
در شرایطی که قیمت مسکن در تهران و بسیاری از شهرهای بزرگ فاصله میان درآمد خانوار و هزینه خرید خانه را بیشتر کرده، ایدههایی مانند «خرید متری» یا حتی «خرید سانتیمتری» مسکن با هدف امکان ورود سرمایههای خرد به بازار ملک مطرح شدهاند.
اما یک نکته مهم وجود دارد؛ خرید چند سانتیمتر از یک پروژه ساختمانی به معنای خرید یک قطعه فیزیکی از آپارتمان و دریافت کلید خانه نیست. در این مدل، سرمایهگذار در واقع در ارزش یک پروژه یا دارایی مرتبط با آن مشارکت میکند و بازده سرمایه او به سازوکار طرح، ارزش روز دارایی، شرایط پروژه و امکان فروش سهم بستگی دارد.
به بیان ساده، کسی که چند سانتیمتر یا چند دهم متر از یک پروژه میخرد، لزوماً صاحب اتاق، واحد یا بخش مشخصی از یک آپارتمان نمیشود. خانه سانتیمتری برای خانهدار شدن است یا سرمایهگذاری؟
یکی از مهمترین سوءبرداشتها درباره این طرح، یکسان دانستن «خرید متری مسکن» با «خرید خانه ارزان» است.
اگر فردی در طول چند سال بتواند چند متر از یک پروژه را خریداری کند، این موضوع بهخودیخود به معنای امکان سکونت او در آن پروژه نیست. برای تبدیل چنین سرمایهگذاریای به یک واحد قابل سکونت، باید سازوکار حقوقی و مالی مشخصی برای تجمیع سهمها، تسویه و انتقال واحد وجود داشته باشد.
بنابراین هدف اصلی چنین مدلهایی را باید بیشتر در حوزه سرمایهگذاری خرد و حفظ ارزش دارایی بررسی کرد، نه لزوماً خانهدار کردن مستقیم خانوارها. چرا خرید خانه سانتیمتری مورد توجه قرار گرفته است؟
تورم مسکن و افزایش فاصله میان قدرت خرید خانوار و قیمت آپارتمان باعث شده ورود مستقیم بسیاری از افراد به بازار ملک دشوار شود. در چنین شرایطی، تقسیم یک پروژه بزرگ به واحدهای سرمایهگذاری کوچک میتواند از نظر تئوریک امکان مشارکت افراد با سرمایه کمتر را فراهم کند.
در این مدل، به جای اینکه سرمایهگذار برای خرید یک واحد کامل چند میلیارد تومان پرداخت کند، میتواند با مبالغ پایینتر در یک دارایی یا پروژه ساختمانی مشارکت کند.
اما کوچک شدن حداقل سرمایه مورد نیاز، الزاماً به معنای کم شدن ریسک سرمایهگذاری نیست. سه ریسک مهم خرید خانه سانتیمتری
۱. …












