قیمت طلا امروز




 خبرگزاری همشهری‌آنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۱۲

کابوس هولناک دوباره در حال وقوع است | ترامپ اشتباهی وارد «جنگی ابدی» با ایران شد

تحلیگر ارشد روزنامه گاردین نوشت: رئیس جمهور آمریکا اشتباهی وارد «جنگی ابدی» با ایران شده است که نمی‌تواند در آن پیروز شود، اما از پایان دادن به آن امتناع می‌کند. چنین غرور و تکبری سابقه ای طولانی دارد.
 کابوس هولناک دوباره در حال وقوع است | ترامپ اشتباهی وارد «جنگی ابدی» با ایران شد

به گزارش همشهری‌آنلاین، سایمون تیسدال (Simon Tisdall) تحلیلگر ارشد سیاست خارجی گاردین افزود: ماه جاری پنج سال از عقب نشینی آشفته و پرهرج و مرج نیروهای آمریکایی از کابل گذشت. تهاجم نظامی تحت حمایت ناتو و اشغال افغانستان به بهانه حملات یازده سپتامبر ۲۰۰۱، اکنون عمدتا یک شکست قلمداد می شود.

این تهاجم به هزینه کشته شدن بیش از ۲ هزار و ۴۰۰ سرباز آمریکایی، ۴۵۰ سرباز انگلیسی و ده ها هزار غیرنظامی که (تعداد آن ها به طور دقیق مشخص نیست) تمام شد. افغانستان به مصداقی برای مداخله‌ جویی و ملت‌سازی نسنجیده غرب تبدیل شد. این نمونه ای از یک «جنگ ابدی» بود؛ عبارتی که اولین بار در طول جنگ ویتنام ابداع شد.

اگر این روایت عبرت انگیز، ارزش ماندگاری داشت، نقش بازدارنده ای را برای سیاستمداران و ژنرال های نظامی بازی می کرد که در وارد شدن در جنگ های بی پایان و ناموجه تعجیل می کنند؛ بدون این که اهداف قابل تحقق و راهبردی برای خروج داشته باشند.

نویسنده خاطرنشان کرد: متاسفانه در جنگ عراق نیز از جنگ های بی پایان درس عبرت گفته نشد؛ حمله ای که با تجاوز آمریکا و انگلیس به عراق در سال ۲۰۰۳ و خروج آن ها در سال ۲۰۱۱ انجام شد و خسارات فراوانی را وارد کرد. اکنون به نظر می رسد که این الگوی فاجعه بار با تصمیم احمقانه دونالد ترامپ برای حمله به ایران تکرار می شود؛ جنگی که او آن را ابتدا «گشت و گذار کوچک» می نامید، وارد ششمین ماه خود شده است.

این که این کابوس دوباره در حال وقوع است، با هیچ منطقی قابل توجیه نیست. گذشته از علل فوریت برخی جنگ ها، پاسخ‌ آن ها را می‌توان در اغراق‌ها و تصورات نادرست مداوم آمریکا در مورد سطح و میزان تهدیدات خارجی، در کنار عدم صداقت سیاسی، غرور ملی، ساده‌لوحی و آرمان‌گرایی نابجا پیدا کرد.

کارتر مالکاسیان (Carter Malkasian) استاد کالج ملی جنگ که به عنوان مشاور غیرنظامی نیروهای آمریکایی در هلمند و کابل خدمت می کرد، با یادآوری تجربه هولناک جنگ آمریکا در افغانستان، می ‌گوید که فرضیه اساسی برای نگه داشتن نیروها در افغانستان به مدت ۲۰ سال به طرز مهلکی ناقص بوده است. آمریکا ادعا می کرد که در غیر این صورت این کشور به پناهگاهی امن برای تروریسم بین‌المللی تبدیل می‌شود.

