
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، خانم وزیر راه و شهرسازی، یک روز عینک آفتابی بزنید، ناشناس راهی پروژههای نهضت ملی مسکن شوید و چند ساعت پای حرف متقاضیان بنشینید؛ نه در جلسه رسمی، نه پشت میز مدیران و نه در بازدیدهای تشریفاتی. ببینید مردمی که سالها با امید صاحبخانه شدن در این طرحها ثبتنام کردند، امروز برای گرفتن همان خانهای که قرار بود پناه اقتصادی خانوادهشان باشد، با چه دشواریهایی دستوپنجه نرم میکنند.
«مسکن ملی» قرار بود نام پروژهای برای خانهدار کردن اقشار کمتوان مالی، سرپرستان خانوار و زنان خودسرپرست و سرپرست خانوار باشد؛ طرحی که قرار بود بخشی از فشار بازار مسکن را از دوش خانوادههایی بردارد که توان خرید خانه در بازار آزاد را ندارند.
اما برای بخشی از متقاضیان، این نام دیگر چندان با واقعیت زندگیشان همخوانی ندارد. خانهای که قرار بود «خانهآور» باشد، در مسیر اجرا به «مسکن دربهدر» تبدیل شده است؛ پروژهای که متقاضی باید برای تأمین آورده، عبور از اقساط، تکمیل واحد، دریافت نامه، گرفتن مهر، مراجعه به بانک، تحویل کلید و حتی رفتوآمد میان ساختمانهای اداری، بارها و بارها از این سوی شهر به آن سوی شهر برود.
مسئله فقط تأخیر در تحویل یا دشواریهای اداری نیست؛ مسئله بزرگتر این است که بخشی از همان گروههایی که این طرح برای آنها طراحی شده بود، دیگر توان ماندن در پروژه را ندارند. خانهای برای کمتوانان که پرداختش توانِ بسیار میخواهد
تورم، هزینه ساخت و افزایش سهم آورده متقاضیان، معادله مسکن ملی را برای بسیاری از خانوارهای کمدرآمد تغییر داده است.
خانوادهای که روز نخست با تصور یک طرح حمایتی وارد پروژه شده، امروز باید با ارقامی مواجه شود که گاه تناسبی با درآمدش ندارد.
در برخی سناریوهای تقسیط بلندمدت، اگر مبلغ قابل پرداخت متقاضی به حدود سه میلیارد تومان برسد و بازپرداخت در یک دوره ۱۲ ساله انجام شود، قسط ماهانه میتواند به حدود ۱۶ میلیون تومان برسد؛ رقمی که برای یک خانوار کمدرآمد، دیگر یک قسط معمولی مسکن نیست، بلکه بخش اصلی درآمد ماهانه است.
برای درک ابعاد ماجرا کافی است آن را کنار حداقل مزد بگذاریم.حداقل حقوق پایه …









