قیمت طلا امروز




 خبرگزاری همشهری‌آنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۲۴

استقبال حیرت‌انگیز از تخفیف تعطیلی یک کتاب‌فروشی

هنوز می‌گویند تعداد ناشران ایرانی از کل اتحادیه اروپا بیشتر است. تعطیلی هر ناشر و کتاب‌فروشی حرفه‌ای و استانداردی ناراحت‌کننده است، اما شاید لازم است که این صنعت بحران‌زده کمی سبک‌تر شود.
 استقبال حیرت‌انگیز از تخفیف تعطیلی یک کتاب‌فروشی

هشمهری آنلاین: «همراهان عزیز خانواده‌ی فرهنگی چشمه، متاسفانه بعد از ۵ سال مجبور به تعطیلی کتاب‌فروشی چشمه‌ی جم در محله‌ی جماران شدیم. به همین دلیل روزهای چهارشنبه، پنج‌شنبه، جمعه ۲۱ و ۲۲ و ۲۳ مرداد از ساعت ۱۰ صبح تا ۱۰ شب میزبان شما هستیم و ۳۰ درصد تخفیف روی تمام محصولات کتاب‌فروشی خواهیم داشت. فروش این ۳ روز فقط به صورت حضوری خواهد.» این پیام را دوشنبه هفته پیش در صفحه اینستاگرام این فروشگاه دیدم.

چهارشنبه عصر راهی کتاب‌فروشی چشمه جم‌سنتر شدم. فکر می‌کردم با توجه به اینکه این فروشگاه از مرکز شهر فاصله زیادی دارد و جای پارک زیادی هم در اطرافش نیست، چندان از این تخفیف استقبال نشده باشد، خصوصا که آغاز تعطیلات چندروزه بود و تعطیلاتی که چند سالی است در فرهنگ ما باب شده، با مطالعه و خواندن خیلی سر سازگاری ندارد. اما وقتی رسیدم، از میزان شلوغی کتاب‌فروشی جا خوردم. با همان اولین نگاه دیدم که بسیاری از طبقات کتاب‌فروشی خالی شده و کتاب‌های زیادی نمانده بود. برخلاف طبقه‌های خالی، در کف فروشگاه جمعیت موج می‌زد. خیلی‌ها کیسه‌های پلاستیکی بزرگ یا سبدهای پر از کتاب به دست داشتند و منتظر بودند تا در صف صندوق نوبتشان برسد.

قبل از رسیدن من برق رفته بود و فکر کردم شلوغی صف صندوق ناشی از قطع سیستم‌ها باشد، اما حتی بعد از آمدن برق هم به سرعت صف حساب‌وکتاب اضافه نشد. بماند که در شلوغی کسانی خودشان را بی‌نوبت در صف جا می‌کردند، اما واقعا دست بعضی‌ها حسابی پر بود و ثبت کتاب‌هایشان در سیستم به دراز می‌کشید و معلوم بود از تخفیف ۳۰ درصدی نهایت استفاده را برای خرید کتاب‌های موردعلاقه‌شان برده بودند.

در این روزها که قیمت کتاب مثل خیلی چیزهای دیگر نجومی شده، چنین استقبالی از تخفیف ۳۰ درصدی، آن‌هم در یکی از مناطق شمالی شهر، قابل تامل است؟ چنین تخفیفی خیلی قابل توجه نیست؛ تقریبا فروش کتاب به قیمت خرید آن است، اما کاهش قدرت خرید مردم این تخفیف را جذاب کرده بود. در حالی که قیمت کاغذ و سایر ملزومات چاپ سر به فلک می‌زند و دستمزد نویسنده، مترجم، ویراستار و نمونه‌خوان، در نشرهایی که هنوز تحریریه‌ای برای طی مراحل چاپ دارند، به قیمت نهایی کتاب افزوده می‌شود، تخفیف ۳۰ درصدی برای کتابخوان‌ها عامل جذابی است. البته در میان کتاب‌های چشمه جم‌سنتر قیمت قدیمی زیاد بود و با تخفیف ۳۰ درصدی، خرید این کتاب‌ها بسیار مقرون به صرفه‌تر می‌شد.

