قیمت طلا امروز




 سایت رکنا / ۱۴۰۵/۰۵/۱۰

فیلم / سورنا ؛ پهلوان نام‌دار سیستانی و قهرمان نبرد ایران و روم / مشهورترین فرمانده ایرانی و سرنوشت تلخی که داشت

رکنا: اوج شهرت و محبوبیت سورنا به نبرد حران بازمی‌گردد؛ جنگی سرنوشت‌ساز میان اشکانیان و رومی‌ها. اما پیش از آن‌که در حدود ۳۰ سالگی فرماندهی این نبرد را بر عهده بگیرد، به‌واسطه جایگاه خانوادگی، ثروت عظیم و پیروزی‌های نظامی خود به چنان منزلتی رسیده بود که او را «شاهی کوچک» می‌نامیدند.
 فیلم / سورنا ؛ پهلوان نام‌دار سیستانی و قهرمان نبرد ایران و روم / مشهورترین فرمانده ایرانی و سرنوشت تلخی که داشت

به گزارش رکنا، رومی‌ها بار دیگر به آرایش دفاعی «تستودو» یا همان «لاک‌پشتی» معروف خودشان درآمده بودند؛ آرایشی که در آن سپرها همچون لاک یک لاک‌پشت، مجموعه‌ای از سربازان را می‌پوشاند تا تیرهای رهاشده از کمان به آن‌ها اصابت نکند. سپاه روم به ده‌ها لاک‌پشت آهنین تبدیل شده بود تا از باران تیرهای سپاه ایران در امان بماند.

سربازان رومی در پناه این سپرها فقط به یک چیز فکر می‌کردند؛ بالاخره این تیرها تمام می‌شود. اما انگار باران تیر پایانی نداشت. حتی وقتی وقفه‌ای کوتاه در تیراندازی ایجاد شد و آن‌ها همچنان زیر سپرهایشان پنهان مانده بودند، ناگهان ضربات سنگین نیزه‌های بلند و نوک‌تیز آرایش لاک‌پشتی را از هم می‌پاشید و پیش از آن‌که فرصت کنند دوباره به حالت دفاعی بازگردند، باران تیر از سر گرفته می‌شد.

سال ۵۳ پیش از میلاد، یعنی ۲۰۵۳ سال پیش، هنوز چند ساعت از آغاز نبرد حران نگذشته که سپاه روم درهم شکسته بود. رومی‌ها با یکی از مشهورترین فرماندهان خود، مارکوس لیسینیوس کراسوس، آمده بودند تا ایرانیان را شکست دهند؛ اما پیروزی بر نامدارترین فرمانده سپاه ایران، سورنا، کار آسانی نبود. جوان ۳۰ ساله سیستانی، اهل جنوب شرق ایران که با وجود سن کم، به مقام بزرگ‌پهلوانی ایران رسیده بود.

به حدود ۳۰ سال قبل، یعنی سال ۸۲ پیش از میلاد یا ۲۰۸۲ سال پیش، برگردیم؛ به این‌جا در جنوب شرقی ایران، جایی که امروز آن را زابل می‌شناسیم. این سرزمین از هزاران سال پیش تا امروز، محل زندگی قوم بزرگ سیستانی بوده است؛ قومی که در گذشته به آن‌ها «سکستانی» یا «سیستانی» می‌گفتند.

در همین سرزمین، آرش، یکی از بزرگان خاندان قدرتمند سورن، که یکی از هفت خاندان بزرگ اشکانی بود، با زنی بانفوذ به نام ماسیس، از خانواده‌ای سرشناس، ازدواج کرد. حاصل این ازدواج پسری بود که نام خاندان را بر او گذاشتند؛ سورنا.

خاندان سورن چنان قدرت و ثروتی داشت که به‌صورت موروثی حق تاج‌گذاری شاهان اشکانی را در اختیار داشتند؛ جایگاهی که بعدها به سورنا هم رسید. اطلاعات چندانی از کودکی و نوجوانی او در دست نیست، اما می‌دانیم که زیر نظر بهترین جنگجویان خاندان سورن آموزش دید و از همان سال‌های جوانی استعداد شگفت‌انگیزش را در میدان نبرد نشان داد. هوش، جسارت و نبوغ نظامی او خیلی زود زبانزد شد.

احتمالاً در همان دوران جوانی، در زمان مهرداد چهارم، یا ارشک دوازدهم، به مقام سپهبدی رسید. اما نقطه عطف زندگی او چند سال بعد رقم خورد؛ زمانی که در ۵۵ یا ۵۴ پیش از میلاد، در حالی که هنوز ۳۰ سال هم نداشت، به اورُد دوم، یا ارشک سیزدهم، کمک کرد تا به قدرت برسد. سورنا در فتح شهر سلوکیه جایی در نزدیکی بغداد امروزی نقشی تعیین‌کننده داشت. او از دیوارهای شهر بالا رفت، مدافعان سلوکی را از باروها به پایین انداخت و با همین دلاوری، شهرت و مشروعیتی کم‌نظیر برای خود به دست آورد.

