
کد خبر 1059124

کد خبر 1059124
ایران آنلاین:
سیودومین جشنواره فیلم سارایوو که از ۱۴ تا ۲۱ اوت ۲۰۲۶ (۲۳ تا ۳۰ مرداد ۱۴۰۵) برگزار میشود، امسال از اصغر فرهادی به پاس سهم برجسته او در هنر سینما تقدیر کرد. فرهادی این جایزه را بهصورت حضوری دریافت کرد و همزمان مجموعهای از آثار او در قالب برنامه ویژه «تجلیل» به نمایش درآمد.
به گزارش ایرنا، جوان ماریانوویچ مدیر جشنواره فیلم سارایوو، درباره این انتخاب گفت: اهمیت اصغر فرهادی در سینمای جهان را نمیتوان بهسادگی بیان کرد. مجموعه آثار قابل توجه او یادآوری میکند که عمیقترین درامها اغلب در دل زندگی روزمره پنهان هستند. فیلمهای او پاسخهای ساده ارائه نمیکنند، بلکه ما را دعوت میکنند دقیقتر ببینیم، با دقت بیشتری گوش دهیم و با پیچیدگیهای زندگی مواجه شویم.
در کنار نمایش مجموعه ای از فیلمهای این فیلمساز، «داستان های موازی» آخرین ساخته او نیز در این فستیوال به نمایش در آمد. فرهادی همچنین با حضور در مسترکلاسی با علاقهمندان، دانشجویان و فیلمسازان جوان پرشماری که برای شنیدن تجربیات این فیلمساز گرد آمده بودند به گفت وگو نشست.
فرهادی پیش از این در سال ۲۰۱۸ ریاست هیات داوران بخش مسابقه فیلم بلند این جشنواره را بر عهده داشت و فیلم «همه میدانند» نیز در همان دوره در بخش نمایش فضای باز جشنواره به نمایش درآمده بود.
در برنامه بزرگداشت فرهادی در جشنواره سارایوو، مروری بر کارنامه سینمایی او و تعدادی از آثار مهمش ارائه شده است؛ کارنامهای که با فیلمهایی چون «درباره الی»، «جدایی نادر از سیمین»، «گذشته»، «فروشنده» و «قهرمان» جایگاه ویژهای در سینمای معاصر جهان پیدا کرده است.
جشنواره فیلم سارایوو با اهدای «قلب سارایوو» و برگزاری برنامه ویژه بزرگداشت آثار اصغر فرهادی، اعلام کرد این بزرگداشتی از یکی از مهمترین فیلمسازان سینمای معاصر جهان است؛ فیلمسازی که بخش مهمی از سینمای خود را بر روایت زندگی روزمره، روابط انسانی و پیچیدگیهای اخلاقی انتخابهای انسانها بنا کرده است.
انتهای پیام/
سرویس فرهنگ و هنر مشرق - سریال «هزار و یک شب» به کارگردانی مصطفی کیایی، با بازیگرانی چون پرویز پرستویی، هدیه تهرانی، بهرام رادان، سحر دولتشاهی و دیگران، یکی از پرهزینهترین و پرستارهترین پروژههای نمایش خانگی ایران بود. انتظارات از آن بسیار بالا بود. ترکیبی از عناصر اساطیری هزار و یک شب با روایتی امروزی ،معمایی و فانتزی. اما این سریال نتوانست انتظارات را برآورده کند و به اثری پر از ضعفهای ساختاری، روایی و اجرایی تبدیل شد.
ضعفهای روایی و فیلمنامه: کندی، عدم انسجام و منطق ناپذیر
یکی از انتقادهای پررنگ کندی ریتم و روایت پراکنده است. بسیاری از مخاطبان شبکههای اجتماعی در نظرات مختلفی درباره سریال نوشتهاند، حتی قسمت های اولیه را با سرعت دو برابر تماشا کردند اما همچنان سریال حوصله سربری را تجربه کردهاند.سریال با تعدد شخصیتها و خردهروایتها شروع میشود که در ابتدا گیجکننده است و بعداً به کسالت تبدیل میشود. خردهداستانها اغلب رها میشوند یا بدون تأثیرگذاری پیش میروند، و تعلیق مورد انتظار از یک سریال معمایی-فانتزی شکل نمیگیرد.
