا کند، قربانی اصلی این روند حاکمیت کشور‌های در حال توسعه است و در چنین شرایطی دیگر جایی برای اصول و قواعد حقوق بین‌الملل باقی نخواهد ماند. از این رو، طیف وسیعی از کشور‌ها با ما همن‌ظر بودند و اقدام آمریکا و رژیم صهیونیستی را ناقض مقررات بین‌المللی دانسته و دفاع ایران از منافع خود را کاملاً مشروع و حق قانونی آن تلقی می‌کنند.

دفاع‌پرس: آقای بقایی، با توجه به تحولات اخیر، توضیح بفرمایید توافق اسلامآباد در چه مرحله‌ای قرار دارد و آخرین روند‌های مرتبط با اجرای این توافق چگونه ارزیابی می‌شود؟

در رابطه با تفاهم خاتمه جنگ که در ۲۸ خرداد به امضای رؤسای جمهور ایران و آمریکا رسید، ذکر این نکته ضروری است که طرف آمریکایی کمتر از سه هفته پس از امضای این سند، مرتکب نقض گسترده و همه‌جانبه آن شد.

بدعهدی تاریخی آمریکا در تفاهم‌های بین‌المللی

اگر نگاهی به تاریخچه روابط دو کشور ایران و آمریکا طی دو تا سه دهه اخیر داشته باشید این سابقه نشان می‌دهد که طرف نقض‌کننده توافق‌ها همواره آمریکا بوده است. از توافق برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) را در ذهن خودتان داشته باشید تا توافقات بعدی که قرار بود در برابر اقدامات ایران، آمریکایی‌ها دارایی‌های مسدودشده ایران را آزاد کند. اما آمریکایی‌ها بار‌ها در این مسیر بدعهدی خود را به اثبات رسانده است. اگر بخواهیم تاریخ این اقدامات را بررسی کنیم شروع آن از روز‌های بعد از پیروزی انقلاب بود و سپس قرارداد الجزایر هم می‌توانیم اشاره کنیم که آمریکایی‌ها به هیچکدام از تعهداتی که داده بودند پایبند نبودند.

تفاهم اخیر میان ایران و آمریکا هم با سرنوشت مشابهی روبه‌رو شد. آمریکایی‌ها حدود ۲۳ روز پس از امضای این تفاهم، به بهانه‌ای که بسیاری از ابعاد آن ناروشن است - که ساختگی بودن آن به مرور زمان شفاف‌تر خواهد شد - روند توافق را برهم زدند. در روز ۱۷ تیرماه با انتشار اخباری مبنی بر بروز حادثه برای چند فروند کشتی در مسیر‌های جنوبی، رئیس جمهور آمریکا طی چند ساعت تهدیدات سنگینی را علیه ایران مطرح و رسماً پایان آتش‌بس را اعلام کرد. متعاقب آن، حملات گسترد‌های انجام شد، معافیت‌های نفتی ایران لغو و محاصره دریایی بازگردانده شد تا عملاً تمام تعهدات ۲۸ خرداد از سوی واشنگتن نقض شود.

وضعیت امنیت و کشتیرانی در تنگه هرمز

متعاقب نقض این توافق آتش‌بس شاهد تداوم و تحمیل ناامنی در منطقه خلیج فارس، دریای عمان و تنگه هرمز هستیم، قاعدتا کشتیرانی بین‌المللی هم نمی‌تواند با امنیت و ایمنی ار تنگه هرمز عبور کند؛ لذا وضعیت ناامنی در تنگه هرمز را باید مستقیماً حاصل اقدامات غیرقانونی و تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی دانست. تمامی کشور‌ها از این موضوع اطلاع دارند که تا پیش از ۹ اسفند ۱۴۰۴، تردد در تنگه هرمز بدون هیچ مشکلی جریان داشت، اما سوءاستفاده آمریکا و رژیم صهیونیستی از این آبراه و کرانه‌های جنوبی آن برای طراحی حمله به ایران، شرایط را ناامن کرد. ایران به عنوان دولت ساحلی این تنگه، طبق حقوق بین‌الملل محق است تدابیر لازم را برای صیانت از منافع و امنیت ملی خود اتخاذ کند.