اوج شهرت و محبوبیت سورنا به نبرد حران بازمی‌گردد؛ جنگی سرنوشت‌ساز میان اشکانیان و رومی‌ها. اما پیش از آن‌که در حدود ۳۰ سالگی فرماندهی این نبرد را بر عهده بگیرد، به‌واسطه جایگاه خانوادگی، ثروت عظیم و پیروزی‌های نظامی خود به چنان منزلتی رسیده بود که او را «شاهی کوچک» می‌نامیدند.

همان‌طور که گفته شد، خاندان قدرتمند سورن آن‌قدر نفوذ داشت که حق شرکت در آیین تاج‌گذاری شاهان اشکانی را به‌صورت موروثی در اختیار داشتند. سورنا هم پس از آن‌که به اُرد دوم برای رسیدن به پادشاهی کمک کرد، در مراسم تاج‌گذاری او حضور یافت و کمربند پادشاهی را با دستان خود بر کمر اُرد دوم بست.

مورخان یونانی و رومی، سورنا را مردی بلندبالا، خوش‌سیما و دارای موهای بلند توصیف کرده‌اند که در دلاوری، خردمندی و مهارت نظامی همتایی نداشت. ثروت، نفوذ و اعتبار او چنان بود که پس از شاه، مهم‌ترین شخصیت کشور به شمار می‌رفت. حتی نوشته‌اند هرگاه به سفر می‌رفت، صدها سوار، نگهبان و اعضای حرمسرایش او را همراهی می‌کردند.

اما نبرد حران از سورنا یک پهلوان ملی ساخت؛ پهلوانی که افتخار آن، سرانجام بهای سنگینی برایش داشت و به قیمت جانش تمام شد.

سال ۵۳ پیش از میلاد بود؛ یعنی حدود ۲۰۵۳ سال پیش. به‌درستی مشخص نیست نبرد در ششم ژوئن رخ داده یا نهم ژوئن، اما در همین سال رومی‌ها با طمع تصرف ثروت اشکانیان به ایران لشکر کشیدند.

مارکوس لیسینیوس کراسوس، یکی از ثروتمندترین مردان روم و عضو بانفوذ سنا، آرزوی دستیابی به ثروت ایران را در سر داشت. او سپاهی عظیم، متشکل از حدود ۴۲ هزار نفر، شامل هفت لژیون پیاده‌نظام سنگین، سواره‌نظام و نیروهای کمکی فراهم کرد و در نزدیکی شهر حران، در شمال بین‌النهرین و جنوب شرقی ترکیه امروزی، با سپاه ایران روبه‌رو شد؛ نبردی که در تاریخ با نام «نبرد حران» یا «کاره» شناخته می‌شود.

اُرد دوم فرماندهی این نبرد را به سورنا سپرد؛ کسی که قرار بود با تنها ۱۰ هزار نیرو در برابر ارتشی بیش از چهار برابر بزرگ‌تر می‌ایستاد. از این ۱۰ هزار نفر، حدود ۹ هزار تن سواره‌کماندار حرفه‌ای بودند و هزار نفر دیگر را سواران زره‌پوش سنگین با نیزه‌های بلند و فولادی تشکیل می‌دادند. خود اُرد دوم هم با بخشی از سپاه راهی ارمنستان شد تا از آن جبهه به سورنا کمک کند.

اما سورنا برای کراسوس نقشه‌ای مرگبار در سر داشت. او اطمینان داده بود که با همین سپاه ۱۰ هزار نفری می‌تواند ارتش بیش از ۴۰ هزار نفری روم را به خاک و خون بکشد.

اشکانیان، یا همان پارت‌ها، تیراندازانی بی‌نظیر بودند. آن‌ها حتی هنگام عقب‌نشینی می‌توانستند روی زین برگردند و در حالی که اسب با تمام سرعت می‌تاخت، به سوی دشمن تیراندازی کنند؛ مهارتی که بعدها به «تیر پارتی» شهرت یافت. شیوه نبرد آن‌ها بر جنگ‌های متحرک استوار بود؛ حمله، عقب‌نشینی، تعقیب و حمله دوباره، تا دشمن را فرسوده و سرانجام وادار به تسلیم کنند. شیوه‌ای که امروزه به آن پارتیزان گفته می‌شود و از کلمه پارت‌ها گرفته شده‌است. سورنا این تاکتیک‌های اشکانی را با نبوغ نظامی خود به اوج رسانده بود.

او ابتدا رومی‌ها را به دشت‌های باز و بیابانی کشاند؛ جایی که سواره‌نظام اشکانی بیشترین برتری را داشت. سپس با حدود ۱۰۰۰ نفر در برابر دشمن ظاهر شد و وانمود کرد که در حال شکست است. این عقب‌نشینی ساختگی، رومی‌ها را به دل دشت کشاند؛ همان‌جا که ناگهان کمانداران پنهان از پشت تپه‌ها بیرون آمدند و حلقه محاصره را کامل کردند.

