به گزارش رکنا، سوغات تبریز برای مهدی تارتار، نه سکه و طلا، بلکه درکی عمیق از واقعیتهای جدیدی بود که او را در قامت هدایت پرافتخارترین تیم فوتبال ایران، با چالشهای نوینی روبرو میساخت. نکته کلیدی و شاید مهمترین درسی که تارتار از این سفر به یادگار برد، این بود که پرسپولیس امروز، با تیمهایی که او در گذشته هدایتشان را بر عهده داشته، تفاوتهای بنیادینی دارد.
سالها تلاش، دوندگی و ایستادگی برای رسیدن به جایگاه فعلی، هدفی بود که تارتار با تمام وجود برای تحقق آن کوشید. او طعم موفقیت را با تیمهای مختلف چشیده بود، موفقیتهایی که شاید در مقیاس کوچکتر، همچون صعود چند پلهای در جدول ردهبندی، برایش رضایتبخش تلقی میشد. اما حالا، بر سکوی هدایت پرسپولیس، تعریف موفقیت به کلی دگرگون شده است. اینجا دیگر دوران «تحویل دادن تیم هشتم جدول به جایگاه ششم و نامگذاری آن به عنوان یک دستاورد» سپری شده است. در پرسپولیس، سکوها فریاد میزنند، رسانهها تحلیل میکنند و هواداران، با شور و هیجانی وصفناپذیر، خواستار چیزهایی فراتر از بقا یا ارتقای جزئی هستند.
تیم پرسپولیس، امروز با یک هویت و انتظارات جدید پا به عرصه رقابت گذاشته است. این تیم، با سرمایهگذاریهای کلان، بازیکنان مطرح و طراز اول، و البته با اتکا به تاریخ پرافتخار خود، دیگر یک تیم معمولی نیست. هواداران پرسپولیس، که سالها در حسرت روزهای اوج باشگاه سوختهاند، امروز بیش از هر زمان دیگری تشنه درخشش تیمشان هستند. آنها بازی هجومی، فوتبال زیبا و از همه مهمتر، کسب پیروزی را مطالبه میکنند. مثال بارز این خواسته، همان بازیهای پرشور و هیجانانگیز مقابل استقلال خوزستان و ملوان انزلی بود که انتظارات را به اوج رساند.
این همان نقطه تمایز و چالش اصلی برای مهدی تارتار است. او باید بفهمد که استراتژیهای سابق، که شاید در تیمهای کوچکتر یا در شرایط متفاوت جوابگو بوده، در این سطح، با این فشار و با این انتظارات، دیگر کارایی لازم را ندارد. تارتار باید بتواند تیم را به گونهای هدایت کند که هم جذاب و هجومی بازی کند و هم نتایج مورد انتظار را کسب کند. توازن میان این دو، کلید موفقیت در نیمکت پرسپولیس است. …












