
همشهری آنلاین؛مهدی توکلیان | عکاس، روزنامهنگار و پژوهشگر رسانه:در جهان معاصر، شهرها بیش از هر زمان دیگر به مسئلهای پیچیده و چندلایه بدل شدهاند. شهر، در تعریف کلاسیک و انسانی خود، بستری برای زیست جمعی، شکلگیری هویت، تولید خاطره و گسترش تعاملات انسانی است؛ اما تجربه امروز بسیاری از کلانشهرها نشان میدهد که این کارکردها بهتدریج رنگ باختهاند. شهرها، بهجای آنکه زیستپذیرترین صورت همجواری انسانها باشند، در موارد بسیاری به عرصهای برای شتاب، تراکم، مصرف و انباشت تبدیل شدهاند؛ فضاهایی که در آنها نسبتهای انسانی کمرنگ شده و حس تعلق، جای خود را به عبور بیوقفه و بیخاطره داده است.
در برابر این وضعیت، آیین پیادهروی اربعین را میتوان یکی از مهمترین و کمنظیرترین تجربههای بازآفرینی «حیات جمعی» در روزگار ما دانست؛ پدیدهای که نهتنها در ساحت دینی و آیینی، بلکه در ابعاد اجتماعی، فرهنگی، ارتباطی و حتی شهری، ظرفیتهای عمیقی برای تحلیل دارد. اربعین صرفاً یک حرکت جمعیتی یا مناسک عبادی گسترده نیست؛ میتوان آن را نوعی «شهر زنده» دانست؛ شهری روان، موقت، اما عمیقاً اثرگذار که در آن، انسان معاصر بار دیگر امکان تجربه همدلی، هویت، همسایگی، خاطره و حضور را مییابد. شهر، وقتی زنده است که رابطه بسازد
شهر را نمیتوان صرفاً مجموعهای از ساختمانها، خیابانها، شبکههای حملونقل یا زیرساختهای فنی دانست. شهر، پیش از آنکه کالبد باشد، یک «نسبت» است؛ نسبت میان انسانها، میان خاطره و مکان، میان نیاز و پاسخ، و میان فرد و جمع. هر اندازه این نسبتها در بطن یک شهر پررنگتر و زندهتر باشند، آن شهر بیش از یک تجمع فیزیکی، به موجودی زنده شبیه میشود؛ موجودی که تنفس میکند، خاطره میسازد، هویت میآفریند و بر جان ساکنانش اثر میگذارد.
بخش مهمی از نظریههای برنامهریزی شهری در دوران مدرن نیز بر همین اساس شکل گرفتهاند. توجه به واحدهای همسایگی، بازارچههای محلی، نیازهای روزانه در مقیاس نزدیک و امکان تعاملات مکرر و چهرهبهچهره، تلاشی برای احیای روح ازدسترفته شهرهای بزرگ بوده است. در این نگاه، کیفیت زندگی فقط با آسفالت، پل و برج سنجیده نمیشود؛ بلکه با میزان حضور انسانها در کنار یکدیگر، فرصت گفتوگو، شکلگیری حس تعلق و امکان خاطرهآفرینی معنا پیدا میکند.
اربعین، …