سواره‌کمانداران اشکانی با کمان‌های بزرگ و نیرومند خود، از فاصله‌ای امن بارانی از تیر را بر سر رومی‌ها فرود آوردند؛ فاصله‌ای که پیاده‌نظام روم توان پاسخ‌گویی به آن را نداشت. هم‌زمان، گروهی از سواران در حالی که رو به عقب روی اسب نشسته بودند، هنگام عقب‌نشینی بی‌وقفه تیراندازی می‌کردند.

رومی‌ها برای مقابله، به آرایش دفاعی مشهور «تستودو» یا «لاک‌پشتی» پناه بردند و منتظر ماندند تا باران تیر پایان یابد. اما هر بار که تیراندازی برای لحظه‌ای متوقف می‌شد، سواران زره‌پوش اشکانی با نیزه‌های بلند فولادی یورش می‌آوردند، آرایش دفاعی را در هم می‌شکستند و پیش از آن‌که رومی‌ها فرصت تجدید صف پیدا کنند، بار دیگر تیرباران آغاز می‌شد.

با این حال، رومی‌ها همچنان امیدوار بودند که سرانجام تیرهای اشکانیان تمام شود و فرصت ضدحمله به دست آورند. آن‌ها نمی‌دانستند هزاران شتر، مأمور رساندن مهمات به خط مقدم هستند و پیوسته تیرهای تازه را در اختیار کمانداران قرار می‌دهند. به همین دلیل، باران تیر هرگز متوقف نشد و بی‌امان بر سر سپاه روم فرود می‌آمد.

اما سورنا برای این نبرد تنها به تاکتیک‌های نظامی تکیه نکرده بود؛ او جنگ روانی را هم به بهترین شکل به کار گرفت. سپاهیانش با نواختن طبل‌ها و سازهای بزرگ، صداهایی مهیب و غرش‌مانند ایجاد می‌کردند تا رومی‌ها را مرعوب کنند. از سوی دیگر، سواران زره‌پوش اشکانی با نیزه‌های بلند فولادی و زره‌های براق، زیر آفتاب سوزان صحرا می‌درخشیدند و رومی‌ها را با صحنه‌ای روبه‌رو می‌کردند که پیش از آن هرگز تجربه نکرده بودند.

سورنا نقشه دیگری هم در سر داشت؛ او می‌خواست کراسوس را از پسرش، پوبلیوس، جدا کند. این نقشه به‌خوبی اجرا شد. کراسوس فریب عقب‌نشینی ساختگی اشکانیان را خورد و پسرش را همراه بخشی از نیروها برای تعقیب سواره‌کمانداران فرستاد. اما اشکانیان بار دیگر عقب نشستند و پس از جدا کردن این نیرو، آن‌ها را در محاصره گرفتند. پوبلیوس وقتی خود را در تنگنای محاصره دید، دست به خودکشی زد. اشکانیان سر او را بریدند، بر سر نیزه کردند و برای پدرش فرستادند.

به گفته مورخان، رومی‌ها در این نبرد حدود ۲۰ هزار کشته و ۱۰ هزار اسیر دادند و بسیاری دیگر هم گریختند یا پراکنده شدند. در مقابل، منابع مختلف تلفات اشکانیان را تنها حدود ۱۰۰ نفر ذکر کرده‌اند؛ آماری که نبرد حران را به یکی از شگفت‌انگیزترین پیروزی‌های نظامی تاریخ از نظر نسبت تلفات تبدیل کرده است.

پس از این شکست، کراسوس شبانه همراه بازماندگان سپاهش به سوی شهر حران عقب‌نشینی کرد. سورنا او را تعقیب و شهر را محاصره کرد. سپس پیشنهاد مذاکره و عقب‌نشینی امن رومی‌ها به سوریه را مطرح کرد؛ به شرط آن‌که سرزمین‌های شرق فرات را واگذار کنند.

کراسوس ابتدا حاضر به پذیرش این پیشنهاد نبود، اما با دیدن وضعیت اسفبار سربازان خسته، تشنه و ناامیدش و در پی بالا گرفتن زمزمه‌های شورش، ناچار شد برای مذاکره حاضر شود. با این حال، گفت‌وگو هرگز به نتیجه نرسید. بنا بر روایت‌ها، یکی از سواران اشکانی افسار اسب کراسوس را گرفت و کشید. این اتفاق به سوءتفاهم و درگیری ناگهانی انجامید و کراسوس همراه افسران ارشدش کشته شد.

درباره سرنوشت او روایت‌های مختلفی وجود دارد. مشهورترین روایت می‌گوید اشکانیان برای تمسخر حرص و طمع او، طلای مذاب در دهانش ریختند. روایت دیگری نیز می‌گوید سر کراسوس پس از کشته شدن بریده شد و برای اُرد دوم فرستاده شد.

