قیمت طلا امروز




 خبرگزاری همشهری‌آنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۱۸

سوخت‌رسان‌های آسیب‌دیده آمریکا زیر تیغ تعمیرات اساسی

دست‌کم ۶ فروند هواپیمای سوخت‌رسان KC-135 نیروی هوایی آمریکا که در جریان عملیات علیه ایران آسیب دیده‌اند، پس از تعمیرات اولیه در منطقه برای تعمیرات اساسی به پایگاه هوایی تینکر در ایالت اوکلاهاما منتقل شده‌اند.
 سوخت‌رسان‌های آسیب‌دیده آمریکا زیر تیغ تعمیرات اساسی

به گزارش همشهری آنلاین، دست‌کم ۶ فروند هواپیمای سوخت‌رسان KC-135 نیروی هوایی آمریکا در جریان عملیات علیه ایران آسیب دیده‌اند و یک فروند نیز به‌طور کامل منهدم شده است.

بر اساس این گزارش، ۵ فروند از این هواپیماها در حمله موشکی ایران به پایگاه شاهزاده سلطان در عربستان آسیب دیده‌اند. یک فروند دیگر نیز در جریان برخورد هوایی با یک سوخت‌رسان دیگر بر فراز عراق آسیب دید.

در حادثه ۱۲ مارس، یکی از سوخت‌رسان‌ها سقوط کرد و ۶ سرنشین آن جان باختند. هواپیمای دیگر پس از این حادثه توانست به پایگاه تینکر بازگردد.

سوخت‌رسان‌های آسیب‌دیده پس از انجام تعمیرات موقت در منطقه، برای تعمیرات اساسی به آمریکا منتقل شده‌اند. این تعمیرات همزمان با بازبینی دوره‌ای پنج‌ساله انجام می‌شود و با توجه به احتمال وجود آسیب‌های پنهان، ممکن است بیش از میانگین ۱۵۵ روز زمان ببرد.

گزارش‌ها همچنین حاکی از انتقال دست‌کم ۲ سوخت‌رسان آسیب‌دیده دیگر به آمریکا پس از انجام تعمیرات موقت است. کد خبر 1059434



۲۲ دقیقه قبل / سایت اعتماد آنلاین

از سر‌گیری جنگ میان ایران و آمریکا منتفی است؟

کد خبر: 787461 | ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ ۰۹:۲۵:۳۷ اعتمادآنلاین |

همزمان با تشدید ادبیات تهدیدآمیز میان ایران و امریکا، تنگه هرمز بار دیگر به نقطه تمرکز بحران تبدیل شده است. واشنگتن از کنترل مسیرهای عبور انرژی و کارآمدی فشار اقتصادی سخن می‌گوید، در حالی که مقام‌‌های ایرانی هرگونه خطای محاسباتی را با پاسخی «کوبنده و ویرانگر» پیوند زده‌اند. کاهش تردد کشتی‌‌ها، ادعاهای متناقض درباره وضعیت امنیتی تنگه و نقش فزاینده چین در صادرات نفت ایران، نشان می‌دهد بحران از سطح نظامی فراتر رفته و به عرصه‌ای پیچیده از فشار اقتصادی، جنگ روانی و رقابت ژئوپلیتیک تبدیل شده است.

