قیمت طلا امروز




 خبرگزاری همشهری‌آنلاین / ۲ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۷

ائتلاف برای تقابل با ایران؟ | رمزگشایی از دلایل استقبال ترامپ از ائتلاف سه‌جانبه مکه

«عبدالباری عطوان» تحلیلگر سرشناس جهان عرب در نوشتاری از اهداف تشکیل ائتلاف دفاعی سه‌جانبه مکه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان و استقبال ترامپ از این ائتلاف پرده برداشت.
 ائتلاف برای تقابل با ایران؟ | رمزگشایی از دلایل استقبال ترامپ از ائتلاف سه‌جانبه مکه

به گزارش همشهری‌آنلاین، این تحلیلگر سرشناس نوشت: «استقبال «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا و ابراز خرسندی فراوان او از ائتلاف دفاعی سه‌جانبه مکه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان و توصیف آن به‌عنوان «نخستین گام بزرگ، شجاعانه و مهم»، برای ما و بسیاری دیگر غافلگیرکننده نبود». این استقبال و خرسندی حاصل نمی‌شد مگر پس از اطمینان کامل ترامپ از اهدافی که این ائتلاف در پی تحقق آن‌هاست:

نخست: این ائتلاف برای مقابله با قدرت منطقه‌ای روزافزون ایران تشکیل شده است؛ قدرتی که تاکنون توانسته با کارآمدی بالای نظامی و سیاسی و با ایستادگی در میدان‌های نبرد طی ۶ ماه گذشته از زمان آغاز جنگ تجاوزکارانه علیه ایران، با موفقیت به مقابله بپردازد.

دوم: رئیس‌جمهور ترامپ به‌خوبی و بر اساس اطلاعات جاسوسی آگاه است که این ائتلاف سه‌جانبه، دست‌کم در شرایط کنونی، هیچ‌گونه تهدید مستقیم یا غیرمستقیمی برای رژیم اشغالگر ایجاد نمی‌کند؛ چرا که در ادبیات و روایت‌های این ائتلاف، از رژیم صهیونیستی به عنوان دشمن یاد نشده است.

سوم: سه کشور امضاکننده این ائتلاف، در صدر فهرست قدرت‌های منطقه‌ای متحد ایالات متحده آمریکا قرار دارند و در هیچ ائتلاف نظامی راهبردی با قدرت‌های بزرگی همچون چین و روسیه مشارکت ندارند.

چهارم: این ائتلاف منطقه‌ای جدید، ایران را از نظر جغرافیایی به صورت مستقیم از سه جهت احاطه کرده است: غرب (عربستان سعودی)، شرق (پاکستان) و شمال (ترکیه). هیچ‌یک از این کشورها مرز مستقیمی با رژیم اشغالگر ندارند و هیچ‌کدام در هیچ رویارویی مستقیمی با رژیم صهیونیستی درگیر نشده‌اند.

پنجم: کاهش مستقیم بار مسئولیت‌های امنیتی آمریکا در منطقه خاورمیانه.

ششم: تقویت ثبات خطوط انتقال انرژی و تجارت در منطقه.

هفتم: حفاظت از زیرساخت‌ها و تأسیسات نفتی در کشورهای حوزه خلیج فارس که به دلیل وجود پایگاه‌های نظامی آمریکا در خاکشان، هدف حملات موشکی و پهپادی ایران قرار گرفته بودند.

هشتم: گسترش دامنه فروش تسلیحات و محصولات صنایع نظامی آمریکا به این سه کشور، که در تأمین تسلیحات خود عمدتاً به ایالات متحده و تجهیزات نظامی آن متکی هستند.

عطوان در ادامه تحلیل خود می‌نویسد: تمامی دلایل هشت‌گانه‌ای که پیش‌تر ذکر کردیم، در کنار دلایل دیگری، شاید تا زمان نگارش این سطور مانع از گسترش دایره عضویت و پیوستن سایر کشورهای منطقه‌ای به این ائتلاف شده باشد؛ هرچند این سه کشور تلاش‌های فراوانی در این زمینه انجام داده‌اند.