پیروزی در نبرد حران، سورنا را به یک قهرمان ملی تبدیل کرد. این پیروزی خیره‌کننده در نبردی کاملاً نابرابر، همه را شگفت‌زده کرد. از آن پس، نام سورنا بیش از نام شاه بر سر زبان‌ها افتاد و مردم او را بیش از پیش ارج می‌نهادند. حتی گفته می‌شد اُرد دوم بدون سورنا توان دستیابی به چنین پیروزی‌هایی را نداشت.

اما همین شهرت روزافزون، شاه اشکانی را به هراس انداخت. در دوره اشکانیان، شورش سرداران و پهلوانان علیه پادشاهان سابقه داشت و اُرد دوم بیم آن داشت که محبوبیت و نفوذ سورنا روزی تاج و تختش را به خطر بیندازد.

حدود شش ماه تا یک سال پس از نبرد حران، اُرد دوم تصمیم گرفت پیش از آن‌که چنین خطری به واقعیت تبدیل شود، سورنا را از میان بردارد. منابع تاریخی درباره چگونگی مرگ او اتفاق‌نظر ندارند، اما احتمال می‌رود به دستور شاه و به دست مأمورانش، غافلگیرانه و شاید در خواب، به قتل رسیده باشد.

با این حال، مرگ نتوانست نام سورنا را از تاریخ پاک کند. دلاوری، نبوغ نظامی و پیروزی شگفت‌انگیزش در نبرد حران، او را به یکی از بزرگ‌ترین فرماندهان و نامدارترین پهلوانان تاریخ ایران تبدیل کرد؛ شخصیتی که یادش پس از بیش از دو هزار سال، همچنان در حافظه تاریخی ایرانیان زنده مانده است. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1235137

اخبار وبگردی را در اینجا بخوانید:

اخبار تاپ حوادث ازدواج مرد لرستانی با چهار خواهر چهارقلو؛ پدر و مادرعروس ها راضی نبودند اگر امریکایی ها زیر ساخت ها را بزنند قطع کابل‌های فیبر نوری در تنگه هرمز کارساز است ؟! / این اقدام ایران چه بلایی بر سر اینترنت جهان می‌آورد؟ طلاق عجیب مرد جوان به خاطر شستن پیراهن فوتبالی امضاشده! فیلم لحظه سرقت آیفون ۱۷ در پیاده رو / دزد موتورسوار را می شناسید ؟! اولین سرقت تازه داماد برای خرج عروسی به زندان ختم شد گوگوش بستری شده است؟ / از عکس حال وخیمش در بیمارستان تا اعلام نظر قطعی + تصاویر فیلم / سورنا ؛ پهلوان نام‌دار سیستانی و قهرمان نبرد ایران و روم / مشهورترین فرمانده ایرانی و سرنوشت تلخی که داشت تبلیغات تبلیغات



۵ ساعت قبل / خبرگزاری ایلنا

قزوین بخشی از هویت و تاریخ ایران است/ هفته قزوین را به یک رویداد بزرگ ملی تبدیل کنیم

به‌ گزارش ایلنا به نقل از وزارت میراث فرهنگی و گردشگری، محمد نوذری روز پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ در آیین تجلیل از عکاسان خبری افزود: برنامه‌های متنوعی برای هفته قزوین پیش‌بینی شده و برنامه اصلی روز نهم شهریورماه همزمان با جشن ثبت جهانی قلعه های الموت با حضور وزیر میراث فرهنگی، جمعی از وزرا و مهمانان ملی برگزار خواهد شد.

استاندار قزوین تأکید کرد: هدف ما برگزاری یک جشن معمولی نیست، بلکه می‌خواهیم از ظرفیت رسانه‌های ملی و استانی، عکاسان، فعالان اجتماعی و فضای مجازی برای معرفی قزوین در سطح کشور استفاده کنیم.

او ادامه داد: از عکاسان نیز انتظار می‌رود با ثبت و انتشار تصاویر ظرفیت‌های تاریخی، فرهنگی و گردشگری استان، در معرفی قزوین به مخاطبان سراسر کشور نقش‌آفرینی کنند.

نوذری با اشاره به ثبت جهانی الموت اظهار کرد: پرونده ثبت جهانی الموت ۲۵ سال پیگیری شد تا سال جاری به ثمر نشست و اکنون بایداز این فرصت برای توسعه زیرساخت‌ها، به‌ویژه مسیرهای دسترسی وگردشگری، استفاده کنیم، ثبت جهانی الموت پایان کار نیست، بلکه آغاز مسیر جدیدی برای معرفی ظرفیت‌های استان است.

استاندار قزوین در پایان با قدردانی از عکاسان خبری گفت: از تلاش ومجاهدت عکاسان برای ثبت تصاویر ارزشمند از ظرفیت‌ها و اقدامات قزوین تشکر می‌کنم و در مسیر معرفی استان و حمایت از این حوزه در کنار شما خواهیم بود.

