قطعه «خواجه بیا» با شعری از مولانا منتشر شده و فضای آن بر پایه یکی از غزل های پرشور و عارفانه این شاعر نامدار شکل گرفته است.
این اثر با تکرار عبارت «خواجه بیا» از همان ابتدا حال و هوایی دعوت کننده دارد؛ گویی راوی در انتظار بازگشت کسی است که حضورش می تواند جهان درونی او را دوباره دگرگون کند. در شعر مولانا، این دعوت تنها یک درخواست ساده برای دیدار نیست و می توان آن را در لایه ای عمیق تر، تمنای رسیدن به حقیقت و بازگشت به سرچشمه عشق دانست. «خواجه بیا»؛ شوق دیدار در زبان مولانا
مولانا در این غزل، مخاطب خود را با تعبیرهای مختلف خطاب می کند و از او می خواهد دوباره بازگردد. ترکیب هایی مانند «عاشق مهجور»، «تشنه مخمور» و «ای شه خمار» تصویری از انسانی را می سازند که از دوری و فراق به تنگ آمده و تنها با حضور معشوق آرام می گیرد.
در ادامه، شاعر از معشوق می خواهد بار دیگر «رقص کنان» بازگردد. رقص در شعر مولانا تنها حرکت جسمانی نیست و می تواند نمادی از شور، رهایی و رسیدن به حالتی فراتر از زندگی عادی باشد. از غوره تا انگور؛ استعاره ای برای پختگی …