یکی از کاربران در شبکه اجتماعی ایکس درباره این سریال نوشت: «اینهمه بازیگر درجه یک ولی سریال ضعیف... دیگه نمیبینم. همین ۵ قسمت کافیه .» دیگری هم اشاره کرد که «دو قسمت دیدم. چقدر بد بود... صحنه اضافه داشت که هرکدومشون قابل حذف بودن .»
منتقدان رسانهای نیز بر «عدم منطق روایی» تأکید دارند؛ چرا شخصیتهایی مثل سحر دولتشاهی ماجرا را به پلیس گزارش نمیدهند؟ چرا دسترسی آسان به اطلاعات حساس وجود دارد؟ این ایرادهای منطقی، تعلیق را نابود میکنند و مخاطب را از داستان جدا میکنند.
فیلمنامه کیایی تلاش میکند مرز بین واقعیت و افسانه را محو کند، اما این تلاش به «تصنع مکانیکی» منجر شده. روایت نه کاملاً فانتزی جذاب است و نه درام اجتماعی-معمایی منسجم. پایانبندی اپیزودها اغلب بدون قلاب قوی تمام میشود که برای فرمت نمایش خانگی (انتشار هفتگی) فاجعهبار است و باعث ریزش مخاطب میشود. حجم بالای خطوط داستانی بدون پرداخت کافی، سریال را به لوپ تکراری از اتفاقات تبدیل کرده که هیجان اولیه را از بین میبرد.
در مجموع، فیلمنامه فاقد انسجام است. اشارههای مستقیم به قصههای هزار و یک شب اغلب مصنوعی و مجبور به نظر میرسند و به جای غنیسازی، حس تقلید سطحی ایجاد میکنند. مخاطبان انتظار قصهگویی جذاب شهرزادوار داشتند، اما با روایتی پراکنده و فاقد عمق مواجه شدند.
شخصیتپردازی ضعیف و عدم ارتباط عاطفی
بازیگران ستاره جمع شدهاند، اما شخصیتها به درستی پرداخت نشدهاند. کاربران در شبکههای اجتماعی بارها به «شخصیتپردازیهای بد» اشاره کردند. شخصیتها یا بیش از حد ادایی و مصنوعی هستند یا فاقد عمق و انگیزه روشن. فلشبکها وجود دارند اما صرفاً ابزاری برای اپیزود جاریاند و به شناخت بلندمدت کمک نمیکنند.
یکی از نقدهای رایج: عدم توازن در بازیها و سطح شخصیتها. حتی با حضور بازیگران قدرتمندی مثل پرستویی و تهرانی، دیالوگها «مصنوعی و ادایی» هستند و ارتباط عاطفی ایجاد نمیکنند. مخاطب نمیتواند با کاراکترها همذاتپنداری کند چون انگیزهها مبهم یا کلیشهایاند. در نتیجه، سریال بیشتر بر فرم بصری تکیه کرده تا محتوای انسانی.
این ضعف در شبکههای اجتماعی پررنگ بود: «همه چیزش بد بود... شخصیتپردازیها بد بود. » سریال نتوانسته از پتانسیل ستارهها استفاده کند و بسیاری از نقشها سطحی ماندهاند.
مشکلات بصری، جلوههای ویژه و تولید
جلوههای ویژه یکی از ضعفهای برجسته است. سکانسهای گذشته و عناصر فانتزی «مصنوعی» به نظر میرسند. اغلب منتقدان به «تصاویر فراتر از قصه» اشاره دارند اما در عمل، فرم بر محتوا غلبه کرده بدون اینکه کیفیت بالایی داشته باشد.
تدوین و فیلمبرداری نیز مورد انتقاد است. کاتهای سریع و چرخشهای دوربین باعث گیجی میشود. یکی از کاربران در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «دوربین کات میخوره و دور خودش میچرخه... از تدوین و فیلمبرداری بد خیلی ضربه خورده. » فضاسازی اساطیری تلاش شده اما ناپیوسته و ناتعادل است؛ گویی پروژه از ابتدا متعلق به جهان سازندگانش نبوده است و حتی شایعاتی وجود دارد که قرار بوده حسن فتحی این سریال را کارگردانی کند و در نهایت این پروژه نصیب مصطفی کیایی شده است. با در نظر گرفتن تولیدات پیشین کیایی این محتوا هیچ ارتباطی به جهان های داستانی خلق شده توسط او ندارند.