  انتهای پیام/


۳۹ دقیقه قبل / خبرگزاری ایلنا

از مصدق و کاشانی تا امروز؛ بازخوانی یک بزنگاه تاریخی

به گزارش ایلنا، در این این نشست که شامگاه پنجشنبه ۲۹ مردادماه با حضور جمعی از استادان، پژوهشگران حوزه تاریخ و رسانه و علاقه‌مندان به تاریخ معاصر ایران برگزار شد؛حاضران به بررسی ریشه‌ها و علل شکل‌گیری نهضت ملی شدن صنعت نفت، تحولات منتهی به کودتای ۲۸ مرداد و نسبت این رویدادهای تاریخی با شرایط امروز ایران پرداختند.

اکبر نبوی در ابتدای این برنامه با اشاره به اهمیت بررسی تاریخی نهضت ملی شدن صنعت نفت و کودتای ۲۸ مرداد گفت: انتخاب این موضوع برای من به دلیل مشابهت‌های تقریباً روشن شرایط امروز کشور با شرایط ایران، به‌ویژه از ۳۰ تیر ۱۳۳۱ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ است؛ دوره‌ای که در آن سرعت وقایع و حجم تخریبی که دو جریان اصلی نهضت علیه یکدیگر به راه انداختند، بسیار افزایش یافت.

وی افزود: در آن دوره، جریان مذهبی نهضت به رهبری مرحوم آیت‌الله کاشانی و جریان ملی نهضت به رهبری مرحوم مصدق، درگیر اختلافات و تقابل‌هایی شدند و از همه مهم‌تر، فعالیت شدید نفوذی‌ها در میان یاران مصدق و یاران آیت‌الله کاشانی، شرایط را پیچیده‌تر کرد. این مسائل، به نظر من، شباهت زیادی با این روزهای کشور ما دارد.

نبوی ادامه داد: در آن زمان، اراده جریان چپ و راست جهانی برای اینکه مصدق نباشد و جریان نفت به شکلی که ملیون ایرانی می‌خواستند ملی نشود و نتواند به اهداف خود برسد، به یک اتفاق روشن رسیده بود. امروز نیز درباره ایران و جمهوری اسلامی، نوعی اتفاق نظر برای تغییر شرایط موجود دیده می‌شود.

وی با اشاره به اهمیت ادامه مسیر گفت: تا الان، به لحاظ سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و نظامی، ایران پیروز این منازعه است؛ منتها ادامه مسیر هم مهم است. باید دید چه اتفاقاتی باید بیفتد که این پیروزی ادامه پیدا کند و چه اتفاقاتی نباید بیفتد که خدای نکرده یک ۲۸ مرداد دیگر، منتها خیلی سخت‌تر و سنگین‌تر، رقم بخورد.

نبوی تأکید کرد: آن دوره دیگر تکرار نمی‌شود که یک دولت برود و دولت دیگری بیاید؛ امروز نمونه‌هایی مانند سوریه، لیبی، عراق و افغانستان را دیده‌ایم و باید با توجه به تجربه این کشورها، درباره چگونگی عبور از این گذرگاه و گردنه خطیر، به یک اشتراک جمعی در دیدگاه‌ها و راهکارها رسید.

وی افزود: بسیاری از کسانی که در دهه شصت به مطالعه تاریخ معاصر، به‌ویژه ماجرای کودتای ۲۸ مرداد، پرداختند، با منابع غیرمستند و حجم سنگینی از داده‌های رسانه‌ای و کتاب‌ها مواجه بودند. جریان‌های مختلف سیاسی، از راست میانه و راست افراطی و راست مذهبی تا چپ ارتدوکس، توده‌ای، میانه و تند، هر یک تحلیل و تفسیر خود را ارائه می‌کردند. 

نبوی گفت: کسی که این منابع را می‌خواند، منطقا باید یا به یک نگاه و تفسیر گرایش پیدا می‌کرد یا به درکی می‌رسید که بتواند همه آنها را بخواند و خودش به یک تجزیه و تحلیل عقلانی و خردمندانه از واقعه‌ای که رخ داده بود برسد.

نبوی با اشاره به کتاب «نگرشی کوتاه بر نهضت ملی ایران» گفت: من نخستین بار در سال ۱۳۵۸ با خواندن این کتاب، تصویری نسبت به ماجرای کودتا و آنچه میان مصدق و کاشانی گذشت پیدا کردم. این کتاب در شرایط خاص سال‌های پس از انقلاب، نقد مصدق و کاشانی را همزمان مطرح کرده بود و این کار در فضای به‌شدت انقلابی آن روزگار، کار دشواری بود.

