زهرا مشتاق، روزنامهنگار و منتقد سینما_ بیضایی خوانی، از جمله رویدادهای قابل اهمیت این روزهای اخیر محسوب می شود. اگر اجرای صحنهای این نمایشها، همراه با گرفتاریهای بزرگ از مجوز تا تامین بودجه و موارد دیگر است؛ در عوض، خوانش نمایشنامههای این استاد مسلم هنر نمایش، آسانتر شدن دسترسی به متون فاخر و یک تجربه جمعی دلنشین برای علاقمندان جدی حوزه تئاتر است، که مخاطب قرار گرفتن در اشکال مختلف، برایشان تجربهای لذتبخش است.
از سوی دیگر، نمایشنامهخوانی غروب در دیاری غریب توسط چند نوجوان، بارقههای نورانی و امید ژرفی است که معنایش پیوند نسل جوان با ادبیات نمایشی و آنهم متون بی بدیل استاد بهرام بیضایی است.
و البته، انتخاب و اجرای سه بر خوانی «اژدهاک»، «آرش» و «غروب در دیاری غریب» در شرایط امروز ایران، میتواند معنایی بسیار فراتر از اجرای صرف سه متن کلاسیک داشته باشد. با قرار گرفتن این سه اثر کنار هم، گویا سه پرسش اساسی نیز طرح میشود.
قدرت چگونه به هیولا تبدیل میشود؟ مردم چه مسئولیتی در برابر آن دارند؟ و با انسانِ متفاوت یا «غریبه» چه میکنیم؟ …