در حال حاضر، به دلیل تداوم تحریم‌های دریایی، تهدیدات و تحرکات نظامی آمریکا، نمی‌توان از برقراری امنیت و ایمنی کامل در تنگه هرمز سخن گفت. با این حال، ایران و عمان به عنوان دو دولت ساحلی، از حدود سه ماه پیش (همزمان با امضای یادداشت‌تفاهم ۲۸ خرداد) مذاکرات فشرد‌های را برای تعیین مسیر ایمن کشتی‌رانی آغاز کردند.

با وجود کارشکنی‌های آمریکا، این گفت‌و‌گو‌ها در سه هفته اخیر روندی رو به جلو و مثبتی داشته و توافق بر سر نقشه تردد کشتیرانی حاصل شده است. این اقدام حاصل یک همکاری جمعی بین‌دستگاهی با محوریت وزارت امور خارجه و مشارکت فعال بخش‌های دفاعی، امنیتی و زیست‌محیطی کشور بوده است.

یک سری موارد است که گفت‌و‌گو‌ها همچنان درباره آن‌ها ادامه دارد. در مورد بیانیه مشترکی که باید توسط ایران و عمان منتشر شود. بر همین اساس رفت‌وآمد‌ها بین دو کشور همچنان ادامه دارد و هر زمانی که نهایی شود حتما در مورد آن اطلاع‌رسانی خواهد شد.

موضوع مهم دیگر این است که تفاهم ایران و عمان تفاهم مستقلی است که بین دو دولت ساحلی برای اطمینان از تردد ایمن کشتی‌ها از تنگه هرمز و همزمان حفظ حاکمیت ایران و عمان است. اما در مورد اینکه در مرحله بعد چه اتفاقی خواهد افتاد و چگونگی روند احیای کامل امنیت در تنگه هرمز و تردد عادی شناور‌های تجاری موضوعی است که منوط به پایان یافتن اقدامات غیرقانونی، مداخلات، تهدیدات و محاصره دریایی از سوی آمریکا و همچنین جبران نقض عهد‌های صورت گرفته در دو ماه اخیر است.

دفاع‌پرس: آقای دکتر با توجه به قرار گرفتن جمهوری اسلامی ایران در شرایط جنگ ترکیبی و حجم گسترده انتشار اخبار جعلی از سوی رسانه‌های معاند، چه راهبرد‌هایی را برای رسانه‌های داخلی ضروری می‌دانید تا بتوانند در این نبرد روایتها، ابتکار عمل رسانه‌ای را در دست گرفته و روایت اول را با اتکا به مستندات دقیق، تولید حرف‌های و اقناع افکار عمومی تثبیت کنند؟

در مواجهه با جنگ ترکیبی و هجمه‌های رسانه‌ای دشمن، رعایت چند استراتژی کلیدی برای رسانه‌های داخلی ضروری است. نخست اینکه ما نباید محتوا‌های تولیدی رسانه‌های بیگانه را بی‌کم و کاست بپذیریم. همچنین رسانه‌های ما نباید صرفا ناقل و مترجم اخبار و گزارش‌های رسانه‌های بیگانه باشند و حتما لازم است تا دروازه‌بانی خبر صورت بگیرد؛ به‌ویژه در مورد اخبار و گزارش‌هایی که ایران خود پیرامون آنها دارای منابع خبری دست‌اول است.

هوشمندی رسانه‌ای در جنگ ترکیبی

موضوع دیگر اینکه نیازی نیست که در موضوعات مربوط به مذاکره، مباحث جنگ و صلح و تنگه هرمز به منابعی استناد کنیم که دروغگویی آنها بار‌ها برای ما اثبات شده است. زیرا ما بار‌ها مشاهده کردیم که این گزارش‌ها موثق نیست.

نکته دیگر اینکه همه ما باید کمک کنیم تا تحولات را در اولین فرصت برای مردم تبیین کنیم. دستگاه‌های متولی باید داده‌ها و اطلاعات لازم را در کوتاه‌ترین زمان در اختیار رسانه‌های داخلی قرار دهند تا از شکل‌گیری روایت‌های گمراه‌کننده دشمن و رسانه‌های بیگانه جلوگیری شود.

