
به گزارش رکنا ، عبدالله گنجی نویسنده اصولگرا در روزنامه جوان نوشت: مذاکره با غرب - خصوصاً امریکا - یا عدم آن، بیفایده بودن مذاکره یا فایدهمند بودن آن در دهههای گذشته یکی از محورهای اصلی چالش نخبگان سیاسی با هم و بعضاً نخبگان سیاسی و روشنفکران با نظام سیاسی بوده است.
با شروع جنگ رمضان و خصوصاً شهادت رهبر حکیم انقلاب این منازعه به کف خیابان هم کشیده شد و همین موضوع بعضاً کارگزاران سیاست خارجی را به لاک محافظهکاری برده است که نگرانند نتوانند بین سیاستهای حاکمیت و مطالبه خیابان جمع نمایند؛ بنابراین در روایت عقب میمانند و مسائل را مشمول مرور زمان میکنند تا از پرداخت هزینه در امان بمانند. در آن سوی ماجرا، اما ترامپ به عنوان مهمترین رسانه امروز جهان، روایت میکند و افکار عمومی ایران را نیز دچار سؤال و تشکیک مینماید.
اکنون برخی صحنه سیاسی کشور را دو قطبی مذاکره یا ادامه دفاع (برخی میخوانند جنگ) میدانند و تا مرز اتهام جنگطلبی یا تسلیمطلبی همدیگر را به مسلخ میبرند. با این وصف راهحل چیست؟
همانگونه که در حفظ نظام، امام خمینی و رهبر شهید بارها گفتهاند که رمز استمرار انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است، در تحلیل سیاست خارجی هم رمز وحدتآفرین همان اصول سیاست خارجی است، یعنی اعمال حاکمیت سیاست خارجی و تحلیل آن میتواند و باید از یک الگو پیروی کند تا عمل و ذهن همسو شود. رهبر حکیم و شهید سه اصل بنیادین را محور سیاست خارجی اعلام و بر آن اصرار و ابرام کردند. آن سه اصل عبارت از «عزت، حکمت و مصلحت» است.
بدون تردید امکان سیاستگذاری در عرصه بینالملل برای جمهوری اسلامی بدون وحدتیافتگی این سه ممکن نیست. به همین دلیل تحلیل سیاست خارجی هم بدون توجه به این سه اصل به افراط و تفریط منجر خواهد شد.
فرض کنیم صرفاً عزت مدنظر باشد در این صورت میدانداران مبارزه میتوانند آماده شهادت باشند، اما باید متوجه باشند که شهادت آنها در قالب یک گروه چریکی نیست، بلکه یک کشور- ملت بعد از شهادت آنها باید بماند و حفظ نظام جمهوری اسلامی از اوجب واجبات و در تعبیر امام خمینی از جان حضرت ولی عصر عجلالله تعالی فرجهالشریف هم بالاتر است. …