وی افزود: در آن دوره، جریان مذهبی به‌شدت از کاشانی دفاع می‌کرد و در نقطه مقابل، جریان دیگری همه مشکلات کودتا را متوجه کاشانی می‌دانست و مصدق را کاملاً مبرا می‌کرد. اهمیت آن کتاب این بود که نسبتاً تحلیل‌گرانه بررسی کرده بود که اساساً اختلافات میان مصدق و کاشانی چه بوده است.

نبوی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به کتاب «درس‌های بیست و هشت مرداد» نوشته خلیل ملکی گفت: این کتاب نکات عمیقی درباره عملکرد حزب توده و همراهی چپ جهانی با کودتا دارد. به اعتقاد ملکی، اتحاد شوروی از یک سو نتوانسته بود امتیاز نفت شمال را بگیرد و از این زاویه با نهضت ملی و دولت مصدق تعارض پیدا کرده بود و از سوی دیگر نمی‌خواست رقیب دیگری در مبارزه با امپریالیسم در کنار جریان مارکسیسم قرار بگیرد.

او همچنین درباره کتاب «رضاشاه و بریتانیا» گفت: این کتاب درباره موضوع نفت اطلاعات عددی عجیب و غریبی دارد و بر اساس اسناد وزارت خارجه آمریکا نوشته شده است. وی افزود: در یک فاصله زمانی چهل‌ساله، از سال ۱۹۱۱ تا ۱۹۵۱، کل درآمد نفت ایران، یعنی پولی که شرکت نفت به ایران پرداخت کرده، ۴۳۵ میلیون دلار بوده است؛ در حالی که خود شرکت نفت ایران و انگلیس در همین دوره پنج میلیارد دلار سود برده است.

نبوی ادامه داد: نویسنده در بخش دیگری نشان می‌دهد که در طول سال‌های ۱۹۲۱ تا ۱۹۴۱، رضاشاه چگونه بخش عمده‌ای از ۱۸۵ میلیون دلار درآمد ایران را سرقت کرد و آنها را به حساب‌های بانکی خود در لندن، سوئیس و نیویورک ریخت.

وی با تأکید بر شباهت‌های شرایط امروز با آن دوره گفت: یکی از دلایلی که موضوع نهضت ملی شدن صنعت نفت را انتخاب کردم این بود که به‌شدت در بعضی حوزه‌ها و در ارتباط با بعضی مؤلفه‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی ـ نظامی، میان جامعه امروز ما و حدود هفتاد و چند سال گذشته، شباهت‌های جدی وجود دارد.

نبوی افزود: آنچه در آن دوره اهمیت داشت، شکل‌گیری اندیشه استقلال‌طلبانه و عزت‌خواهانه در میان گروهی از سیاستمداران، نیروهای مذهبی و نیروهای ملی بود؛ اینکه سرمایه‌های ما باید در اختیار خودمان باشد. یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های آن روزگار نفت بود و امروز نیز موضوع در اختیار داشتن مقدرات کشور و منابع و ظرفیت‌های آن، همچنان اهمیت دارد. 

وی تأکید کرد: انقلاب اسلامی نیز به دست گرفتن مقدرات بود و انرژی هسته‌ای هم از همین منظر قابل توجه است. 

در ادامه مجیدرضا بالا، پژوهشگر و محقق تاریخ و فرهنگ، با اشاره به ضرورت بازخوانی تاریخ معاصر ایران گفت: ما از جنگ‌های روس به این طرف، چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب، نسبت به شخصیت‌های برجسته سیاسی، نگاهی رمانتیک و سانتی‌مانتالیستی داشته‌ایم و اگر بخواهیم آنها را نقد کنیم، ممکن است نپسندیم. مثلا درباره امیرکبیر نیز تصور رایج، با آنچه از متون دست اول تاریخی خوانده می‌شود، کاملاً سازگار نیست. همین مسئله درباره عباس میرزا، قائم‌مقام فراهانی و تا مصدق نیز قابل طرح است.

وی افزود: درباره مصدق باید دو موضوع را از هم تفکیک کرد؛ یکی سابقه و دیدگاه‌های او درباره اجتماع، سیاست و فرهنگ و دیگری نقش او در ماجرای ملی شدن صنعت نفت و دوره نخست‌وزیری که به کودتای ۲۸ مرداد انجامید. درباره ملی شدن صنعت نفت باید جداگانه پرسید آیا ملی شدن کار خوبی بود و آیا این اقدام به توسعه ایران منجر شد یا نه. ایران امروز در موقعیتی نیست که بتوان صرفاً با تکیه بر ایران‌دوستی و بریدن دست بیگانگان، درباره این موضوع داوری کرد.

رضا بالا درباره نسبت مصدق و حزب توده نیز گفت: منابع مستقل نشان می‌دهند که خود مصدق تمایل زیادی به حزب توده نداشت و حزب توده نیز در آن مقطع قدرتی نداشت که بتواند حکومت را در دست بگیرد. استفاده از خطر قدرت‌یابی کمونیست‌ها، بیشتر به عنوان استراتژی برای تحت فشار قرار دادن آمریکایی‌ها جهت دریافت وام و فشار بر انگلستان مطرح بود.