وی نوشت هنوز برای قضاوت قطعی درباره شانس موفقیت این ائتلاف زود است؛ ائتلافی که سه کشور تشکیل‌دهنده آن می‌کوشند پیمانی منطقه‌ای و هم‌تراز با ناتو پایه‌ریزی کنند و برجسته‌ترین بند اساسنامه آن، یعنی «ماده پنج» را به کار گیرند؛ بندی که تصریح می‌کند هرگونه تجاوز به یکی از کشورهای عضو، به‌منزله تجاوز به هر سه کشور تلقی می‌شود و آنها را ملزم می‌سازد فوراً به مقابله با این تجاوز برخیزند.

عطوان افزود اما آنچه قطعی و مسلم است، این است که رئیس‌جمهور ترامپ یا نمی‌داند، یا می‌داند و نادیده می‌گیرد که این ائتلاف سه‌گانه متشکل از سه کشور اسلامی «سُنی»، در پی ناکامی قدرت برتر نظامی آمریکا در شکست دادن ایران و برآورده نشدن اهداف جنگ علیه این کشور شکل گرفته است؛ اهدافی که مهم‌ترین آن‌ها عبارت بودند از: سرنگونی نظام، نابودی بلندپروازی‌های هسته‌ای، مصادره تمام ذخایر اورانیوم غنی‌شده با درصد بسیار بالا، برچیدن برنامه موشکی بسیار پیشرفته آن و محدود کردن برد آن به کمتر از ۲۰۰ کیلومتر، و همچنین توقف کامل تمام حمایت‌های مالی و نظامی از بازوهای محور مقاومت.

وی در ادامه نوشت «باراک اوباما»، رئیس‌جمهور اسبق آمریکا، در توصیف جنگ ناکام کشورش علیه ایران بسیار زیرکانه و دقیق سخن گفت؛ هنگامی که در پیامی در حساب خود در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشت: «تمام این جنگ و هزینه‌های گزاف آن، با هدف خلع سلاح بمب هسته‌ای موجود و جلوگیری از بسته‌شدن تنگه هرمز انجام می‌شود؛ تنگه‌ای که صدها سال باز بوده است.»

عطوان با بیان اینکه «فلسطین و مسجدالاقصی، به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم، نخستین آزمون واقعی برای این ائتلاف سه‌گانه نوپا خواهند بود و ایران، دومین آزمون آن است»، این پرسش‌ها را مطرح می‌کند که آیا این ائتلاف در برابر کشتارهای مداوم در کرانه باختری و نوار غزه و یورش‌های پیاپی برای یهودی‌سازی مسجدالاقصی «بی‌طرف» و تماشاچی خواهد ماند؟ آیا این ائتلاف سه‌گانه خود را از شائبه‌های مذهبی/طائفه‌ای فراتر خواهد برد، در چارچوب یک آشتی تاریخی دست برادری و دوستی به‌سوی ایران دراز خواهد کرد، مانع ریخته‌شدن خون مسلمانان شیعه و سنی خواهد شد و آمریکا و اسرائیل را در صدر فهرست دشمنان برهم‌زننده امنیت و ثبات منطقه قرار خواهد داد؟

وی افزود: با این حال، در تازه‌ترین اظهارات «رجب طیب اردوغان»، رئیس‌جمهور ترکیه در توضیح چراییِ تشکیل این ائتلاف و اهداف آن، روزنه‌ای از امید به چشم می‌خورد؛ آنجا که گفت: «غزه از امروز به بعد دیگر تنها نخواهد ماند.» اما آیا شاهد تحقق عملی این سخن خواهیم بود؛ به‌گونه‌ای که به مقابله با جنگ نسل‌کشی رژیم اسرائیل (با پشتیبانی ایالات متحده آمریکا) در کرانه باختری و نوار غزه بینجامد؟ امید ما چنین است، هرچند تجربیات دو سال گذشته چندان نویدبخش این امر نیست.»