تحلیلگر گاردین در بخش دیگری از نوشتار خود آورده است: حمله به عراق نفت خیز نیز مانند جنگ افغانستان بر اساس یک فرضیه نادرست بود. ادعای جورج دبلیو بوش رئیس جمهوری وقت آمریکا در سال ۲۰۰۲ مبنی بر این که رژیم صدام حسین ذخایری از سلاح‌های شیمیایی و بیولوژیکی قابل استفاده دارد و به دنبال بمب هسته‌ای است، نادرست از آب درآمد. ادعای دیک چنی معاون رئیس جمهور وقت آمریکا نیز مبنی بر این که عراق به گروه تروریستی القاعده «کمک و از آن حمایت» می‌کند، نادرست بود.

اشغال و شورش‌های بعدی به بخشی از یک جنگ ابدی به مراتب بزرگتر بوش تحت لوای «جنگ جهانی علیه تروریسم» تبدیل شد. طبق پروژه هزینه‌های جنگ دانشگاه براون، تخمین زده می‌شود که ۹۴۰ هزار نفر بین سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۳ در خشونت‌های مستقیم پس از ۱۱ سپتامبر در عراق، افغانستان، سوریه، یمن و پاکستان کشته شده‌ اند. همچنین تقریبا ۳.۸ میلیون نفر به طور غیرمستقیم در مناطق جنگی پس از ۱۱ سپتامبر جان خود را از دست داده‌اند.

آمریکا ادعا می کرد که برای حمایت از دموکراسی و جلوگیری از گسترش کمونیسم، همان «نظریه دومینو» که اکنون دیگر بی‌اعتبار شده است، در جنگ ویتنام جنگیده است. اما این جنگ تا حد زیادی به دلیل استثناگرایی و هژمونی جهانی آمریکا نیز بود. از این نظر، چیز زیادی تغییر نکرده است.

تئوری دومینو از دهه ۱۹۵۰ تا دهه ۱۹۸۰ تئوری بسیار مهم و حساسی بود. این نظریه بر اساس این باور بود که وقتی یک کشور در منطقه‌ ای از جهان تحت نفوذ کمونیسم قرار می‌گیرد کشورهای اطراف هم مانند ویژگی دومینو آن را دنبال می‌کنند. تئوری دومینو در طول جنگ سرد به منظور توجیه نیاز به مداخله آمریکا در سراسر جهان و محقق شدن این امر با مدیریت ایالات متحده به‌طور مستمر به کار بسته شد.

سردبیر سابق و خبرنگار سابق کاخ سفید در ادامه این سوال را مطرح کرده که «چه چیز دیگری سیاستمداران آمریکایی را وادار می کند که هزینه دخالت در جنگ های خارجی را که نمی توانند کنترل کنند و به طور معمول در آن شکست می خورند، به جان بخرند؟

وی پاسخ داد: «ناامنی، به معنای ترس، وجه مشترک همه جنگ های آمریکا است». ترامپ هم مانند رئیس جمهور پیشین آمریکا جورج بوش، و بنیامین نتانیاهو نخست وزیر (رژیم) اسرائیل آگاهانه و بشدت درباره فوریت و ماهیت وجودی تهدید ایران اغراق کرده اند. ایران نیز مانند عراق در سال ۲۰۰۳، فاقد هر گونه سلاح هسته ای است و شواهد درباره این که این کشور در دستیابی به چنین سلاح هایی تلاش می کند یا تلاش تازه ای داشته، صفر است.

بازهم در این جا یک پارادوکس تکرار شونده وجود دارد: قدرتمندترین کشور جهان، باز هم از ترس، تهدیدهای خیالی را واقعی می‌پندارد و با آن‌ها می‌جنگد.

دشمنی شدید و سلطه جویانه ترامپ در برابر همسایگان ضعیف تر خود مانند ونزوئلا، کوبا، کلمبیا، پاناما و حتی گرینلند، بخشی از یک الگوی قدیمی در سیاست آمریکا است.

این رویکرد ریشه در این باور بنیادین دارد که ایالات متحده ماموریتی منحصربه‌فرد و حتی حقی برای نظارت و اعمال نفوذ بر نیمکرهٔ غربی برای خود قائل است؛ دیدگاهی که بعدها به سایر نقاط جهان نیز تعمیم داده شد. به همین ترتیب، طمع آمریکا نیز امری همیشگی است.