وی همچنین درباره ۲۸ مرداد افزود: آنچه به عنوان کودتا شناخته می‌شود، در دو مرحله قابل بررسی است؛ ۲۵ مرداد اقدامی برنامه‌ریزی‌شده علیه مصدق بود که ناکام ماند و ۲۸ مرداد با تظاهرات خیابانی و سپس ورود بخشی از نیروهای ارتشی طرفدار کودتا، دولت سرنگون شد. درباره ماهیت این وقایع، منابع و تحلیل‌های متفاوتی وجود دارد و همین تفاوت‌ها، بررسی دقیق و مستند آنها را ضروری می‌کند.

رضا بالا در ادامه سخنان خود گفت: از زمانی که مصدق در ۲۹ اسفند سال ۳۰ ملی شدن صنعت نفت را اعلام کرد، دیگر پولی داخل خزانه ایران نیامد. ایران بابت استفاده روس‌ها در جنگ جهانی دوم از خط آهن ایران، از دولت شوروی وقت طلب قابل توجهی داشت که پرداخت نشد و وام مورد درخواست از آمریکا نیز تأمین نشد. در نتیجه ایران با کمبود جدی نقدینگی و ارز خارجی و فقر اقتصادی فوق‌العاده‌ای مواجه شد.

وی افزود: در آن مقطع هیچ نیرویی در جامعه وجود نداشت که در ارزیابی خود تصور کند آمدن به خیابان و دفاع از مصدق، تحقق آرمان‌هایش است. حزب توده به دلیل تحلیلی که داشت، تصور می‌کرد اگر دولت مصدق سقوط کند، امکان رسیدن آنها به قدرت فراهم می‌شود. از سوی دیگر، بخشی از روحانیت و فدائیان اسلام نیز مناسبات خوبی با مصدق نداشتند و روحانیت سنتی قم نیز نگاه مثبتی به او نداشت.

رضا بالا ادامه داد: فضای اجتماعی حزب توده از سی تیر ۳۱ به بعد بسیار فعال بود و تظاهرات و نشریات متعددی داشتند و تصویری پرقدرت از احتمال روی کار آمدن کمونیست‌ها ایجاد شده بود. مصدق به انواع و اقسام میتینگ‌های حزب توده مجال می‌داد و به او هشدار داده می‌شد، اما او این هشدارها را نمی‌پذیرفت. به نظر من این بازی مصدق از دو جهت باخت داشت؛ از یک سو فضای قدرت‌یابی کمونیست‌ها را برای آمریکایی‌ها برجسته می‌کرد و از سوی دیگر موجب می‌شد مذهبیون و روحانیت جامعه نیز احتمال قدرت‌یابی کمونیست‌ها را جدی بدانند و از حمایت از مصدق دست بردارند.

وی در پایان گفت: مصدق ارزیابی دقیقی از پیامدهای اقتصادی ملی شدن صنعت نفت نداشت. تصورش این بود که حتی اگر میزان فروش نفت بسیار کاهش پیدا کند، باز هم درآمد لازم تأمین خواهد شد، اما حتی همان مقدار نفت نیز نتوانست به فروش برسد و در نهایت دولت با مشکلات جدی اقتصادی و مالی روبه‌رو شد. انتهای پیام/


۲ ساعت قبل / خبرگزاری دانشجو

ارجمند: رهبر شهید انقلاب جایگاهی ویژه در تاریخ ایران دارند

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، داریوش ارجمند عصر پنجشنبه در مراسم «امین ایران ۴» ویژه اربعین خاکسپاری رهبر شهید انقلاب که در تالار نور مشهد برگزار شد، با اشاره به نخستین آشنایی خود با نام رهبر شهید انقلاب اظهار کرد: از سال‌هایی که در مشهد زندگی می‌کردم، برای نخستین‌بار نام آیت‌الله خامنه‌ای را از زبان استاد خود شنیدم. او به ما گفت روحانی جوانی در مسجد کرامت مشهد حضور دارد و توصیه کرد برای شنیدن سخنانش به مسجد برویم.

بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون افزود: با علاقه‌ای که به مباحث دینی و تاریخی داشتم، به مسجد کرامت رفتم و پای صحبت‌های ایشان نشستم و همان زمان متوجه شدم با شخصیتی متفاوت و جامع مواجه هستم.

وی با تأکید بر اینکه شناخت شخصیت رهبر شهید انقلاب نیازمند فراتر رفتن از خاطرات شخصی است، گفت: خاطره‌گویی خوب است، اما تحلیل این مرد بزرگ بسیار فراتر از خاطرات است. من تاریخ ایران و تاریخ اسلام را مطالعه کرده‌ام و از استادان بزرگی بهره برده‌ام و در تمام این سال‌ها شخصیت‌های بزرگی را در تاریخ روحانیت ایران دیده‌ام و به همه آنها احترام می‌گذارم، اما شخصیتی بزرگ‌تر و جامع‌تر از ایشان ندیده‌ام.

