
به گزارش برنا، امیرحسین شمشادی، کارشناس اقتصاد مسکن، اظهار کرد: متأسفانه کشور طی چند سال اخیر با رکود گسترده مواجه بوده و این رکود در برخی صنایع، از جمله صنعت ساختمان، نمود و بروز بسیار بیشتری داشته است. در سه سال منتهی به سال ۱۴۰۴، یکی از عمیقترین دورههای رکود چند دهه اخیر در بازار ساختوساز را شاهد بودیم؛ رکودی که همزمان با تورم شدید، کاهش قدرت خرید و افزایش نااطمینانی نسبت به آینده، بازار مسکن را تحت فشار قرار داده است.
وی افزود: با وقوع جنگ، اگرچه نااطمینانی و عدم پیشبینیپذیری آینده همچنان بازار مسکن و ساختمان را تحت تأثیر قرار داد، اما همزمان الگوی جدیدی از تقاضا نیز شکل گرفت. مفهوم «خانه دوم» با متراژ کمتر و امکانات حداقلی، بهویژه در خارج از شهرهای بزرگ و پایتخت، مورد توجه بخشی از جامعه قرار گرفت و همین موضوع به محرکی برای تقاضا در بازار واحدهای کوچکمتراژ، بهخصوص در استانهای شمالی کشور، تبدیل شد.
شمشادی ادامه داد: البته نباید تصور کرد که صنعت ساختمان از رکود عمیق سالهای گذشته خارج شده است؛ چنین اتفاقی هنوز رخ نداده، اما در دل همین رکود، ظرفیتهای جدیدی در بازار ایجاد شده است. یکی از مهمترین این ظرفیتها، افزایش تقاضا برای واحدهای کوچکمتراژ است؛ زیرا تورم شدید حاکم بر اقتصاد کشور موجب شده توان خرید خانوارها برای تهیه مسکن طی چند سال گذشته به شکل محسوسی کاهش پیدا کند.
وی با اشاره به تغییر رفتار متقاضیان مسکن گفت: وقتی قدرت خرید کاهش پیدا میکند، طبیعی است که بخشی از تقاضا به سمت واحدهای کوچکتر حرکت کند؛ بنابراین افزایش تقاضا برای واحدهای کوچکمتراژ را باید در درجه نخست نتیجه واقعیتهای اقتصادی دانست، نه تغییر ناگهانی فرهنگ زندگی ایرانی. این تغییر میتواند برای فعالان صنعت ساختمان نیز یک ظرفیت جدید ایجاد کند، مشروط بر اینکه سیاستگذاری در این حوزه با شناخت دقیق بازار انجام شود.
کوچکمتراژسازی، انتخاب اقتصادی یا تغییر فرهنگ؟
این کارشناس اقتصاد مسکن درباره انتقادهایی که نسبت به رواج واحدهای بسیار کوچکمتراژ مطرح میشود، اظهار کرد: ممکن است این دیدگاه مطرح شود که مسکن با حداقل متراژ با سبک زندگی ایرانی و ساختار سنتی خانوادهها تناسب ندارد. این نقد از منظر فرهنگی قابل بررسی است، اما واقعیت این است که در شرایط فعلی، …