ترامپ با کنار گذاشتن ایده‌های بشردوستانه درباره ترویج دموکراسی، در پی اعمال سلطه نه‌ تنها از نظر ژئوپلیتیکی، بلکه از حیث اقتصادی هست. او تلاش کرده است از جنگ‌های اوکراین و غزه درآمدزایی کند. تمرکز او بر تنگهٔ هرمز نیز نشان می‌دهد که سیاست امنیتی همواره با منافع مالی و تجاری در هم تنیده است.

  کد خبر 1058039



۲۱ دقیقه قبل / سایت ایران آنلاین

دولت ترامپ از روز نخست هیچ راهبردی برای جنگ ایران نداشت

ایران آنلاین:

   جیسون کرو، نماینده دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا و از نیروهای سابق ارتش این کشور، در گفت‌وگویی تلویزیونی با اشاره به اظهارات اخیر اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا درباره نامشخص بودن زمان پایان جنگ، این اظهارات را نشانه‌ای از نبود راهبرد در دولت ترامپ دانست.

به گزارش ایرنا از ام‌اس‌ناو، کرو گفت: «من فکر نمی‌کنم فقط بسنت باشد؛ از پیت هگست گرفته تا اسکات بسنت و دونالد ترامپ، آنها هیچ ایده‌ای درباره اینکه چگونه باید این جنگ را پیروز شوند، ندارند و از همان روز اول هیچ راهبردی نداشته‌اند.»

این نماینده دموکرات در ادامه کنگره آمریکا را مهم‌ترین بازیگر در پایان دادن به جنگ دانست و گفت قانون اساسی آمریکا عمداً اختیار اعلام و تأمین مالی جنگ را در اختیار کنگره قرار داده است تا چنین قدرت بزرگی در دست یک رئیس‌جمهور متمرکز نشود.

او افزود: «اگر مردم نمی‌دانند جنگ چه زمانی پایان می‌یابد، به این دلیل است که کنگره هنوز به آن پایان نداده است.»

کرو با اشاره به مخالفت بخش قابل توجهی از افکار عمومی آمریکا با ادامه جنگ، یادآور شد که دونالد ترامپ نیز در دوران مبارزات انتخاباتی خود وعده پایان دادن به درگیری‌های بی‌پایان در خاورمیانه را داده بود.

این نماینده آمریکایی تاکید کرد که کنگره می‌تواند برای پایان جنگ رای‌گیری کند و اگر ترامپ چنین تصمیمی را نادیده بگیرد، اختیار قطع بودجه جنگ را در اختیار دارد.

کرو همچنین به بازگشت ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به سن‌دیگو اشاره کرد و گفت حدود پنج هزار نیروی نظامی در این ناو حضور دارند که پس از بازگشت، تجربیات خود از شرایط خدمت و مشکلات موجود را با خانواده‌ها و دوستانشان در میان خواهند گذاشت.

او معتقد است انتشار این تجربیات می‌تواند بر افکار عمومی آمریکا تاثیر بگذارد؛ مشابه آنچه در دوران جنگ ویتنام رخ داد. به گفته کرو، زمانی که نیروهای آمریکایی از ویتنام بازگشتند و مردم روایت‌های مستقیم آنان از جنگ را شنیدند، حمایت عمومی از جنگ کاهش یافت.

وی در پایان، شرایط کنونی را نتیجه بی‌کفایتی دولت دانست و گفت عملکرد دولت ترامپ، نیروهای نظامی آمریکا را در موقعیتی قرار داده که انجام ماموریت‌های دشوار را بدون برخورداری از پشتیبانی و امکانات لازم بر عهده دارند.

انتهای پیام/


۳۱ دقیقه قبل / خبرگزاری تسنیم

ادعای عجیب ترامپ درباره پیروزی با وجود افت در نظرسنجی‌ها - تسنیم

بین الملل

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، دونالد ترامپ رئیس دولت تروریستی آمریکا در گفت‌وگویی تلفنی با مایکل کوهن، وکیل سابق خود که پس از قطع رابطه با او به یکی از شاهدان اصلی پرونده‌های قضایی علیه ترامپ تبدیل گردید، مدعی شد اگر امروز برای سومین دوره ریاست‌جمهوری نامزد شود، با اختلاف 25 امتیاز پیروز خواهد شد.