کد خبر 1061655



۲ ساعت قبل / خبرگزاری ایلنا

دلایل سفر وزیر خارجه سوریه به پاکستان پس از ۱۹ سال/نگاه اسرائیل به ائتلاف های جدید دولت‌های منطقه

عبدالمحمد طاهری، کارشناس مسائل پاکستان با اشاره به اولین سفر وزیر خارجه سوریه به پاکستان پس از ۱۹ سال در گفت‌وگو با ایلنا اظهار کرد: پاکستان از ابتدا با حزب بعث حاکم در عراق و هم با حزب بعث حاکم در سوریه مشکل داشت. هیچ‌وقت رابطه خوبی میان دولت‌های متمرکز پاکستان و حزب بعث وجود نداشته است اما در دو، سه ماه اخیر تحولاتی در حال وقوع است که در واقع، بعد از اتحاد میان پاکستان و عربستان و در ادامه، ترکیه، عربستان و پاکستان و نهایتاً کشورهایی که عربستان سعودی را قبله مذهبی خود می‌دانند، آرام‌آرام در حال ورود به این تشکل هستند. حالا سوال این است که چرا این مسئله بسیار حائز اهمیت است؟ ورود سوریه در کنار ترکیه و پاکستان باعث می‌شود که در واقع بخشی از فشارهای روزافزونی که اسرائیل بر منطقه وارد می‌کند، تغییر کند؛ به‌ویژه درباره حکومت جولانی که می‌خواهد با دنیا مراوده داشته باشد. از سوی دیگر، طبیعی است که هر کشوری به دنبال تسلیحات نظامی باشد و شکی در این وجود ندارد؛ اما از آنجایی که ذات اسرائیل پلید است، بر این باور نیست که کشورها باید توان دفاعی داشته باشند؛ کشورها فقط می‌توانند در حوزه شهری و دفاعی خود توانایی داشته باشند، وگرنه این اسرائیل است که باید برای کشورهای منطقه تضمین بگیرد.

وی ادامه داد: به هر ترتیب چرخش سوریه به سمت پاکستان، با توجه به تحولاتی که به وجود آمده و با توجه به اینکه پاکستان، ترکیه و عربستان در این ماجرا متحد شده‌اند، آرام‌آرام سایر کشورهای عربی هم به این حلقه اضافه خواهند شد. طبیعتاً پای آمریکا نیز در این مسئله وسط است. در این شرایط اگر ما با یک دیپلماسی فعال و یک حرکت هوشمندانه، تحولات یکی، دو ماه اخیر را لحظه‌به‌لحظه رصد نکنیم، به وضوح به مشکل برمیخوریم. ما در مسائل مربوط به معاهده‌ها، تفاهم‌نامه‌ها و هرگونه قراردادی که اکنون میان ایران و هر جای دنیا به وجود می‌آید، با توجه به تجارب تلخی که ایران در سال‌های گذشته داشته، واقعاً هوشمندانه حرکت می‌کنیم؛ اما الان شرایط بسیار متفاوت شده است. از این جهت که تمام راه‌هایی را که می‌تواند منابع درآمدی ایران باشد، آمریکا قفل کرده است. لذا هر اتفاقی که به سمت شکل‌گیری یک تشکل نظامی پیش می‌رود، اهمیت دارد. کشورهایی که تا دیروز با ما بودند، اکنون آرام‌آرام از ما جدا می‌شوند. اگرچه ما به سمت یک تخاصم پیش نخواهیم رفت، اما به هر حال این تمایز را آرام‌آرام می‌بینیم.

