به گزارش رکنا، مدتی در فضای مجازی ارتباط داشتیم. چند بار هم قرار ملاقات گذاشتیم .خواستگاری اش رفتیم. خانواده مخالف بودند.گفتم من فقط همین دختر را می خواهم. با برادر بزرگم دست به یقه شدم و ...
خانواده ام اصلا کوتاه نیامدند. قرار گذاشتیم اگر ۱۰ سال هم طول بکشد به عشق مان نارو نزنیم.
بعد از این ماجراها تازه فهمیدم چندماه با پسر یکی از اقوام شان عقد بوده و طلاق گرفته است. در این مورد گفتم دیگر نمی خواهم چیزی بشنوم.
با وجود مخالفت شدید خانواده به رابطه مخفیانه ام ادامه دادم. چندین بار به بهانه مختلف مثل ارایشگاه، تولد و کوفت وزهرمار مبالغ زیادی از من پول گرفت.
برادرم و همسرش با توجه به این شرایط برای ازدواج پا پیش گذاشتند.
در یک کافی شاپ قرار گذاشتیم. به صورت برادرم نگاه نکردم. همسرش از حالت های نفس کشیدن و نوع رفتارش بی پروا پرسید به چه موادی اعتیاد دارید؟ …