این اظهارات در حالی مطرح شده که یک نظرسنجی اخیر رویترز/ایپسوس میزان رضایت از عملکرد ترامپ را 33 درصد نشان می‌دهد و پایین‌ترین میزان محبوبیت او در دوره دوم ریاست‌جمهوری‌اش را به ثبت رسانده است. نظرسنجی: در دوران ترامپ وضعیت آمریکایی‌ها بدتر شده است

کوهن که سال‌ها وکیل شخصی ترامپ بود، در سال 2019 در برابر کنگره او را «کلاهبردار» و «متقلب» خواند و بعدها در پرونده پرداخت حق‌السکوت به استورمی دنیلز علیه ترامپ شهادت داد.

انتهای پیام/  


۳۵ دقیقه قبل / سایت مشرق

ترامپ و نسخه قدیمی فشار اقتصادی علیه ایران؛ کارشناسان چه می‌گویند؟

به گزارش مشرق، شش ماه پس از آغاز جنگ جهل روزه، سیاست آمریکا در قبال ایران بیش از آنکه نشانه یک راهبرد تازه باشد، نشانه بازگشت واشنگتن به همان مسیری است که دهه‌ها آن را آزموده و نتوانسته تهران را به پذیرش خواسته‌های خود وادار کند. دولت دونالد ترامپ جنگ را با این تصور آغاز کرد که فشار نظامی می‌تواند در مدت کوتاهی ایران را به تسلیم وادار کند؛ اما اکنون، پس از ناکامی در دستیابی به اهداف اعلام‌شده، بار دیگر تحریم و فشار اقتصادی به محور سیاست آمریکا تبدیل شده است.

این تغییر مسیر را می‌توان یکی از مهم‌ترین نشانه‌های بن‌بست راهبردی واشنگتن در برابر ایران دانست. در آغاز جنگ چهل‌روزه، ادبیات دولت ترامپ بر پیروزی سریع و تحمیل اراده آمریکا متمرکز بود. قرار بود توان نظامی ایران در مدت کوتاهی تضعیف شود و تهران در برابر فشار نظامی چاره‌ای جز پذیرش خواسته‌های واشنگتن نداشته باشد. اما طولانی‌شدن درگیری و استمرار مقاومت ایران نشان داد که معادله آن‌گونه که در واشنگتن محاسبه شده بود، پیش نرفته است.

اکنون ترامپ از آغاز «شدیدترین عملیات اقتصادی» علیه ایران سخن می‌گوید؛ سیاستی که قرار است با فشار بر شبکه‌های مالی، شرکت‌ها، دولت‌ها، مسیرهای انتقال نفت، ارز و حتی ثبت کشتی‌ها، اقتصاد ایران را بیش از گذشته تحت فشار قرار دهد.

اما پرسش اساسی این است: اگر فشار نظامی نتوانست ایران را وادار به تسلیم کند، چرا واشنگتن تصور می‌کند تکرار سیاست اقتصادی چند دهه گذشته می‌تواند نتیجه‌ای متفاوت ایجاد کند؟

بازگشت به سیاستی که قبلا آزموده شده است

گزارش شبکه چینی CGTN درباره راهبرد جدید ترامپ دقیقا بر همین تردید تمرکز دارد. این رسانه ضمن بررسی «جنگ اقتصادی ترامپ علیه ایران»، تأکید می‌کند که بسیاری از اقدامات جدید آمریکا در واقع ادامه همان سیاست‌هایی است که طی سال‌های گذشته اجرا شده‌اند.

ایران طی چند دهه تحریم، شبکه‌های مختلفی برای مقابله با محدودیت‌های مالی و تجاری ایجاد کرده است. بنابراین تحریم جدید الزاماً به معنای ایجاد یک ابزار جدید نیست؛ بلکه در بسیاری موارد افزایش شدت استفاده از ابزاری قدیمی است.

