
به گزارش رکنا، مجله «مدیریت ارتباطات»اش در زمانهای که عمده مطبوعات به گاراژ رفتهاند، خیرهسرانه زنده مانده و حیات دارد. آن هم چه حیاتی؛ روندهای روز دنیا را تعقیب میکند و نزد استادان ارتباطات، احترام و اعتبار دارد. مجله قُلک ویژه کودکان در دورهای که چاپ حوزه کودکان، گرانقیمت است بیشتر به جهاد و جنون میماند. انتشاراتیاش اگرچه عمدتا پروندهها و مطالب دنبالهدار مجله اصلی را در جامهای جدید عرضه میکند ولی نشان از بزنگاهشناسی دارد. او در زمره معدود مطبوعاتیهایی است که در صفا و مروهی «رسانه-روابط عمومی» هروله میکند. معمولا کسانی که از رسانه به دنیای روابط عمومی میروند، طعم شیرین مقصد، زیر دندانشان مزه میکند و عاقلتر از آنند که سودای مهاجرت معکوس داشته باشند؛ اما تقیپور، جانب هر دو میدان را داشته است.
او و بنگاه گرامیاش را میتوانیم یک نهاد بدانیم و بنامیم. کار ویژههای نهاد را دارد. علاوه بر مجلات ادواری موثر و کتاب، جلوهها و کارویژههای دیگری هم دارد. دو دهه پیش، یک تنه رویدادی را برپا ساخت که امروز جریانساز مینماید: جشنواره روابط عمومی الکترونیک. جشنوارهای که به مدد خلاقیت و ارتباطات این نهاد و شخص مدیرش، بدون اتکا به منابع لایزال حکومتی (آنچنان که مرسوم است) در مرز وزانت مانده و خود فروخته به حامیان مالی به شمار نمیآید. محترم است و نمیتوان برچسب رویداد زرد یا کاسبکارانه به آن زد.
این مقدمهی لازم آمد تا آخرین کتاب انتشارات این بنگاه را معرفی کنم: «سکوت سرد زمان» تجمیع مصاحبه با صاحبنظران درباره «گفتو گو» است؛ مصاحبههایی که سالهای ١۴٠١ و ١۴٠٢ به صورت مسلسل در مجله مدیریت ارتباطات منتشر شده است. هادی خانیکی، شهیندخت خوارزمی، ژاله آموزگار، یونس شکرخواه، باقر ساروخانی، حجتالله ایوبی، محسن رنانی، قطبالدین صادقی و من کمترین در زمره مصاحبه شوندگان هستیم.
گفتوگو چیست؟ چرا به آن نیاز داریم؟ آیا نبودش، انسدادآفرین است؟ گفتوگو با ادعا محقق میشود؟ آداب و لوازم گفتوگو چیست؟ تبعاتش کدام است؟ گفتوگو در خلاء ممکن است؟ گفتوگو به مثابه راه حل و ... …