این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: رفتن سوریه در این راستاست که از یک سو از عربستان تبعیت می‌کند، به دلیل اینکه عربستان به هر حال قبله اعتقادی همه کشورهای عربی است، و از سوی دیگر، در کنار پاکستان و ترکیه قرار گرفته است؛ آن هم به عنوان دو قدرت نظامی برتر و در نهایت مصر هم در این ماجرا وارد خواهد شد. یعنی در واقع، یک حرکت بسیار خاموش و خزنده در حال صورت گرفتن است. بر این اساس بهترین راه‌حل این است که بتوانیم با یک دیپلماسی بسیار بسیار حساب‌شده و با یک تصمیم‌گیری بسیار عاقلانه، خودمان را هرچه زودتر از این گرداب نجات دهیم. با تمام این تفاسیر، سوریه زمانی وارد این حریم شد که اسرائیل هیچ‌گونه اقتداری را برای سوریه متصور نیست. از آنجایی که اسرائیل مستقیماً ترکیه را هدف قرار داده، این مسئله باعث شده که جولانی اعتمادبه‌نفس پیدا کند و در کنار جریانی قرار بگیرد که یک پای آن عربستان و ترکیه است و یک پای دیگرش پاکستان خواهد بود. از سوی دیگر، باز هم برای ما یک فرصت وجود دارد. وقتی سوریه در کنار عربستان، ترکیه و مصر قرار بگیرد و قدرت‌های بزرگ نظامی، یعنی ترکیه، مصر و پاکستان، در کنار یکدیگر باشند، اینها سه قدرت برتر نظامی هستند و با ایران، چهار قدرت برتر منطقه‌ای را تشکیل می‌دهند.

وی در پایان خاطرنشان کرد: اگر این کشورها در یک کفه ترازو قرار بگیرند، به هر حال این‌گونه هم نیست که اسرائیل بتواند با تمام کشورهای دنیا درگیر شود. کما اینکه ممکن است پشت این قضیه آن‌قدر به پاکستان فشار وارد شود که به سمت اهرم هسته‌ای خود متوسل شود. بعید هم نیست این اتفاق بیفتد، چون گروه‌هایی در پاکستان هستند که به دنبال نابودی اسرائیل‌اند و اتفاقاً آنها می‌توانند دولت را تحت فشار قرار دهند. اینکه آیا اسرائیل به‌راحتی می‌تواند همه این کشورها را تهدید یا از یکدیگر جدا کند یا خیر، پاسخش منفی است. به هر حال، عناد و دشمنی ترکیه با اسرائیل، سابقه‌ای دیرینه دارد و این مسئله سال‌هاست وجود دارد؛ خصوصاً اینکه این موضوع را به‌صورت شفاف نیز اعلام می‌کنند. پاکستان هم هیچ‌وقت رابطه خوبی با اسرائیل نداشته است. همان‌طور که هیچ‌وقت رابطه خوبی با حزب بعث نداشته، هرگز هم رابطه خوبی با اسرائیل نداشته است. در اینجا فقط بحث مصر مطرح است که به هر حال، بعد از جریان ۱۹۶۷، دیگر وارد جنگ با اسرائیل نشد. انتهای پیام/


۵ ساعت قبل / سایت تابناک

برخی فرماندهان سپاه موضع محتاطانه‌ای به پیمان مکه دارند/ دولتی‌ها استقبال کردند

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه در ترکیه در مقاله‌ای به بررسی نقش پاکستان در پیمان مکه پرداخته که در ادامه آمده است.

لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.

توافقنامه دفاعی سه‌جانبه بین پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی در تاریخ ۷ اوت، در کاخ صفا در مکه، توسط سران کشور‌های مربوطه امضا شد. 

ارزش نمادین این پیمان مستقیماً از نام‌گذاری، مکان و زمان‌بندی آن ناشی می‌شود، جایی که رهبران، بلافاصله پس از نماز جمعه در یکی از مقدس‌ترین مکان‌های اسلام، این توافق را اجرا کردند. 

در حالی که بیانیه‌های رسمی وزارت امور خارجه کشور‌های امضاکننده تأکید کردند که این توافقنامه علیه هیچ کشور ثالثی نیست و هدف آن تقویت بازدارندگی جمعی، همکاری دفاعی و انتقال فناوری است، اما وضعیت راهبردی زمینه‌ای آن، به‌طور عمدی در مورد شرایط دقیقی که برای مقابله با آنها طراحی شده، مبهم باقی مانده است.

پیمان دفاعی مکه در چارچوب چشم‌انداز منطقه‌ای پاکستان

یکی از ارکان اصلی سیاست خارجی پاکستان همواره ترویج روابط برادرانه با جهان اسلام گسترده‌تر بوده است. از زمان تأسیس، اسلام‌آباد روابط دوجانبه برادرانه‌ای با کشور‌های کلیدی منطقه، از جمله ایران، ترکیه و عربستان سعودی حفظ کرده است. 

