مصطفی سلیمانی( نویسنده و روان شناس): «بامداد خمار» داستان محبوبه و رحیم را در بستری روایت میکند که عشق در آن با تفاوت طبقاتی، فاصله فرهنگی، هیجان جوانی و آرزوهای سرکوبشده گره خورده است. این اثر فرصتی برای بررسی مرز میان شیفتگی، عشق رمانتیک و عشق بالغ فراهم میکند؛ مرزی که سرنوشت دو شخصیت اصلی را شکل میدهد.
■ رابرت استرنبرگ، روانشناس آمریکایی، در نظریه «مثلث عشق» سه مؤلفه اصلی را برای عشق مطرح میکند: شور، صمیمیت و تعهد. شور به کشش عاطفی و جسمانی مربوط است، صمیمیت از شناخت، نزدیکی و اعتماد شکل میگیرد و تعهد، تصمیمی آگاهانه برای حفظ رابطه است. رابطه محبوبه و رحیم در آغاز، بیشترین نیروی خود را از شور میگیرد. کشش شدید میان آنها سرعت تصمیمگیری را افزایش میدهد، در حالی که صمیمیت مبتنی بر شناخت و تعهد واقعبینانه هنوز به زمان و تجربه بیشتری نیاز دارد. …