علت تعطیلی این شعبه نشر چشمه افزایش اجاره بود. بی‌شک فروشگاه چشمه جم‌سنتر همیشه این‌طور شلوغ و پرمشتری نبوده و افزایش اجاره‌بها صرفه اقتصادی فعالیت آنها را به‌شدت تحت تأثیر قرار می‌داده. این سومین شعبه فروشگاهی نشر چشمه در چند سال اخیر است که تعطیل می‌شود. اگر چشمه، که یکی از ناشران موفق ایرانی در کسب‌وکار کتاب است، از پس افزایش هزینه‌ها برنیاید، ناشران کوچک‌تر یا کتاب‌فروشی‌هایی که به اصطلاح پاخور کمتری دارند در این وضعیت چه می‌کنند؟ مطمئنا در روزهای آتی، با افزایش فشارهای مالی، ناشران و کتاب‌فروشی‌های دیگری هم تعطیل خواهند شد و در میانشان ناشران حرفه‌ای و درجه‌یکی هستند که فقدانشان به فرهنگ لطمه می‌زند.

از کتاب‌های این حراج بگویم. کتاب‌های حراجی از خود چشمه بود تا ناشران دیگر. اما یک کتاب‌فروشی می‌تواند کتاب‌های چند ناشر را عرضه کند؟ فردی مطلع می‌گوید: حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ ناشر. این در حالی است که در ایران حدود ۱۳ هزار ناشر داریم که حدود ۸ هزار تای آنها غیرفعال‌اند. در اواخر دهه ۱۳۹۰، تقریبا ۲۰ هزار ناشر داشتیم که در چند سال اخیر از تعدادشان کاسته شده است. اما هنوز می‌گویند تعداد ناشران ایرانی از کل اتحادیه اروپا بیشتر است. تعطیلی هر ناشر و کتاب‌فروشی حرفه‌ای و استانداردی ناراحت‌کننده است، اما شاید لازم است که این صنعت بحران‌زده کمی سبک‌تر شود. هرچند نباید از یاد ببریم که وجود ناشران مستقل، با همه کوچکی‌شان، برای یکدست و بازاری نشدن صنعت نشر بسیار ضروری است.

کسانی که به فروشگاه چشمه جم‌سنتر آمده بودند از همه سن‌وسالی بودند. نوجوانان و جوانان که برخی از آنها علاقه‌ای جدی داشتند به کتاب‌هایی که شیوه بهتر زیستن را می‌آموزند که تحت عنوان کلی «چطور...؟» شناخته می‌شوند. در وضعیتی که تلاش فردی برای بهبود شرایط زندگی از همیشه سخت‌تر است، علاقه به این کتاب‌ها قابل تأمل است. کتاب‌های انگلیسی و حتی فرانسه هم مشتری خودشان را داشتند و معلوم است نسل جوان با علاقه بیشتری زبان فرنگی می‌خوانند. رمان، شعر، فلسفه، سینما، هنر، نقد ادبی، تاریخ و کتاب‌های سیاسی هم در میان همه گروه‌های سنی و جنسی مراجعه‌کننده خواهان داشتند.

کتاب «گفت‌وگو با پروفسور ایگرگ» اثر لویی فردینان سلین (از نشر نی) را از طبقه‌ای تقریبا خالی برداشتم و با ۷ جلد کتاب دیگر، بالاخره تقریبا بعد از ۲ ساعت، به پای صندوق می‌رسم. به خانه که می‌آیم یادم می‌افتم ترجمه دیگری از کتاب سلین دارم با عنوان «گفت‌وگوهایی با پروفسور ایگرگ» (از نشر جاوید) که ترجمه بهتری دارد. همان شروع کتاب می‌خوانم:

«بحران افت فروش کتاب چنان جدی است که گریبان کتاب‌فروشی‌ها را گرفته.» تازه در فرانسه اوضاع این‌جور بوده. اینجا این بحران ابتدا از جیب کتاب‌خوانان شروع می‌شود و این زنجیره همین‌طور ادامه دارد تا به کتاب‌فروشی‌ها می‌رسد. کد خبر 1060718



۳۸ ساعت قبل / سایت عصرایران

توقف شبکه کتاب؛ ضعف مدیریت یا اهمال‌کاری وزارت ارشاد؟

خبر توقف فعالیت شبکه تلویزیونی کتاب، هرچند در میان انبوه اخبار پرسروصدای این روزها شاید کم‌اهمیت به نظر برسد، اما در واقع نشانه‌ای از یک بحران عمیق‌تر و ریشه‌دارتر دارد. بحرانی که سال‌هاست دامن‌گیر جایگاه کتاب در نظام رسانه‌ای و فرهنگی کشور بوده است. 