موضوع مهم دیگر این است که رسانه‌های ما باید در پردازش خبرها، مقداری مبتکرانه‌تر عمل کنند. رسانه‌ها باید از اتکای صرف به اخبار خام و آگاهی رسانی فراتر رفته و به سمت روایت‌سازی مبتنی بر واقعیت حرکت کنند. در شرایط جنگ ترکیبی، تولید روایت‌های دقیق و به موقع، مانع از القای روایت‌های وارونه به جامعه خواهد شد. اخبار مرتبط سخنگوی وزارت خارجه: اقدام آمریکا در حمله یا تهدید زیرساخت‌های غیرنظامی ایران، ضربه‌ای بی‌سابقه به… بقایی: ایرانی‌ها شطرنج‌بازهای ماهری هستند؛ به هیچ گزارشی چه مثبت و چه منفی در مورد میزان توانمندی…



۱ ساعت قبل / خبرگزاری دانشجو

بدهی آمریکا چطور به بالای ۴۰ تریلیون دلار رسید؟

به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو؛ آخرین بیانیه روزانه مانده نقدی و بدهی خزانه‌داری، کل بدهی عمومی معوق را در روز سه‌شنبه ۴۰.۰۴۷ تریلیون دلار نشان داد که شامل ۳۲.۲۶۶ تریلیون دلار اوراق بهادار خزانه‌داری در اختیار عموم و ۷.۷۸۲ تریلیون دلار بدهی درون دولتی می‌شود.

بدهی‌های فزاینده، به‌ویژه در دوره دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ که از ژانویه سال گذشته آغاز شد، مدتی است که نگرانی‌هایی را در مورد بحران مالی قریب‌الوقوع ایجاد کرده است و اقتصاددانان نگرانند که ترکیبی سمی از استقراض سنگین، افزایش هزینه‌ها و کاهش مالیات‌ها، بزرگترین اقتصاد جهان را در بحران فرو ببرد.

گروه‌های ناظر بر بودجه هفته‌هاست که عبور از این آستانه را پیش‌بینی می‌کنند. برخی هشدارهای جدی صادر کرده‌اند مبنی بر اینکه یک بحران بدهی تمام‌عیار می‌تواند فوران کند، مگر اینکه قانونگذاران با چشم‌انداز مالی ناپایدار مقابله کنند و مالیات‌ها را افزایش دهند، هزینه‌ها را کاهش دهند، یا هر دو را انجام دهند.

افزایش سریع بدهی آمریکا در حالی رخ می‌دهد که ترامپ از کاهش هزینه‌ها و بهره‌وری به عنوان مشخصه دوره دوم ریاست جمهوری خود حمایت می‌کند و وزارت غیردولتی بهره‌وری دولت (DOGE) از ابتدای سال گذشته بین ۲۵۰ تا ۳۵۰ هزار شغل فدرال را کاهش داده و کمک‌های جهانی را قطع کرده است.

دفتر بودجه کنگره (CBO) در ماه مه ۲۰۲۳، پیش‌بینی کرد که بدهی آمریکا در سال ۲۰۲۸، به مرز ۴۰ تریلیون دلار خواهد رسید.

مایا مک‌گیناس، رئیس کمیته بودجه فدرال مسئولانه (CRFB)، یک نهاد ناظر بر بودجه، در بیانیه‌ای گفت: «۴۰ تریلیون دلار بدهی فقط در دفاتر کل دولت وجود ندارد، بلکه در سراسر اقتصاد احساس می‌شود و به هر طریقی راه خود را به جیب مردم پیدا می‌کند.»

شبکه الجزیره در گزارشی،  دلیل افزایش بدهی آمریکا و اهمیت آن را بررسی کرده است:

سرعت افزایش بدهی چقدر است؟

بدهی آمریکا در دهه ۲۰۲۰، بسیار سریع‌تر از دهه‌های گذشته در حال رشد است.

کل بدهی که شامل بدهی به دیگران و بدهی دولت به خود می‌شود، از ژانویه ۲۰۱۷ که ترامپ اولین دوره ریاست جمهوری خود را آغاز کرد، دو برابر شده است. بدهی آمریکا در آن زمان ۱۹.۹۵ تریلیون دلار بود.