حتی اگر این فشارها بتوانند هزینه‌هایی بر اقتصاد ایران تحمیل کنند، مسئله اصلی برای آمریکا همچنان پابرجاست: تحریم زمانی از نظر سیاسی موفق تلقی می‌شود که بتواند رفتار طرف مقابل را تغییر دهد. تاکنون شواهد روشنی وجود ندارد که نشان دهد افزایش فشار اقتصادی به تنهایی می‌تواند تهران را به پذیرش خواسته‌های واشنگتن وادار کند.

رابرت مالی، نماینده پیشین آمریکا در امور ایران، نیز دقیقاً نسبت به همین منطق هشدار داده است. او گفته است تصور اینکه «اگر فشار اقتصادی جواب نداد، فشار اقتصادی بیشتر حتماً جواب می‌دهد» می‌تواند فریبنده و مغالطه‌آمیز باشد.

این اظهارنظر از آن جهت اهمیت دارد که انتقاد از سیاست ترامپ صرفاً از سوی مخالفان خارجی آمریکا مطرح نمی‌شود؛ بلکه بخشی از کارشناسان و چهره‌های سیاسی آمریکایی نیز نسبت به کارآمدی این رویکرد تردید دارند.

تحریم بیشتر، الزاما نتیجه بیشتر نیست

لورا روزن، روزنامه‌نگار آمریکایی، نیز تحریم‌های تازه را تا حدی اقدامی برای نشان دادن این دانسته که واشنگتن همچنان در حال انجام کاری است تا مجبور نشود بار دیگر به سمت تشدید نظامی حرکت کند.

اگر این برداشت درست باشد، «جنگ اقتصادی» ترامپ را باید نه یک ابتکار راهبردی، بلکه تلاشی برای مدیریت یک بن‌بست دانست؛ بن‌بستی که در آن آمریکا نمی‌تواند به‌سادگی اهداف نظامی خود را محقق کند و همزمان نمی‌خواهد شکست یا محدودیت‌های خود را بپذیرد.

در چنین شرایطی، فشار اقتصادی ابزار کم‌هزینه‌تری نسبت به جنگ مستقیم به نظر می‌رسد. اما این ابزار نیز بدون هزینه نیست.

جک راید، سناتور دموکرات آمریکا، هشدار داده است که ایران در عرصه انرژی جهان تأثیرگذار است و در برابر فشار شدید سکوت نخواهد کرد. از نگاه او، افزایش فشار بر تهران می‌تواند واکنش‌های منطقه‌ای به دنبال داشته باشد.

این نکته، یکی از تناقض‌های اصلی سیاست ترامپ را آشکار می‌کند. واشنگتن تلاش می‌کند هزینه فشار را بر ایران افزایش دهد، اما ایران نیز می‌تواند بخشی از این هزینه را به آمریکا، متحدان آن و بازار جهانی منتقل کند. در نتیجه، فشار اقتصادی الزاماً یک خیابان یک‌طرفه نیست.

تهدید علیه چین؛ حلقه ضعیف راهبرد ترامپ

یکی از مهم‌ترین مشکلات سیاست جدید ترامپ، مسئله اجرای واقعی آن در سطح بین‌المللی است. واشنگتن تهدید کرده کشورها و نهادهایی که به ایران در حوزه‌های مالی، نفتی و تجاری کمک کنند با مجازات روبه‌رو خواهند شد. اما اجرای چنین سیاستی زمانی امکان‌پذیر است که آمریکا بتواند شرکای اقتصادی بزرگ ایران را نیز وادار به همراهی کند.

آرنولد برنارد، تحلیلگر فرانسوی، در همین زمینه نسبت به امکان اجرای واقعی تحریم‌ها علیه چین ابراز تردید کرده است. او یادآوری می‌کند که آمریکا پیش‌تر نیز تلاش کرده بود برخی پالایشگاه‌های چینی خریدار نفت ایران را هدف قرار دهد، اما واکنش پکن و هزینه‌های احتمالی تحریم مؤسسات مالی بزرگ چین، اجرای جدی این سیاست را دشوار کرد.

این مسئله اهمیت زیادی دارد. تحریم ایران یک موضوع است و تلاش برای تحمیل آن به چین موضوعی کاملاً متفاوت. اگر واشنگتن برای اجرای سیاست جدید خود مجبور شود بانک‌ها و مؤسسات مالی بزرگ چینی را هدف قرار دهد، مسئله دیگر صرفاً «فشار بر ایران» نخواهد بود؛ بلکه می‌تواند به یک بحران اقتصادی و مالی میان دو قدرت بزرگ جهان تبدیل شود.