وبسایتی که قرار بود بستری تخصصی برای پوشش اخبار نشر، معرفی کتاب، گفت‌وگو با نویسندگان و مترجمان و پیگیری رویدادهای حوزه کتاب باشد، بیش از دو ماه است که سکوت کرده و آخرین ردپای فعالیتش به ایام نمایشگاه کتاب در خرداد بازمی‌گردد. 

در کشوری که آمار مطالعه در آن سال‌هاست نزولی گزارش می‌شود و ناشران و نویسندگان از رکود بازار نشر می‌نالند، وجود پلتفرمی که بتواند اخبار و محتوای این حوزه را به‌صورت مستمر و حرفه‌ای پوشش دهد، نه یک تجمل، بلکه یک ضرورت زیرساختی است. 

رسانه‌های عمومی و پرمخاطب، به دلایل مختلف، فرصت و انگیزه کافی برای پرداختن عمیق به مسائل نشر و کتاب را ندارند و همین خلأ است که باید با رسانه‌های تخصصی پر شود. تعطیلی چنین پلتفرمی، به معنای از دست رفتن یکی از معدود کانال‌های اطلاع‌رسانی تخصصی در این حوزه است؛ کانالی که شاید مخاطب انبوه نداشت، اما برای جامعه کوچک اما تأثیرگذار اهل کتاب و نشر، منبعی ضروری به شمار می‌رفت.

زاویه دوم، تناقض میان شعارهای مکرر درباره اهمیت کتاب و کتابخوانی از یک سو، و بی‌مهری مدیریتی به نهادها و پلتفرم‌هایی که دقیقاً برای همین هدف شکل گرفته‌اند. 

تجربه برنامه‌ای مانند کتاب‌باز نیز نشان داد که حتی در دل تلویزیون، آن رسانه‌ای که در رقابت با فضای مجازی بارها به حاشیه رانده شده، هنوز ظرفیت قابل توجهی برای ترویج کتابخوانی وجود دارد. 

اما وقتی از دل همین گفتمان کتاب‌محور، پلتفرمی مثل شبکه کتاب که به‌طور مشخص برای این منظور طراحی شده بود، بی‌سروصدا تعطیل می‌شود، این پرسش جدی مطرح می‌شود که آیا شعارهای مربوط به کتاب و کتابخوانی، پشتوانه عملی و بودجه‌ای پایداری دارند یا صرفاً در حد سخن باقی می‌مانند.

این گزاره که ارزش چیپس و پفک در صدا و سیما همچنان بیش از کتاب است، هرچند تلخ و گزنده است، اما توصیفی دقیق از واقعیت موجود به دست می‌دهد. 

کتاب در بسیاری از برنامه‌های تلویزیونی نه به عنوان محتوایی جدی و اثرگذار، بلکه به عنوان دکوری در پس‌زمینه یا جایزه‌ای تشریفاتی در پایان مسابقات ظاهر می‌شود، چیزی شبیه به یک نماد فرهنگی تزئینی، نه یک اولویت واقعی. 

در چنین فضایی و رقابت نابرابر تلویزیون با سایر رسانه‌ها، شاید وجود یک شبکه تلویزیونی قدرتمند در حوزه کتاب می‌توانست این پیش‌فرض را اصلاح کند اما ظاهرا مدیریت ضعیف و نبود برنامه راهبردی همین کورسوی امید را هم خاموش کرد‌.  

زاویه چهارم و شاید مهم‌ترین جنبه ماجرا، پیامدهای بلندمدت این‌گونه تعطیلی‌هاست. وقتی یک نهاد رسانه‌ای تخصصی، هرچند کوچک، بی‌سروصدا از کار می‌افتد، پیام ضمنی آن به جامعه فرهنگی این است که سرمایه‌گذاری در چنین حوزه‌هایی، سرمایه‌گذاری پایداری نیست. 

علاوه بر این، از دست رفتن آرشیو محتوایی چنین پلتفرم‌هایی، به معنای از دست رفتن بخشی از حافظه مستند حوزه نشر کشور نیز هست؛ حافظه‌ای که بازسازی آن، در صورت نیاز آینده، هزینه و زمان بسیار بیشتری خواهد طلبید.

در نهایت، تعطیلی شبکه کتاب را نباید صرفاً به عنوان یک رویداد منفرد و اداری نگاه کرد، بلکه باید آن را نشانه‌ای از یک الگوی تکرارشونده در مواجهه با نهادهای فرهنگی کوچک اما تأثیرگذار دانست. 