در طول دوره اول ریاست جمهوری ترامپ، بدهی عمومی ۷.۸ تریلیون دلار افزایش یافت که بیشتر آن به دلیل هزینه‌های مقابله با بیماری همه‌گیر کووید-۱۹ بود. از زمان بازگشت او به قدرت در ژانویه ۲۰۲۵، میزان بدهی ۳.۸ تریلیون دلار افزایش یافته که در مجموع، در طول دو دوره ریاست جمهوری او تاکنون به ۱۱.۶ تریلیون دلار رسیده است.

در دوران دولت بایدن از ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵، دولت همچنان در پاسخ به بیماری همه‌گیری کووید به استقراض و هزینه‌های سنگین ادامه داد و در نتیجه، بدهی ۸.۴ تریلیون دلار افزایش یافت.

بدهی آمریکا در ماه مارس امسال به ۳۹ تریلیون دلار رسید و کمتر از پنج ماه طول کشید تا یک تریلیون دلار بدهی اضافی شود.

برای مقایسه، طبق تحلیل کمیته بودجه فدرال مسئولانه، نزدیک به ۲۰۰ سال طول کشید تا کل بدهی آمریکا برای اولین بار در سال ۱۹۸۱ از مرز یک تریلیون دلار عبور کند؛ البته یک تریلیون دلار در سال ۱۹۸۱، با در نظر گرفتن تورم امروز، ۳.۶۷ تریلیون دلار ارزش واقعی خواهد داشت.

دفتر بودجه کنگره تخمین می‌زند که بدهی از ۱۰۱ درصد تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۲۶، به ۱۲۰ درصد در سال ۲۰۳۶ افزایش خواهد یافت. این رقم بسیار بالاتر از رکورد قبلی آمریکا یعنی ۱۰۶ درصد پس از جنگ جهانی دوم است.

چرا بدهی دولت آمریکا در حال افزایش است؟

هزینه‌های بحرانی

در تقریبا دو دهه، دو بحران بزرگ وجود داشته است که در طی آنها دولت‌ها نیاز به قرض گرفتن و افزایش هزینه‌ها داشته‌اند.

رکود اقتصادی ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ اولین بحران بود، در حالی که بحران دوم، همه‌گیری کووید ۱۹ از ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۳ بود که با حدود یک سوم بدهی‌های افزایش یافته از سال ۲۰۱۷ مرتبط است، زیرا قرض گرفتن در دوران ریاست جمهوری ترامپ و جو بایدن تشدید شد.

درآمد مالیاتی بسیار پایین است

تحلیلگران می‌گویند دلیل دیگر افزایش استقراض این است که درآمدهای مالیاتی و سایر درآمدها با هزینه‌ها همخوانی ندارند، به خصوص که آمریکا بیشتر برای تامین بودجه حقوق بازنشستگی و مراقبت‌های بهداشتی برای جمعیت رو به پیری هزینه می‌کند.

کارشناسان می‌گویند دولت‌های دموکرات و جمهوری‌خواه به طور یکسان در مهار هزینه‌ها یا افزایش مالیات برای پر کردن این شکاف شکست خورده‌اند.

آمریکا سالانه حدود ۷ تریلیون دلار هزینه می‌کند که حدود ۶۰ درصد از آن صرف پرداخت‌های اداره تامین اجتماعی (SSA)، بیمه درمانی از جمله مدیکر و مدیکید و مراقبت از کهنه سربازان می‌شود.

درآمدها برای تامین این هزینه‌ها کافی نیست. برای مثال، طبق اعلام وزارت خزانه‌داری، آمریکا در ژوئیه ۳۳۴ میلیارد دلار از مالیات بر درآمد افراد، بیمه اجتماعی، مالیات شرکت‌ها و سایر موارد درآمد داشته است.

با این حال، ۷۶۶ میلیارد دلار، تقریبا دو برابر درآمد، را به تامین اجتماعی، بیمه درمانی، دفاع ملی و پرداخت بهره پرداخت کرده است.

افزایش نرخ بهره

نرخ بهره تا زمان شیوع بیماری همه‌گیر پایین ماند، در آن زمان فدرال رزرو برای مبارزه با تورم نرخ‌ها را افزایش داد.