به گزارش اعتماد، در تازه‌‌ترین موضع‌گیری رسمی ایران، رییس ستادکل نیروهای مسلح در پیامی به سرپرست وزارت دفاع، به مناسبت ۳۱ مرداد، روز صنعت دفاعی، هشدار داد هرگونه خطای محاسباتی و تهدید متعارف یا نوین دشمنان با پاسخ‌‌های «انقلابی، کوبنده، پشیمان‌کننده و ویرانگر» مواجه خواهد شد. این پیام در شرایطی صادر شده است که مقام‌های امریکایی مدعی‌اند توانمندی‌های متعارف ایران و زیرساخت‌‌های تولید تسلیحات این کشور هدف فشارهای گسترده قرار گرفته است. در سوی دیگر، جی‌دی ونس، معاون رییس‌جمهور امریکا مدعی شده واشنگتن وارد مرحله تازه‌ای از تقابل شده و «فشار اقتصادی» موثرترین ابزار برای تغییر محاسبات تهران است. او گفت: امریکا با وجود درگیری‌ها و تیراندازی‌های ادعایی علیه کشتی‌های تجاری، توانسته است مقادیر قابل ‌توجهی نفت و گاز را از تنگه هرمز عبور دهد. ونس افزود: واشنگتن تلاش خواهد کرد حجم بیشتری از انرژی را از این مسیر منتقل کند و همزمان ایران را به دلیل آنچه هدف قرار دادن کشتی‌های تجاری خواند، مجازات کند. منطق اعلام‌ شده از سوی معاون ترامپ آن است که افزایش فشار بر اقتصاد ایران، تهران را میان ادامه وضعیت «خفگی اقتصادی» و بهبود روابط با غرب مخیر خواهد کرد. او همچنین مدعی شد توانمندی‌های نظامی متعارف ایران تا حد زیادی تضعیف شده و فشار سنگینی بر پایه صنعتی تولید تسلیحات وارد آمده است. با این حال، همین اظهارات نشان می‌دهد هدف امریکا صرفا اعمال فشار اقتصادی نیست، بلکه پیوند زدن فشار معیشتی و صنعتی با تغییر رفتار سیاسی ایران است؛ راهبردی که واشنگتن در سال‌های گذشته نیز دنبال کرده، اما الزاما به تغییر محاسبات راهبردی تهران منجر نشده است.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری امریکا نیز مدعی شده اعمال فشار اقتصادی حداکثری می‌تواند ازسرگیری گسترده جنگ را منتفی کند. این ادعا در ظاهر بر بازدارندگی اقتصادی استوار است، اما در عمل می‌تواند به تشدید تنش منجر شود، زیرا هر چه فشارها گسترده‌تر شود، احتمال واکنش متقابل و افزایش هزینه‌های امنیتی برای مسیرهای انرژی نیز بیشتر خواهد شد. فشار اقتصادی زمانی می‌تواند به نتیجه سیاسی منجر شود که طرف مقابل آن را فرصتی برای مذاکره بداند، نه بخشی از راهبرد تغییر نظام یا سلب حاکمیت ملی.در همین چارچوب، الجزیره به نقل از محمد المنشاوی، روزنامه‌نگار و متخصص مسائل امریکا گزارش داد نگاه دونالد ترامپ و کاخ سفید به وضعیت ایران واقع‌بینانه نیست و از فقدان اطلاعات دقیق درباره تحولات داخلی ایران حکایت دارد. به گفته او، ترامپ منازعه را عمدتا از منظر سود و زیان، کاهش ارزش پول ملی و آسیب به توانایی‌های نظامی ارزیابی و تصور می‌کند تشدید این فشارها می‌تواند به فروپاشی سیاسی منجر شود. المنشاوی افزود: ایران ممکن است برای دفاع از حاکمیت و استقلال تصمیم‌گیری خود، هزینه‌های اقتصادی و نظامی سنگینی را تحمل کند.تحولات تنگه هرمز نیز بر پیچیدگی بحران افزوده است. رویترز به نقل از شرکت داده‌های کشتیرانی کپلر گزارش داد: تردد کشتی‌ها از این تنگه در روز پنجشنبه کاهش یافته و تنها هفت کشتی از مسیر عبور کرده‌اند. در مقابل، یک مقام امریکایی مدعی شده نیروهای این کشور حدود دو ماه است کنترل مسیر جنوبی تنگه هرمز را در اختیار دارند. این ادعا، در صورت استمرار می‌تواند به یکی از محورهای اصلی رویارویی تهران و واشنگتن تبدیل شود، زیرا کنترل یا محدودسازی مسیرهای عبور، مستقیما امنیت انرژی و تجارت جهانی را تحت تاثیر قرار می‌دهد.همزمان، سخنگوی دولت یمن مدعی شده نیروهای مسلح این کشور با جلوگیری از عبور ۴۸ کشتی از دریای سرخ و دریای عرب و هدف قرار دادن هشت کشتی نفتی دیگر، محاصره دریایی کاملی علیه عربستان اعمال کرده‌اند. صرف‌نظر از صحت و دامنه این ادعاها، پیوند تحولات دریای سرخ، دریای عرب و تنگه هرمز نشان می‌دهد بحران منطقه‌ای دیگر محدود به یک آبراه یا یک مناقشه دوجانبه نیست. در این میان، نقش چین نیز برجسته‌تر شده است. محدود شدن تردد برخی نفتکش‌های چینی در مسیرهای منطقه، اهمیت پکن را در معادله هرمز و آینده صادرات نفت ایران افزایش داده است. چین از بزرگ‌ترین خریداران نفت ایران محسوب می‌شود و هرگونه اختلال در مسیر صادرات، علاوه بر فشار بر تهران، بر امنیت انرژی چین و بازار جهانی نفت نیز اثر خواهد گذاشت. به نظر می‌رسد اهداف اعلامی امریکا در مقایسه با مراحل اولیه جنگ محدودتر شده و اکنون جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای و تضمین جریان صادرات انرژی از خلیج‌فارس در مرکز آن قرار دارد. با این حال، فاصله میان اهداف اعلامی و ابزارهای به‌ کار گرفته‌ شده همچنان قابل توجه است. تهدید نظامی، فشار اقتصادی و ادعای کنترل مسیرهای دریایی، نه‌تنها محاسبات ایران را تغییر نداده، بلکه خطر خطای محاسباتی را افزایش داده است؛ خطری که تهران صراحتا نسبت به پیامدهای ویرانگر آن هشدار داده است.

