
به گزارش همشهری آنلاین به نقل از فارس، در روزهای اخیر، اظهارات برخی چهرههای سیاسی و اجرایی درباره وضعیت اقتصادی کشور، پرسشها و واکنشهای فراوانی برانگیخته است؛ اظهاراتی با مضامینی مانند «پول نداریم»، «نفت نمیفروشیم» و «منابع کشور محدود شده است».
بیان واقعیتهای اقتصادی و آگاهکردن مردم از مشکلات، نهتنها مذموم نیست، بلکه میتواند بخشی از مسئولیت دولت در قبال افکار عمومی باشد. بااینحال، مسئله از جایی آغاز میشود که بیان مشکلات، بدون ارائه راهحل، بدون پذیرش سهم مدیریت داخلی و بدون توجه به پیامدهای خارجی آن صورت میگیرد. در چنین شرایطی، مرز میان «شفافسازی» و «اعلام عجز» از بین میرود.
اهمیت موضوع زمانی بیشتر میشود که این سخنان در کنار ادعاهای مقامات آمریکایی قرار میگیرد. هنگامی که دونالد ترامپ و جیدی ونس از نابودی یا فلجکردن اقتصاد ایران سخن میگویند و همزمان برخی چهرههای داخلی نیز بر ناتوانی کشور در فروش نفت یا تأمین منابع تأکید میکنند، ناخواسته تصویری ساخته میشود که میتواند بهمنزله تأیید روایت دشمن تلقی شود.
چرا چنین تصویری از درون کشور تولید میشود؟ برای پاسخ به این پرسش، دستکم سه احتمال قابل بررسی است. احتمال نخست؛ توجیه ناکارآمدی در سایه همراهی منتقدان
فضای سیاسی پیرامون دولت فعلی، از یک جهت کمسابقه است. منتقدان دولت، با وجود اختلافهای سیاسی و فکری، در بسیاری از بزنگاهها و بهویژه در شرایط جنگی و امنیتی، کوشیدهاند منافع ملی را بر رقابتهای جناحی مقدم بدانند و تمامقد در کنار دولت و کشور بایستند.
این رفتار را میتوان با نوع مواجهه جریان اصلاحطلب و رسانههای نزدیک به آن با دولت قبل مقایسه کرد. در آن دوره، حتی یک پرسش ساده و خیرخواهانه رئیسجمهور، مانند عبارت مشهور «ناهار خوردی؟»، دستمایه موج گستردهای از تمسخر و تخریب شد. بسیاری از موفقیتهای دولت نادیده گرفته میشد و گاه رقابت سیاسی تا مرز آسیبزدن به منافع ملی پیش میرفت.
امروز، با وجود گستردگی بیشتر مشکلات، بخش مهمی از منتقدان دولت در کنار دولت قرار گرفته اند. آنان با درک موقعیت کشور و ضرورت حفظ انسجام ملی، همراهی با دولت را بر بهرهبرداری جناحی از مشکلات ترجیح دادهاند.
در چنین فضایی، یک پرسش جدی مطرح میشود: دولتی که از همراهی …