فراتر از هم‌راستایی دیپلماتیک، پاکستان از لحاظ تاریخی از آرمان فلسطین حمایت کرده است. 

در کنار این روابط، پاکستان دارای جمعیت زیادی از مهاجران در کشور‌های شورای همکاری خلیج فارس (GCC) است. این جامعه مهاجر، از طریق جریان مستمر حواله‌ها، ستون فقرات اقتصادی حیاتی برای اسلام‌آباد را تشکیل می‌دهد، در حالی که این منطقه به‌طور همزمان نیاز‌های اولیه انرژی پاکستان را تأمین می‌کند. 

با این حال، این وابستگی متقابل عمیق، پاکستان را در برابر بی‌ثباتی منطقه‌ای آسیب‌پذیر می‌کند. تشدید اخیر درگیری بین آمریکا و ایران، مستقیماً بر اقتصاد پاکستان تأثیر گذاشت و باعث افزایش شدید قیمت سوخت، افزایش تورم داخلی و وادار کردن دولت به کاهش هفته کاری رسمی به چهار روز برای صرفه‌جویی در انرژی شد. 

در نتیجه، در حالی که درک تهدیدات حیاتی پاکستان همچنان محکم بر مرز شرقی آن متمرکز است، آسیب‌پذیری‌های حاد ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی آن در غرب آسیا، اسلام‌آباد را به ایفای نقش دیپلماتیک فعال در کاهش خصومت‌های منطقه‌ای سوق داده است.

از مفهوم مالکیت منطقه‌ای تا پیمان دفاعی

غرب آسیا پس از حملات ۷ اکتبر و عملیات نظامی بعدی اسرائیل در نوار غزه، بی‌ثباتی شدیدی را تجربه کرده است. گسترش افقی گسترده‌تر این درگیری در نهایت به رویارویی مستقیم نظامی شامل آمریکا، اسرائیل و ایران انجامید. 

وزیر امور خارجه ترکیه، هاکان فیدان، با قرار دادن ابتکار سه‌جانبه در این فضا، روشن کرد که این توافق پس از دو سال و هشت ماه مذاکرات مستمر دیپلماتیک به دست آمده است. 

فیدان تأکید کرد که مالکیت منطقه‌ای مسائل امنیتی همچنان محور رویکرد آنکارا است و خاطرنشان کرد که قدرت‌های خارجی که وارد منطقه می‌شوند، اغلب بحران‌ها را تشدید می‌کنند تا اینکه آنها را حل کنند و در نتیجه هزینه‌های بلندمدت غیرقابل تحملی را به کشور‌های منطقه تحمیل می‌کنند. 

بنابراین، ترتیب سه‌جانبه باید به عنوان اقدامی عمدی برای ایجاد یک مکانیسم امنیتی بومی که قادر به کاهش وابستگی به ضامنان خارجی است، درک شود.

از لحاظ تاریخی، کشور‌های حاشیه خلیج فارس سرمایه‌های قابل توجهی را برای خرید سیستم‌های تسلیحاتی آمریکا هزینه کردند و در ازای تضمین‌های امنیتی کلی، به واشنگتن حق پایگاه اعطا کردند. 

با این حال، در جریان رویارویی اخیر، زیرساخت‌های انرژی کشور میزبان و تأسیسات آمریکایی به اهداف اصلی حملات تلافی‌جویانه ایران تبدیل شدند. عدم توانایی آمریکا در محافظت کامل از متحدانش - که ناشی از محدودیت‌های ظرفیت در جبهه‌های عملیاتی متعددی است که توسط ایران باز شده یا تعهد اولویت‌دار به تل‌آویو - کشور‌های حاشیه خلیج فارس را بر آن داشت تا کارایی چتر‌های امنیتی آمریکا را دوباره بررسی کنند. 

