
عکس ساخته هوش مصنوعی است
به گزارش رکنا، طناز، دختر ۱۴ سالهای که هنوز خجالت و معصومیت در چهرهاش دیده میشد، وقتی روبهروی مشاور نشست، آرامآرام شروع به تعریف سرگذشتش کرد؛ داستانی که از جدایی پدر و مادرش آغاز شد و در نهایت به یک دوستی پرخطر در فضای مجازی رسید.
او گفت: «هفت سال پیش، درست وقتی میخواستم برای رفتن به مدرسه آماده شوم، پدر و مادرم از هم جدا شدند. آن روز با گریه به مدرسه رفتم. بعد از طلاق، من و برادرم هم از هم جدا شدیم؛ برادرم کنار پدرم ماند و من همراه مادرم زندگی کردم.»
به گفته طناز، چند ماه بعد پدرش دوباره ازدواج کرد و اکنون صاحب سه فرزند است، اما مادرش سالها به خاطر آینده دخترش هیچیک از خواستگارهایش را نپذیرفت.
او ادامه داد: «با مادرم در خانه مادربزرگم زندگی میکردیم. پدرم گاهی به دیدنم میآمد و مرا به پارک یا سینما میبرد، اما هر بار میشنیدم برای مادرم خواستگار آمده، دلم میگرفت. میترسیدم اگر او ازدواج کند، آینده من تغییر کند.»
طناز میگوید مادرش همیشه به او میگفت که روزی ازدواج خواهد کرد و نباید نگران تنهایی او باشد، اما سرانجام تصمیم گرفت با مردی به نام اصغر که نانوا بود و سه فرزند داشت، ازدواج کند.
این دختر نوجوان درباره زندگی جدیدش گفت: «همسر جدید مادرم مرد مهربانی بود، اما دو خواهر ناتنیام رفتار خوبی با من نداشتند. مدام با کنایه و رفتارهایشان من و مادرم را ناراحت میکردند. بیشتر وقتها در اتاق تنها مینشستم و برای فرار از این حال و هوا در فضای مجازی وقت میگذراندم.»
او در ادامه روایتش افزود: «در تلگرام با دختری به نام مژگان آشنا شدم. او هم خودش را ۱۴ ساله معرفی میکرد و میگفت در سمنان زندگی میکند. ساعتها با هم حرف میزدیم. احساس میکردم بالاخره کسی را پیدا کردهام که دردهایم را میفهمد.»
طناز میگوید اعتمادش به این دوست اینترنتی آنقدر زیاد شد که عکسهای مختلفی از خودش برای او فرستاد و بسیاری از رازهای زندگیاش را نیز بازگو کرد.
او با چشمانی اشکآلود ادامه داد: «چند ماه بعد، ناگهان حقیقت را فهمیدم. مژگان اصلاً دختر نبود؛ او یک پسر جوان بود که گفت به من علاقهمند شده است. …












