
همشهری آنلاین – گروه سیاسی: مجله تخصصی «اسمال وارز» به تازگی در گزارشی به قلم «مایکل اشمیت»، استاد ممتاز «مرکز حقوق بینالملل استاکتون» در دانشکده جنگ نیروی دریایی آمریکا و افسر بازنشسته نیروی هوایی این کشور، تصویری قابلتأمل از محدودیتهای قدرت نظامی آمریکا در مواجهه با ایران ارائه میکند؛ تصویری که نشان میدهد قدرت هوایی واشنگتن، لزوماً به معنای توانایی تحمیل اراده سیاسی بر تهران نیست.
اشمیت در این گزارش میان «موفقیت تاکتیکی» و «پیروزی راهبردی» تفاوت قائل میشود و تأکید میکند که واردکردن خسارت به زیرساختها و قابلیتهای نظامی، بدون داشتن طرحی معتبر برای تبدیل این دستاوردها به نتیجه سیاسی، میتواند به فرسایشی بیپایان منجر شود. مهمترین محورهای این گزارش را در ادامه میخوانید:
محدودیت قدرت هوایی یکی از مهمترین موضوعهای مطرح در گزارش، محدودیتهای ذاتی قدرت هوایی است. کارآیی قدرت هوایی:
- تخریب زیرساختها و قابلیتهای نظامی
- کاهش ظرفیت نظامی طرف مقابل
- فراهمسازی فضای عملیاتی برای نیروهای دیگر
- تحت فشار قرار دادن طرف مقابل قدرت هوایی الزاما نمیتواند به تنهایی اهداف زیر را محقق کند: شکستن اراده سیاسی طرف مقابل به تسلیم وا داشتن ساختار حکومتی مورد هدف ایجاد یک نظم سیاسی جدید نتیجه: قدرت هوایی بیشتر بهعنوان یک «ابزار توانمندساز» در یک راهبرد جامعتر دیده میشود، نه ابزاری که بهتنهایی بتواند «پیروزی» را تضمین کند.
ناکامی در دستیابی به اهداف سیاسی گزاره ادعایی: حملات اولیه آمریکا از نظر «سرعت»، «دقت» و «حجم خسارت» قابل توجه بودند. نقطه ضعف: تخریب قابلیتهای نظامی با شکست سیاسی طرف مقابل یکسان نیست. اقدامهای موثری که ایران پس از ضربات اولیه انجام داد: بازسازی ساختارها سازگاری با شرایط جدید حفظ قابلیتهای باقیمانده ادامه دادن جنگ نتیجه راهبردی: حملات اولیه آمریکا نتوانستند «شوک اولیه» را به یک «نتیجه سیاسی تعیینکننده» تبدیل کنند.
ضربه به رأس موثر بود؟ استدلال گزارش: حذف رهبران الزاماً به فروپاشی …