میزبانی پایگاه‌های خارجی کمتر به عنوان یک بازدارنده و بیشتر به عنوان آهنربایی برای جذب رگبار موشک‌ها و پهپاد‌های ورودی ایران تلقی شد. علاوه بر این، آسیب‌پذیری تنگه‌های حیاتی دریایی، جریان صادرات انرژی را به شدت تهدید می‌کرد و نیرو‌های آمریکایی قادر به تضمین کامل عبور بدون مانع کشتیرانی تجاری نبودند.

این درک، فشار برای ایجاد یک ساختار امنیتی محلی را تسریع کرد. عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان دارای منافع ژئوپلیتیکی مستقیم در ثبات غرب آسیا هستند و همگی در مجاورت فوری منطقه درگیری قرار دارند. 

در صورت وقوع جنگ منطقه‌ای پایدار یا محاصره دریایی، این کشور‌ها به‌ناچار پیامد‌های اقتصادی و راهبردی اولیه را متحمل می‌شوند. این ضرورت زمانی بیشتر برجسته شد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، به‌طور عمومی در مورد تنگه هرمز اظهار داشت که کشور‌های ترانزیتی باید مسئولیت اصلی حفاظت از مسیر‌های انرژی خود را بر عهده بگیرند. 

این موضع معامله‌گرایانه، درک منطقه‌ای را تقویت کرد که قدرت‌های خارجی منافع ملی خود را بر ثبات منطقه‌ای ترجیح می‌دهند. با توجه به محیط امنیتی سیال و مذاکرات جاری و بی‌نتیجه بین واشنگتن و تهران، به نظر می‌رسد پارامتر‌های فنی پیمان مکه عمداً مبهم نگه داشته شده‌اند تا از دام‌های تعهد زودهنگام جلوگیری شود.

مسیر نهایی این چارچوب همچنان به حل و فصل مناقشه آمریکا و ایران و تثبیت تنگه هرمز گره خورده است. در جهت‌یابی این پویایی‌ها، اسحاق دار، وزیر امور خارجه پاکستان، مجدداً تأکید کرد که این چارچوب غیرخصمانه است و به روی همه کشور‌های منطقه‌ای که به اصول اساسی آن متعهد هستند، باز است. 

اسلام‌آباد با نشان دادن دیپلماسی فعال، با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، دیدار کرد تا در مورد دامنه این توافق اطمینان‌بخشی کند. در پاسخ، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، اعلام کرد که تهران پیمان مکه را به عنوان یک موضع تهاجمی علیه ایران نمی‌بیند، بلکه آن را به عنوان یک اقدام ساختاری در مقابل جسارت اسرائیل و بازتابی از کاهش اعتماد منطقه‌ای به تضمین‌های امنیتی آمریکا تفسیر می‌کند. 

با این وجود، با توجه به مرز مشترک ۵۶۵ مایلی پاکستان با ایران و نقش اثبات شده آن به عنوان میانجی، که با تسهیل تفاهم‌نامه اسلام‌آباد (MoU) اثبات شده است، تهران همچنان مشارکت عملیاتی اسلام‌آباد را در این ائتلاف با احتیاط سنجیده زیر نظر دارد.

زمینه‌هایی که پاکستان به طور بالقوه می‌تواند در ائتلاف مشارکت داشته باشد

فراتر از موقعیت جغرافیایی که جنوب آسیا را به خلیج فارس متصل می‌کند، پاکستان قابلیت‌های نظامی متمایزی را به این چارچوب امنیتی نوظهور ارائه می‌دهد. در این ساختار سه‌جانبه، که عربستان سعودی نقدینگی مالی را فراهم می‌کند و ترکیه به یک پایگاه پیشرفته صنعتی-دفاعی همراه با وزن ژئوپلیتیکی قابل توجه کمک می‌کند، پاکستان این ترتیب را با نیرو‌های مسلح دائمی بزرگ و کارآزموده خود و قابلیت‌های تخصصی تولید دفاعی تکمیل می‌کند.

در عمل، پاکستان تجربه گسترده‌ای در آموزش عملیاتی مشترک، مبارزه با شورش، مبارزه با تروریسم و به اشتراک‌گذاری اطلاعات که از طریق دهه‌ها جنگ نامتقارن اصلاح شده است، ارائه می‌دهد. 