  اخبار مرتبط در روز دهم جنگ ایران و آمریکا چه گذشت؟ سه سناریو برای آینده روابط ایران و آمریکا / از جنگ فرساینده تا زنده ماندن تفاهمنامه اسلام‌آباد


۴۶ دقیقه قبل / سایت روزنو

واقعیت تلخ برای تهران این است که چین متحدی خودخواه برای ایران است!

در شرایطی که تنش میان ایران و آمریکا همچنان در سایه تهدید‌های نظامی متقابل تهران و واشنگتن مرتبا افزایش پیدا می‌کند، اظهارت ترامپ و وزیرخزانه داری دولتش درباره اعمال فلج‌کننده‌ترین تحریم‌های اقتصادی تاریخ علیه ایران بر وخامت ماجرا افزود؛ و در همین حال تلاش‌های دیپلماتیک کشور‌های منطقه همچنان دنبال می‌شود.

به گزارش روز نو هم‌زمان، نقش بازیگران منطقه‌ای و قدرت‌های بزرگ، از پاکستان و چین گرفته تا روسیه، در معادلات جدید بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است؛ بازیگرانی که هر یک در مواجهه با بحران ایران، بیش از هر چیز منافع و ملاحظات راهبردی خود را دنبال می‌کنند.

در همین زمینه، در گفت‌و‌گو با دکتر نیروانا مهرآیین «تحلیل‌گر روابط بین‌الملل» به بررسی چشم‌انداز مذاکرات ایران و آمریکا، هم‌زمانی دیپلماسی و فشار نظامی واشنگتن، میزان حمایت واقعی چین از تهران و ماهیت روابط ایران و روسیه پرداختم. خانم‌ها و آقایان، به میز «سیاست‌خارجی توسعه ایرانی» خوش آمدید.

با توجه به ادعای مقامات پاکستان در خصوص برقراری تماس با تهران و واشنگتن برای ازسرگیری مذاکرات طی روز‌های گذشته، آیا واقعاً امکان بازگشت به میز مذاکره وجود دارد یا مواضع اخیر ترامپ نشان می‌دهد واشنگتن همچنان به دنبال تحمیل شروط خود به ایران است؟

واقعیت این است که پاکستان کانال ارتباطی واقعی با تهران و واشنگتن دارد و پیش‌تر هم پیام‌هایی میان دو طرف منتقل کرده است. پس ادعایش کاملاً بی‌پایه نیست.

روسیه نه ناجی ایران است، نه متحدی که منافع جمهوری اسلامی را بر منافع خودش مقدم بداند. روسیه هرجا ایران برایش بازار، اهرم ژئوپلیتیک یا برگ مذاکره باشد، کنار ایران می‌ایستد؛ اما وقتی هزینه این ایستادن از منفعتش بیشتر شود، اول مسکو را نجات می‌دهد، نه تهران را.

اما میان «پیام‌رسان» بودن و «میانجیِ تعیین‌کننده» بودن فاصله زیادی وجود دارد. حتی اگر پاکستان بتواند دو طرف را دوباره پای میز مذاکره بکشاند، باز هم تصمیم نهایی دست اسلام‌آباد نیست. نه تهران زیر بار خواسته پاکستان می‌رود و نه واشنگتن.

بنابراین، بخش جنجالی ماجرا اینجاست: پاکستان شاید بیشتر از این‌که دنبال حل بحران باشد، دنبال تبدیل بحران به سرمایه سیاسی خودش است. جنگ ایران و آمریکا برای اسلام‌آباد فرصتی ساخته تا از حاشیه به متن معادلات منطقه‌ای بیاید و نقش خود را بزرگ‌تر از ظرفیت واقعی‌اش نشان دهد.

پس فعلاً باید با ادعای پاکستان این‌طور برخورد کرد: اسلام‌آباد شاید بتواند درِ مذاکره را باز کند؛ اما این‌که پشت آن در چه اتفاقی بیافتد، اصلاً در اختیار پاکستان نیست؛ و اگر تهران و واشنگتن حاضر به گفت‌و‌گو نشوند، «میانجی‌گری پاکستان» می‌تواند خیلی زود از یک ابتکار صلح به یک نمایش دیپلماتیک برای افزایش وزن اسلام‌آباد تبدیل شود.

دیپلماسی در کنار ناو‌های آمریکایی

همزمانی تلاش‌های دیپلماتیک پاکستان و کشور‌های منطقه با افزایش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه را چگونه باید تحلیل کرد؟ آیا واشنگتن نیز همزمان دیپلماسی و فشار نظامی را به‌عنوان دو ابزار مکمل دنبال می‌کند؟ به‌ویژه اینکه ترامپ از «فشار حداکثری» و وزیر خزانه‌داری آمریکا از اعمال «بی‌سابقه‌ترین تحریم‌های جهان علیه ایران» سخن گفته‌اند؛ این همزمانی چه پیامی برای تهران دارد؟

بله؛ به نظر من واشنگتن دقیقاً دارد دیپلماسی و فشار نظامی را به‌عنوان دو لبه یک قیچی به کار می‌گیرد. از یک طرف، اجازه می‌دهد پاکستان و دیگر کشور‌های منطقه کانال مذاکره را باز نگه دارند؛ از طرف دیگر، ناو‌های آمریکایی، تهدید نظامی و تحریم‌های سنگین را روی میز نگه داشته است.