اکنون، آمریکا سالانه حدود ۱.۱ تریلیون دلار برای پرداخت بدهی خود پرداخت می‌کند که کمی بیشتر از هزینه‌ای است که برای دفاع صرف می‌کند. در ۱۰ ماه اول سال بودجه ۲۰۲۶، هزینه‌های بهره از هزینه‌های بیمه درمانی نیز پیشی گرفته و اکنون پس از حقوق بازنشستگی، دومین بخش بزرگ هزینه‌ها است. طبق داده‌های گروه تحلیلی USA Facts، سالانه بین ۱.۸ تا ۲ تریلیون دلار برای مزایای بازنشستگی فدرال - تامین اجتماعی - و حقوق بازنشستگی عمومی ایالتی یا محلی هزینه می‌شود.

ترامپ چه کاهش مالیاتی را معرفی کرده است؟

با وجود این افزایش هزینه‌ها، ترامپ کاهش‌های مالیاتی عمیقی را برای کسب و کارها اجرا کرده است که با قانون کاهش مالیات و کسب و کارهای سال ۲۰۱۷ در دوره اول ریاست جمهوری او آغاز شد و نرخ مالیات شرکت‌ها را از ۳۵ درصد، به ۲۱ درصد کاهش داد.

او این کار را در سال ۲۰۲۵ با «قانون یک لایحه زیبا» خود دنبال کرد و قانون سال ۲۰۱۷ را برای همیشه تثبیت کرد. اگرچه این لایحه هزینه‌های مدیکید را نیز ۱۲ درصد کاهش داد، اما سقف بدهی را تقریبا ۵ تریلیون دلار افزایش داد تا این امکان را فراهم کند.

در حال حاضر، مالیات بر درآمد افراد تقریبا نیمی از درآمدهای فدرال را تشکیل می‌دهد، در حالی که تنها ۹ درصد از مالیات بر درآمد شرکت‌ها را تشکیل می‌دهد.

در فاصله بین دو دوره ریاست جمهوری ترامپ، دولت بایدن نیز هزینه‌های زیادی را برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و یارانه‌های انرژی پاک صرف کرد.

آمریکا به چه کسی بدهکار است؟

طبق داده‌های خزانه‌داری، بدهی عمومی قرض گرفته شده از سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی ۸۰ درصد - تقریبا ۳۲ تریلیون دلار - از بدهی ناخالص را تشکیل می‌دهد.

طبق تحلیل بنیاد پیتر جی پترسون، حدود ۲۱ تریلیون دلار از این بدهی عمومی در داخل کشور، به طلبکاران مختلفی از جمله فدرال رزرو (۴.۵۲۸ تریلیون دلار) مربوط است که اوراق بهادار خزانه‌داری را برای تاثیرگذاری بر نرخ بهره فدرال و مدیریت عرضه پول، خرید و فروش می‌کند.

سایر طلبکاران شامل صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک (۵.۱۹۵ تریلیون دلار)، صندوق‌های بازنشستگی (۱.۱۳۵ تریلیون دلار)، دولت‌های ایالتی و محلی (۱.۶۳۶ تریلیون دلار)، بانک‌های تجاری و موسسات سپرده‌گذاری (۲.۰۸۳ تریلیون دلار) و سایر وام‌دهندگان شرکتی و انفرادی (۶.۶۶۰ تریلیون دلار) هستند.

در سطح بین‌المللی، آمریکا به چندین کشور و سرمایه‌گذاران خصوصی بدهکار است. در سال ۱۹۷۰، کل دارندگان بدهی خارجی ۵ درصد از بدهی ناخالص را تشکیل می‌دادند، اما تا سال ۲۰۲۵، این رقم به ۳۲ درصد رسید. این بدان معناست که در حالی که آنها به تقویت فعالیت اقتصادی آمریکا کمک می‌کنند، بیشتر درآمد این کشور به صورت پرداخت بهره به خارج از کشور می‌رود.

تا سال ۲۰۲۵، آمریکا به ژاپن ۱.۲۰۳ تریلیون دلار، انگلیس (۸۸۹ میلیارد دلار)، چین (۶۸۳ میلیارد دلار) و همچنین بیش از ۳۰ نهاد دیگر بدهکار بود.

به طور جداگانه، ۲۰ درصد دیگر از بدهی ناخالص ملی - حدود ۸ تریلیون دلار - بدهی درون دولتی است و بنابراین بر کل امور مالی تاثیری ندارد.

