
همشهری آنلاین- علی رجبی: میراث هر رهبری، صرفاً مجموعهای از خاطرات، تصمیمها یا رخدادهای یک دوره زمانی مشخص نیست، بلکه به اثری ماندگار به مثابه نقشه راه، برای ادامه مسیر یک ملت تبدیل
میشود. از این منظر، سخن گفتن از میراث رهبر شهیدمان، بیش از آنکه روایتی از گذشتهها باشد، تلاشی برای فهم نسبت امروز و فردای جامعه با آن تجربه تاریخی است.
در جمهوری اسلامی، بخش مهمی از این میراث را میتوان در ۴ محور اساسی جستوجو کرد؛ حفظ هویت و تثبیت نظم سیاسی، پیشرفتمحوری، تولید قدرت ملی و تقویت مردمساالری دینی. این ۴مؤلفه، در کنار یکدیگر، تصویری از الگویی را ارائه میکنند که تلاش داشته میان اصالت و معاصرت، میان ثبات و تحول و میان آرمانگرایی و واقعگرایی پیوند برقرار کند.
نخستین میراث، تثبیت نظم سیاسی جمهوری اسلامی در یکی از پرتنشترین دورههای تاریخ معاصر ایران بود. هر نظام سیاسی پس از مرحله تأسیس، برای بقا نیازمند عبور از مرحله تثبیت است؛ مرحلهای که در آن، ساختارها از بحرانهای داخلی و فشارهای خارجی عبور کرده و به ثبات نهادی میرسند. استمرار این نظم در شرایطی که جمهوری اسلامی پس از پایان جنگ، بالفاصله رهبر کبیر خود را از دست داد و سکان هدایت آن بر عهده سید شهیدمان قرار گرفت با مجموعهای از پیچیدگیها همراه شد. نظام سلطه که نتوانسته بود در ۱۰سال اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، با ترور، کودتا و جنگ، نهال نوپای جمهوری اسلامی را بخشکاند، به سمت نوع دیگری از تقابل رفت. دشمنان انقلاب اسلامی ایران از ابتدای رهبری حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای، همزمان با گسترش دامنه جنگ خود به عرصههای فرهنگی
و اندیشهای، مجموعهای از تحریمها، تهدیدها و فشارهای سیاسی و امنیتی را نیز بهصورت زنجیرهوار برای مقابله با نظام اسلامی بهکار بست. تقابل سخت با زنجیره تهدیدها، از مهمترین ویژگیهای این دوره به شمار میآید.
دومین رکن میراث امام شهیدمان، نگاه مستمر به پیشرفت است. در این رویکرد، حفظ امنیت و ثبات، هدف نهایی تلقی نمیشود، بلکه مقدمهای برای آبادانی، رشد علمی، توسعه فناوری و افزایش ظرفیتهای ملی است. تأکید مکرر بر پیشرفت علمی، محوریت نخبگان، تولید دانش و پیشرفت کشور، نشاندهنده آن است که پیشرفت و توسعه در نگاه حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای، …