به همین دلیل، ادعای «شدیدترین عملیات اقتصادی» زمانی با واقعیت روبه‌رو می‌شود که آمریکا بخواهد تهدیدهای خود را عملی کند.

تهدیدهای توخالی یا آغاز یک بحران تازه؟

سفیر سابق آمریکا در اراضی اشغالی نیز تهدیدهای ترامپ را عمدتاً «جوسازی و توخالی» توصیف کرده و گفته است ابزارهای چندانی برای چنین اقدامی وجود ندارد که استفاده از آنها مستلزم تحمل اقدامات تلافی‌جویانه علیه آمریکا نباشد.

او در عین حال تأکید کرده است حتی اگر تهدیدهای واشنگتن جدی باشند، ایران هم آمادگی تحمل هزینه و فشار را دارد و هم ابزارهایی در اختیار دارد که می‌تواند از آنها برای واردکردن هزینه به آمریکا، شرکای آن و اقتصاد جهانی استفاده کند.

این اظهارنظر یک واقعیت مهم را برجسته می‌کند: فشار علیه ایران در خلأ اتفاق نمی‌افتد. ایران صرفاً یک اقتصاد تحت تحریم نیست؛ کشوری با موقعیت مهم انرژی، جغرافیای راهبردی و شبکه‌ای از روابط منطقه‌ای است. هرچه فشار آمریکا افزایش پیدا کند، احتمال واکنش متقابل نیز افزایش خواهد یافت و همین مسئله می‌تواند هزینه‌های سیاست ترامپ را بالا ببرد.

سی ان ان و اعتراف به یک جنگ فرسایشی

شبکه سی ان ان نیز در تحلیل خود درباره راهبرد جدید ترامپ تأکید کرده که موفقیت جنگ اقتصادی علیه ایران به ماه‌ها یا حتی سال‌ها فشار مستمر و همراهی چین، اروپا و کشورهای منطقه نیاز دارد. همین نکته شاید مهم‌ترین تفاوت میان وعده‌های اولیه ترامپ و وضعیت امروز باشد.

جنگی که قرار بود سریع باشد، طولانی شد. فشار نظامی که قرار بود ایران را وادار به تسلیم کند، به بن‌بست رسید. و اکنون سیاستی که قرار بود جایگزین جنگ باشد، خود به یک فرآیند فرسایشی چندساله نیاز دارد. این فاصله میان وعده و واقعیت، مهم‌ترین نقطه ضعف سیاست ترامپ در برابر ایران است.

در ابتدای جنگ، واشنگتن از تغییر سریع معادلات سخن می‌گفت؛ امروز اما برای تحقق اهداف اقتصادی خود از فشار مستمر در ماه‌ها و حتی سال‌های آینده صحبت می‌شود. این تغییر ادبیات، به‌خودی‌خود نشان می‌دهد که محاسبات اولیه آمریکا درباره توان و اراده ایران تا چه اندازه با واقعیت فاصله داشته است.

سیاست جدید یا اعتراف به شکست؟

در نهایت، سیاست اقتصادی جدید ترامپ را نمی‌توان جدا از نتیجه جنگ نظامی تحلیل کرد. اگر آمریکا در دستیابی به اهداف نظامی خود موفق شده بود، اساساً نیازی به اعلام یک «عملیات اقتصادی» گسترده و جدید وجود نداشت. بازگشت به تحریم‌های شدیدتر در شرایط کنونی نشان می‌دهد که ابزار نظامی نتوانسته آن نتیجه سیاسی مورد انتظار واشنگتن را ایجاد کند.

البته تحریم‌ها می‌توانند برای ایران هزینه‌زا باشند و فشار بیشتری بر اقتصاد و بازار انرژی وارد کنند. اما تحمیل هزینه اقتصادی با دستیابی به پیروزی سیاسی دو مفهوم متفاوت است.