ارجمند ادامه داد: بسیاری از شخصیت‌های تاریخی به نوعی تک‌ساحتی بوده‌اند، اما آیت الله خامنه‌ای شخصیتی گسترده و چندبعدی داشتند. اگر بخواهیم بپرسیم چه چیزی را نمی‌دانست، پاسخ به این پرسش دشوار است چراکه در حوزه ایران، سیاست، ادبیات، تاریخ، مذهب و مسائل جهان، شناخت و آگاهی گسترده‌ای داشتند.

بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون اظهار کرد: به اعتقاد من، این شخصیت بزرگ حاصل سال‌ها مجاهدت و تجربه تاریخی ملت ایران بود و توانست در یکی از مهم‌ترین مقاطع تاریخ، نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کند.

وی با اشاره به دیدار خود با رهبر شهید انقلاب پس از پخش سریال «امام علی (ع)» گفت: من نخستین بازیگری بودم که پس از سریال امام علی (ع) به بیت دعوت شدم و همراه یکی از دوستانم در این دیدار حضور پیدا کردم.

ارجمند با اشاره به ویژگی‌های اخلاقی رهبر شهید انقلاب گفت: ایشان انسانی بسیار صادق بودند و رفتارشان برای من یادآور رفتار پیامبرگونه بود. اگر تعداد زیادی از افراد در حضورشان بودند، تا با همه سلام و احوالپرسی نمی‌کردند و از وضعیت کسانی که می‌شناختند نمی‌پرسیدند، جلسه را ترک نمی‌کردند. این رفتار نشان می‌داد که ارتباط ایشان با مردم و اطرافیان، ارتباطی عمیق و از روی توجه و محبت بود.

بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون با اشاره به حضور رهبر شهید انقلاب در دوران دفاع مقدس تصریح کرد: در تاریخ ایران، پادشاهان بسیاری آمدند و رفتند و روشنفکرانی نیز بودند که در مقاطع مختلف عملکرد‌های متفاوتی داشتند، اما ایشان تنها روحانی‌ای بودند که لباس رزم و سربازی پوشیدند، به جبهه رفت، در کنار مردم ایستاد و جنگید و از حضور در میدان هراس نداشت.




 محفل اربعین؛ به یاد قرآنی‌ترین رهبر جهان اسلام
۷ ساعت قبل / سایت تابناک

محفل اربعین؛ به یاد قرآنی‌ترین رهبر جهان اسلام

چهل روز از آن وداع تاریخی گذشته است؛ چهل روز از روز‌هایی که میلیون‌ها نفر برای بدرقه رهبر شهید انقلاب گرد هم آمدند و حالا در چهلمین روز، یاد او قرار است در ت...

 جایگاه آموزش هنر در حکمرانی فرهنگی
۲ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

جایگاه آموزش هنر در حکمرانی فرهنگی

آموزش به عنوان زیربنای مستحکم حوزه فرهنگ و هنر محسوب می شود و از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است، بنابراین آموزش هنر بایستی در سیاستگذاری و خط مشی گذاری فرهنگیِ کشور مورد توجه جدی متولیان و سیاستگذاران قرار گیرد.

 دزدی هنری در سالزبورگ
۲۱ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

دزدی هنری در سالزبورگ

نمایش بزرگداشت دویست وهفتادمین سالگرد تولد ولفگانگ آمادئوس موتزارت در شهر زادگاهش، سالزبورگ با یک سرقت گسترده به‌طور جدی خراب شد.

 اصغر فرهادی جایزه افتخاری قلب سارایوو را دریافت کرد
۶ ساعت قبل / سایت هم میهن

اصغر فرهادی جایزه افتخاری قلب سارایوو را دریافت کرد

اصغر فرهادی در جشنواره سارایوو پس از دریافت قلب این جشنواره با شرکت در جلسه پرسش و پاسخ، درباره سینما و صداقت گفت و عنوان کرد که موفقیت می‌تواند یک چیز خطرناک باشد.

 کنایه تند و تیز نورا هاشمی به ترانه و شاکی پژمان
۱۳ ساعت قبل / سایت تابناک

کنایه تند و تیز نورا هاشمی به ترانه و شاکی پژمان

استوری نورا هاشمی فرزند مهدی هاشمی و گلاب آدینه، در نکوهش ملیکا پارسادوست، شاکی پرونده پژمان جمشیدی در ساعات اخیر مورد توجه قرار گرفته است.

 اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت
۴ ساعت قبل / سایت تابناک

اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت

اصغر فرهادی، کارگردان ایرانی و برنده دو جایزه اسکار، در مراسمی در تئاتر ملی سارایوو، جایزه افتخاری «قلب سارایوو» را به پاس «سهم برجسته‌اش در هنر سینما» دریاف...