با وجود هزینه ساخت ، تولید مشترک و تلاش برای بینالمللی بودن، نتیجه «مصنوعی» و «پرریسک اما ناموفق» است. اکشنها ضعیف، شمشیرزنیها غیرطبیعی و عناصر فرهنگی مخلوط بدون هارمونیاند.
دیالوگها، موسیقی و جو کلی: ادایی و کسالتآور
دیالوگها بارها به عنوان «ادایی» و غیرطبیعی نقد شدهاند. این مسئله همراه با ریتم کند، جو را سنگین و خوابآور میکند. مخاطبان گزارش دادند که «به زور تا انتهای قسمت یک رو تونستم ببینم» یا «چقدر صحنه اضافه داشت.»
موسیقی و جو هم نتوانسته تعلیق ایجاد کند. سریال در سکون و سکوت سعی در درگیر کردن دارد اما شکست خورده. است و کامنت های مردمی بر «ناتعادلی کلی» تأکید دارند؛ پرستاره اما بدون موج اجتماعی مثبت.
مقایسه با انتظارات و آثار مشابه: جاهطلبی بدون اجرا
انتظار از «هزار و یک شب» اقتباسی خلاقانه یا روایتی مدرن از افسانهها بود، اما نتیجه تکرار فرمولهای ناموفق کیایی با جلوههای ضعیف است. برخلاف آثار موفق نمایش خانگی، تعادل بین فرم و محتوا برقرار نشده. منتقدانی مثل مسعود فراستی و دیگران نیز بر فاصله از انتظارات اولیه تأکید کردند.
این سریال نشاندهنده مشکل ساختاری در نمایش خانگی ایران است: تمرکز روی ستاره و بودجه بدون فیلمنامه قوی.
چرا سریال شکست خورد؟
«هزار و یک شب» جاهطلبی بزرگی داشت اما در اجرا ناکام ماند. ضعفهای عمده شامل روایت پراکنده و کند، شخصیتپردازی سطحی، جلوههای ویژه مصنوعی، دیالوگهای ادایی، مشکلات تدوین و عدم تعادل بین افسانه و واقعیت است. این عناصر باعث ریزش مخاطب و واکنشهای منفی گسترده در شبکههای اجتماعی شدند.
با وجود جسارت کیایی، سریال اسیر فرم شد و از قصه غافل ماند. برای آینده، نیاز به فیلمنامه منسجمتر، شخصیتپردازی عمیقتر و اجرای دقیقتر است. این اثر میتوانست میراثی از هزار و یک شب مدرن باشد، اما به اثری فراموششدنی تبدیل شد که بیش از آنکه قصه بگوید، در سکوت و تصنع غرق شد.
به گزارش ایلنا، آیتالله شیخ احمد مبلغی، استاد خارج فقه و اصول، در بیاناتی درباره روششناسی استنباط در حاشیه ملاعبدالله بهابادی یزدی بر کتاب «إرشاد الأذهان»، به تشریح الگویی منسجم از مواجهه با نصوص و تعارضهای ظاهری پرداخت.
مبلغی گفت: «بررسی این اثر نشان میدهد که روش بهابادی صرفاً شرح و توضیح متون فقهی نیست؛ بلکه در آن، نوعی سازماندهی مرحلهمندِ فرایند استنباط و تنظیم روابط میان ادله مشاهده میشود.»
وی در ادامه تأکید کرد: «فرایند استنباط در اثر بهابادی از مسیر مشخصی عبور میکند؛ دریافت اخبار و نصوص، تشخیص تعارض ظاهری، ارائه وجوه جمع و حمل، تفکیک فروض، تعلیل حکم، تطبیق قواعد کلی بر مسائل جزئی و در نهایت ترجیح وجه اقرب.»
مدیریت تعارض میان اخبار
آیتالله مبلغی، یکی از محورهای برجسته این روش را چگونگی مواجهه با اخبار ظاهراً متعارض برشمرد و گفت: «بهابادی در مواردی به جای کنار گذاشتن یکی از اخبار، چند شیوه برای جمع میان آنها پیشنهاد میکند و هر روایت را بر وضعیت یا موضوعی خاص حمل مینماید.»
