
به گزارش برنا، مهرزاد علیجانی، اقتصاددان، در گفتوگو با برنا اظهار کرد: اقتصاد ایران امروز در شرایطی قرار گرفته که دیگر نمیتوان با لنز اقتصاد شرایط عادی درباره آن تصمیم گرفت. اقتصادی که پیش از شوکهای اخیر نیز با تورم مزمن، ناترازیهای انباشته، ضعف سرمایهگذاری، محدودیت دسترسی به منابع خارجی، اختلال در سازوکارهای بازار و کاهش قدرت خرید خانوار مواجه بود، اکنون با ریسک تداوم جنگ، اختلال در تجارت و انرژی و تشدید فشارهای خارجی روبهروست.
وی افزود: در چنین شرایطی پرسش اصلی این نیست که آیا اصلاحات اقتصادی ضرورت دارد یا خیر؛ بلکه مسئله این است که اصلاحات با چه ترتیب، چه سرعت و در چه بستری اجرا شود تا خود به عامل تشدید بحران تبدیل نشود.
علیجانی تأکید کرد: این نگاه به معنای مخالفت با اصلاح قیمتها، واقعیسازی نرخها یا اصلاح ناترازیها نیست. بسیاری از این اصلاحات سالهاست مورد تأکید اقتصاددانان قرار گرفتهاند، اما مسئله اصلی، زمانبندی، ترتیب و بستر اجرای آنهاست. اصلاح اقتصادی صرفاً انتقال یک قیمت از نقطهای به نقطه دیگر نیست؛ اصلاح زمانی موفق است که اقتصاد توان جذب شوک ناشی از آن را داشته باشد.
افزایش قیمت همیشه به معنای اصلاح اقتصادی نیست
این اقتصاددان ادامه داد: یکی از خطاهای رایج در سیاستگذاری، تقلیل مشکلات اقتصاد ایران به قیمتهای نسبی است. در شرایط عادی، افزایش قیمت یک کالای یارانهای میتواند با کاهش مصرف، افزایش انگیزه تولید و آزاد شدن منابع به تخصیص بهتر منابع کمک کند، اما زمانی که درآمد واقعی خانوار کاهش یافته، بنگاه با کمبود نقدینگی مواجه است، زنجیره تأمین مختل شده، دسترسی به ارز محدود است و انتظارات تورمی بالاست، افزایش قیمت الزاماً به اصلاح رفتار اقتصادی منجر نمیشود و ممکن است فقط فشار را از یک بخش اقتصاد به بخش دیگر منتقل کند.
وی گفت: برای مثال، افزایش قیمت انرژی میتواند هزینه حملونقل را بالا ببرد؛ حملونقل گرانتر، هزینه تولید و توزیع را افزایش میدهد و در نهایت افزایش هزینه تولید به رشد قیمت کالاها منجر میشود. همزمان کاهش قدرت خرید خانوار نیز تقاضای مؤثر را پایین میآورد؛ بنابراین دولت ممکن است با هدف مدیریت مصرف، قیمت را اصلاح کند، اما در عمل با کاهش تولید و مصرف واقعی مواجه شود.
