
این دو واقعۀ المناک و تأسفبار و همچین شهادت هشتمین پیشوای شعیان جهان حضرت امام رضا (ع) باعث شده تا ماه صفر ماه اندوه اهلبیت نامگذاری شود. اما آنچه مسلمانان جهان را بیشتر تکان داد و سبب شد که صفحۀ جدیدی از مشکلات در زندگی مسلمانان گشوده شود، رحلت پیامبر گرامی اسلام (ص) است.
با رحلت پیامبر نازنین اسلام، ارتباط مستقیم اهالی زمین با خالق یکتا قطع و الطاف و رحمت خداوندی بر بندگانش از مجرای وحی و اجلال نزول جبرئیل امین پایان یافت.
فقدان پیامبری که رأفت و رحمتش چون بحری بیپایان آسایشبخش زندگی مومنان و هیبت و صلابتش چون دارویی فلجکننده برای منافقان بود، سبب شد تا خفّاشانِ فرصتطلب از لانهها سر بر آورند تا آنچه را در روشنایی نور نتوانسته بودند به دست بیاورند از بستر تاریک نفاق به دست آورند.
با رحلت پیامبر (ص)، افعی خفتۀ نفاق که در وجود نحس امثال ابوسفیان نفَس میکشید دهن باز کرد تا تمام دستآوردهای 23 سالۀ رسول خدا را ببلعد و تمدنِ رو به رشد اسلام و جریان خروشان و طوفندۀ غلبه بر شرک را مهار کرده و عقلانیت را متوقف و جهالت را زنده کند.
هرچند جریان نفاق با وجود افسر رشید اسلام حضرت علی (ع) نتوانست با دستِ باز هدف خود را دنبال کند، اما تیرهای نامرئی از این ناحیه گاهی به هدف اصابت کرده و شکافهای عمیقی در میان امت ایجاد کرد که تا امروز مسلمانان از آثار تأسفبار آن رنج میبرند.
حضرت پیامبر (ص) که وضعیت بعد از رحلتش را به خوبی پیشبینی میکرد، در مواقع مختلف با معرفی حضرت علی (ع) به عنوان جانشین خود خواست تا حداقل از خطرات قطعی و حتمیالوقوع بعد از خود بکاهد، اما جریان ثقیفه در حالی که تا هنوز آب غسل پیامبر نخشکیده بود برخلاف وصیتهای آن حضرت عمل کردند، علی را به صورت ناجوانمردانه از سیاست کنار زدند و روی تمام امید و آرزوهای پیامبر آب ریختند.
اگر از تمام اتفاقات بعد از رحلت و انعقاد نامیمونِ شورا برای حفظ وحدت بگذریم، عدم حضور حضرت علی در ثقیفۀ بنیساعده در آن شرایطِ حساس و سرنوشتساز سوالبرانگیز است، هرچند یک عده توجیه میکنند که رهبری مسلمانان در نبود پیامبر امر مهم و حیاتی بود، از این جهت تاخیر در انتخاب رهبر و زعیم روا نبود؛ اما سوال اینجاست که چرا در نبود علی باید این …