اسلام‌آباد شاید بتواند درِ مذاکره را باز کند؛ اما این‌که پشت آن در چه اتفاقی بیافتد، اصلاً در اختیار پاکستان نیست؛ و اگر تهران و واشنگتن حاضر به گفت‌و‌گو نشوند، «میانجی‌گری پاکستان» می‌تواند خیلی زود از یک ابتکار صلح به یک نمایش دیپلماتیک برای افزایش وزن اسلام‌آباد تبدیل شود

وقتی ترامپ از فشار حداکثری صحبت می‌کند و وزیر خزانه‌داری آمریکا از بی‌سابقه‌ترین تحریم‌ها علیه ایران می‌گوید، باید فهمید که مذاکره از نگاه واشنگتن لزوماً به معنای کاهش فشار نیست؛ بلکه ممکن است مذاکره خودش بخشی از استراتژی فشار باشد.

به بیان صریح‌تر، آمریکا فعلاً با یک دست پیام مذاکره می‌فرستد و با دست دیگر ماشه فشار را روی میز نگه می‌دارد. هدف این است که ایران اگر پای میز مذاکره می‌آید، این کار را نه از موضع برابر، بلکه زیر فشار اقتصادی و نظامی انجام دهد؛ بنابراین حضور میانجی‌ها در منطقه را نباید الزاماً نشانه عقب‌نشینی آمریکا دانست. ممکن است برعکس، میانجی‌ها همان دری باشند که واشنگتن می‌خواهد از آن، ایران را به میز مذاکره‌ای بکشاند که ناو‌های آمریکایی پشت درِ آن ایستاده‌اند. این دیگر صرفاً دیپلماسی نیست؛ دیپلماسیِ مسلح است.

چین؛ مخالف تحریم، اما تا کجا؟

چین می‌گوید تحریم‌های بیشتر علیه ایران مشکلی را حل نمی‌کند. با توجه به تشدید فشار‌های اقتصادی آمریکا، آیا پکن حاضر است برای حفظ روابط با تهران هزینه جدی بدهد یا موضع چین نیز نهایتاً تابع محاسبات اقتصادی و منافع خودش خواهد بود؟

بله؛ چین صریحاً می‌گوید تحریم و فشار اقتصادی راه‌حل بحران ایران نیست و خواستار حل‌وفصل دیپلماتیک است. اما در اینجا باید میان «حمایت سیاسی از ایران» و «پرداخت هزینه برای ایران» تفاوت گذاشت.

چین حاضر است تحریم‌ها را دور بزند، نفت ایران را بخرد و در عرصه سیاسی از تهران حمایت کند؛ اما اینکه برای ایران وارد یک رویارویی اقتصادی یا نظامی تمام‌عیار با واشنگتن شود، داستان دیگری است. واقعیت تلخ برای تهران این است که چین متحد ایران است، اما متحدی که اول از همه منافع خودش را حساب می‌کند

پکن تا جایی کنار تهران می‌ایستد که این حمایت با منافع خودش سازگار باشد. چین بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران است و همین حالا هم بخش مهمی از صادرات نفت ایران راهی چین می‌شود؛ بنابراین تحریم کامل ایران برای پکن هم هزینه انرژی و اقتصادی دارد. از سوی دیگر، آمریکا اکنون مستقیماً چین را تحت فشار گذاشته تا خرید نفت ایران را متوقف کند و حتی درباره کشور‌هایی که به ایران «راه نجات اقتصادی» بدهند، تهدید به مجازات کرده است؛ بنابراین من بعید می‌دانم چین برای ایران وارد تقابل مستقیم با آمریکا شود. چین حاضر است تحریم‌ها را دور بزند، نفت ایران را بخرد و در عرصه سیاسی از تهران حمایت کند؛ اما اینکه برای ایران وارد یک رویارویی اقتصادی یا نظامی تمام‌عیار با واشنگتن شود، داستان دیگری است.

واقعیت تلخ برای تهران این است که چین متحد ایران است، اما متحدی که اول از همه منافع خودش را حساب می‌کند.

به بیان صریح‌تر: پکن ممکن است تحریم‌های آمریکا را برای ایران سوراخ کند، اما بعید است خودش را به خاطر ایران زیر آوار تحریم‌های آمریکا ببرد. این همان جایی است که سقف حمایت چین مشخص می‌شود؛ و اتفاقاً تهدید‌های جدید واشنگتن این سقف را در بوته آزمایش قرار داده است: اگر آمریکا واقعاً اجرای تحریم‌های ثانویه علیه خریداران نفت ایران، به‌ویژه چین، را تشدید کند، آن وقت مشخص می‌شود «شراکت راهبردی ایران و چین» تا کجا حاضر است هزینه واقعی بدهد.