ترامپ اکنون در حال آزمودن نسخه‌ای است که پیش از او نیز دولت‌های متعدد آمریکا علیه ایران به کار گرفته‌اند. تحریم‌های گسترده، فشار حداکثری، تهدید ثانویه و تلاش برای قطع ارتباط ایران با اقتصاد جهانی، همگی بارها تجربه شده‌اند.

بنابراین مسئله اصلی این نیست که آیا آمریکا می‌تواند فشار بیشتری ایجاد کند؛ احتمالاً می‌تواند. مسئله این است که آیا این فشار بیشتر می‌تواند همان هدفی را محقق کند که فشارهای نظامی نتوانستند؟ به نظر می‌رسد واشنگتن پس از شش ماه، نه با یک راهبرد تازه، بلکه با نسخه شدیدتر همان سیاست قدیمی بازگشته است؛ سیاستی که دهه‌ها آزموده شده اما نتوانسته ایران را به تسلیم وادار کند.

در این معنا، «جنگ اقتصادی» ترامپ بیش از آنکه نشانه قدرت جدید آمریکا باشد، می‌تواند نشانه محدودشدن گزینه‌های آن در برابر ایران باشد؛ تکرار همان فشاری که قرار بود تهران را تسلیم کند، اما اکنون پس از شکست در میدان نظامی، دوباره به ابزار اصلی واشنگتن تبدیل شده است.




 عکس: تصاویر ماهواره‌ای از ناو جدید آمریکا در خاورمیانه
۱۰ ساعت قبل / سایت تابناک

عکس: تصاویر ماهواره‌ای از ناو جدید آمریکا در خاورمیانه

تصاویر ماهواره‌ای Sentinel-۲ از دیروز، یک ناو هواپیمابر آمریکایی کلاس نیمیتز را نشان می‌دهد که در خلیج عمان در حال حرکت است.

 سنتکام از ورود ناو «جورج واشنگتن» به منطقه خبر داد
۱۷ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

سنتکام از ورود ناو «جورج واشنگتن» به منطقه خبر داد

ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا از ورود ناو هواپیمابر جروج واشنگتن به منطقه عملیاتی خاورمیانه پس از ناکامی ناو آبراهام لینکلن در انجام مأموریت‌های رزمی خبر داد.

 دفتر نتانیاهو: اسرائیل با ورود نیروی بین‌المللی به غزه موافقت نکرده است
۲۰ ساعت قبل / سایت هم میهن

دفتر نتانیاهو: اسرائیل با ورود نیروی بین‌المللی به غزه موافقت نکرده است

دفتر نخست‌وزیر اسرائیل با تکذیب گزارش‌ها درباره موافقت تل‌آویو با استقرار نیروی بین‌المللی در غزه، تاکید کرد تا زمان خلع سلاح کامل و یکباره «حماس»، اجازه استقرار نیروی بین‌المللی و بازسازی این منطقه را نخواهد داد.

 آخرین آمار از تلفات ارتش آمریکا در جنگ با ایران
۲۴ ساعت قبل / سایت هم میهن

آخرین آمار از تلفات ارتش آمریکا در جنگ با ایران

تازه‌ترین آمار منتشر شده از سوی وزارت جنگ آمریکا (پنتاگون) نشان می‌دهد که در جریان تجاوز نظامی این کشور علیه ایران ۱۸ نظامی آمریکایی کشته و ۷۵۷ نظامی نیز مجروح شده‌اند.

 عملیات پهپادی یمن در عمق خاک عربستان
۱۵ ساعت قبل / سایت تابناک

عملیات پهپادی یمن در عمق خاک عربستان

سخنگوی نیروهای مسلح یمن از دو عملیات این نیروها علیه مواضع دشمن سعودی خبر داد.

 ادعا درباره احتمال درگیری گسترده نظامی آمریکا با ایران 
۲ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

ادعا درباره احتمال درگیری گسترده نظامی آمریکا با ایران 

«اسکات بسنت» وزیر خزانه‌داری آمریکا روز پنجشنبه در گفت‌وگویی با شبکه سی‌ان‌بی‌سی ادعا کرد که احتمالا نیاز به درگیری گسترده با ایران وجود نخواهد داشت.