نیروی هوایی پاکستان با سابقه طولانی در استقرار و پشتیبانی در خاورمیانه، تخصص ویژه مرتبط با دفاع هوایی یکپارچه و آگاهی از حوزه دریایی را فراهم می‌کند. علاوه بر این، نهاد‌های دفاعی دولتی پاکستان - مانند مجتمع هوایی پاکستان (PAC) کامرا و صنایع سنگین تاکسیلا (HIT) - فرصت‌هایی را برای توسعه مشترک، انتقال فناوری و سفارشی‌سازی مقرون‌به‌صرفه سخت‌افزار در کنار شرکت‌های دفاعی ترکیه ارائه می‌دهند و باعث ایجاد یک ماتریس دفاعی منطقه‌ای خوداتکاتر می‌شوند.

فرصت‌ها و ریسک‌ها برای پاکستان

علیرغم این مزایای راهبردی، تحلیلگران به ریسک‌های قابل توجهی برای پاکستان اشاره می‌کنند. نگرانی اصلی، توسعه بیش از حد راهبردی احتمالی است، زیرا موضع دفاعی اصلی پاکستان بر مرز شرقی آن متمرکز باقی مانده است، همراه با نیاز‌های مستمر مبارزه با تروریسم در امتداد مرز غربی آن. 

متعهد کردن منابع نظامی یا پذیرفتن تعهدات رسمی در صحنه غرب آسیا می‌تواند باعث فشار بر استقرار نیرو‌ها و تضعیف دفاع در جبهه‌های حیاتی شود.

علاوه بر این، مدیریت روابط با ایران نیاز به تنظیم دقیق دارد. در حالی که کانال‌های رسمی در تهران این پیمان را گامی به سوی یک ساختار امنیتی منطقه‌ای پساآمریکایی تلقی کرده‌اند، برخی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) و جناح‌های سیاسی محافظه‌کار، موضع محتاطانه‌تری دارند. 

نظرات در رسانه‌های هم‌سو با سپاه، مانند عصر ایران، خاطرنشان کرده است که ترکیب حمایت مالی عربستان، قابلیت‌های صنعتی-دفاعی ترکیه و توان نظامی پاکستان، یک گروه‌بندی راهبردی قوی ایجاد می‌کند که می‌تواند توازن قوای منطقه‌ای را تغییر دهد و به مرور زمان فضای مانور راهبردی ایران را محدود کند.

نتیجه‌گیری

ابهام حساب‌شده پیرامون توافقنامه دفاعی مکه نشان‌دهنده یک مصالحه ضروری میان سه شریک با درک‌های متفاوت از تهدید، اما منافع منطقه‌ای مشترک است. امضاکنندگان با پیشروی در چارچوبی متمرکز بر مالکیت منطقه‌ای، زمینه را برای یک ساختار امنیتی بومی پساآمریکایی فراهم کرده‌اند. 

برای پاکستان، مشارکت به عنوان یکی از اعضای مؤسس به دنبال مشارکت دیپلماتیک آن در بحران آمریکا و ایران، بر نقش در حال تحول آن در دیپلماسی منطقه‌ای تأکید دارد. متعادل کردن تعهدات این ائتلاف سه‌جانبه با اولویت‌های امنیتی سنتی خود، وظیفه‌ای مرکزی برای برنامه‌ریزی راهبردی اسلام‌آباد باقی خواهد ماند.


۳۵ دقیقه قبل / سایت نورنیوز

مانع تراشی آمریکا برای حضور محمود عباس در سازمان ملل

نورنیوز-گروه بین الملل:   آمریکا سال گذشته نیز ویزای محمود عباس و حدود ۸۰ مقام فلسطینی را پیش از نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل لغو کرد؛ اقدامی که با واکنش‌ها و محکومیت‌های بین‌المللی روبه‌رو شد. تشکیلات خودگردان فلسطین آن تصمیم را مغایر حقوق بین‌الملل و توافق‌نامه مقر میان آمریکا و سازمان ملل دانست.

محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین تلاش می‌کند دولت آمریکا را برای لغو ممنوعیت سفر خود به نیویورک و حضور در نشست مجمع عمومی این سازمان متقاعد کند . برای این منظور، او از ترکیه نیز خواسته است برای تغییر تصمیم واشنگتن میانجی‌گری کند.

اردوغان که ترامپ بارها او را «دوست نزدیک» توصیف کرده است، این هفته با او صحبت کرد، اما دولت قصد تغییر موضع خود را ندارد.

در صورت تغییر نیافتن موضع ترامپ، انتظار می‌رود این تصمیم مقامات ارشد تشکیلات خودگردان فلسطین و سازمان آزادیبخش فلسطین را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

واشنگتن این اقدامات سختگیرانه را با این ادعا توجیه می‌کند که تلاش‌های تشکیلات خودگردان فلسطین در مجامع بین‌المللی برای به رسمیت شناختن یکجانبه کشور فلسطین و مواضع سیاسی آن در مورد جنگ غزه و مذاکرات آتش‌بس، چشم‌انداز صلح و سیاست خارجی ایالات متحده را تضعیف می‌کند.

در ادامه این گزارش، به سیاست‌های خصمانه دولت نخست ترامپ در قبال فلسطینیان ازجمله انتقال سفارت آمریکا به قدس در سال ۲۰۱۷، تعطیلی دفتر سازمان آزادی‌بخش فلسطین در واشنگتن، قطع کمک‌های مالی به تشکیلات فلسطینی و تغییر رویکرد متعارف آمریکا درباره محکومیت شهرک‌سازی رژیم صهیونیستی در کرانه باختری  اشاره شده است.




 عمان: خواهان تشدید تنش نیستیم
۲۱ ساعت قبل / سایت هم میهن

عمان: خواهان تشدید تنش نیستیم

وزیر امور خارجه عمان روز پنجشنبه تاکید کرد که عبور امن از تنگه هرمز جدا از امنیت و شکوفاهی کل منطقه نیست.

 «نبرد هرمز» روز چهل و دوم | گزارش در حال به روز رسانی
۱ ساعت قبل / سایت فراز

«نبرد هرمز» روز چهل و دوم | گزارش در حال به روز رسانی

در حالی که مذاکرات تهران و واشنگتن متوقف مانده و اختلاف‌ها بر سر تنگه هرمز همچنان حل نشده است، آمریکا تلاش می‌کند فشار بر اقتصاد ایران را از مسیر محدود کردن...

 روسیه: فقط تهران درباره مذاکره با آمریکا تصمیم می‌گیرد
۲ ساعت قبل / سایت هم میهن

روسیه: فقط تهران درباره مذاکره با آمریکا تصمیم می‌گیرد

سفیر و نماینده دائم روسیه در سازمان ملل متحد تاکید کرد: ایران کشوری مستقل است و خود درباره مذاکره با آمریکا تصمیم گیری می‌‎کند.

 چین: تحریم و اعمال فشار مساله ایران را حل نخواهد کرد
۲۰ ساعت قبل / سایت هم میهن

چین: تحریم و اعمال فشار مساله ایران را حل نخواهد کرد

سخنگوی وزارت امور خارجه چین تاکید کرد: اعمال تحریم و اعمال فشار برای حل مسئله ایران مفید نخواهد بود.

 سفر وزیر خارجه سوریه به پاکستان پس از ۱۹ سال
۲۱ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

سفر وزیر خارجه سوریه به پاکستان پس از ۱۹ سال

محمد اسحاق دار، معاون نخست‌وزیر و وزیر امور خارجه پاکستان، در اسلام‌آباد با اسعد الشیبانی، وزیر امور خارجه سوریه دیدار و گفتگو کرد.

 واکنش فوری چین به تازه‌ترین اقدام ترامپ علیه ایران
۲۱ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

واکنش فوری چین به تازه‌ترین اقدام ترامپ علیه ایران

سخنگوی وزارت امور خارجه چین در واکنش به تصمیم آمریکا برای تشدید تحریم‌ها علیه ایران اعلام کرد که تشدید تحریم‌ها و فشار کمکی به حل مسئله نخواهد کرد.