روسیه شریکِ منافع خود است، نه «شریک راهبردی» ایران

روسیه در شرایطی که اقتصاد ایران زیر فشار شدید قرار دارد، همچنان از ادامه ساخت نیروگاه‌های هسته‌ای در ایران سخن می‌گوید. برخی معتقدند مردم ایران طی دو دهه اخیر و خصوصا سه جنگ اخیر با اسرائیل وآمریکا، تاوان «شراکت راهبردی» مسکو با تل‌آویو را می‌دهند که نمونه بارزش در سقوط بشار اسد و خاموش بودن رادار‌های اس ۳۰۰ در شب شروع جنگ ۱۲ روزه، هویداست. در این‌که روسیه خواهان تأمین منافع اقتصادی و ژئوپلیتیک خودش است- به‌ویژه که جنگ اوکراین کمرش را به لحاظ مالی خم کرده- شکی نیست؛ اما مگر ظرفیت اقتصادی ایران چقدر است که اگر ما هم نخواهیم روس‌ها دست‌بردار ساخت نیروگاه‌های هسته‌ای در کشورمان نیستند!

حضور میانجی‌ها در منطقه را نباید الزاماً نشانه عقب‌نشینی آمریکا دانست. ممکن است برعکس، میانجی‌ها همان دری باشند که واشنگتن می‌خواهد از آن، ایران را به میز مذاکره‌ای بکشاند که ناو‌های آمریکایی پشت درِ آن ایستاده‌اند. این دیگر صرفاً دیپلماسی نیست؛ دیپلماسیِ مسلح است

آقای مهدیزاده، اگر بخواهم صریح و بدون تعارف بگویم، من روسیه را «شریک راهبردی» ایران به معنای متعارف کلمه نمی‌دانم؛ روسیه شریکِ منافع خودش است. قرارداد ۲۰ساله تهران و مسکو هم برخلاف تصور رایج، تعهد دفاع متقابل ایجاد نمی‌کند. یعنی در لحظه‌ای که ایران زیر حمله است، مسکو الزام حقوقی برای ورود به جنگ ندارد. کارنامه روسیه در منطقه هم برای من از هر بیانیه‌ای گویاتر است.

همانطور که اشاره کردید مسکو در سوریه ماند تا زمانی که ماندن برایش صرفه داشت و بعد، وقتی معادلات عوض شد، ایران عملاً یکی از مهم‌ترین متحدان منطقه‌ای خود را از دست داد. در جنگ‌های اخیر هم روسیه عمدتاً به محکومیت سیاسی و حمایت لفظی بسنده کرده و وارد رویارویی مستقیم با آمریکا و اسرائیل نشده است.

اما درباره نیروگاه هسته‌ای، اتفاقاً همین‌جا ماهیت رابطه روشن‌تر می‌شود. روسیه از ساخت نیروگاه در ایران دست نمی‌کشد، چون این پروژه برای مسکو فقط کمک به ایران نیست؛ یک بازار بلندمدت و منبع درآمد، نفوذ فنی و حضور ژئوپلیتیک در ایران است. پروژه‌های روسی بوشهر همچنان ادامه دارند و همکاری هسته‌ای یکی از ستون‌های مهم رابطه دو کشور است؛ بنابراین اگر روسیه برای ایران نیروگاه می‌سازد، نباید از آن نتیجه گرفت که حاضر است برای ایران بجنگد. ممکن است روسیه حاضر باشد در ایران میلیارد‌ها دلار پروژه بسازد، اما حاضر نباشد برای حفظ همان منافع، یک گلوله به سمت آمریکا یا اسرائیل شلیک کند.

به نظرم این همان واقعیت تلخی است که باید درباره مسکو پذیرفت: روسیه نه ناجی ایران است، نه متحدی که منافع جمهوری اسلامی را بر منافع خودش مقدم بداند. روسیه هرجا ایران برایش بازار، اهرم ژئوپلیتیک یا برگ مذاکره باشد، کنار ایران می‌ایستد؛ اما وقتی هزینه این ایستادن از منفعتش بیشتر شود، اول مسکو را نجات می‌دهد، نه تهران را.

پس من حتی تعبیر «شراکت راهبردی» را هم با احتیاط به‌کار می‌برم. شراکت وجود دارد، اما شراکتی کاملاً معامله‌محور و مشروط؛ و تجربه سوریه و جنگ‌های اخیر نشان داده که نباید روی کرملین به‌عنوان بیمه‌نامه امنیتی ایران حساب کرد.

خلاصه اینکه روسیه برای ایران نیروگاه می‌سازد؛ اما تضمین نمی‌کند که برای دفاع از ایران بجنگد. این دو را نباید با هم اشتباه گرفت.