نهادهایی که به دلیل نداشتن مخاطب انبوه یا حامی قدرتمند، به‌سادگی در معرض حذف قرار می‌گیرند. 

اگر قرار است شعار تقویت فرهنگ کتابخوانی، صرفاً شعار نماند، لازم است نهادهایی از این دست، نه فقط حفظ، بلکه تقویت و توسعه یابند، چرا که در غیاب چنین بسترهایی، گفت‌وگوی جدی درباره کتاب و نشر، هر روز بیشتر به حاشیه رانده خواهد شد. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر آلمان؛ ۱۴ هزار مرگ و میر ناشی از گرما نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : سیاه‌پوشی حرم رضوی در سوگ شهادت امام حسن عسکری تماشاخانه چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند حریق مرموز در قلب گرگان؛ از سیم‌کشی فرسوده تا شایعات داغ / ببینید گرگان چه چیزی را از دست داد؟ فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران




 نقشی را به‌اجبار نپذیرفتم
۹ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

نقشی را به‌اجبار نپذیرفتم

آیین رونمایی و نقد و بررسی کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» نوشته بیژن شکرریز که گفت‌وگویی بلند با ایرج راد است برگزار شد. ایرج راد در این مراسم گفت: در این کتاب تلاش کردم همه‌ چیز را با صداقت کامل بیان کنم، هر کار و نقشی را که انتخاب کردم، از روی اجبار نبوده است؛ آن اثر را خوانده‌ام، دوست داشته‌ام و با علاقه پذیرفته‌ام که با آن گروه و آن افراد همکاری کنم. اگر نقشی زمانی ضعیف اجرا شد، تقصیر دیگران نبوده است؛ زیرا این من بوده‌ام که آن انتخاب را با عقل، منطق و درایت خود انجام داده‌ام. بنابراین از همه همکارانم سپاسگزارم.

 پیمان معادی مدل برند ایتالیایی شد+عکس
۲ ساعت قبل / سایت تابناک

پیمان معادی مدل برند ایتالیایی شد+عکس

پیمان معادی، بازیگر ایرانی، در همکاری جدید خود با برند ایتالیایی «ایزایا» به‌عنوان مدل جلوی دوربین رفت.

 بابک زمانی؛ داستان‌های نورولوژیست در فغان از جنگ
۱۶ ساعت قبل / سایت عصرایران

بابک زمانی؛ داستان‌های نورولوژیست در فغان از جنگ

اختصاص نشست عصر یکشنبۀ بخارا به کتاب «فعان ز جنگ» بهانه ای برای این یادآوری است که وقتی پزشکی می‌نویسد اولا در کار خود هم ذوقی دارد و ثانیا در رشتۀ تخصصی خود...

 محکومیت خواننده‌ زن به 4 سال حبس
۹ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

محکومیت خواننده‌ زن به 4 سال حبس

آرمان امروز : هیوا سیفی‌زاده که در جریان تک‌خوانی در «عمارت روبرو» در اسفند ۱۴۰۳ بازداشت شده بود، اعلام کرد در دادگاه بدوی برای او حکم چهار سال حبس صادر شده است. هیوا سیفی‌زاده که در جریان تک‌خوانی در «عمارت روبرو» در اسفند ۱۴۰۳ بازداشت شده بود، اعلام کرد در دادگاه بدوی برای او حکم [ ]

 آغاز فصل سوم «کارآگاه علوی»
۹ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

آغاز فصل سوم «کارآگاه علوی»

سریال «کارآگاه علوی» به کارگردانی سیدجمال سیدحاتمی روی آنتن رفت. فصل اول این مجموعه در سال ۱۳۷۵ و فصل دومش در سال ۱۳۸۷ روی آنتن رفت و توانست توجه مخاطبان را به خود جلب کند. این مجموعه حالا پس از نزدیک به دو دهه به ایستگاه فصل سوم رسیده است.

 ماجرای تغییر سنگ مزار اکبر عبدی و اهدای یادگاری‌هایش به موزه چیست؟
۱۵ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

ماجرای تغییر سنگ مزار اکبر عبدی و اهدای یادگاری‌هایش به موزه چیست؟

بخشی از وسایل شخصی زنده‌یاد اکبر عبدی برای نگه‌داری به یک موزه‌ در اردبیل سپرده شده است.