
در شهرک صنعتی جِی اصفهان یکی از کارخانهها تا لحظهای پیش از حمله مثل هر روز کار میکرد: نوبتکاری در جریان بود، خط تولید روشن بود، و بیست نفر سر کار خودشان ایستاده بودند. بعد از حمله دشمن اما این بیست نفر دیگر به خانه برنگشتند.
مقامهای استانی بعدتر این رقم را در کنار ارقام دیگری نشاندند: در همان استان هزار و ۴۳۰ واحد صنفی آسیب جدی دیدند و ۷۷ واحد صددرصد ویران شدند. خسارت واحدهای تولیدی استان به حدود ۶۰۰ هزار میلیارد ریال رسید. اینها فقط اعداد اصفهاناند. در مقیاس کشوری وزیر امور اقتصادی و دارایی از آسیب به بیش از سه هزار واحد صنعتی خبر داد و گزارشهای دیگر از حدود ۲۰ شهرک صنعتی و بیش از ۲۰ هزار واحد تولیدی و تجاری آسیبدیده یا مختلشده در سراسر کشور حرف میزنند.
اما همین استان چند هفته بعد آمار دیگری هم داشت بازگشت ۴۶ واحد صنعتی آسیبدیده به خط تولید و اعلام مقامهای صنعتی استان که در مجموع تنها حدود سه تا سهونیم درصد از اشتغال صنعتی استان تحت تأثیر مستقیم جنگ قرار گرفته رقمی که در دل یک جنگ تمامعیار علیه زیرساختهای صنعتی کشور عددی غافلگیرکننده است.
مدیر یکی از همین واحدهای بازگشته به تولید یک کارخانه داروسازی دلیل ادامهدادن را ساده گفت: خط تولید حتی زیر فشار محدودیت آب و برق متوقف نشد. چیزی که در ظاهر دیده میشود
آنچه رسانهها بیشتر از همه دیدند و پوشش دادند تصویر بمباران بود: خط تولید فولاد مبارکه اصفهان بزرگترین واحد صنعتی کشور و عظیمترین مجتمع فولادی خاورمیانه در پی حملات هوایی دچار توقف کامل شد. واحدهای مرتبط با فرایند تولید این مجتمع به گفته روابط عمومی آن با تخریب اساسی مواجه شدند. فولاد خوزستان نیز هدف قرار گرفت و بخشی از خطوط تولیدش در استان متوقف شد. در کنار این دو غول صنعتی مجتمعهای پتروشیمی ماهشهر و عسلویه قلب تپنده صادرات غیرنفتی کشور نیز آسیب دیدند.
انتخاب این اهداف تصادفی نبود. حمله به فولاد و پتروشیمی حمله به قلب زنجیره تأمین صنایع پاییندستی کشور از لوازم خانگی تا خودرو و ساختمان بود. هدف دشمن نه صرفاً آسیب مستقیم بلکه به حداکثر رساندن هزینه جنگ برای کل اقتصاد ایران از طریق قطع همین گلوگاهها بود. چیزی که دشمن روی آن حساب نکرده بود
صنعت خودرو کشور با وجود آسیب مستقیم به تأمینکننده اصلی فولادش در سهماهه …