۱ ساعت قبل / سایت روزنو

همتی: پول نداریم شرمنده

«ممکن است بدمن دولت شوم، اما باید به هرکس که پول خواست بگویم شرمنده نداریم»؛ این جملاتی است که عبدالناصر همتی، رئیس بانک مرکزی، در یک گفت‌وگوی صریح و کم‌سابقه در تلویزیون به زبان آورد و شفاف گفت که دولت در تنگنای مالی پیچیده‌ای به سر می‌برد. او از توقف صادرات نفت گفت و ابراز امیدواری کرد که مسائل سیاست خارجی کشور با مذاکرات حل شود و سایه جنگ و تحریم از سر کشور برداشته شود. جملات رئیس بانک مرکزی گرچه تلخ بود، اما گزارش شفافی بود از وضعیت دشوار تأمین مالی که دولت با آن دست و پنجه نرم می‌کند و چشم‌انداز آینده اقتصاد کشور را مبهم‌تر از همیشه ترسیم می‌کند.

شرمنده پول نداریم!

عبدالناصر همتی، رئیس بانک مرکزی در یک گفت‌وگوی تلویزیونی از توقف صادرات نفت ایران خبر داد و گفت که «در حال حاضر صادرات نفت ایران قطع شده و نفت صادر نمی‌کنیم و این دیگر یک واقعیت است».

به گزارش روز نو او در ادامه افزود که صادرات کشور‌هایی مانند قطر و عراق هم صفر شده، اما تفاوت در این است که ایران به دلیل تحریم‌های آمریکا به منابع مالی خود دسترسی ندارد و آن کشور‌ها به ذخایر مالی خود دسترسی دارند. هرچند همتی تأکید کرد که ایران برای واردات کالا‌های اساسی و دارو مشکل خاصی ندارد، اما از تنگنای مالی کشور به‌صراحت سخن گفت و توضیح داد که کاهش درآمد‌های نفتی، مالیاتی و بیمه تمام بخش‌های اقتصاد کشور را تحت تأثیر قرار داده است.

رئیس بانک مرکزی در گفت‌وگوی تلویزیونی خود قاطعانه از دست خالی دولت گفت؛ آن هم با جملاتی که لحن شوخی داشت. همتی گفت که «شاید من بشوم «بدمن» دولت نه بتمن... هرکس پول می‌خواهد، بگویم شرمنده، نداریم!».

کاهش صادرات نفت ایران

خبر توقف صادرات نفت ایران در شرایطی از زبان رئیس کل بانک مرکزی مطرح شد که از دوشنبه هفته گذشته مدت‌زمان تفاهم‌نامه ۶۰ روزه بین ایران و آمریکا به سر رسید و منجر به توافق‌نامه نشد. البته پیش از پایان این مهلت تنش‌ها در خلیج فارس بالا گرفت و محاصره دریایی ایران برگشت. جدیدترین داده‌های مؤسسه کپلر نشان می‌دهد که پس از برگشت دوباره محاصره دریایی، هیچ عبور مشخصی از سوپرتانکر‌های حامل نفت خام ایران در تنگه هرمز مشاهده نشده است. اگرچه بسیاری از شناور‌ها دستگاه‌های فرستنده موقعیت خود را خاموش می‌کنند و این مسئله ردیابی آنها را دشوار می‌سازد. با این حال ذخایر نفت ایران در خارج از تنگه هرمز هم رو به کاهش است.

داده‌های کپلر نشان می‌دهد نفت خام ایران که در ذخایر شناور خارج از منطقه محاصره آمریکا نگهداری می‌شود، از حدود ۱۰۵ میلیون بشکه قبل از اعمال دوباره محاصره، به حدود ۸۰ میلیون بشکه کاهش یافته که از این میان فقط حدود ۳۰ میلیون بشکه از نفت خام ایران در آب‌های آسیا باقی مانده که نصف سطح معمول است.

مو یو شو (Muyu Xu) تحلیلگر ارشد نفت خام در کپلر می‌گوید که بیشتر این ذخایر نفت از قبل به خریداران فروخته شده است.

او روز جمعه در پستی در لینکدین نوشت: «این مسئله نشان می‌دهد خریداران ممکن است از اواخر سپتامبر به بعد عملا با هیچ عرضه جدیدی از سوی ایران مواجه نشوند، زیرا تاکنون هیچ نفتکش بارگیری‌شده ایرانی نتوانسته است از محاصره آمریکا عبور کند». اگر از سهم ناچیز سایر مشتریان ایران چشم‌پوشی کنیم، در سال‌های تحریم چین تقریبا تنها خریدار نفت ایران بوده است. داده‌های کپلر حاکی از آن است که سال گذشته چین به طور میانگین روزانه حدود ۱.۴ میلیون بشکه نفت از ایران خریداری می‌کرد، اما در حال حاضر میانگین خرید نفت چین از ایران به حدود ۵۳۴ هزار بشکه کاهش یافته است. خرید‌هایی که البته از ذخایر نفت ایران در خارج از محدوده محاصره انجام شده است.