افزایش بدهی برای اقتصاد آمریکا چه معنایی دارد؟

تحلیلگران می‌گویند که افزایش بدهی می‌تواند به طور بالقوه یک بحران اقتصادی برای ایالات متحده ایجاد کند، به عنوان مثال، به شکل تورم شدید یا نرخ بهره بالاتر، اگر کنترل نشود.

با افزایش بدهی، خطر فزاینده‌ای وجود دارد که سرمایه‌گذاری خصوصی به دلیل نگرانی‌های ایمنی کاهش یابد و در نتیجه، رشد اقتصادی می‌تواند کند شود.

تحلیلگران می‌گویند که قانونگذاران در نهایت ممکن است مجبور شوند با اقدامات ریاضتی دردناکی مانند مالیات‌های بالاتر واکنش نشان دهند. برنامه‌های تامین اجتماعی نیز می‌توانند در معرض خطر باشند.

کارشناسان هشدار می‌دهند که حل این مشکل می‌تواند سال‌ها طول بکشد و عواقب آن می‌تواند بین نسلی باشد، به طوری که جوانان مجبور شوند سال‌های زیادی هزینه بیشتری بپردازند.


۱ ساعت قبل / سایت مشرق

ترامپ، از جنگ ایران و غزه پول درمی‌آورد!

به گزارش مشرق، کانال تلگرامی جهان بین اظهارات هانتر بایدن، پسر جو بایدن را منتشر کرد که معتقد است:

دونالد ترامپ بزرگ‌ترین تهدید وجودی است، چون همه‌چیز را از هم پاشانده و عملاً شبیه یک رئیس باند جنایتکار رفتار می‌کند. او مدعی است ترامپ از جنگ ایران و از جنگ غزه پول درمی‌آورد و از مرگ و ویرانی هزاران نفر سود می‌برد.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.


۱ ساعت قبل / سایت مشرق

پولیتیکو: جنگ اقتصادی کارساز نیست/ ایران پرچم تسلیم را بالا نمی‌برد

به گزارش مشرق، در حالی که با پایان به‌اصطلاح مهلت ۶۰ روزه تعیین‌شده در مذاکرات اسلام‌آباد، تحلیل‌های متعددی در رسانه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی و نیز منابع صهیونیستی در مورد سناریوهای مرحله جدید و محدودیت‌های گزینه‌های آمریکا ارائه می‌شود، محافل آمریکایی تاکید دارند که استراتژی دونالد ترامپ رئیس جمهور این کشور، برای خفه کردن اقتصاد ایران از طریق تحریم‌ها و محاصره دریایی با آزمون دشواری روبرو است، زیرا تهران همچنان در موضع خود ثابت قدم است و حاضر است به جای پذیرش شرایط آمریکا، بارهای اقتصادی قابل توجهی را تحمل کند.

در این زمینه مجله آمریکایی پولیتیکو، در گزارشی با استناد به مقامات سابق دولت ترامپ، سفرای آمریکا و کارشناسان منطقه اعلام کرد که تردیدهای زیادی درباره جنگ اقتصادی وعده داده شده توسط آمریکا علیه ایران وجود دارد و اسکات بیسنت، وزیر خزانه داری، مدعی بود که این جنگ با جنگ‌های قبلی متفاوت خواهد بود، اما به نظر می‌رسد که اینگونه نیست.

ایران پرچم سفید را بالا نخواهد برد

پولیتیکو در این مقاله به بررسی مخمصه ترامپ در جنگ با ایران و دلایل عدم تسلیم کشورمان در برابر فشارهای آمریکا پرداخته و نوشت: دونالد ترامپ منتظر است تا ایران در نتیجه جنگ اقتصادی پرچم سفید را بالا ببرد، اما به نظر می‌رسد تهران آماده است تا بیشتر منتظر بماند و از خواسته‌های او برای لغو هزینه‌های اعمال شده بر کشتی‌هایی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند یا سایر خواسته‌هایی که ترامپ می‌خواهد برای پایان دادن به درگیری به آنها دست یابد، پیروی نخواهد کرد.

بر اساس این گزارش، جیمز جفری، سفیر سابق آمریکا که در سه دولت، از جمله دولت اول ترامپ، خدمت کرده است، در این زمینه گفت: این یک جنگ فرسایشی است و من مطمئنم که وزارت خزانه‌داری در حال انجام اصلاحات جزئی در اینجا و آنجا برای بستن روزنه‌ها یا گسترش تحریم‌ها است. اما باور اینکه پس از ۲۰ سال تحریم‌های ایالات متحده و تجربه ایران در دور زدن آنها، اتفاق قاطعی رخ دهد، دشوار است.

