
همشهری آنلاین-سیده کلثوم موسوی: حالا فرمانده عطایی سرش را بالا میگیرد و دستان تاولزده آن رزمنواز طبال را میبوسد. خبرنگارها دور بچههای ناو حلقه میزنند و از راز ایستادگی و نظم چشمنواز ناوبانان دنا میپرسند. ذوق همصحبتی با ناوبانان رزمنواز آنها را تا پرسش از خوشمزهترین غذای ایرانی میکشاند. بعد از اصابت موشک به ناوشکن دنا، همین فیلم در فضای مجازی منتشر میشود. بلاگر هندی، این تیتر را برای فیلم کوتاهش انتخاب میکند: آخرین صحبتهای مهدی عطایی، ۲۵ساله، ناوباندوم ناودنا، فرمانده رزمنوازان. او تصور میکند مهدی کشته شده است. اما مهدی با خانواده تماس میگیرد. مهدی عطایی مهمان برنامه جان ایران شد و برایمان از لحظات سخت اصابت موشک به ناو دنا تعریف کرد.
برای انجام رژه شهری مشغول رزمنوازی بودیم و من فرمانده رزمنوازان بودم. رژه دوستان طوری نظر همگان را جلب کرده بود که حتی نماینده هند هم چند بار از جایگاهش بلند شد و بچههای ایران را تشویق کرد. رزمنوازان ایران بالاترین نمره را کسب کردند. سعی و تلاش بچهها را میدیدم؛ طبلزن ما در طول چندین ساعت رژه در شهر، آنقدر طبل زده بود که دستانش تاول زده بود. بعد از انجام رژه با افتخار رفتم دست و سرش را بوسیدم؛ او با همان دستان تاولزده به شهادت رسید.
همزمان با رژهشهری، یگانهایی که در دریا بودند، یعنی نفرات باقیمانده در یگان شناور و ناوشکن ما هم رژه دریایی انجام میدادند. آنها ماموریتهای رزمی و تیراندازی و موارد نظامی را در دریا با ناوشکن انجام میدادند؛ همان صورتبندیهایی که در دریا انجام میشود؛ از تیراندازی، شناسایی هدف هوایی، شناسایی هدف زیرسطحی و خیلی موارد دیگر. وقتی از رزمایش شهری برگشتم، بچهها تعریف میکردند که ناوشکن دنا رژههای دریایی و ماموریتهای دریایی را هم به نحو احسن پاس کرده است و رتبه عالی را از فرماندهی نیروی دریایی هندوستان گرفته و این هم باعث افتخار بود.
آن ۷دقیقه دلهرهآور
ناوشکن دنا، فقط ناوشکنی نبود که رفته باشد رزمایش و برگردد؛ نماینده ایران بود و پرچم ایران را بالاتر از تمامی کشورها قرار داد. بعد از این ماموریتها به ما ابلاغ شد که باید برگردیم سمت بندرسریلانکا. در همین مسیر برگشت خبر دادند که آمریکا و اسرائیل …