این اتفاقات در شرایطی رخ می‌دهد که با پایان مهلت ۶۰ روزه تفاهم‌نامه ایران و آمریکا، مذاکرات تاکنون به جایی نرسیده و تحریم‌های نفتی و محاصره دریایی پابرجاست و آمریکا تهدید کرده است که تحریم‌های سختگیرانه‌تری علیه ایران وضع می‌کند. موضوعی که حالا عبدالناصر همتی، رئیس بانک مرکزی، در مصاحبه خود به آن اشاره کرده و از امیدواری خود برای ازسرگیری مذاکرات گفته است.

درآمد‌های مالیاتی آب رفت

نکته مهم دیگری که رئیس بانک مرکزی در گفت‌وگوی تلویزیونی خود به آن اشاره کرده، کاهش درآمد‌های مالیاتی است. آن هم در شرایطی که دولت در قانون بودجه سال ۱۴۰۵ پیش‌بینی کرده است که سهم درآمد‌های مالیاتی از هزینه‌های جاری دولت ۷۴ درصد باشد. به عبارت دیگر باید تقریبا سه‌چهارم هزینه‌های جاری کشور از محل مالیات‌ها پوشش داده شود که این رقم بالاترین مقدار در چندین سال اخیر است.

با این حال گزارش سازمان امور مالیاتی در انتهای بهار امسال حاکی از آن بود که وضعیت درآمد‌های مالیاتی کشور در دو ماه ابتدای سال نگران‌کننده بوده و نه‌تنها رشد نکرده که پس از تعدیل اثر تورم، حدود ۶۰ درصد نسبت به مدت مشابه سال گذشته کاهش یافته است. بررسی جزئیات آمار‌ها نشان می‌دهد درآمد حاصل از مالیات اشخاص حقوقی یا همان شرکت‌ها که بزرگ‌ترین منبع مالیاتی دولت محسوب می‌شود، در دو ماه ابتدایی امسال به ۶۸ هزار میلیارد تومان رسیده که نسبت به سال گذشته کاهش قابل توجهی را تجربه کرده است. مالیات بر کالا و خدمات هم که دومین منبع مهم درآمد مالیاتی دولت به شمار می‌رود، افت محسوسی داشته و در کنار آن، مالیات بر درآمد و مالیات بر ثروت هم روندی نزولی را ثبت کرده‌اند.

کاهش قابل توجه درآمد‌های مالیاتی واکنش محمدهادی سبحانیان، رئیس کل سازمان امور مالیاتی را به دنبال داشت و او در خرداد امسال با اشاره به تغییر شرایط اقتصادی کشور و آسیب‌دیدگی برخی صنایع بزرگ در پی جنگ اخیر، خواستار بازنگری در هدف‌گذاری درآمد‌های مالیاتی بودجه ۱۴۰۵ شد و گفت که رقم ۲۹۰۰ هزار میلیارد تومانی پیش‌بینی‌شده برای درآمد‌های مالیاتی باید متناسب با واقعیت‌های جدید اقتصاد اصلاح شود.

او به ایسنا گفته بود «انتظارمان این است که مجلس این عدد را پایین‌تر بیاورد؛ چراکه وقتی مؤدی بزرگ ما در حوزه فولاد و پتروشیمی و سایر مؤدیانی که در این زنجیره قرار می‌گیرند آسیب دیده‌اند می‌بایستی اصلاح متناسب با این شرایط اتفاق بیفتد». این اظهارات در حالی است که پیش از این و در زمان تقدیم لایحه بودجه سال ۱۴۰۵ به مجلس، کارشناسان انتقاد‌های گسترده‌ای به درآمد‌های مالیاتی بودجه مطرح کردند و گفتند که دولت نباید درآمد مالیاتی را از اقتصادی افزایش دهد که به دلیل تحریم و رکود در حال کوچک‌شدن است و این مسئله می‌تواند فشار به کسب‌و‌کار‌ها و معیشت مردم را افزایش دهد و هم سمت عرضه کالا و خدمات و هم سمت تقاضای آن را کوچک‌تر کند. با این حال به نظر می‌رسید تحریم صادرات نفت کشور، برای دولت انگیزه ایجاد کرده بود که با وجود توصیه کارشناسان درآمد‌های خود را با مالیات جبران کند.

گذشته از این دولت تلاش کرده است بخشی از کسری بودجه خود را با ایجاد بدهی حل کند و در واقع بخشی از کسری بودجه را به آینده منتقل کند. انتشار اوراق مالی اسلامی یکی از راهکار‌های دولت برای آن است که کسری بودجه را با تأمین مالی غیرتورمی و انتقال بار کسری به سال‌های آینده حل کند؛ بنابراین دولت در بودجه سال ۱۴۰۵ تلاش کرد که حجم انتشار اوراق را از ۸۱۰ هزار میلیارد تومان در سال ۱۴۰۴ به ۹۴۰ هزار میلیارد تومان در سال ۱۴۰۵ برساند. هرچند حراج این اوراق معمولا با استقبال مواجه نمی‌شود و دولت هر بار عقب‌ماندگی درآمد از این محل را تجربه می‌کند. با تمام این تفاسیر باز هم برآورد‌ها از کسری بودجه سال ۱۴۰۵ قابل توجه بود.

