
جنگ ۴۰ روزه، در حالی به مراحل پایانی می رسد که تحولات چشمگیری در عرصه میدانی مشاهده شده است. ایران در طول این دوره نه تنها توان رزمی خود را حفظ کرده، بلکه با بهره گیری از تجارب گذشته، رویکردهای کارآمدتری را برای استفاده از قدرت خود به کار گرفته است.
عملیات های «نصر ۲» توسط سپاه و «صاعقه» توسط ارتش در همین راستا نقطه عطفی در روند جنگ به حساب می آیند. این عملیات ها با تداوم حملات، تنوع اهداف، استفاده همه جانبه از توان پهپادی و موشکی، و تمرکز بر زیرساخت های نظامی و دفاعی دشمن نشان دهنده تغییر الگوی عملیات برای بازپس گیری کنترل میدان بوده اند.
تغییر در توانایی نظامی ایران طی جنگ
در جنگ های طولانی، میزان سلاح و تجهیزات به تنهایی معیار قدرت نیست؛ بلکه توان به کارگیری تجربه و تغییر شیوه عملیات، اهمیت بیشتری دارد. در این جنگ، نیروهای ایران موفق شدند آموزه های حاصل از درگیری های گذشته را در میدان به کار گیرند و ساختار تاکتیکی خود را ارتقاء دهند.
در روزهای ابتدایی، عملیات ها غالباً جنبه پاسخ گویی داشتند، اما به مرور زمان، شاهد حرکت به سمت اهداف متنوع تر و جغرافیایی گسترده تر بودیم، که بیانگر عزم ایران بر تغییر قواعد جنگ تعیین شده توسط دشمن است. نصر ۲؛ تحولی در رویکرد عملیات
عملیات نصر ۲، نمادی از تغییرات استراتژیک بود. این عملیات شامل ۲۷ موج متنوع، فراتر از یک برنامه صرفاً موشکی، بود که هدف قرار دادن مجموعه ای گسترده از تجهیزات دفاعی و پایگاه های دشمن را در دستور کار داشت.
تنوع اهداف، دشمن را در پیش بینی الگوهای حمله ایران دچار مشکلات جدی کرد. این مسئله باعث شد نیروهای دشمن مدام آرایش دفاعی خود را تنظیم کنند. در این میان، توان آتش ایران به یک قدرت مانور هوشمندانه تبدیل شد.
صاعقه؛ ورود پهپادهای ارتش به میدان
عملیات صاعقه نیز در کنار نصر ۲ نقش مهمی در تغییرات عملیاتی داشت. استفاده از پهپادهای ارتش در ۲۷ مرحله مختلف، در کنار حملات موشکی سپاه، نشان دهنده طراحی همه جانبه …