وی ادامه داد: «در جلد دوم اثر، عبارتهایی مانند «یمکن الجمع بین هذه الأخبار بوجهین» و «ویحمل الأخبار الباقیة» به کار رفته است و پس از طرح چند احتمال، یکی از وجوه با تعبیر «والحمل الأول کأنه أقرب» ترجیح داده میشود.»
مبلغی افزود: «تعارض در این روش، پایان فرایند استنباط نیست؛ بلکه مرحلهای برای بازسازی نسبت میان ادله و دستیابی به قرائتی هماهنگتر است. از این منظر، جمع میان اخبار، صرفاً یک راهحل موردی نیست، بلکه بخشی از سازوکار تنظیم و ساماندهی ادله به شمار میآید.»
تفکیک فروض و تعیین مرزهای حکم
مبلغی درباره شیوه تفکیک فروض در این اثر گفت: «بررسی جلد نخست نشان میدهد که بهابادی برای رسیدن به حکم، وضعیتهای مختلف مسئله را از یکدیگر تفکیک میکند. حکم بهصورت کلی و بدون توجه به شرایط موضوع صادر نمیشود؛ بلکه سن، زمان، مقدار، وضعیت مکلف و حدود موضوع در تعیین نتیجه دخالت داده میشود.»
وی به نمونههایی از این صورتبندی اشاره کرد و افزود: «عبارتهایی مانند “فإن اشتبه”، “وما قبل التسع”، “وما بعد الیأس” و “إذا تجاوز الدم العشرة” نمونههایی از همین شیوهاند. همچنین در عبارتی آمده است: “ولو رأت العادة والطرفین أو أحدهما ولم یتجاوز العشرة فالجمیع حیض وإلا فالعدة”.»
آیتالله مبلغی در تحلیل این ساختار گفت: «ساختار این عبارت بر تفکیک روشن دو وضعیت استوار است؛ اگر شرط مشخصی تحقق یابد و از حد معین تجاوز نشود، یک حکم جاری است و در صورت تحقق نیافتن شرط، حکم دیگری اعمال میشود. یکی از ویژگیهای روش بهابادی، تعیین دقیق قلمرو هر حکم و جلوگیری از تعمیم شتابزده آن به همه وضعیتهاست.»
تعلیل و پیوند حکم با مبنای آن
مبلغی درباره تعلیل احکام در این اثر اظهار داشت: «در بخشهایی از اثر، حکم فقهی با توضیح علت یا مبنای آن همراه میشود. برای نمونه، تفاوت وضعیت جسمانی مکلف منشأ تفاوت در کیفیت تحقق موضوع دانسته شده است.»
وی افزود: «در این اثر آمده است: “لأن الرجل إذا کان صحیحاً جاء الماء بدفقة قویة؛ وإن کان مریضاً لم یجیء إلا بعد…”. نمونه روشنتر در عبارتی دیگر دیده میشود: “وأما وجوب الوضوء؛ فلأن الحدث المتخلل لابد له من رافع، إما الغسل أو الوضوء، والأول منتف؛ لتقدم بعضه، فتتعین الثانی.
آیتالله مبلغی در تحلیل این استدلال گفت: «در این استدلال، ابتدا اصل نیاز به برطرفکننده برای حدث مطرح میشود؛ سپس دو گزینه یعنی غسل و وضو بررسی میگردند. با منتفی دانستن غسل در فرض مورد بحث، وضو بهعنوان نتیجه متعیّن معرفی میشود. استنباط در این اثر تنها بر نقل حکم متوقف نمیماند، بلکه تلاش میشود رابطه میان موضوع، علت و نتیجه نیز روشن شود.»
قواعد کلی و تطبیق آنها بر مسائل جزئی
مبلغی درباره بهکارگیری قواعد کلی در این اثر گفت: «از دیگر ویژگیهای قابل مشاهده، استفاده از قواعد کلی برای حل مسائل جزئی است. برای نمونه، قاعده “لا تنقض الیقین بالشک” در تحلیل یک مسئله فقهی به کار گرفته شده است. همچنین قاعده “کل دم یمکن أن یکون حیضاً فهو حیض” با قیود و شرایط مختلف همراه میشود و در پرتو عواملی مانند سن، یائسگی، حداقل طهر، حداکثر حیض و نفاس بررسی میگردد.»