در زمستان سال گذشته و پیش از آغاز جنگ، مرکز پژوهش‌های مجلس میزان کسری عملیاتی بودجه سال ۱۴۰۵ را منفی ۶۱۵ هزار میلیارد تومان و تراز سرمایه‌ای را منفی ۳۲۵ هزار میلیارد تومان ارزیابی کرد که در واقع این ارقام گویای آن بود که بودجه سال ۱۴۰۵ با کسری ۹۴۰ هزار میلیارد تومانی روبه‌رو است؛ رقمی که معادل ۱۸ درصد بودجه سال ۱۴۰۵ است. این شاخص در بودجه سال ۱۴۰۴ حدود ۱۱.۴ درصد بوده است. این بار سنگین تأمین مالی بودجه در حالی است که جنگ از سر گرفته شد و مطابق برآورد دولت خسارتی به بزرگی ۲۷۰ میلیارد دلار به کشور وارد کرده است.

 حالا مجموع این مسائل سبب شده است که عبدالناصر همتی، رئیس بانک مرکزی، به تلویزیون آمده و وضعیت روشن‌تری از شرایط مالی کشور ترسیم کند و بگوید ممکن است «بدمن» شود، اما ناچار است بگوید که پولی نیست و البته ابراز امیدواری کند که مذاکرات از سر گرفته و سایه جنگ و تحریم از سر کشور دور شود.




 مرگ ۱۰ هزار نفر از گرما در فرانسه
۵۲ دقیقه قبل / روزنامه شرق

مرگ ۱۰ هزار نفر از گرما در فرانسه

در فرانسه، اعلان شد که تعداد تلفات‌ گرما، حدود ۱۰ هزار نفر است‌که باعث بحران سیاسی بوده و کمبود تابوت، مشکل دیگر است. در پرتغال و اسپانیا هم تلفات زیاد بوده و عمدتاً از سالمندان.

 گفت‌وگوی تلفنی وزرای امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و سلطنت عمان
۱۲ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

گفت‌وگوی تلفنی وزرای امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و سلطنت عمان

وزرای امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و سلطنت عمان تلفنی گفت‌وگو کردند.

 جمهوری اسلامی: ایران به تصمیمی شجاعانه و یک تفاهم بزرگ نیاز دارد | اصلاحات اقتصادی همزمان با اصلاحات در سیاست خارجی و ترمیم سرمایه اجتماعی پیش برود
۳ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

جمهوری اسلامی: ایران به تصمیمی شجاعانه و یک تفاهم بزرگ نیاز دارد | اصلاحات اقتصادی همزمان با اصلاحات در سیاست خارجی و ترمیم سرمایه اجتماعی پیش برود

اقتصادنیوز: یک استاد ارتباطات اجتماعی نوشت: ایران به نقشه‌ای روشن، تصمیمی شجاعانه و سخن‌گفتن صادقانه با مردم نیاز دارد. تصمیمی که هزینه‌هایش را پنهان نکند و افق عبور از بحران را نشان دهد.

 پزشکیان: امروز که در قدرت و عزت هستیم، بهتر است جنگ را پایان دهیم
۹ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

پزشکیان: امروز که در قدرت و عزت هستیم، بهتر است جنگ را پایان دهیم

آرمان امروز : رئیس جمهور جایگاه جامعه پزشکی در نظام سلامت را اثرگذار و مورد اعتماد مردم برشمرد و گفت که به‌جای بیان صرف دردها، باید برای درمان آنها گام برداریم و با صداقت در خدمت مردم باشیم و بدانیم با وجود برخورداری از قدرت، اگر اختلاف باشد، نابود خواهیم شد. مسعود پزشکیان روز جمعه [ ]

 طلاق تجاری تهران و ابوظبی - دیپلماسی ایرانی
۱ ساعت قبل / سایت دیپلماسی ایرانی

طلاق تجاری تهران و ابوظبی - دیپلماسی ایرانی

شعله‌های آتش جنگ در خلیج فارس دامن دو شریک بزرگ تجاری را گرفته است. امارات پس از جنگ برای فروش نفت خود به دیواره سخت...

 فرمانده نداجا به ترامپ: چرا جرات نمی‌کنی یک متر جلوتر بیایی؟
۱ ساعت قبل / سایت روزنو

فرمانده نداجا به ترامپ: چرا جرات نمی‌کنی یک متر جلوتر بیایی؟

امیردریادار شهرام ایرانی: اگر دشمن ادعای محاصره اقتصادی دریایی دارد پس بخشی از کشتی‌های ما کجا می‌روند و در بنادر حضور پیدا می‌کنند و این همان تنگه احد ولایت...