به گزارش خبرگزاری برنا از قزوین؛ هر شهر با دو تصویر زندگی میکند: تصویری که از گذشته به یادگار دارد و تصویری که در زمانه خود از خویش میسازد. اگر میان این دو پیوندی برقرار نشود، شهر یا در گذشته متوقف میماند یا در شتاب توسعه، بخشی از هویت خود را از دست میدهد. مسئله قزوین نیز همین است: چگونه میتوان میراث تاریخی و فرهنگی این شهر را به روایتی معاصر، زنده و الهامبخش برای نسل امروز و فردا تبدیل کرد؟
در این میان، هنر نقشی اساسی دارد. هنر فقط ابزار زیباسازی و سرگرمی نیست؛ هنر، زبان فهم و روایت شهر است. سینما میتواند چهرهها و تجربههای کمتر دیدهشده قزوین را به تصویر بکشد؛ ادبیات میتواند قصهها، خاطرات و جهان انسانی شهر را به نسلهای آینده بسپارد؛ عکاسی میتواند زندگی روزمره و تحولات اجتماعی را ثبت کند؛ و هنرهای تجسمی، خوشنویسی، موسیقی و طراحی شهری میتوانند نشانههای هویتی قزوین را در فضای عمومی آشکار سازند.
هویت قزوین در بناهای تاریخی و نامهای بزرگ آن خلاصه نمیشود. این هویت در بازار و محلهها، باغستان و دشت، در آیینها و زبان مردم، در خاطره خانوادهها، در تجربه کار و کشاورزی، در سبک زندگی نسلها و در نسبت میان سنت و زندگی مدرن نیز حضور دارد. اگر قرار است قزوین بهدرستی معرفی شود، باید همه این لایهها در کنار یکدیگر دیده شوند؛ قزوین باید هم شهر تاریخ و میراث باشد و هم شهر زندگی، خلاقیت و آینده.
از این منظر، پیشرفت را نمیتوان تنها در توسعه کالبدی، ساختوساز و گسترش زیرساختها خلاصه کرد. شهر پیشرفته، شهری است که نسبت خود را با گذشته میشناسد، واقعیت امروز خود را میفهمد و میتواند آیندهای روشن و قابلتصور برای شهروندانش بسازد. هنر در این مسیر، امری حاشیهای نیست؛ بخشی از زیرساخت فرهنگی پیشرفت است.
هنر میتواند میان میراث و زندگی معاصر پل بزند. میتواند بناهای تاریخی را از عناصر خاموش و تماشایی، به موضوع گفتوگو، آموزش و تجربه تبدیل کند؛ میتواند باغستان را نه فقط یک پهنه طبیعی، بلکه بخشی از حافظه و هویت زیستی شهر نشان دهد؛ و میتواند گردشگر را از بازدیدکنندهای عبوری، به مخاطبی علاقهمند و همراه تبدیل کند. از سوی دیگر، هنر با فعالکردن ظرفیت هنرمندان و جوانان، میتواند به اقتصاد خلاق، گردشگری فرهنگی و پویایی اجتماعی شهر نیز یاری رساند. …














