
اما سؤال اصلی این است: در شرایطی که آینده قابل پیشبینی نیست، چگونه میتوان از سرمایه محافظت کرد و تصمیمی منطقی گرفت؟
واقعیت آن است که سرمایهگذاری هوشمند زمانی معنا پیدا میکند که متغیرهای اثرگذار تا حدی قابل پیشبینی باشند. زمانی که آینده کامالً مبهم است، اتکای بیش از حد به پیشبینیهای سیاسی و نظامی نهتنها کمکی به تصمیمگیری نمیکند، بلکه میتواند سرمایهگذار را به سمت تصمیمهای هیجانی سوق دهد.
برای پاسخ به این پرسش، بهتر است به تجربههای مهم سالهای اخیر رجوع کنیم؛ تجربههایی که نشان میدهند بازارها در مواجهه با بحرانهای بزرگ چگونه رفتار کردهاند و چه درسهایی برای سرمایهگذاران به همراه داشتهاند.
درسهایی از بحرانهای بزرگ خروج آمریکا از برجام در اردیبهشت ۱۳۹۷، با خروج رسمی آمریکا از برجام، نرخ دالر طی حدود پنج ماه از محدوده ۴ هزار تومان به حوالی ۱۹ هزار تومان رسید؛ رشدی کمسابقه که بسیاری آن را آخرالزمانی تلقی میکردند. اما پس از آن، بازار در مدت کوتاهی بخشی از این رشد را اصالح کرد و دوباره به تعادل نسبی رسید.
این تجربه نشان داد که حتی شدیدترین شوکهای سیاسی نیز لزوماً به معنای شکلگیری یک روند دائمی نیستند و بازارها پس از عبور از مرحله هیجان، به تدریج به سمت تعادل حرکت میکنند. همهگیری کرونا
شیوع ویروسکرونا یکی از بزرگترین شوکهای اقتصادی جهان بود. در آن روزها تقریباً هیچ سناریوی قابل اتکایی برای آینده وجود نداشت. مردم بیش از آنکه به سرمایهگذاری فکر کنند، نگران تأمین نیازهای اولیه و حفظ بقا بودند. با این حال، پس از عبور از شوک اولیه، بازارهای مالی مسیر خود را بازیافتند و بسیاری از داراییها به روند ارزشگذاری بلندمدت بازگشتند.
این بحران نشان داد که حتی در شرایطی که آینده کامالً مبهم به نظر میرسد، اقتصاد و بازارها در بلندمدت توانایی بازیابی تعادل خود را دارند. بورس ایران در سال ۱۳۹۹
بورس ایران در سال ۱۳۹۹ رشد خیرهکنندهای را تجربه کرد و سپس وارد یکی از شدیدترین دورههای افت خود
شد. بسیاری تصورمیکردند اعتماد عمومی برای سالها از بین رفته است؛ اما با فراهم شدن شرایط …