این رسانه آمریکایی تصریح کرد: در این میان دولت ترامپ در بحبوحه یک جنگ نامحبوب که قیمت نفت را به نزدیک ۹۰ دلار در هر بشکه رسانده و به افزایش هزینه‌های استقراض بلندمدت به بالاترین سطح خود در تقریباً دو دهه گذشته کمک کرده است، با انتخابات میان‌دوره‌ای مهمی روبرو است، آن هم در زمانی که امیدها برای توافق صلح در حال کمرنگ شدن است.

پولیتیکو افزود که در مقابل، رهبران ایران این درگیری را حیاتی می‌دانند، که به تهران توجیهی برای تحمل سختی‌های اقتصادی عظیم به جای تسلیم شدن می‌دهد، به ویژه با توجه به تورم بالای مداوم در ایالات متحده و قیمت پایین اوراق قرضه خزانه‌داری. بازده اوراق قرضه ۳۰ ساله خزانه‌داری ایالات متحده، شاخصی که ترامپ مدت‌هاست به آن علاقه زیادی دارد، روز سه‌شنبه به بالاترین سطح خود از قبل از بحران مالی جهانی رسید.

در ادامه این گزارش آمده است که افزایش بازده به بالاترین حد خود در تقریباً دو دهه گذشته صرفاً به جنگ شش ماهه مربوط نمی‌شود. کمبود سوخت جهانی و بی‌ثباتی عمومی نیز در بالا نگه داشتن قیمت انرژی برای مدت طولانی نقش داشته و خطر تورم پایدار را افزایش داده است. این امر، خطرات بازارهای اوراق قرضه جهانی را که مدت‌هاست تحت تأثیر منفی شوک‌های مربوط به موضع‌گیری‌های متناقض ترامپ قرار گرفته‌اند، افزایش داده است.

مقاومت ایران، آمریکایی‌ها را درباره اثربخشی جنگ اقتصادی دچار تردید کرده است

پولیتیکو خاطرنشان کرد که در این زمینه، مقاومت عجیب ایران یکی از دلایلی است که موجب شده برخی از مقامات سابق دولت آمریکا تردید داشته باشند که محاصره دریایی هر اندازه هم بزرگ باشد یا هر استراتژی جدیدی که آمریکا در سطح تحریم‌ها رونمایی کند، برای تغییر محاسبات ایران کافی باشد.

بر اساس این یادداشت، یک مقام سابق دولت ترامپ که نخواست نامش فاش شود، گفت: «من فکر می‌کنم فشار اقتصادی باید به روش‌های جدیدی اعمال شود که هنوز ندیده‌ایم و تاکنون هیچ یک از روش‌ها برای تسلیم کردن ایران کارساز نبوده است». دولت آمریکا هنوز اقدامات اضافی که قصد انجام آن را دارد اعلام نکرده است، اما گزینه‌های موجود شامل هدف قرار دادن بانک‌های بزرگ چینی که تجارت نفت ایران را تسهیل می‌کنند، گسترش تحریم‌های ثانویه بر کشورهایی که با ایران تجارت می‌کنند و مصادره دارایی‌های ایران به جای صرفا مسدود کردن آنها است.

رسانه مذکور آمریکایی ادامه داد: در این راستا مقامات ایرانی علناً تلاش‌های ایالات متحده برای مطیع کردن آنها با تحریم‌ها را به سخره گرفته‌اند. محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، روز سه‌شنبه در پلتفرم X نوشت: «آمریکایی‌ها فکر می‌کنند که اعمال فشار بر ایران به امتیازاتی منجر می‌شود که هرگز بخشی از توافق نبوده‌اند. بسنت و پیت هگست برای این کار مناسب نیستند و منتظر این نباشید که این دلقک‌ها گندی را که شما به پا کرده‌اید، درست کنند».