وی تأکید کرد: «این شیوه نشان میدهد که قاعده کلی بهصورت منفصل از موضوع به کار نمیرود؛ بلکه در فرایند تطبیق، شرایط و موانع نیز مورد توجه قرار میگیرد. از این جهت، روش بهابادی میان قاعده عام و وضعیت خاص، رابطهای پویا برقرار میکند.»
ترجیح وجه اقرب و مدیریت عدم قطعیت
آیتالله مبلغی در بخش دیگری از بیاناتشان گفتند: «در مواردی که چند احتمال برای تفسیر یا جمع میان اخبار وجود دارد، بهابادی با عرضه وجوه گوناگون به یک احتمال بسنده نمیکند. کاربرد تعابیری مانند “یمکن حملها”، “أو على نفی الوجوب” و “والحمل الأول کأنه أقرب” نشان میدهد که فرایند استنباط در برخی موارد با درجاتی از احتمال و ترجیح همراه است.»
مبلغی افزود: «“اقربیت” در این چارچوب به معنای ترجیح روشمند یک برداشت بر برداشتهای دیگر است، نه لزوماً ادعای قطعیت مطلق. فقیه در شرایطی که با نصوص ظنی یا چند احتمال تفسیری روبهروست، با مقایسه وجوه مختلف، قابلاعتمادترین وجه را انتخاب میکند.»
نسبت عقل و نقل در فرایند استنباط
مبلغی درباره رابطه عقل و نقل گفت: «در صفحات بررسیشده، بحث مستقلی با عنوان “عقل و نقل” مشاهده نشد؛ اما نسبت میان این دو در سطح عملی استنباط قابل پیگیری است. نصوص، اخبار، عمومات و قواعد، مواد اولیه استنباط را فراهم میکنند و عقل استنباطی وظیفه تنظیم و تحلیل آنها را بر عهده میگیرد.»
وی ادامه داد: «این نقش تحلیلی در اقداماتی مانند جمع میان اخبار، تفکیک فروض، تعلیل احکام، تطبیق قواعد کلی و ترجیح وجه اقرب آشکار میشود. روش بهابادی بر حذف یکی از دو عنصر عقل یا نقل استوار نیست؛ بلکه عقل در خدمت فهم، تنظیم و کاربست دقیقتر نقل قرار میگیرد.»
از شرح متن تا سازماندهی استدلال
آیتالله مبلغی در جمعبندی بخش نخست بیانات خویش گفت: «مجموع این شواهد، تصویری فراتر از یک شرح ساده متنی ارائه میدهد. شارح با مجموعهای از عملیات استدلالی روبهروست؛ تشخیص موضوع، تفکیک حالات، تحلیل تعارض، کشف نسبت میان ادله، توضیح علت حکم و انتخاب وجه برتر.»
مبلغی تأکید کرد: «از همین رو میتوان روش مشاهدهشده را نوعی معماری معرفت در فرایند استنباط دانست؛ معماریای که در آن هر دلیل در ارتباط با دلایل دیگر و هر حکم در نسبت با موضوع، شرط و مبنای خود فهم میشود.»
ظرفیتهای علمی
مبلغی در پایان با اشاره به ظرفیتهای این روش برای مطالعات معاصر گفت: «بر پایه شواهد موجود، این روش میتواند بهعنوان الگویی برای فهم پویایی دانش فقهی در مطالعات معاصر بررسی شود. چنین الگویی نشان میدهد که چگونه یک نظام معرفتی، ضمن وفاداری به نصوص، از طریق تحلیل، تفکیک، تعلیل و ترجیح، خود را با پیچیدگیهای موضوعات و وضعیتهای مختلف هماهنگ میکند.»
آیتالله مبلغی تأکید کرد: «بررسی حاشیه ملاعبدالله بهابادی یزدی بر إرشاد الأذهان نشان میدهد که روش او بر عناصری بههمپیوسته استوار است؛ مدیریت تعارض میان اخبار، تفکیک دقیق فروض، تعلیل احکام، تطبیق قواعد کلی و ترجیح وجه اقرب. این عناصر، تصویری از یک نظام هنجاری انطباقی ارائه میکنند؛ نظامی که در آن، استنباط از نقل حکم فراتر میرود و به فرایندی سازمانیافته برای فهم، ارزیابی و تطبیق ادله تبدیل میشود.»
انتهای پیام/