در ادامه این گزارش آمده است که در شش ماه پس از آغاز جنگ علیه ایران، ترامپ مجموعه‌ای از تاکتیک‌های فشار را برای خفه کردن اقتصاد ایران به کار گرفته است، از جمله جلوگیری از فروش مهمترین صادرات ایران، یعنی نفت، از طریق محاصره دریایی مداوم بنادر ایران. دولت ایالات متحده همچنین تحریم‌هایی را علیه خریداران خارجی نفت ایران اعمال کرده، ناوگان کشتیرانی غیررسمی که نفت را حمل می‌کند را هدف قرار داده و تلاش کرده است تا ایران را از شبکه‌های مالی که برای انتقال وجوه استفاده می‌کند، قطع کند.

مجله پولیتیکو در ادامه تاکید کرد که با این حال، افرادی که در مذاکرات قبلی با ایران کار کرده‌اند، می‌گویند این میزان فشار برای وادار کردن این کشور به تسلیم به خصوص ۶ ماه بعد از حملات گسترده علیه آن به هیچ وجه کافی نیست و هیچ نقطه شکستی برای ایران وجود ندارد.




 سه مرحله در تحول محافظه‌کاری از منظر راجر اسکروتن | محافظه‌کاری مدرن و سازگاری با ارزش‌های لیبرال | محافظه‌کاری و لیبرالیسم دو روی یک سکه‌اند؟
۵ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

سه مرحله در تحول محافظه‌کاری از منظر راجر اسکروتن | محافظه‌کاری مدرن و سازگاری با ارزش‌های لیبرال | محافظه‌کاری و لیبرالیسم دو روی یک سکه‌اند؟

اقتصادنیوز: محافظه‌کاران و لیبرال‌ها هر دو در برابر نظام‌های مبتنی بر مدیریت مطلق و برنامه‌ریزی از بالا، از آزادی و نظام‌های آزاد دفاع می‌کنند. در اندیشه راجر اسکروتن نقطه‌ای وجود دارد که در آن محافظه‌کاری و لیبرالیسم به هم می‌رسند: دفاع همزمان از وحدت ملی، مرزها، جامعه مشخص و نهادهای کهن از یک سو، و دفاع جدی از آزادی از سوی دیگر.

 انیمیشن ۲ هزار دلاری که در گیشه چین نولان و مارول را پشت سر گذاشت
۷ ساعت قبل / سایت هم میهن

انیمیشن ۲ هزار دلاری که در گیشه چین نولان و مارول را پشت سر گذاشت

نیو لای قرار بود یکی از شکست‌های فراموش‌شده سینمای چین باشد؛ اما یک موج تمسخر در شبکه‌های اجتماعی، این انیمیشن دو نفره و کم‌هزینه را به یکی از عجیب‌ترین پدیده‌های گیشه تبدیل کرد.

 قیمت طلا امروز پنجشنبه ۲۹ مرداد 1405/ افزایش قیمت طلا
۲ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

قیمت طلا امروز پنجشنبه ۲۹ مرداد 1405/ افزایش قیمت طلا

اقتصادنیوز: قیمت طلا امروز با افزایش 13 دلاری نسبت به روز گذشته، 4515 (چهار هزار و پانصد و پانزده) دلار نرخ‌گذاری شد.

 زندانی خولین آلوارز: حبس‌کشیده اتلتیکو! (عکس)
۱۱ ساعت قبل / سایت ورزش ۳

زندانی خولین آلوارز: حبس‌کشیده اتلتیکو! (عکس)

فوتو شوت اتلتیکو مادرید کار دست این باشگاه داد. تصویر جدید خولین آلوارز به دستمایه اینستاگرام و توییتر برای شوخی تبدیل شده است.

 پیش‌فروش خودرو با ۳۶۰ میلیون تومان؛ فرصت جدید سایپا برای خریداران
۶ ساعت قبل / سایت جهان صنعت نیوز

پیش‌فروش خودرو با ۳۶۰ میلیون تومان؛ فرصت جدید سایپا برای خریداران

در این گزارش شرایط ثبت نام پیش فروش سایپا در مرداد ۱۴۰۵ را بخوانید.

 قیمت یک عدد شلیل به ۴۱ هزار تومان رسید!
۶ ساعت قبل / سایت خبرفوری

قیمت یک عدد شلیل به ۴۱ هزار تومان رسید!

انتشار این ویدیو از قیمت سرسام‌آور شلیل در بازار میوه طی ساعات اخیر مورد توجه کاربران قرار گرفته است.